تعمیرات  ماشین آلات راه سازی و راهداری خود را به ما بسپارید

 در زمینه تهیه و ارسال لوازم یدکی ماشین آلات راه سازی و راهداری 

و  تعمیرات   و

خرید و فروش

  ماشین آلات فعال می باشیم

در صورت نیاز  پیغام بگذارید

نام و مشخصات و مدل  ماشین و نام قطعه مورد نظر  و مکان و مقصد  مورد نیاز قطعه

 

با تشکر

بانک مرکزی جزئیات کامل اطلاعات ارزی را که مسافران خارج از کشور باید بدانند، اعلام کرد.

بانک مرکزی به منظور پاسخگویی به سؤالات آن دسته از هموطنانی که عازم سفر خارج از کشور هستند و در راستای رفع ابهامات موجود در زمینه میزان و نحوه فروش ارز مسافرتی، دستورالعمل‌های مربوطه را بار دیگر در ‌اختیار هموطنان عزیز قرار داده است.

نوع سفر

مقصد سفر

میران ارز مسافرتی

سفرهای هوایی

ترکیه
ترکمنستان
کویت
قطر
بحرین
عمان

1000دلار یا معادل آن به سایر ارزها و یکبار در سال.

 

آذربایجان
ارمنستان
پاکستان
افغانستان
امارات‌متحده‌عربی

400دلار یا معادل آن به سایر ارزها و یکبار در سال

عراق
سوریه
عربستان "عمره‌مفرده"

به میزان 400 دلار یا معادل آن به سایر ارزها و دو نوبت در سال

به مقصد سایر کشورها

به میزان 1500 دلار یا معادل آن به سایر ارزها و یک بار در سال

سفرهای زمینی، ریلی و دریایی

عراق
سوریه
عربستان "عمره‌مفرده"

به میزان 400 دلار یا معادل آن به سایر ارزها و دو نوبت  درسال

به مقصد سایر کشورها

به میزان 400 دلار یا معادل آن به سایر ارزها و یک بار  در سال

مسافران می‌توانند علاوه بر استفاده از ارز اختصاصی بابت سفرهای "هوایی" و یا "زمینی، ریلی و دریایی" به سایر کشورها بشرح فوق مجموعاً دو نوبت در سال از  ارز مسافرتی‌مربوط به کشورهای عراق، سوریه و عربستان نیز بهره‌مند شوند.  کمااینکه مسافرانی که از دونوبت ارز مسافرتی به مقصد کشورهای عراق، سوریه و عربستان استفاده نموده اند نیز می توانند از ارز مربوط به سایر کشورها به شرح فوق استفاده کنند.

 نحوه خرید ارز مسافرتی

 در مورد سفرهای هوایی کلیه مسافران می‌توانند با مراجعه به یکی از شعب بانک های ملی ایران ، ملت و سامان در سطح شهر با ارائه مدارک مربوط،  ارز مسافرتی خود را درخواست و سند حسابداری یا رسید آن را دریافت نمایند. تحویل ارز با ارائه رسید مذکور پس از گیت خروجی فرودگاه امکان پذیر می‌باشد.ضمناً خرید ارز بابت سفرهای زمینی ، ریلی ودریایی در حال حاضر طبق روال گذشته صورت می پذیرد.

 سایر نکات

1- فروش ارز مسافرتی به مسافرین با سن قانونی کمتر از 2 سال امکان پذیر نبوده و برای سنین 2 تا 12 سال به میزان 50 درصد مبالغ مورد اشاره فوق خواهد بود.

 2- فروش ارز مسافرتی به نرخ رسمی صورت می‌گیرد.

 3- در ترتیبات فروش ارز مسافرتی منظور از سال، سال شمسی تقویمی است . بر این اساس مسافرانی که در هر مقطع زمانی از سال1390 از ارز مسافرتی خود استفاده نموده‌اند از ابتدای سال1391 می‌توانند از ارز مسافرتی  جدید خود بهره‌مند شوند.

 4- خرید ارز مسافرتی توسط مسافرانی که با گذرنامه ایرانی سفر می‌نمایند درصورتی‌ که کشور مقصد آنها کشور محل اقامت آنها نیز ‌باشد، بدون نیاز به ویزا امکان پذیر است.

كارخانه­های تايرسازی در ايران1

 
معرفی كارخانه­های تايرسازی در ايران
 
 
 
 
 
صنعت تاير ايران از 9 شركت توليدكننده تاير تشكيل شده است كه شناخت صحيح از فناوري و ظرفيتهاي هر كدام از اين شركتها در ترسيم وضعيت موجود صنعت تاير كشور مي­تواند موثر باشد. انجمن صنفي صنعت تاير، تايرسازان كشور را به صورت زير معرفي نموده است.
 
 
پس از انقلاب ، در سال 1380 ، نام این شرکت به نام لاستیک البرز تغییر یافت. سپس شرکت ایران تایر در سال 1342 با همکاری و سرمایه گذاری شرکت GENERAL TIRE امریکا جهت تولید انواع تایر بایاس نخی تاسیس گردید. شرکت لاستیک دنا نیز در سال 1353 با سرمایه گذاری شرکت BRIDGESTONE ژاپن تولید تایرهای سواری بایاس و رادیال نخی را آغاز نمود. همچنین شرکت لاستیک پارس در سال 1355 با همکاری و سرمایه گذاری شرکتPIRELLI ایتالیا با برنامه تولید انواع تایرهای کشاورزی ، سنگین ، نیمه سنگین و سواری فعالیت خودرا آغاز نمود.
 
 شرکت ایران یاسا ، تایر و رابر با بیش از 40 سال تجربه در تولید انواع تایرهای دوچرخه ، موتورسیکلت و قطعات لاستیکی ، فعالیت تولیدی خود را از سال های قبل از انقلاب ، در سال 1347 با ظرفیت اولیه تولید 1000 تن در سال آغاز نموده است.
 
در سال های پس از انفلاب اسلامی ایران ، 5 شرکت دیگر از جمله لاستیک بارز ، آرتاویل تایر، لاستیک یزد ، کویر تایر و لاستیک خوزستان ، جهت تولید انواع تایرهای بایاس و رادیال نخی و سیمی ، هر یک با ظرفیت های اولیه 25000 تن در سال با سرمایه گذاری های بخش خصوصی ، بانکهای دولتی و سایر شرکت های سرمایه گذاری داخلی و همکاری و انتقال تکنولوژی و فن آوری از سایر شرکت های داخلی تولید کننده تایر، فعالیت تولیدی خود را آغاز نمودند.
 
 تولید واقعی تایر و محصولات وابسته آن توسط تولید کنندگان داخلی کشور در اوائل انقلاب در حدود 34000 تن در سال بوده و پس از انقلاب در سال 1380 به 172000 تن در سال و تا پایان سال 1386 ، بالغ بر 240،000 تن در سال گردیده است. همانطور که ملاحظه می شود در قبل از انقلاب اسلامی 4 شرکت بزرگ تولید کننده تایر در دنیا با سرمایه گذاری و مشارکت و انتقال فن آوری در داخل کشور فعالیت می کردند.
 
پس از انقلاب اسلامی ابتدا شرکت های امریکایی ، سپس پیرلی ایتالیا و در نهایت شرکت بریجستون ژاپن کشور را ترک کردند و شرکت ها ملی شده و توسط مدیران و متخصصان داخلی اداره گردیدند. ارتباط انتقال فن آوری تا مدتها با شرکت های بزرگ قطع بود .
 
از اوائل دهۀ هفتاد به تدریج ارتباطات در سطح محدودی برقرار گردید و تعدادی از شرکت ها توانستند به مرور زمان ابتدا فن آوری تولید تایرهای رادیال سواری با کمربند سیمی و جدیداً فن آوری تایرهای سنگین رادیال تمام سیمی را اخذ کرده و موفق به تولید تایرهای نسبتاً پیشرفته شوند. در شرایط فعلی شرکت های گروه صنعتی بارز ، کویر تایر، دنا، آرتاویل تایر و یزد تایر با اخذ فن آوری از شرکت های خارجی نظیر continental آلمان ، ماتادور اسلواکی ، مارانگونی ایتالیا ، دنلوپ افریقای جنوبی، فردشتاین هلند تایرهای سواری رادیال تولید و نیاز خودروسازان داخلی را تامین نمایند.
 
گروه صنعتی بارز نیز تنها تولید کنندۀ تایرهای سنگین رادیال با فن آوری شرکت continental آلمان است. ظرفیت اسمی کارخانجات تولید کننده تایر در شرایط فعلی حدود 300،000 تن در سال است که در صورت تحقق پروژه های طرح و توسعه مورد نظر در چند سال آتی به ظرفیت 450،000 تن در سال دست خواهند یافت و امکان تولید تایرهای سواری و وانتی پیشرفته را به دست خواهند آورد.
 
میزان فروش شرکت های تایر سازی در سال 1386 حدود 850 میلیارد تومان ( معادل 920 میلیون دلار ) بوده است و حدود 12 میلیون تایر سواری – وانتی – سنگین – کشاورزی و صنعتی ، 7/7 میلیون حلقه تایر دوچرخه و موتور سیکلت – اسکوتر و حدود 13 میلیون حلقه از انواع تیوب مورد نیاز تولید کرده اند. مجموع تناژ تولید 240،000 تن بوده است. یکی از مشکلات صنعت تایر کشور کارخانجات و ظرفیت کم تولید آنها است.

1. شركت كيان تاير(لاستيك البرز)

 

کیان تایر


اين شركت در سال 1341 و با ظرفيت 8000 تن در سال براي توليد انواع تايرهاي سواري، وانتي، باري و صنعتي با نام "بي.اف.گودريچ ايران" در تهران آغاز به كار نمود در طول اين مدت با اقدامات انجام شده جهت تجهيز و نوسازي ماشين­آلات و اجراي طرح­هاي توسعه، اين شركت هم اكنون به توان توليدي معادل 28000 تن در سال دست يافته است.

http://www.alborz-tire.com

2. شركت ايران تاير    

     


شركت ايران تاير در سال 1344 و با ظرفيت 4000 تن تاير در سال و با نام شركت جنرال تاير و رابر ايران فعاليت خود را آغاز كرد. پس از اجراي دو طرح توسعه در اين شركت اكنون ظرفيت توليدي شركت ايران تاير به 26000 تن در سال افزايش يافته است.

http://www.irantiremfg.com/

3. شركت لاستيك دنا  

   


شركت لاستيك دنا در سال 1354 با نام شركت بريجستون ايران و با ظرفيت اولية20000 تن در سال به بهره­برداري رسيد كه فناوري اين شركت به شركت‌هاي لاستيك كرمان و آرتاويل تاير نيز انتقال يافت. هم­اكنون اين شركت ظرفيتي معادل 33000 تن در سال دارد.

http://www.denatire.com

4. شركت لاستيك پارس

 


اين شركت در سال 1355، با فناوري شركت پيرلي ايتاليا و با ظرفيت اسمي 20000 تن تاسيس گرديد. توليدات اين شركت شامل تايرهاي سواري، وانتي و باري مي­شود. پس از اجراي فاز دوم شركت لاستيك پارس، 20000 تن به ظرفيت آن افزوده شده است.

http://www.parstire.ir

5. مجتمع صنايع لاستيك كرمان

 

ستایش


مجمتع صنايع لاستيك كرمان در سال 1372 و با انتقال دانش فني بريجستون از طريق شركت دنا و با ظرفيت اسمي 31000 تن در سال به بهره­برداري رسيد. اين شركت در سال‌هاي اخير با سرمايه­گذاري­هاي موثر در توليد تايرهاي راديال سواري، ظرفيت خود را تا 40000 تن در سال افزايش داده است.

http://www.bareztire.com/

6. مجتمع صنايع لاستيك يزد

 

لاستیک یزد


بهره­برداري از مجمتع صنايع لاستيك يزد جهت توليد تاير و تيوپ دوچرخه و موتورسيكلت با دانش فني كشور ژاپن و در زمينه توليد تاير سواري از شركت كيان تاير در سال 1374 آغاز گرديد. ظرفيت اسمي اين مجتمع در حال حاضر معادل 7500 تن تاير سواري، موتورسيكلت و دوچرخه در سال مي­باشد.

http://www.yric.com

7. مجتمع صنعتي آرتاويل تاير 

 

ستایش


اين شركت در سال 1375 به منظور توليد انواع تاير و با ظرفيت اسمي 25500 تن در سال به بهره­برداري رسيد. فناوري توليد تايرهاي باياس و راديال بلت نخي اين شركت از لاستيك دنا و تايرهاي سواري بلت سيمي آن از شركت TRI روسيه دريافت شده است.

http://www.goldstoneir.com/

8. شركت كوير تاير

 

کویر تایر

شركت كوير تاير در سال 1377 و با ظرفيت اسمي 25500 تن در سال با دانش فني انتقال يافته از شركت پارس تاير و ماتادر اسلواكي به بهره­برداري رسيد.اين شركت هم اكنون تايرهاي راديال نخي و استيل بلت سواري و تايرهاي سنگين توليد مي­نمايد.

http://www.kavirtire.ir/

9. شركت ايران ياسا تاير و رابر

 

محمد ستایش

شركت ايران ياسا تاير و رابر فعاليت خود را در جهت توليد انواع محصولات لاستيكي و نيز تاير و تيوپ دوچرخه و موتورسيلكت در سال 1347 و با دانش فني كشور ژاپن آغاز نموده و در حالي كه ظرفيت ابتدايي اين شركت 1000 تن در سال بوده است. هم‌اكنون با ظرفيتي معادل 5200 تن توليدكننده­ي انواع تاير و تيوپ دوچرخه و موتورسيكلت مي­باشد.

http://www.iranyasa.ir


صفحه نخست

ليست تعاوني هاي كشاورزي كشور

  آدرس مديرعامل تلفن فاكس كد نام استان تبريز، خ آزادي،خيابان دكتر قريب،جنب مسجد انقلاب پ 34 حسيني 4442588 4447527 411 آذربايجان شرقي اروميه، فلكه مخابرات، امتداد خيابان ارتش، شماره 32 شكرعلي دلاوري 3441517 3445245 441 آذربايجان غربي اردبيل، خ امام خميني، روبروي دبستان معلم، طبقه اول علي حسيني  7722023 7713401 451 اردبيل اصفهان، آبشار سوم، جنب اداره ارشاد، كوچه كوه سار، پلاك 4 شانه‌زاده 6302378 6308452 311 اصفهان تهران، ميدان ونك، انتهاي خيابان ملاصدرا، بعد از بيمارستان بقيه‌آلله،  فولادي 8037477 8037476 21 تهران خ خوارزمي، جنب رستوران سيب، پلاك ساختمان اداري طبقه دوم، كد پستي 1435933151 شهركرد،خ مفتح شالي، روبروي فروشگاه ميرزاخاني زرگري   2222919 381 چهارمحال و بختياري شهركرد، خ كاشاني، روبروي نهضت سوادآموزي اتحاديه تامين نياز چهارمحال محمدي   3337492 381 تامين نياز چهارمحال مشهد، آزادشهر، بلوار امامت، نبش امامت 14، پلاك 4 اژدري 6041043 6051092 511 گاوداران خراسان مشهد، سناباد، بين تكتم و گل، ساختمان 357 نقوي  8433322 8437722 511 خراسان اهواز، امانيه، خ شهيد منصفي بين لقمان و عارف، پلاك 60 سبحاني   3333425 611 خوزستان زنجان، خ سعدي شمالي، ساختمان اشراق عازم  5253375 5253376 241 زنجان سمنان، خ شهيد مطهري، چهارراه صاحب، روبروي كانون تربيتي و فرهنگي امام خميني، پلاك 38 ورامينيان   3321072 231 سمنان زاهدان، انتهاي خ امام خميني غربي، جنب سازمان دامپزشكي احسانفر 4518056 4517977 541 سيستان و بلوچستان قزوين، خ فردوس شمالي، بالاتر از بيمارستان دهخدا، مجتمع دهخدا، طبقه دوم واحد 3 حقاني 3338415 3334302 281 قزوين قزوين، خ نادر شمالي، روبروي خدمات كشاورزي، خلج پلاك 17 كاشي‌پز   3337652 281 اتحاد قزوين  قم، ميدان سعيدي، جنب چلوكبابي نادر، طبقه فوقاني تعاوني دامداران وفايي 2934488 6618498 251 قم شيراز، خ 22 بهمن، كوچه سوم، پلاك 6 اعظم رضوي 2227195 2241472 711 فارس سنندج، خ شهدا، سه راهي دوم، پايين‌‌تر از دبستان علم‌الدين رضايي 2254995 2226138 871 كردستان كرمان، انتهاي بلوار رسالت، مقابل دانشگاه آزاد اسلامي فرح‌بخش   3211277 341 كرمان كرمانشاه، چهارراه مطهري، (جوانشير سابق) جنب مسجد ترك‌ها صفري 29507 25297 831 كرمانشاه گرگان، خ 15 آذر، كوچه نهم اتحاديه گاوداران و اسب‌داران گلستان ميرقاسمي   2222678 171 گاوداران واسب‌داران گلستان گلستان، خ مطهري جنوبي، نبش كوچه 28 پلاك 196 موسوي   3353536 171 دامداران گلستان آزاد شهر، خ گرگان، كوچه نهم، پلاك 22 مهندس گنجي 7900 2610 174673  گلستان رشت، خ سردار جنگل كوچه دانشور، پلاك 6، آقاي عليپور شركت تعاوني گيلان 5552851 عليپور 5559718 5556439 131 گيلان ساري، بلوار آزادي، پشت برق منطقه‌اي مازندران، جنب دبيرستان وليعصر، پلاك 3 بحري 2261809 2260969 151 مازنداران  اراك، خ شهيد شيرودي (راه‌آهن سابق) طبقه دوم داروخانه دكتر حدادي، كدپستي: 8434-6-38138 پورسرتيپ 2231969 2244002 861 مركزي همدان، م آرامگاه، ابتداي بلوار خواجه رشيد، طبقه فوقاني تالار سينا شعبانلو 8267862 8268919 811 همدان خ طيب، جنب مسجد الرسول... اتحاديه دامداران ص پ 667 افروز 4202504 4202214 661 لرستان يزد، م امام حسين بلوار شهيد بهشتي، كوچه توحيد، پلاك 6 محمدي 7244210-11 7244072 351 يزد             تعاوني هاي  تابعه اتحاديه دامداران استان آذربايجانشرقي  آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف تعاوني آذر شهر - آذرشهرخيابان امام خميني روبروي ترمينال انقلاب خسرو مرحمتي - 4228377 412 1 تعاوني اسكو- اسكو خيابان ميلان دست چپ پل ميلان كنار رودخانه غلامرضا جنابي - 3322542 412 2 تعاوني اهر- خيابان رسالت خيابان شهيد قندي پلاك 60 محمد رضائي - 2223252 426 3 تعاوني ايلخچي- ايلخچي خيابان امام خميني جنب دبيرستان علامه بليرام شهالوئي - 3322060 412 4 تعاوني بستان آباد- بستان آباد سه راهي قديم جاده سراب قتبرزاده - 2369 432412 5 تعاوني بناب- بناب كيلومتر 4 جاده بناب مراغه جنب هنرستان صنعتي محمدي - 527600 4294 6 تعاوني تبريز- كوي فيروز خيابان فاطمي جنب مسجد نظيروندي رضا برنجيان - 4444952 411 7 تعاوني تيمورلو- گوگن روستاي تيمورلو رضا جباري - 4522606 412 8 تعاوني خسروشهر- روبروي اداره برق ساعدي - 2662788 412 9 تعاوني دشت ساتلو- خسروشهر روستاي ساتلو اسدي - 2723390 412 10 تعاوني سراب- سراب خيابان علوي كوي فرهنگيان موسي وليزاده - 701542 431 11 تعاوني شبستر- شبستر اول خيابان جانبازان حبيب شادبخش - 2224815 471 12 تعاوني عجب شير- عجب شير خيابان امام پاساژ عبدي طبفه فوقاني فرهاد عباسيان - 6227400 422 13 تعاوني گوگان - گوگان خيابان سعدي محمدرضا ذوالفقاري - 4521320 412 14 تعاوني مرند- مرند خيابان جلفا بلوار كسائي نرسيده به باسكول مختاري - 29813 491 15 تعاوني ملكان- ملكان خيابان ساحلي نرسيده به كمربندي حيدرنژاد - 8223080 422 16 تعاوني نظركهريز- هشترود بخش روستاي نظركهريز زيادعلي لطفي - 3361 423682 17 تعاوني هشترود- هشترود جنب سازمان تعاون روستايي فاطمي - 3020 423622 18 تعاوني شيرگوشت تبريز- تبريز خيابان ديزل آباد اول خيابان رسالت كوچه يخچال كريم فرهادي - 4453646 411 19             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان آذربايجانغربي آدرس ميدرعامل فاكس تلفن كد رديف تعاوني اروميه- اروميه جاده توپراق قلعه نبش كمربندي باغهاي فتورائي ساده - 2770210 441 1 تعاوني مياندوآب - مياندوآب خيابان 17 شهريور جنب هنرستان طالقاني فاخرباف 2240370 2225503 481 2 تعاوني خوي- خوي بلوار وليعصر پاساژ خليل زاده طبقه دوم بابالو 2222634 2227227 461 3 تعاوني شماره يك خوي- خوي خيابان شريعتي روبروي مركز بهداشت عزت دوست - 2229100 461 4 تعاوني سلماس خيابان معلم بالاتر از ساختمان پزشكان صابر - 24427 44352 5 تعاوني شاهيندژ- شاهيندژ محمودآباد شركت تعاوني دامداران نويد محمديان - 4382683 482 6 تعاوني بوكان- بوكان انتهاي خيابان شهيد حيدري نوري - 6226656 482 7 تعاوني تكاب- انتهاي خيابان شهيد نسرين پور روبروي دبيرستان بهشتي احمديان - 5222685 482 8 تعاوني اشنويه- چهارراه كارگر خيابان سربازان گمنام (بهشتي سابق) ساختمان حاجي قادر فلاحي رشيدي - 562205 444 9 تعاوني نقده- نقده خيابان امام فلكه شهرداري پاساژ دليري طبقه دوم محمدي - 6223219 443 10 تعاوني پيرانشهر- خيابان بهشتي جنب درمانگاه دامپزشكي دگوپرويني محمودزاده - 4222583 444 11 تعاوني قره ضياءالدين بلوار جهاد جنب ترمينال مسافربري 8 طبقه دوم عابدي 2725835 2725833 462 12 تعاوني 4 برج - 4 برج مياندوآب خيابان امام تعاوني دامداران 4 برج محمدي آذر - 3223258 482 13 تعاوني گاوداران صنعتي اروميه - اروميه فلكه شهرچاي ابتداي بلوار نبوت پلاك 21 پناهي - 3366215 441 14 تعاوني محمديار- خيابان امام ميدان غله شهرداري جنب بانك قرض الحسنه شاپوري - 6333200 443 15 تعاوني سردشت- خيابان امام پائين تر از اداره پُست بيوراني - 322242 444 16 تعاوني مهاباد- جاده مهاباد مياندوآب روبروي مرجان گاز نبوي - 9114422729   17 تعاوني ماكو- جاده بين المللي نرسيده به اداره راه جنب كارخانه آسفالت شهرداري انبار تعاون روستايي حسين زاده - 3223228 462 18             تعاوني هاي تابعه  اتحاديه دامداران استان اردبيل آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف تعاوني مشگين - مشگين خيابان باهنر جنوبي جنب ايران خودرو سلمان كوهي - 5223618 452 1 تعاوني خلخال- خلخال علي آباد خوجين محمود فتح اللهي 4225072 - 452 2 تعاوني پارس آباد- پارس آباد جنب بنياد شهيد اسماعيل اكرمي - 7453351 452 3 تعاوني بيله سوار- بيله سوار خيابان شهيد باقري صالح فلاح - 8224210 452 4 تعاوني گرمي- گرمي محله قلعه باشي اسداله رمضاني - 6222371 452 5 تعاوني صنعتي اردبيل- دروازه مشگين پشت آرد سالم شاهپور موحدي 3339717 3339717 451 6 تعاوني كيوي- كيوي روبروي جهادسازندگي حسين اروجي - - - 7 تعاوني نير- نير خيابان صطوتي پاساژ فهيمي مهدويان - 3822801 452 8 تعاوني نمين خيابان چمران امامعلي ميرزائي - 3223175 452 9 تعاوني بخش شاهرود خلخال ( كلور ) ميرزائي - - - 10 تعاوني جعفرآباد- جعفرآباد بيله سوار سلام سليماني - 8822940 452 11 تعاوني الگوت - قره آغاج گرمي رجب شاهي - - - 12             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان اصفهان آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف اصفهان- ميدان بزرگمهر طبفه فوقاني بانك مسكن شركت تعاوني همداني 2675549 2673042 311 1 اردستان ميدان نماز (فلكه دادگاه سابق) مجتمع تجاري داريوش سلامي 44321 44321 36252 2 آراان و بيدگل - روبروي جهادكشاورزي تعاوني گاوداران آران و بيدگل غفاري - 25251 36227 3 برخوار بلوار طالقاني فلكه انقلاب ابتداي جاده حبيب آباد محمدي - 582331 312 4 تيران بلوار امام خميني جنب اداره مخابرات طبقه زيرزمين تعاوني تيران و كرون رضواني - 5234 332322 5 جوشقان كاشان - چهارراه راوند جاده مشهد اردهال روستاي جوشقان خدايي - 3300 362236 6 خميني شهر- قلعه اميريه دنبال كانال آب پل سوم آقامحمدي 9113191209 - - 7 ارسو جنب درمانگاه تعاوني گاوداران خوانسار خوانسار - 3345 371 8 زرين شهر بلوار شهيد قجه اي تعاوني دامداران زرين شهر سليميان 2236947 49-2236947 334 9 سميرم خيابان قدس تعاوني گاوداران سميرم آقائي - 2809 322322 10 شهرضا ميدان صاحب الزمان يعقوبي 2221628 2222953  پشت تاكسي 03211 11 سرويس مهدي كاشان مدخل شهر بلوار قطب راوند جنب راهنمائي و رانندگي تعاوني گاوداران صنعتي كاشان جدي - 552793 361 12 فريدن- داران روبروي شهرداري تعاوني دامداران  كيان ارثي 4817 4818 372422 13 فلاورجان جاده فلاورجان به قهدريجان روبروي خط دشتچي تعاوني فلاورجان مؤذني - 5711 33532 14 فريدون شهر خيابان مفتح روبروي جهادكشاورزي تعاوني دامداران فريدونشهر اصلاني - 2105 37252 15 كاشان خيابان نطنز جنب كوچه صاحب الزمان (عج) تعاوني دامداران سنتي كاشان گلفام 448555 448777 361 16 گلپايگان جاده گوگد جنب آسياب عظيمي تعاوني دامداران گلپايگان ناصري - 25509 37232 17 مباركه خيابان بسيج تعاوني گاوداران مباركه رهبري - 5225351 335 18 ميمه خيابان شهيد شعبان تعاوني ميمه صانعيان - 4224770 312 19 نائين خيابان شهيد محمد منتظري جنب اداره بهداشت تعاوني نائين سلطاني - 2252786 323 20 نجف آباد خيابان امام جنب اداره برق تعاوني گاوداران نجف آباد نادي - 63388 331 21 نطنز محله ريسه تعاوني دامداران نطنز رحماني - 2627 362424 22 تعاوني وحدت اصفهان ميدان انقلاب مجموعه تجاري انقلاب طبقه دوم پلاك 203 شانه ساززاده 2202856 2203349 31 23 تعاوني ميمه- وزوان روبروي قرض الحسنه هاشم پور - 4223282 312 24 ابوزيدآباد- كاشان شهر ابوزيدآباد روبروي جهادكشاورزي مسگري - 3929 362235 25 خوانسار - خيابان بلوار معلم جنب ترمينال شركت تعاوني گاوداران خوانسار ناطقي - 2230059 371 26             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان تهران آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف  شهرري - خيابان ولي آباد بهشتي روبروي پمپ بنزين شركت تعاوني گاوداران شهرري - 5908669 5698816 - 1 ورامين- به طرف پيشوا روستاي دهماسين جنب روس شركت تعاوني گاوداران ورامين - - 23737 291 2 شهريار- خيابان وليعصر ميدان فجر خيابان 17 شهريور شركت تعاوني گاوداران شهريار - 25045 22792 2642 3 ساوجبلاغ - شهرك ينگي امام اولين چهارراه سمت راست جنب نجاري شركت تعاوني گاوداران ساوجبلاغ - - 435360 262 4 شميران - لواسان گلندوك بلوار امام پائين تراز بانك كشاورزي شركت تعاوني گاوداران شميران - 4523780 4522432 221 5 كن - ايستگاه يخچال كوچه زينعلي جنوبي شركت تعاوني گاوداران كن - - 4300492 - 6 فيروزكوه- خيابان طالقاني 8 متري اول شركت تعاوني گاوداران فيروزكوه - 6223506 6224945 221 7 دماوند- گيلاوند بلوار شهيدبهشتي شركت تعاوني گاوداران دماوند - - 5234049 221 8 تهران- خيابان ستارخان ايستگاه دريان نو روبروي بانك ملي پلاك 266 طبقه سوم شركت تعاوني گاوداران مركز - - ---- 21 9 تهران- بلوارافريقا نرسيده به ميرداماد ساختمان نگين آفريقا پلاك 211 طبقه 11 واحد 2 و 3 شركت تعاوني گاوداران مهاد - 8797303 8797302 21 10             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان خراسان آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف تعاوني اسفراين- پشت شركت نفت جنب اداره عشايري تعاوني دامداران اسفراين عبدلي حصاري - 3110 522722 1 بجنورد- خيابان طالقاني شرقي بالاتر از ميدان 17 شهريور پلاك129 تعاوني دامداران بجنورد كمالي - 3232 584222 2 بيرجند- خيابان طالقاني كوچه آموزش و پرورش ساختمان جهادسازندگي قديم تعاوني دامداران بيرجند افتخاري - 2220401 561 3 بشرويه- خيابان حجت سازمان تعاوني روستايي تعاوني دامداران بشرويه اكبري - 5003 535322 4 بردسكن- ميدان بسيج خيابان امام رضا روبروي اداره امور اراضي تعاوني دامداران بردسكن محز وني - 670 532722 5 تربت حيدريه- صندوق پستي 141 تعاوني دامداران تربت حيدريه خالق پناه - 2227441 531 6 تربت جام- خيابان امام خميني جنب برق منطقه تعاوني دامداران تربت جام عرفانيان - 4328 528222 7 تايباد- خيابان خرمشهر نبش كاه فورشي صاحبداري تعاوني دامداران تايباد رحيمي - 4220800 526 8 چناران- خيابان طالقاني مقابل پارك جنب اداره بازرگاني تعاوني دامداران چناران وطنخواه - 7812 582622 9 درگز- خيابان كلات 2 تعاوني دامداران درگز نوري - 3611 582522 10 سبزوار- خيابان كاج جنوبي تعاوني دامداران سبزوار بلوكي - 4443423 571 11 سرايان- فلكه قدس خيابان فرهنگ جنب نانوايي علمي تعاوني دامداران سرايان شوقي - 2031 535822 12 سرخس - خيابان فرمانداري مقابل دبيرستان شهيد هاشمي نژادجنب اداره منابع طبيعي تعاوني دامداران سرخس قانعي - 4703 512522 13 شيروان- انتهاي خيابان سعدي جاده شيركوه نرسيده به پارك سبزكوه تعاوني دامداران شيروان فرهادي مقدم - 4908 582422 14 فردوس- خيابان امام خميني پاساژ زعفرانيه طبقه پايين مغازه شماره 11 تعاوني دامداران فردوس غلامرضا محمدشاهي - 4876 534 15 فريمان- خيابان امام رضا جنب پمپ بنزين تعاوني دامداران فريمان نيرومند - 6223394 512 16 قوچان- خيابان كمربندي جنب اداره اوقاف تعاوني دامداران قوچان نائسي - 7827 581222 17 قاين- خيابان فرمانداري مقابل كتابخانه پارك ملي تعاوني دامداران قاين خاني - 6890 562522 18 كلات خيابان امام خميني تعاوني دامداران كلات فاني - 2103 512272 19 گنابادخيابان غفاري نبش غفاري 4 طبقه دوم تعاوني دامداران گناباد بيدختي - 8160 53572 20 خيابان حافظ (گاراژارها) ميلان هفتم سمت چپ  طبقه فوقاني بانك تجارت تعاوني دامداران مشهد فريدي - 3418833 511 21 نيشابورخيابان فرحبخش غربي مقابل پارك شهيدباهنر نرسيده به كال منوچهري تعاوني دامداران نيشابور كُردي - 2240940 511 22 خواف خيابان شهاب ميدان فصيح انبارجهاد تعاوني دامداران خواف مطلوبي - 5630 532422 23 نهبندان خيابان امام طبقه فوقاني داروخانه بهرامي شركت تعاوني دامداران نهبندان بهرامي - 3563 562622 24 مشهد خيابان 17 شهريور بعداز فلكه 17 شهريور نبش كوچه چهنو ساختمان رضويه تعاوني دامداران رضويه پورمحمدي - 3652404 511 25 كاشمرخيابان مدرس بلوار شهيدمطهري جنب داروخانه دامپزشكي عيسايي - 29788 53282 26 صالح آبادحاشيه35متري وليعصر تعاوني دامداران صالح آباد مجيدي - 3223639 529 27 تعاوني كوهسرخ كاشمر كاشمر كوهسرخ ريوش تعاوني دامداران كوهسرخ اصغرحسني - 4447 532882 28 مشهد جاده آرامگاه فردوسي نرسيده به جاده گاز تعاوني دامداران توس شوكتي - 3248 512248 29 فيض آباد تعاوني دامداران فيض آباد محولاتي - 3330 532672 30 اسفراين دهستان صفي آباد روبروي زينبيه تعاوني دامداران صفي آباد صالحي منش - 3667 572772 31 طبس سازمان تعاوني روستاي تعاوني دامداران طبس فتوت 4942 4943 535422 32             تعاوني هاي تابعه اتحاديه گاوداران استان خراسان آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف خيابان خرمشهر پلاك 205 شركت تعاوني اسفراين علي اصغر نيكفرجام 7223652 5727223652   1 دوراهي كشتارگاه شركت تعاوني بجنورد حسينعلي حصاري 9115840841 9115840841   2 خيابان طالقاني كوچه شهيد رئوفي ساختمان قديم جهاد شركت تعاوني بيرجند محمد جهان بين 5612226382 2226385   3 باخزر شركت تعاوني گاوداران باخزر محمود عامري 4824258 5294824005   4 تايبادمشهد ريزه دفتر شركت تعاوني گاوداران تايباد مرتضي پوداث 4283545 5294283545   5 مشهدص پ 4747-91375 شركت تعاوني تپه سلام چنگيز اميني 3553337 5123553337   6 تربت جام فلكه شاد كمربندي طالقاني شركت تعاوني تربت جام 1 مجيد كبوداني 2223755 5282227163   7 انتهاي خيابان دامپزشكي كارخانه يخ سابق تعاوني گاوداران صنعتي تربت جام 2 علي اصغر فخرآبادي 2226179 5282223329   8 جاده كمربندي بعداز پاسگاه نيروي انتظامي شركت تعاوني تربت حيدريه سيدكاظم موسوي 2229141 5312223537   9 انتهاي خيابان شهيد مدرس شركت تعاوني خواف عبدالحسين ارشد 4223537 5324223537   10 انتهاي خيابان كلات جنب انبار اداره كشاورزي شركت تعاوني درگز بهزاد دهقان 5825223328 5825223328   11 خيابان ابوسعيد جنب دامپزشكي شركت تعاوني سبزوار1 حسن حسني 4440173 5714442002   12 بلوار سربداران ابتداي بلوار بوتان گاز گاوداران چري سبزوار 9616743697 شركت تعاوني سبزوار2 حاج حسن ربيعي 4446117 5714446116   13 برازنده خيابان جوادالائمه كوچه شهيد برازنده شركت تعاوني شيروان مرادقلي 5824223192 9115818154   14 اسلاميه فردوس شركت تعاوني فردوس سيدمهدي عسگريزاده 92329 53492329   15 انتهاي خيابان سيدجمال الدين ك پ 9391845413 شركت تعاوني فريمان1 حميد آشوري 6223128 5126223128   16 ثامقي بلوارامام رضا شرقي جنب سازمان تعاون روستايي شركت تعاوني فريمان2 بهروز رمضانپور 6222608 5126222608   17 جنب جاده سنتو جنب اداره دامپزشكي خوابگاه هلال احمر ك پ 97616 شركت تعاوني قاين سيدعلي اكبرمحمدپور 5625220092 5625223292   18 جاده سنتوبعداز پادگان سپاه شركت تعاوني قوچان اسكندرگلشن 2226561 5812226561   19 ابتدا بلوار46متري شركت تعاوني كاشمر محمداسماعيلي 22552 5328222552   20 خيابان ناصرخسرو مقابل امورمشتركين مخابرات جهاد طبس شركت تعاوني گناباد سيدمحمدموسويان 7972 535727972   21 ابوطالب 1 پلاك 500 شركت تعاوني مشهد علي دانشجو 7247047 7261218   22 ص پ 135 شركت تعاوني نيشابور رضا نادري 6610887 5516610052   23 امامت 14 پ 6 شركت تعاوني طرف قرارداد فراهاني 6053925 6057338   24 شهرستان فريمان روستاي فرهادگرد شركت تعاوني فرهادگرد فريمان محمدجمعه غلامي 6274420 5126274420   25 فلسطين 18 پلاك 13 شركت تعاوني صنع مشهد محمدحسين طاهري 7623755 7623755   26             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان خوزستان آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف تعاوني انديمشك انديمشك خيابان شهيد پناهي پاساژ نقدي عبدالحسين احمدي - 20885 64242 1 تعاوني اميديه اميديه پشت بازار روز محمد راشدي - 3765 652322 2 تعاوني اهواز اهواز جنب راهنمائي و رانندگي شركت تعاوني دامداران اهواز عبدالكاظم عبودي - 3361411 611 3 تعاوني ايذه جهادكشاورزي ايذه قيصر لجم اورك - 31005 6235 4 تعاوني بهبهان بهبهان فلكه بيد بلند خ كارگر محمدرضا دهدارحسني - 33320207 671 5 دامداران صنعتي دزفول انتهاي خيابان طالقاني پشت مسجد ولي آباد عبدالكريم ديبائي - 26866 641 6 تعاوني دامداران دزفول دزفول جهادكشاورزي  سيدجلال موسوي زاده - 9116415154 - 7 دامداران سوسنگرد جهادكشاورزي عبدالصاحب بالشي - 26314 61242 8 تعاوني دامداران شادگان فلكه شهرداري پاساژ مقدم لفته شاوردي - 26404 632322 9 تعاوني دامداران شوشتر شوشتر نو پشت دادگستري علي اكبر عليزاده - 30888 61262 10 تعاوني دامداران شوش شوش جهادكشاورزي شوش عبدالكريم اميري - 9116419268 - 11 دامداران گتوند گتوند جهادكشاورزي جانمحمد فرهادي - 2035 612682 12 دامداران هفتكل هفتكل جهادكشاورزي عباسقلي مكوندي - 3934 6234 13             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان زنجان آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف تعاوني گاوداران زنجان زنجان خيابان نواب صفوي جنب دكتر بشارتي شهرام خاتمي 37801 22542 - 1 تعاوني گاوداران صنعتي زنجان خيابان امام ساختمان اطمينان احمد شكوريان 5244149 5244149 244149 2 تعاوني مرغداران زنجان اداره كل منابع طبيعي استان زنجان حاج حسين خطيبي 22903 22903 - 3 مرتعداران منطقه ايلجاق زنجان روستاي ايلخاق خداكريم نصيري - - - 4 شهرستان ابهر ميدان شهرداري پاساژ قدس طبقه دوم تعاوني گاوداران ابهر سيدكاظم حسيني 5279386 5279386 - 5 تعاوني دامداران قلعه خرم خرمدره روبروي  كارخانه مينو عليرضا احمدي 22139 22139 - 6 تعاوني دامداران ايجرود شهرستان ايجرود جهادكشاورزي علي باز - 3315 - 7 شركت توليدي دام دوشان زنجان كيلومتر اول جاده تبريز زنجان كيوان طيار 5283198 5283198 - 8 طارم آب بر جنب مخابرات نماينده جهادكشاورزي شهرستان طارم ذكرا...جعفري - 9112422043 - 9 نماينده جهادكشاورزي شهرستان مانشان اسدا...موسوي - - - 10 نماينده جهادكشاورزي شهرستان ماه نشان خيابان اسلام جنب دامپزشكي محمد رزي 2202 2202 - 11 زنجان خيابان بعثت اتحاديه تعاوني روستائي زنجان بهروز نظري 24065 23066 - 12 خدابنده بعداز فلكه ورودي شهر نماينده جهادكشاورزي خدابنده حاج خليل خلجي - 2241 - 13 خدابنده خيابان امام جنب كميته امداد اتحاديه تعاوني خدابنده رفعت ا... عزيزخاني 3378 3378 - 14 سجاس خدابنده سازمان تعاون روستايي خدابنده شركت گاوداران سجاس گنج خانلو - - - 15             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان سمنان آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف گاوداران شاهرود شاهرود خيابان شهيد مدني (نادر) پلاك41 حسن محسني 3335500 3335462 273 1 گاوداران سمنان خيابان شهيد بهشتي جنب كوچه شهيد عموزاده پلاك 54 - 3330413 3330413 231 2 گاوداران دامغان دامغان خيابان شهيد بهشتي اول باسكول روبروي مسجد امام حسين سعيد عرب پورياني 5231743 5223592 232 3 گاوداران گرمسار ميدان امام بلوار آيت ا... كاشاني پلاك 77 نبي ا... بابائي 4225480 4222589 232 4 پرواربندان گرمسار ميدان امام روبروي پُست برق كوچه وزيري پلاك 6 خيرا... جاويدنيا 4224234 4220494 23242 5 پرواربندان شاهرود خيابان تهران كوچه جنب اداره دامپزشكي جنب مركز شير غلامرضا بابايي 3330346 3330239 273 6 كارخانه خوراك دام و طيور شماره 17 سمنان كيلومتر 1 جاده نظامي پرويز نبويان 3334125 3324686 231 7 كارخانه خوراك دام و طيور توحيدي گرمسار شهرك صنعتي حاجي آباد گرمسار نبي ا... بابائي - 6619 23242 8 گوسفنداران شاهرود خيابان تهران چهارراه نادر پلاك 2 قربانعلي گرزين - 3333559 273 9 گوسفنداران سمنان شهرك غرب مظفر مومن آبادي 3331916 3331916 231 10 گوسفنداران دامغان خيابان شهيد بهشتي خيابان آيت پايين تراز مسجد همت علي كوچكپور - 5227966 232 11 سمنان مهدي شهر طالب آباد ميدان پي وي سي گاوداران مهديشهر روبروي كارخانه P.V.C حبيب حبيبيان - 3309 232362 12 دامداران كلاته خيج شاهرود كلاته خيج مقابل مزار شهدا قاسمعلي عجم - 3231 274532 13 دامداران نمونه بيارجمند شاهرود بيارجمند خيابان امام روبروي لواشي غلامرضا احمدي - 4305 244622 14 دامداران ميامي شاهرود ميامي جنب اداره برق صادقي - 2547 274622 15 خوراك چهارطاق پرو شاهرود پشت بسطام جاده آزادشهر روستاي چهار طاق پرو غلامحسين آجوداني - 3288 274536 16 شترداران سمنان سمنان خيرآباد عرب حسن آبادي - 3326156 231 17 بانوان فولاد محله درخشان سمنان روستاي فولاد محله رمضان علي فولادي - - -174673 18 شاهرود شهرمجن جنب پمپ  بنزين دامداران مجن عباسعلي محمدحسني - 4427 274537 19 دامداران قهاب روستاقدامغان روستاي خورزان كوچه مسجد پلاك 52 محسن خراساني 293 293 232583 20 دامداران ديباج دامغان شهر ديباج محمدخانبيكي - 3209 232532 21             تعاوني  تابعه اتحاديه دامداران استان سيستان و بلوچستان آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف تعاوني گاوداران زاهدان زاهدان خيابان امام خميني غربي ناصر دانايي - 4518056 - 1 گاوداران اتحاديه جزينك زابل زابل دهستان  جزينك احمد شهركي - 9115421089 - 2 گاوداران  صابري زابل زابل تعاوني صابري سلطانعلي بَزي - 9115422595 - 3 تعاوني گاوداران مركزي زابل زابل پشت باسكول محله شهيد ميرحسيني غلامرضا آرمون - 9115416431 - 4 گاوداران 1066 بنجار زابل بخش مركزي عباسعلي جوان باراني 2223566 - - 5 تعاوني گاوداران جلگه محمدآباد زابل محمدآباد جنب تلفن راه دور عليرضا نوري - 3523324 544 6 تعاوني قائم آباد زاهدان باربري نوركيان بار حسين كيخا - 9115411665 - 7 تعاوني گاوداران هيرمند زاهدان منابع طبيعي حسين جهاني - 9115411665 - 8 تعاوني گاوداران هامون زاهدان منطقه چهار روبروي مسجد وليعصر غلامرضا ريگي نژاد - 2410695 - 9 تعاوني گاوداران اصيل شيري ايرانشهر معلم فرعي 8 محسن برنايون - 9115470446 - 10 تعاوني گاوداران 1282 خاش روستاي نوك آباد عبدالحميد كهرازهي - 9115349617 - 11 تعاوني گاوداران 181 خاش روستاي افتخار آباد محمد شاهيان 4273347 - - 12 تعاوني گاوداران كرباسك زابل زابل تقاطع بلوار معلم و جمهوري محمد هراتي 2421734 - - 13 تعاوني گز و خاش زاهدان پمپ بنزين مدائن عبدالحق كهرازهي 2442374 - - 14 تعاوني گرنچين خاش زاهدان 20 متري كوي قدس كوچه اميرآباد پلاك 370 حزب ا... شهنوازي - 9112125889 - 15 تعاوني پوچ گلي خاش روستاي پوچ گلي قدرت نواب پور 3355 3359 543427 16 تعاوني 1230 لاريز زاهدان روستاي لاريز سيدمحمد ريگي - 9115423640 - 17 تعاوني سراوان خيابان آزادي روبروي بانك كشاورزي ابراهيم حسين بر - 3714 548522 18 شهرك علي اكبر زابل بخش شيب آب محمدميري سرگزي 2220756 - - 19 تعاوني گوسفندداران زاهدان كوي كارگران محمدعلي ريگي 3210421 - - 20 0 محمدعلي بزي 2226147 - - 21 تعاوني دامداران نيكشهر- نيكشهر كريم بخش اميري 3355-3322 - - 22 تعاوني 1436 شكبند خيابان روستاي شكبند شيرمحمد شهنوازي 8507 543422 - 23 تعاوني شترداران زاهدان خيابان جامي جنب مسجد فاروقيه ولي محمد ريگي 9115410603 - - 24 تعاوني اصيل سيستان زابل تعاوني روستايي حسينعلي كيخايي 2228735 - - 25 تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان قزوين آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف بوئين زهرا روبروي پمپ بنزين تعاوني گاوداران بوئين زهرا بهرام حسين زاده 3400 Nov-09 282422 1 قزوين خيابان نادري جنوبي روبروي كوچه امير امجد پلاك 190طبقه دوم تعاوني گاوداران صنعتي قزوين نقي صالحي فر 235614 235614 281 2 ابتداي جاده تاكستان قزوين شهرك صنعتي جنب كارخانه كيان شيمي اكبر رحماني 2108-7362 7362 282522 3 قزوين جاده رشت بلوار ميرزاكوچك خان جنب آهن فروشي زنجانچي پلاك 235 شركت تعاوني كشاورزي شيردوشان مينودر ايوب صفويه (غاغازان) - 221257 281 4 بوئين زهرا دانسفهان بلوار امام خميني ميدان سيداحمد آقا تعاوني دامداران دانسفهان رضا فصيح رامندي 4557 4557 282453 5 قزوين خيابان تهران قديم جنب كوچه شهيد عطائي فر تعاوني گوسفندداران قزوين اكبر حكيمي پور - 551646 281 6 قزوين كيلومتر 28 جاده رشت روستاي دودهه تعاوني گوسفنداران اتحاد قاقازان علي صفويه - 2350 282226 7 بوئين زهرا شال بلوار امام خميني تعاوني دامداران نمونه شال محمد عليرضائي - 2061 2847 8 آبيك روستاي قره غباد شركت تعاوني دامداران آبيك محمدرضا رجبي - 2818 282282 9 تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان قم آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف تعاوني دامداران قم ميدان سعيدي جنب بانك ملي طبقه دوم مصطفي برجعلي 6602369 6611494 251 1 تعاوني گاوداران قم سه راه بازار جنب پاساژ موسي بن جعفر (ع) جواد سرابي   7721144 251 2 تعاوني جعفرآباد شهر جعفريه ساختمان جهادكشاورزي سيداصغر موسوي 6222799 6222897 252 3 تعاوني كهك جاده كاشان سه راهي لنگرود شهر علي عسگري   4223120 252 4 تعاوني گاوداران قنوات جنب بانك ملي محمود حبي 3223008 3223008 252 5 قم فلكه هفتادودوتن بخش قمرود شركت تعاوني دامداران قمرود حسين آقائي 3322116 3322117 252 6 تعاوني دامداران قاهان جاده ساوه جاده تفرش - قاهان حمزه قاسمي   5343228 252 7 تعاوني دامداران مجتمع لبن قم جاده جنت آباد عابدين نصيري   9112512107   8 تعاوني دامداران دستجرد جاده ساوه جاده تفرش- دستجرد حسين جمشيدي   5223574 252 9             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان فارس آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف تعاوني دامداران اقليد خيابان كارگر رضائي 4223291 4223291 752 1 تعاوني آباده كيلومتر 2 جاده شيراز- آباده يزدان پناه   3336385 751 2 تعاوني گاوداران آباده خيابان دكتر شهيد آيت خسروي   3337498 751 3 تعاوني استهبان بلوار قائم پلاك 1 تاج پيكر   6110 732422 4 تعاوني رونيز بخش رونيز سفلي كريميان   23006 73242 5 تعاوني جهرم تُل ريگي شاكري   5552915 791 6 تعاوني سپيدان تعاوني گاوداران صنعتي سپيدان افشار   7223676 712 7 تعاوني طرف قرارداد خيابان دريا ذكاءالملك شمالي پلاك 14 بصيري   2281832 711 8 تعاوني فيروزآباد بلوار امام حسين (كلاغي) صادقي   6224891 712 9 تعاوني فسا خيابان مهديه 24 متري حمزه درمانگاه حمزه حفار 25020 2227537 731 10 تعاوني كازرون خيابان ورزش روبروي پادگان شهيد بهشتي شهيدي   2220404 721 11 تعاوني گاوداران مرودشت خيابان انقلاب كوچه 17 شهريور سمت راست جوكار 3330188 3330188 728 12 تعاوني خرامه خيابان غفاري بنياد شهيد سابق محمدي   4622318 712 13 تعاوني سروستان گاوداران عباسي 5224528 5224528 712 14 تعاوني داريون شركت باربري داريون بار مددپور   2333242 712 15 تعاوني ايزدخواست تعاوني دامداران ايزدي 2290 3290 752226 16 تعاوني شيراز خيابان 22 بهمن كوچه 3 پلاك6 صحت 2224672 2224672 711 17 تعاوني كوار جنب اداره برق ارجمندي   5623686 712 18 تعاوني برشته روستاي برشنه روح افزا   7273336-2356994 712 19 تعاوني ني ريز روبروي اداره مبارزه با مواد مخدر زارع   6916 73252 20 تعاوني زرقان روبروي شركت تعاوني شهيد بلاغي خسروي   422990 712 21 تعاوني ارسنجان ص پ 173-73161 روستا   2407 729766 22 تعاوني رونيزعليا خيابان توحيد كوچه 3 درب سوم اصغردخت       23 تعاوني ممسني تعاوني گاوداران مرادي   Mar-02 722457 24 تعاوني لارستان جهاد لارستان شريفي 37370 26065 781 25 تعاوني خفر - خفر حاتمي   2589 792335 26 تعاوني قوچ اصيل استهبان صادقي   3973 732422 27 تعاوني ظفرآباد شيراز جعفري       28 تعاوني زرين دشت         29 تعاوني فيروكارزين فيروز آباد مهرآفرين       30 تعاوني بخش رستم ممسني سادات       31 تعاوني بوانات حسين پور       32 تعاوني رامجرد مرودشت ايماني       33             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان كردستان آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف بيجار خيابان اكباتات بالاتر از پمپ بنزين گاوداران بيجار كدخداحسيني   8157 87242 1 قروه روستاي قلعه قروه تعاوني دامداران كوهپايه قروه محمد عبدالملكي   3711 872537 2 سريش آباد دفتر تعاوني گوسفنداران سريش آباد حاج حسن شرف بياني   2207 872542 3 قروه خيابان فرمانداري انبار جهادكشاورزي حسينعلي نامور   6156 872522 4 قروه خيابان فرمانداري انبار جهادكشاورزي گوسفنداران قروه نورعلي شربتي مقدم   6156 872522 5 دهگلان خيابان شهرداري جنب نيروي انتظامي گاوداران دهگلان ايرج نادري   2257 872562 6 دهگلان خيابان شهرداري جنب نيروي انتظامي دامداران دهگلان ناصر محمدي   2900 872562 7 سنندج خيابان غفور تعاوني گوسفنداران سنندج صادق ندري   3289172 871 8 سنندج خيابان شهدا روبروي پارك شهدا دفتر تعاوني اسب داران سنندج جمال رنجبرنژاد   2264703 871 9 سنندج خيابان اكباتات تعاوني دامداران سنندج حسن زندكريمي   2266367 871 10 كامياران خيابان شيروانه جنب آگاهي گاوداران كامياران سيدحسين حسيني   2894 872532 11 كامياران روستاي گاوهشان تعاوني گاوداران سورسور محمد معيني   2060 872367 12 كامياران موچش بالاتراز پاسگاه نيروي انتظامي تعاوني گاوداران موچش امجد وزيري   2201 8723565 13 مريوان ترمينال قديم انبار جهادكشاورزي گاوداران مريوان محمدصالح دوستي   31213 87532 14 دامداران قوره چاي كيلومتر 43 جاده سنندج دهگلان روستاي قوره چاي حسين پناهي   3427 872567 15 سروآباد مريوان دورميدان اصلي شهر دامداران سروآباد فاضل محمديان   3494 875382 16 سقز ابتداي بهارستان جنب پل جهادكشاورزي دامداران برزگر سقز حامد شريفي   3240645 874 17 سقز كيلومتر 15 جاده سقز ديواندره روستاي صاحب تعاوني دامداران زيويه بهاءالدين اميني   21130 875262 18 سقز ابتداي جاده سقز بوكان جنب باربري خورشيدي تعاوني دامداران سرشيو و ميره ده غريب فاطمي   3237181 874 19 سقز كيلومتر 50 جاده سقز ديواندره تعاوني دامداران 1020 تيلكو عثمان احمدي   3208 875267 20 تعاوني بانه كوي فرهنگيان شركت تعاوني دامداران رستم رستمي   28429 87542 21 بانه كيلومتر 15 جاده بانه سردشت دامداران نمشير بانه عبدالخالق رستمي   3276 875462 22 ديواندره روبروي پمپ بنزين تعاوني گاوداران ديواندره مظفر ميرزايي   3738 872372 23 ديواندره روبروي نيروي انتظامي تعاوني 755 ديواندره طاهر شريفي   24897 874 24 ديواندره كيلومتر 20 جاده ديواندره سقز زرينه اوباتو دامداران كرفتو باسط جلالي   3232 872375 25             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان كرمان آدرس مديرعامل فاكس تلفن كٌد رديف كرمان جاده سيدي روبروي پمپ بنزين زرند رضا ايرانمنش   2710786 341 1 رفسنجان خيابان سعدي كوچه جنب بانك سپه طبقه دوم عبدالحميدعباسپور   5231616 391 2 شهربابك خيابان شهيد محمدمنتظري نرسيده به فلكه گلزار اكبر كافي   5470 392422 3 سيرجان انتهاي خيابان وليعصر نرسيده به ميدان سنائي اصغر نارعليپور   27388 345 4 بردسير خيابان شهيد غلامحسين پور جنب بهشت زهرا مهدي خسروي   22730 34252 5 رشتكاربردسير كارخانه پنير رشتكار بردسير حبيب ا... حيدرآبادي   3434 34252 6 بم كمربندي خيابان طالقاني دامپروري شهرستان بم محمد دانا   3671 344 7 نرمانشير بم تعاوني دامداران نرمانشير رضا صيفي دخت   2306 341372 8 نارپ بردسير تعاوني گاوداران رضا مرادپور       9 كرمان ماهان جهادسازندگي علي صابري    2666 342622 10 كرمان راور خيابان امام روبروي پمپ بنزين شركت تعاوني حسين نوراللهي   4930 342372 11 كرمان انبار جهادسازندگي شركت تعاوني دامداران قدمعلي پابرجا   2403 392322 12 كرمان زرند چهارراه مصلاح شرقي شركت تعاوني گاوداران علي اسلامي   7036 342422 13 سيرجان مكي آباد شركت تعاوني دامداران مصطفي اميري مقدم   4223614 345 14 كرمان زرند جهادسازندگي محمدرحماني   3055 342422 15 شهربابك جهادسازندگي شركت تعاوني دامداران رمضان ابراهيميان   5130 392422 16             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان كرمانشاه آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف بخش ماهيدشت نرسيده به پُست برق جنب گاوداري آقاي احمدي تعاوني ماهيدشت فريدون جازيه پور   3295 832462 1 تعاوني اسلام آباد غرب روبروي بازار روز اكبر جعفري   5324406 832 2 تعاوني گيلانغربي خيابان شهدا انبار حاج علي دادشاهمرادي علي سلطان پروانه   9138350181   3 كيلومتر 5 جاده اسلام آباد غرب(روستاي چشمه سفيد) شركت تعاوني كرمانشاه و حومه جواد كاظمي   7241758 831 4 تعاوني كامياران خيابان سيدجمال الدين اسدآبادي (جاده شيروانه قديم)‌شركت تعاوني بيلوار ياندربد عبدا... سخاوتي   2034 872352 5 تعاوني كنگاور خيابان مطهري روبروي فروشگاه فرهنگيان نورعلي شيشيكاني   2226735 837 6 اسلام آباد بخش كرند غرب خيابان وليعصر روبروي جهادسازندگي تعاوني كرند غرب علي دوست محمدي   3471 83572 7 هرسين اول بلوار جنب جهادسازندگي تعاوني هرسين جواد پرتوي       8 سنقر خيابان فلسطين انتهاي خيابان سازماني تعاوني سنقر كليائي جلال رضايي   32927 83842 9 تعاوني صحنه خيابان كاشاني گاراژ محمد امين عليمردان كريمي   2077 838322 10 تعاوني جوانرود ميدان بسيج (مغازه عزيز بهرامي) محمد سليمي   9118321126   11 اسلام آباد غرب بخش گهواره بالاتر از كميته تعاوني گوران توفيق چمن   3467 832584 12 باوه جاده پشت غسالخانه تعاوني پاوه جبار آژند       13 اسلام آباد غرب دهستان قلخاني روستاي علي باراني خليل اختياري   9138320552   14 كرمانشاه ضلع غربي ميدان طالقاني (جوانشير سابق) تعاوني گاوداران صنعتي سيدعابدين خاموشي   772583 831 15 تعاوني قصر شيرين بلوار كربلا خيابان پيروزي محله سيدحاتم محمد اسماعيلي       16 بيستون روستاي چهر تعاوني بيستون سلطانعلي چهري   2988 832372 17 كوزران بخش كوزران تعاوني كوزران نادر پام       18             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان گلستان آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف گنبد خيابان حافظ جنوبي مقابل مسجد رضوي كوچه دهم پلاك 278 تعاوني دامداران گنبد معصوميان 31057 32079 172 1 تعاوني كلاله كلاله خيابان طالقاني پلاك 1424 پوريان 40237 40237 17442 2 تعاوني مينودشت خيابان فرمانداري سمت راست مصطفي لو 20694 21311 17452 3 تعاوني آزادشهر خيابان شهيد بهشتي (گرگان) جنب هتل ايران طبقه 2 نوريان 2072 2072 174672 4 تعاوني علي آباد خيابان هنرستان روبروي خيابان نفت سياه برزگر 2743 2743 173622 5 تعاوني فاضل آباد خيابان رحمت آباد بالاتر از مسجد جامع دنكوب 3993 3993 173634 6 تعاوني گرگان خيابان آموزشگاه جنگل جنب انبار ايران گاز ميرزاعلي 2227971 2223672 171 7 تعاوني آق قلا خيابان امام خميني جنب جهادكشاورزي سقر 2750 2750 173522 8 تعاوني بندرتركمن كيلومتر 2 جاده گميشان جنب باسكول امير پناهي 2612 3815 173422 9 تعاوني كردكوي كردكوي خيابان عباس آباد روشنفكر 3789 3003 173322 10 تعاوني بندرگز بلوار امام خميني سمت راست كاويان 4108 2023 173372 11 تعاوني پرورش اسب بندرتركمن كيلومتر 2 جاده گميشان جنب باسكول اميد اونق       12 تعاوني پرورش اسب آق قلا ساختمان جهادكشاورزي عبدا... پقه 2920 2920 173522 13 تعاوني پرورش اسب گنبد خيابان امام جنوبي بلوار مريم داخل مجموعه جهادكشاورزي هيوه چي 33812 34021 172 14 گاليكش خيابان گلزار شهدا تعاوني وحدت گستر گاليكش محمدي   30719 17458 15             تعاوني هاي تابعه اتحاديه گاوداران و اسب داران استان گلستان آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف گرگان خيابان آموزشگاه جنگل تعاوني دامداران گرگان   2227971 2223672 171 1 گرگان ميدان ملاقاتي ارتش تعاوني دامداران صنعتي گرگان     2230487 171 2 راميان تعاوني دامداران راميان     2776 174622 3 گاليكش تعاوني نيلكوه گاليكش     31900 17458 4 داشلي برون تعاوني دامداران داشلي برون     3447 174326 5 بندرگز تعاوني صنعتي بندرگز   5460 5459 173372 6 راميان تعاوني دامداران صنعتي شرق     7900 174673 7 كلاله تعاوني دامداران فجر كلاله   42999   17442 8 مراوه تپه تعاوني دامداران مراوه تپه     2297 174472 9 مينودشت تعاوني دامداران چهل چايرود     20240 17452 10 بندر تركمن تعاوني پرواربندان     3463 173422 11 بندرتركمن تعاوني پرواربندان دشت بناور     3544 173422 12 دوزين تعاوني پرواربندان دوزين     3241 174535 13 گرگان اوزينه تعاوني گوسفندداران گرگان   3356398 3356774   14 علي آباد كتول تعاوني گوسفندداران علي آباد     9450 173622 15 علي آباد كتول تعاوني راست قامتان علي آباد     3535 173622 16 آزادشهر تعاوني دامداران كميته امداد امام   2695 2696 174672 17 آق قلا تعاوني پرورش اسب آق قلا     2920 173522 18 بندرتركمن تعاوني پرورش اسب بندرتركمن     5312 173422 19 گنبد اتحاديه امور عشايري   31105 31305 172 20 گرگان مزرعه نمونه ارتش   2227999 2228376 171 21 گرگان خيابان ملاقاتي مزرعه جات   9112770719 5523783   22 كيلومتر 25 جاده گرگان به گنبد روبروي پارك   2211 2212 173265 23 گنبد جاده گدم آباد كارخانه خوراك دام محمدي گنبد   40524 40525 172 24 گرگان كيلومتر 5 جاده گرگان به گنبد كارخانه خوراك دام فيض آباد   3353783 3351794 171 25 گنبد شهرك صنعتي گنبد كارخانه خوراك دام دانه طلايي     23921 172 26 آق قلا كارخانه خوراك دام كومه     3350266 171 27 آق قلا شهرك صنعتي كارخانه مكمل سازي رشد دانه     3351410 171 28 آق قلا شهرك صنعتي كارخانه مكمل سازي كيميا رشد   3212 3213 173522 29 آق قلا شهرك صنعتي كارخانه مكمل سازي رشدكار     2227826 171 30 آق قلا شهرك صنعتي كارخانه مكمل سازي چينه رشد   3358998 3204 173522 31 بندر گز تعاوني دامداران     2160 173372 32             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان گيلان آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف تعاوني رشت خيابان سردارجنگل كوچه دانشور پلاك 5 وليزاده   5552851 131 1 تعاوني آستانه اشرفيه كيلومتر يك جاده كياشهر سمت چپ مهدي اسماعيل پور   5160 142422 2 تعاوني لاهيجان كوي زماني بوجاييه ص پ 1455 منوچهر ميربلوك   2228524 141 3 تعاوني لنگرود كليدبر جنب كانال ص پ 1164-44715 اسماعيل اصغري   4688 142522 4 تعاوني املش سه راه حاجي آباد ص پ 44951 احسان خبازكار   4050 142722 5 تعاوني رودسر كلاچاي روبروي سه راه واجارگاه ميدان بار سابق صادق رستمي   3047 142658 6 تعاوني رحيم آباد رودسر شركت تعاوني روستايي عدالت حسن قرباني    4204 142762 7 تعاوني سياهكل خيابان شهيد انصاري روبروي نمايندگي غله سعيد رضوي   5253 142322 8 تعاوني چابكسر خيابان امام جنب بانك صادرات عيسي كهن   2814 142642 9 تعاوني آستارا خيابان امام ميدان نماز محمد صنعتي   29640 18252 10 تعاوني تالش انتهاي بلوار تالش آستارا زاهد رسولي   82480 18242 11 تعاوني رضوانشهر جاده كانال جنب چاپخانه فخاري ساختمان خاصي بهروز بخشنده   2949 182462 12 تعاوني ماسال مهاسال خيابان وليعصر كد پ 46169-43817 تقي محمدي   3019 182482 13 تعاوني بندرانزلي خيابان نوغان پشت اداره نوغان جنب كشتارگاه مرغ سابق انبار شركت تعاوني مهدي وهابي   4221072 181 14 فومن خيابان امام روبروي پارك نعمت حسينعلي نژاد   5056 132722 15 شفت خيابان وليعصر روبروي مسجد اباصالح (ساختمان اتحاديه تعاوني روستايي) منصور جمشيدي   2018 132782 16 رودبار خليل آباد بلوار امام ساختمان حاچ مومن حيدري روبروي روغن كشي وراويز احمد آقايي   3147 132622 17 تعاوني فاراب عمارلو گيلان لوشان جيرنده كدپستي 33141-44551 غلامرضا اسدي   3357 132692 18 تعاوني صومعه سرا خيابان امام خميني روبروي بانك كشاورزي داريوش خدادوست   64120 18232 19             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان لرستان آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف تعاوني دامداران خرم آباد خيابان طيب انتهاي كوچه مسجدالرسول عيسي شمس خرم آبادي 4200427 4200427 661 1 تعاوني گاوداران بروجرد نبش سه راهي ميدان آيت ا... بروجردي بهرام غفاري پور   4449966 662 2 تعاوني اليگودرزكمربندي اول جاده خمين جنب نيروگاه برق منصور زرين   6520 664 3 تعاوني دورود جنب تعاوني مصرف كاركنان سيمان دورود حسنعلي ياراحمدي   224766 6654 4 تعاوني ازنا چاپلق بعداز سازمان جهادكشاورزي سيدعين ا... ميرنظيري   23731 66642 5 تعاوني كوهدشت تازه آباد مهدي بگ گرائي   5035 663622 6 تعاوني پلدختر خيابان امام پشت بانك مسكن ابراهيم خادم پور   3563 663422 7 تعاوني الشتر روبروي جهادكشاورزي علي عسگر حسنوند   3393 663522 8 گاوداران خرم آباد خيابان شريعتي روبروي راهنمائي و رانندگي شريف شيخان   4201310 661 9 تعاوني گوسفنداران بروجرد خيابان 45 متري بسيج نرسيده به ميدان پمپ بنزين دوستعلي رحيمي   4446155 662 10 تعاوني فيروزآباد جاده اصلي خرم آباد نورآباد لطيف اسداللهي   3215 663527 11 تعاوني بربرود شرقي شهرك اباذر غلامرضا نعمت الهي   3350 666224 12 تعاوني سپيددشت ايستگاه راه آهن سپيددشت علي مولاسگوند       13 تعاوني دامداران سيلاخور خدمات كشاورزي چالانچولان محمد مولوي   5585 662444 14             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان مازندران آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف تعاوني بهشهر جاده فرودگاه زير راه آهن ابتداي كمربندي ص پ 48515/146 هادي ركاوندي 41495 44772 15252 1 بهشهر بخش يانه سر روستاي نيالا تعاوني توسكا چشمه يانه سر غلامحسين حسني   2398 152622 2 بهشهر روبروي راهنمايي و رانندگي جنب لوازم عليزاده تعاوني گاوميش داران بهشهر نعمت ا... آزموده   32431 15252 3 گلوگاه جاده دريا روبروي شركت چندمنظوره رزمندگان تعاوني گلوگاه قاسم ناظري 4737 3292 152622 4 نكاء ميدان جانبازان به طرف نيروگاه جنب باسكول عرب تعاوني نكاء رضا عباسي   26010 15256 5 نكاء خيابان انقلاب پاساژ انقلاب جنب كلانتري 14 دامداران هزارجريب جعفر طبرسي   31106 15256 6 ساري كمربندي روبروي دانشگاه علوم پزشكي جنب مسجد رضا دامداران ساري محمدرضا محمودي   2262591 151 7 ساري كمربندي غربي پشت حمام گلستان دامداران صنعتي ساري علي بابا جانيان   3248986 151 8 ساري دودانگه بخش فريم محمدآباد تعاوني دودانگه علي نقي وندادي   3456 152762 9 ساري چهاردانگه تعاوني دامداران چهاردانگه حسن نامدار   3250665 151 10 قائم شهر ميدان امام جاده كياكلا نبش عبور كلاكر محله دامداران قائم شهر قاسم مهديدخت 44359 40664 12322 11 قائم شهر ميدان امام جاده كياكلا جنب چوبري نصام ص پ 399 دامداران صنعتي قائم شهر نادعلي مسرور   45699 12322 12 جويبار دور ميدان طالقاني (باغبان محله) دامداران پويا عباسعلي مسرور   3020 124322 13 زيرآب خيابان كشاورزي ص پ 117 دامداران سوادكوه حسين زاهدي 2943 4514 124535 14 شيرگاه حاجي آباد تعاوني دامداران شيرگاه بهروز عنايتي   2012 124422 15 پل سفيد روبروي جهادسازندگي دامداران پل سفيد مرتضي هادي زاده   5223097 124 16 بابل خيابان گنج افروز سازمان تعاوني روستايي ص پ 47135/753 تعاوني بابل كريم عباسي 2233009 2230445 111 17 بابل گلوگاه بندپي شرقي جنب بخشداري دامداران بندپي شرقي حسنجان محمدي 2627 2911 112472 18 بابل گلوگاه بندپي شرقي دهستان فيروزجاه روستاي وي نله دامداران فيروزجاه بابل داود عباسي   2053 112482 19 بابلسر روبروي پمپ بنزين كارخانه پنبه سابق دامداران بابلسر حسين ولي اللهي   50645 11252 20 آمل كمربندي هراز جنب پل هوايي ص پ 614 دامداران آمل نصرت اله فلاحي 3239411 3239422 121 21 محمودآباد كيلومتر 2 جاده فريدونكنار جنب كارگاه عليزاده  ص پ 46315/171 دامداران محمودآباد يحيي نعمت پور 30700 42834 12277 22 نورچمستان اول خيابان طالقاني كد پستي 46431 فرامرز خواجوي   22252 12252 23 بلده نور 45 كيلومتري آمل به سمت تهران پل هردورود كدپستي 46471 دامداران بلده نور موسي نعيمي   3425 122422 24 چالوس ميدان مخابرات جنب بيمه ايران دامداران نورشهر و چالوس   ايوب سيگارودي 2227120 191 25 كلاردشت اول خيابان ناطق حسن كيف دامداران كلاردشت رامين حاتمي   3797 192262 26 تنكابن نشتارود خيابان 17 شهريور جنب بوتان گاز ص پ 16 تعاوني دامداران تنكابن حسن لتاني 2837 2537 192466 27 رامسر خيابان شهيد مفتح روبروي پلاژماكان دامدران رامسر محمدعلي صابري 26583 26584 19252 28 بهشهرخيابان امام انبار كارخانه پنبه قديم روبروي كارخانه چيت سازي گوسفندداران بهشهر عين ا... كريمي   40488 15252 29 ساري جاده جويبار مستقر در كوهي خيل گوسفندداران جويبار و قائم شهر آيت اله فتحي   2424 124336 30 سوادكوه زيرآب خيابان آزادي ص پ 47816/161 گوسفندداران سوادكوه خانعلي كاظمي   2994 124535 31 آمل مركز جمع آوري شير دوشاي آمل خروج دام آمل ابراهيم برزگر   9131111559   32 ساري روستاي كياپي خروج دام كياپي غلامرضا يوسفي   2065 152342 33 چمستان نور شركت تعاوني كتر چال نور خروج دام نور ناصر سكايش    9131220368   34 ساري روستاي بندافروز خروج دام بند افروز علي جان احمدي   2178 152344 35 شيرگاه برنجستانك خروج دام بشل علي حسن زاده   72079 12322 36 بهشهر روستايخكش بهشهر تعاوني روستايي يخكش صالح تقوي   31149 15252 37             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان مركزي آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف اراك خيابان مشهد روبروي آتش نشاني اول كوچه شهيد راستگرداني پلاك 9 تعاوني دامداران اراك و حومه غلامحسين مجتبي اصل   2257653 861 1 گاوداران صنعتي مركزي اراك خيابان شريعتي روبروي نمايندگي ايران خودرو ابراهيم رستمي   2222686 861 2 گاوداران گوشتي اراك خيابان جلال آل احمد روبروي فروشگاه زنجيره اي اسكندر سرمد   2251107 861 3 تامين كننده نياز توليدكنندگان گاوداران صنعتي اراك خيابان شهيد فضل ا.. نوري طبقه فوقاني آژانس اكباتان ابوالفضل ذكريائي   2221472 861 4 دامداران آشتيان آشتيان بلوار امام خميني جنب جهادكشاورزي عباس برازنده   2018 862722 5 دامداران تفرش خيابان نظامي تفرشي جنب تعاوني مسافربري 13 سيدحسين ميرجعفري   2991 862622 6 شهرخنداب شركت تعاوني گاوداران شيري خنداب عباس رضائي    2091 862562 7 گاوداران صنعتي خمين خمين بلوار جانبازان نرسيده به پل دامبره عزت ا.. افشار   21244 865 8 خمين چهارراه سرداران شهيد جنب نهضت سوادآموزشي تعاوني گاوداران سنتي مهدي رضائي   32577 865 9 دامداران دليجان كيلومتر 4 جاده دليجان محلات جنب تعاوني مرغداران اصغر نوروزي   6576 866422 10 تعاوني دامداران ساوه ساوه ميدان امام پاساژ صديق طبقه دوم ابراهيم جمال   229232 255 11 دامداران سربند شازند ايستگاه راه آهن جنب انبار جهادكشاورزي (ساختمان شركت تعاوني مرغداران سربند) عقيل موحدي   3195 862662 12 دامداران فراهان عليا شهر فرمهين تعاوني دامداران فراهان عليا محمد امير آبادي   2663 862662 13 دامداران فراهان سفلي اراك روستاي داودآباد محمدداود آبادي   4433 862335 14 دامداران كميجان اراك شهر كميجان محله انار علي اصغر اناري   2342 862545 15 دامداران محلات محلات ابتداي محلات جنب كارخانه دوك صفرعلي كريمي   3023 866322 16             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان همدان آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف تعاوني دامداران اسدآباد اسدآباد خيابان رفسنجاني ساختمان دادگستري سابق محمد مرادي   3224934 812 1 تعاوني دامداران بهار بهار خيابان 30 متري جنب باسكول چاوشي صمد فرهپور   4225595 812 2 تعاوني دامداران تويسركان تويسركان خيابان حافظ غربي پائين تر از نمايشگاه مبل صديق حسين جانجاني   25034 85242 3 تعاوني دامداران رزن رزن سه راهي دمق آخر بلوار آيت الله معصومي رضا غلامي   6222107 812 4 تعاوني دامداران كبودرآهنگ بلوار بعثت جنب جهادكشاورزي علي پاكرو 5222425 5223426 812 5 تعاوني دامداران نهاوند نهاوند خيابان ابوذر كوچه شهيد سروان برزويي خدامراد كياني 22755 22755-27382 85232 6 تعاوني دامداران همدان خيابان بوعلي سينا پاساژ محمدي طبقه چهارم مجيد احمدي   2524081 811 7 تعاوني دامداران ملاير بلوار بهشتي مقابل ميدان بار پشت كارخانه سبزه پاك كني تعاون روستائي جنب اتاق سازي عبدي مهندس محمودحيدري 3333394 95-3333393 851 8 تعاوني گاوداران لالجين همدان خيابان شهيدا بعداز قلكه مفتح روبروي داروخانه دكتر عراقچي طبقه سوم حاتم غلامي 2665536 2665500 811 9             تعاوني هاي تابعه اتحاديه دامداران استان يزد آدرس مديرعامل فاكس تلفن كُد رديف تعاوني يزد جاده كنارگذر جنب پايانه بار علي اكبر مزيدي راد 4-7222291 7222293 351 1 تعاوني مهريز بلوار شهيد زارعزاده حبيب دهقان 5225950 5226350 352 2 تعاوني تفت تفت ميدان امام حسين محمدرضا فلاح 6224171 6224170 352 3 تعاوني ابركوه بلوار امام (ره) جنب سازمان تعاون روستائي محمود دهقان 6824705 6823177 352 4 تعاوني ميبد ميبد بلوار مدرس احمدعلي دهقاني 7724744 7724744 352 5 تعاوني اردكان بلوار آيت ا.. خاتمي حسين پورغلامي 7224669 7224669 352 6 تعاوني بافق بافق خيابان راه آهن مجيد بابائيان 4223265 4226355 352 7 شهرستان خاتم تعاوني هرات هرات خيابان امام (ره) محمدعلي محمدي 5722613 5722166 352 8

جدول قیمت انواع  سکه  طرح جدید 17 سال و 33 سال اخیر طرح قدیم

سال قیمت/تومان
74 41,259
75 40,785
76 38,511
77 45,000
78 58,615
79 56,700
80 54,388
81 62,901
82 76,580
83 90,160
84 106,600
85 144,210
86 172,870
87 205,380
88 270,000
89 383,000
90 ( ابتدای بهمن) 900,000
    جدول قیمت ربع سکه در14 سال     جدول قیمت سکه نیم در 14 سال  
سال قیمت (تومان) سال قیمت/ تومان
77 13850 77 24648
78 18218 78 33790
79 22419 79 38445
80 21319 80 36115
81 21657 81 34590
82 24235 82 39950
83 28239 83 46471
84 32130 84 54470
85 37703 85 72600
86 46979 86 88250
86 54101 87 105000
88 70000 88 136000
89 106000 89 195000
90( ابتدای بهمن) 230000 90( ابتدای بهمن) 450000
جدول 33 ساله سکه طرح قدیم

سال قیمت/تومان
57
420 
58
 1300
 59 2400 
 60 3500 
 61 3500 
 62 3500
 63 3900 
 64 4418 
 65 6500 
 66 11257 
 67  9939
 68 10922 
 69 12707 
 70 12447 
 71 12409 
 72 16488 
 73 30352 
 74 44169 
 75 41273 
 76 38833 
 77 45092 
 78 58741 
 79 60512 
 80 60820 
 81 69960 
 82 86150 
 83 104537 
 84 122890 
 85 167967 
 86 190678 
 87 231649 
 88 288000 
 89 435000 

۱۳۹۱.۱۱.۱۴

شماره

نام طلا

قیمت بازار

۱۳

اونس طلا(دلار)

۱۶۶۸.۶

۱۴

طلا بازار تهران

۶۴۲۰۰۰۰

۱۵

سکه طرح قدیم

۱۴۵۰۰۰۰۰

۱۶

سکه طرح جدید

۱۵۰۰۰۰۰۰

۱۷

نیم سکه

۷۵۰۰۰۰۰

۱۸

ربع سکه

۴۸۵۰۰۰۰

۱۹

سکه گرمی

۳۴۰۰۰۰۰

۲۰

گرم 18 عیار

۱۴۸۲۰۶۳

۲۱

گرم 24 عیار

۱۹۷۵۵۹۰

۲۲

نقره(دلار)

۳۱.۹۴

۲۳

پلاتینیوم(دلار)

۱۶۸۷

۲۴

پالادیوم(دلار)

۷۵۵

مدارک لازم جهت تعویض گواهینامه پایه دوم


مدارک لازم جهت تعویض گواهینامه پایه دوم


معاینات پزشکی متقاضیان گواهینامه
1-
متقاضی گواهینامه پس از اخذ برگه درخواست از دفاتر خدمات دولت الکترونیک جهت معاینه به مطب پزشکان طرح که لیست شان در دفاتر مذکور نصب شده مراجعه می نمایند.
2-پزشکان طرح موظفند پس از روئت اصل گواهینامه قبلی و اصل شناسنامه یا اصل پاسبورت با تاریخ معتبر یا کارت ملی عکس دار یا کارت پایان خدمت با مشخصات متقاضی گواهینامه مندرج در برگه درخواست و فرد مراجعه کننده تطبیق داده پس از انجام معاینه کامل مطابق آخرین دستورالعملهای ارسالی نظریه پزشکی خود را مبنی بر داشتن صلاحیت رانندگی را در کادر مخصوص برگه درخواست درج و مهر و امضاء نمایند و ضمنا عکس الصاقی در برگه مذکور نیز بایستی حتما مهر شود.

تبصره :
متقاضیانی که بنا به تشخیص پزشکان طرح نیاز به کمیسیون تخصصی دارند پس از صدور معرفی نامه بایستی به مرکز معاینات پزشکی بهداری کل ناجا ارجاع داده شوند.
تبصره :
بر اساس این دستورالعمل متقاضی ارجاعی به کمیسیون موظف است هزینه معاینات کمیسیون را مطابق تعرفه های وزارت بهداشت و درمان به بیمارستان پرداخت نماید .
پزشکان طرح موظفند از جمله معاینات پزشکی اندازه گیری قدرت بینایی چشم را در اتاقی به طول حداقل 6 متر انجام دهند .
پزشکان طرح موظفند حداقل تجهیزات معاینه و امکانات لازم جهت این امر از جمله تابلوی استاندارد معاینه چشم برای تعیین میزان حدت بینایی و دفتر ثبت که جهت ثبت مشخصات متقاضیان مطابق چارت پیوستی برای این امر اختصاص دهند و امهار که شامل مهر با عینک یا لنز تک چشمی مهر کاردان فنی ( برای افرادی که نقص عضو دارند ) مهر تست عدم اعتیاد برای متقاضیان غیر پایه یکم که مشکوک به اعتیاد می باشند بایستی در اختیار داشته باشند .
پزشکان طرح موظف اند با تهیه قبض ویزیت شماره دار که در آن نسبت به پذیرش متقاضی اقدام نموده و حتما در قبض و ته قبض مشخصات متقاضی را درج نمایند.
پزشکان طرح موظف اند آمار عملکرد ماهانه را طبق نمونه فرم تا پنجم هر ماه به مرکز معاینات پزشکی بهی کل ناجا ارسال نمایند.

مدارک لازم جهت تعویض گواهینامه پایه یکم
1-
اصل گواهینامه پایه یکم (که مدت ده سال اعتبار آن به اتمام رسیده و یا مخدوش و یا مهر و مندرجات آن ناخوانا شده ویا اینکه مشخصات شناسنامه ای فرد و یا وضعیت جسمانی دارنده گواهینامه تغییر یافته باشد).

2- یکبرگ فتوکپی خوانا از شناسنامه و در صورتیکه شناسنامه دارای توضیح می باشد( توضیحات بایستی ممهور به مهر ثبت احوال باشد ) یکبرگ فتوکپی خوانا از صفحه توضیحات شناسنامه نیز لازم است.
3- یکبرگ فتوکپی خوانا از کارت ملی

4- 2قطعه عکس جدید رنگی با زمینه سفید مربوط به سال جاری در ابعاد 4*3 با چاپ برقی (عکس فوری نباشد) تمام رخ بدون (کلاه، کراوات، عینک ) با چهره متعارف و برای خانمها با حجاب اسلامی و گردی صورت مشخص باشد (بدون آرایش و عینک دودی).

5- فیشهای بانکی پرداخت شده به نام متقاضی که عبارتند از:

شماره حسابهای پرداختی به بانك ملی
پایه 2 پایه 1 موتور ب 1 موقت
2171151303003 وزارت كشور(سیبا) 30000 ریال 40000ریال 15000 ریال 30000 ریال
وزارت دارایی
(2171159008009)
5000 ریال 5000 ریال 5000 ریال 5000 ریال
وزارت دارایی
(2171151304001)
به ازای هرسال دیركرد قبل از سال 76 مبلغ 100 ریال و بعد از سال 76 مبلغ 1000 ریال

تذکر مهم: فقط دارندگان گواهینامه پایه یکم صادره از تهران مبالغ فوق را در کلیه شعب بانک ملی می توانند پرداخت نمایند و دارندگان گواهینامه پایه یکم صادره از سایر شهرستانها بایستی مبالغ تعیین شده را به شماره حسابها و بانکهای مشخص شده شهرستانهای مربوطه برابر لیست تعیین شده حواله نمایند؛ ضمناً متقاضیانیکه دارای گواهینامه صادره از مراکز استانها (مجهز به سیستم مکانیزه) بوده و از شهرستانی بغیر از واحد صدور گواهینامه اولیه خویش تقاضای تعویض و یا المثنی را دارند (مدارک اخذ شده آنان توسط پست ارسال نمی گردد) بایستی نسبت به تهیه فیشهای بانکی به شماره حسابهای شهرستانی که ورود اطلاعات در آنجا انجام می گیرد اقدام نمایند؛ مثلاَ متقاضیانیکه گواهینامه اش صادره از اصفهان است و در تهران قصد تعویض دارد بایستی به شماره حسابهای تهران فیش تهیه نماید.

6- ارائه کدپستی و آدرس محل سکونت دائمیضمناً هزینه معاینه پزشکی و انجام تست اعتیاد و ارسال گواهینامه توسط پست به آدرس متقاضی و خدمات الکترونیک بعهده متقاضی خواهد بود.

7- فرم تکمیل شده درخواست تعویض توسط متقاضی ملصق به عکس متقاضی و ممهور به مهر دفتر متضمن نتیجه معاینه پزشکی انجام شده توسط پزشکان معاین تعیین شده برای هر دفتر و نتیجه تست اعتیاد بعمل آمده که ظرف 48 ساعت پس از معاینه پزشکی توسط آزمایشگاههای مشخص شده مبنی بر گواهی عدم اعتیادنکات مهم: الف- در مورد کسانیکه گواهینامه قبلی آنان با عینک بوده و اکنون با انجام جراحی لیزیک نیازی به استفاده از عینک ندارد تاییدیه
2 نفر پزشک معتمد ناجا در این خصوص در فرم معاینه پزشکی لازم است.ب- کسانیکه قبلاً دارای نقص عضو بوده اند و یا اینکه پس از اخذ گواهینامه وضعیت جسمانی آنان تغییر پیدا نموده پس از انجام معاینه پزشکی اخذ نظریه 2 نفر کارشناس عالی راهنمایی و رانندگیدر فرم معاینه پزشکی الزامی است.(در صورت عدم تشخیص یک افسر اگر هر دو نتوانستند تشخیص دهند به کمیسیون پزشکی راهنمایی می کنند)

8- جهت تعویض و یا المثنی گواهینامه های صادره از شهرستانهایی که هنوز به سیستم مکانیزه متصل نشده اند از طریق دفاتر خدمات الکترونیک انتظامی(پلیس +10) و یا ادارات پست اقدام گردد

تبصره: بر اساس اعلام مركز صدور پروانه‌های رانندگی، ارجاع متقاضیان تعویض و المثنی گواهینامه با سن بیش از 70 سال به منظور اطمینان از سلامت جسمانی آنان به مركز صدور پروانه‌های رانندگی ضرورت نداشته و انجام معاینات پزشكی توسط 2 نفر پزشكکفایت می کند؛ و تنها افراد دارای نقص عضو كه دارای گواهینامه مشروط هستند و نیاز به درج نظریه کاردان فنی در سوابق آنها می باشد می بایست به این مرکز مراجعه نمایند.


مدارک لازم جهت تعویض گواهینامه پایه دوم
1- ارائه كارت ملی حضور شخص متقاضی الزامی میباشد
2-دو قطعه عكس جدید-رنگی- زمینه سفید- 4*3
3-اصل شناسنامه و كپی از صفحه اول و توضیحات در صورت داشتن توضیحات
4- ارائه آدرس كامل و كدپستی 10 رقمی الزامیست
5-اصل گواهینامه- درصورت مفقود بودن استعلام ازشهرك آزمایش(یا منقطه راهنمائی )وتكمیل فرم تعهد نامه محضری در دفتر خانه اسناد رسمی
6-برای المثنی گواهینامه شهرستان تهیه پاكت پستی ازاداره پست مركزی الزامی میباشد (فقط المثنی شهرستانها)
7-با ارائه مدارك فوق برگه معاینه چشم صادرمیشود وانجام معاینه چشم نزدیكی ازپزشكان معتمد ناجا- متقاضیان بالای 70 سال بعد ازانجام معاینه چشم به باجه كاردان فنی شهرك ازمایش مراجعه نمایند.



كسانیكه قبلاً گواهینامه با عینك داشته اند و در حال حاضر به هر دلیلی ( عمل لیزیك یا...) در خواست گواهینامه بدون عینك را دارند با ارایه مدارك فوق نزد 2 نفر از پزشكان معتمد ناجا معاینه چشم را انجام دهند.

شماره حسابهای پرداختی به بانك ملی
پایه 2 پایه 1 موتور ب 1 موقت
2171151303003 وزارت كشور(سیبا) 30000 ریال 40000ریال 15000 ریال 30000 ریال
وزارت دارایی
(2171159008009)
5000 ریال 5000 ریال 5000 ریال 5000 ریال
وزارت دارایی
(2171151304001)
به ازای هرسال دیركرد قبل از سال 76 مبلغ 100 ریال و بعد از سال 76 مبلغ 1000 ریال

شماره حسابهای پرداختی به بانك ملی
پایه 2 پایه 1 موتور ب 1 موقت
2171151303003 وزارت كشور(سیبا) 30000 ریال 40000ریال 15000 ریال 30000 ریال
وزارت دارایی
(2171159008009)
5000 ریال 5000 ریال 5000 ریال 5000 ریال
وزارت دارایی
(2171151304001)
به ازای هرسال دیركرد قبل از سال 76 مبلغ 100 ریال و بعد از سال 76 مبلغ 1000 ریال

اصلاحیه  جدید  

سه شنبه 15 مرداد1392 ساعت: 10:31 توسط:حسین
بنده روز گذشته 14/5/92 به دفتر خدماتی پلیس + 10 ونک رفته و هزینه های زیر را برای تعویض گواهینامه انجام دادم

شرح مبلغ (تومان)
پوشه 500
تعرفه خدمات دفتر 9,000
هزینه صدور کارت هوشمند 8,000
چشم پزشکی 14,800
فیشهای بانک ملی 11,000
جریمه دیرکرد 5,000
مجموع 48,300


دادسرا و دادگاه عالي انتظامي قضات

دادسرا و دادگاه عالي انتظامي قضات
 
  براي نظارت مؤثر، بر حُسن جريان قضايي، به­خصوص اعمال و رفتار قضات، رسيدگي به تخلفات آنان،از لحاظ ترفيع و ارتقاء و از حيث تعيين كيفر انتظامي و تعليق قضات متهم به ارتكاب جرم، مراجع ذيل را قانون پيش بيني كرده است:
1-   دادسراي انتظامي قضات؛
2-   دادگاه عالي انتظامي قضات؛
3-   دادگاه عالي تجديد نظر انتظامي قضات، كه در تهران تشكيل مي‌گردد؛
4-   محكمه عالي انتظامي.
 
دادسراي انتظامي قضات:
  دادسراي انتظامي قضات، براي نخستين بار در اجراي لايحه قانوني سازمان دادسراي انتظامي قضات مصوب مهرماه 1331 تشكيل گرديد. اين دادسرا از دادستان انتظامي و به تعداد لازم داديار و كارمند اداري تشكيل مي‌شود شرايط دادستان به قرار زير است:
1-   حداقل 45 سال سن؛
2-   20 سال سابقه قضايي؛
3-   حداقل پايه 10 قضايي؛
4-   در دوره 10 ساله اخير خدمت خود، محكوميت انتظامي از درجه چهار به بالا نداشته باشد.
 
وظايف دادسرا:
1- تحقيق در جهات اخلاقي و اعمال و رفتار منافي با حيثيت و شئون قضايي و سوء شهرت كارمندان قضايي؛
2- تحقيق در مورد مسامحه در انجام وظايف اداري مثل به موقع حاضر نشدن؛
3- بازرسي و كشف تخلفات و تقصيرات مستخدمين قضايي.
 
 جهات شروع به رسيدگي دادسراي انتظامي:
1-   شكايت ذي نفع؛
2-   اعلام مراجع رسمي صلاحيتدار؛
3-   ارجاع دادگاه عالي انتظامي؛
4-   مشهودات و مسموعات و اطلاعات دادستان انتظامي و يا دادياران دادسراي انتظامي؛
5-   اعلام وزير دادگستري يا دادستان كل.
 
دادگاه عالي انتظامي قضات:
  دادگاه عالي انتظامي قضات تنها مرجع قضايي است كه با كيفرخواست دادستان به تخلفات قضات رسيدگي مي‌كند. اين دادگاه از يك نفر رئيس و دو نفر عضو اصلي تشكيل مي‌گردد و داراي يك عضو علي البدل است. اين دادگاه در طول دادسراي انتظامي قضات بوجود آمده و با محكمه عالي انتظامي قضات فرق دارد.
 
شرايط اعضاي دادگاه:
1- حداقل درجه علمي داراي ليسانس (حقوق)؛
2- حداقل 20 سال سابقه خدمت قضايي؛
3- عدم محكوميت انتظامي بالاتر از درجه 3.
  قضات از طرف رئيس قوه انتخاب شده و غير قابل تغيير بوده و موظف به قبول خدمت در دادگاه انتظامي مي‌باشند و الا بازنشسته مي‌شوند.
 
اهم وظايف دادگاه:
1- رسيدگي به تقاضاي تعليق (كه اين تقاضا از طرف رئيس قوه، دادستان كل و دادستان انتظامي مطرح مي‌گردد)؛
2-   رسيدگي به تقاضاي ترفيع قضات؛
3- مرجع نهايي تخلفات انتظامي وكلا (رسيدگي به تخلفات اعضاء هيئت مديره و اعضاي دادگاه‌هاي انتظامي و دادستان و دادياران انتظامي وكلا، مرجع شكايت از رد تقاضاي پروانه وكالت از جانب هيئت مديره كانون وكلاء و ...)؛
4-   رسيدگي به تخلفات اعضاي دادگاه و دادستان انتظامي كانون كارشناسان رسمي.
 
تقصيرات و جرايم قضات:
  الف) تخلفات قضات مندرج در نظام نامه:
     1- بي‌نظمي در دفاتر، محاكم، دادسراها؛
     2- تأخير در رسيدگي؛
     3- عدم اعلام ختم رسيدگي؛
     4- إفشاء رأي قبل از اعلام رسمي؛
     5- عدم گزارش تخلفات اداري؛
     6- رفتار مُوهن قضات نسبت به يكديگر؛
     7- عدم ضَم اسناد و مدارك طرفين در پرونده؛
     8- گزارش خلاف واقع؛
     9- طفره و تعلل از صدور رأي؛
   10-  تكرار تخلف؛
   11- غيبت قضات؛
   12- تخلفات و مجازات‌ها در ساير قوانين؛
   13- اعتبار ندادن به اسناد ثبت شده؛
   14- عدم ابراز اسناد و اوراق مورد نياز مراجع قضايي؛
   15- بازداشت متهم بيش از 24 ساعت بدون تفهيم اتهام و ...
 
مجازات‌هاي انتظامي:
1-   اخطار كتبي بدون درج در برگ خدمت؛
2-   توبيخ كتبي با درج در برگ خدمت؛
3-   كسر حقوق ماهانه تا يك ثلث از يك ماه تا شش ماه؛
4-   انفصال موقت از سه ماه تا يكسال؛
5-   تنزل پايه، يك درجه يا زيادتر؛
6-   انفصال دائم از خدمت قضايي؛
7-   انفصال دائم از خدمت وزارت دادگستري؛
8-   انفصال دائم از خدمت دولت.
 
 
منابع:
1-  بيات، محمدرضا؛ دادرسي انتظامي و تقصيرات انتظامي قضات، تهران، خط سوم، چاپ سوم، 1385، صص 290-99.
2-  شمس، دكتر عبدالله؛ آئين دادرسي مدني، تهران، دراك، چاپ چهارم، 1385، ج1، صص 202-174.
3-  مدني، دكتر سيد جلال الدين، آئين دادرسي مدني 1و2، تهران، پايدار، چاپ اول، 1382، ج1، 484-469.

شيخ خزعل و پايان حكومت تحت سلطه

شيخ خزعل و پايان حكومت تحت سلطه

اشغال ايران در جنگ جهاني اول توسط روسيه تزاري و انگليس كه بر اساس قرار داد 1907 پترزبورگ صورت گرفت، با انقلاب بلشويكي سال 1917 به اشغالي يكطرفه مبدل شد كه در آن انگليسي‌ها در وسيع‌ترين حجم پيشروي‌هاي نظامي در اين جنگ خود را به قفقاز و آسياي مركزي رساندند. پيروزي بلشويك‌هاي كمونيست در روسيه، آنها را وادار به تشكيل كمربند امنيتي از افغانستان تا تركيه كرد كه در ايران نيز پس از ناكامي قرارداد 1919 ژنرال آيرون سايد ، ساير نيروهاي فعال طرفدار انگليس مانند سر اردشير ريپورتر و سيدضياءالدين طباطبايي فعالانه در تشكيل دولت مقتدري مشاركت كردند كه حاصل آن كودتاي سوم اسفند رضاخان ميرپنج و سيدضياءالدين طباطبايي و قدرت‌گيري حكومت سياه در تهران بود.
يكي از مهم‌ترين مسائل پيش‌روي رضاخان در اين دوره برداشتن حكومت‌هاي ملوك‌الطوايفي در ايران و برقراري قدرت كامل دولت مركزي در سراسر كشور با گسترش دامنه حضور ارتش و نيروهاي امنيتي بود. در اين ماموريت مهم يكي از چالش‌هاي اصلي كه وي با آن روبه‌رو شد، حكومت محلي و قدرتمند شيخ خزعل در مناطق جنوبي خوزستان بود كه از دو دهه پيش از آن با از ميان برداشتن خونين پدر و برادران خود به صورت بسيار مستبدانه‌اي برقرار شده بود. اين حكومت محلي كه حمايت‌هاي انگليس را به همراه داشت، در تداوم خود گرفتار تثبيت قدرت مركزي رضاخان از يك‌سو و خواست‌هاي سياسي انگليسي‌ها از ديگر سو شد. بريتانيا به دفعات حمايت خود را از شيخ در برابر حمله و دخالت دولت مركزي اعلام كرده بود. سال 1301ش‌/‌1922م در دوره رياست الوزرايي قوام‌السلطنه و وزارت جنگي سردار سپه، رضاخان درصدد حمله و لشكركشي به خوزستان برآمد، اما با وساطت سر پرسي لورن مقرر شد كه شيخ نماينده‌اي به تهران اعزام كند تا مسأله ماليات معوقه شيخ به دولت مركزي در جو مسالمت‌آميزي حل شود و رضاخان هم قول داد تا مدتي نيرو به عربستان (خوزستان) نفرستد1 اما در تيرماه 1301ش به صورت پنهاني يك نيروي 400 نفره به خوزستان اعزام كرد2.نيروهاي اعزامي در كوه‌هاي بختياري در منطقه‌اي به نام شليل، به وسيله عشاير بدوي كهگيلويه محاصره شده و در 28 تير 1301ش تمام نيروهاي دولتي طي درگيري‌هايي قتل عام يا خلع سلاح شدند3 و يكي از بدترين شكست‌هاي رضاخان رقم خورد.
پس از اين ماجرا، رضاخان 3 اقدام مهم انجام داد كه مقدمه‌اي بود براي سركوبي نهايي خزعل. ابتدا با استخدام ميلسپو آمريكايي و بازگذاشتن دست وي راه را براي ماليات‌گيري از شيخ كه نقطه ضعف مهم وي بود باز گذاشت. اين مهم با پادرمياني لورن به مصالحه پرداخت 500هزارتوماني شيخ منجر شد. اقدام بعدي رضاخان گسيل يك دسته از نظاميان به شوشتر بود كه در نقطه بسيار حساسي قرار داشت و سومين اقدام هم اعزام احمد كسروي به خوزستان براي تاسيس عدليه بود.4

تهديد و حركت

در شهريور 1304ش شيخ خود را آماده مقابله با دولت مركزي كرد زيرا سپهبد احمدآقا اميراحمدي فرمانده لشكر غرب، خوانين لرستان را سركوب و قتل‌عام كرد و راهي به سوي خوزستان شمالي باز كرد. غيبت لورن كه در ماه عسل به سر مي‌برد و آرنولد ويلسون در ايران موجب تسريع درگيري شد. اما پيام شخصي و شديداللحن رمزي مك‌دونالد به رضاخان و توصيه‌هايي به خزعل براي برحذر‌داشتن شيخ از هرگونه اقدام شتابزده موجب آرامش موقتي شد. اما نامه رضاخان به شيخ مبني بر بي‌اعتبار شدن همه فرامين مظفرالدين شاه در سال 1320ه.ق‌/‌1903م به شيخ، جرقه درگيري را روشن كرد5. شيخ همراه رؤساي قبايل عرب سوگند ياد كرد كه تا لحظه مرگ از خود دفاع كنند. او خوانين لر و بختياري را دعوت كرد و همچنين حاج رئيس التجار محمره‌اي را به پاريس فرستاد تا احمدشاه را به محمره دعوت كند. تلگرافاتي به مجلس و سفارت‌هاي خارجي و روحانيون فرستاد و رضاشاه را متهم به دشمني با اسلام و شاه و قانون اساسي كرد6.
اگرچه رضاخان به اشتباه خود در لغو فرامين مظفرالدين شاه اقرار كرد ولي شيخ كه خود را در موقعيت برتر‌ مي‌ديد، در جواب نامه رضاخان او را غاصب دانست و به عنوان نخست‌وزير به رسميت نشناخت و علناً به قيام مسلحانه عليه رضاخان و دولت مركزي اقدام كرد7.
وضعيت به قدري خطرناك شد كه دولت بريتانيا، سر پرسي لورن را بدون درنگ به ايران فرستاد تا مانع از لشكركشي رضاخان به خوزستان و حل‌و‌فصل مسأله از راه مسالمت‌آميز شود.
شيخ براي مقابله با رضا خان، كميته قيام سعادت را به همراه تعدادي از خوانين جوان بختياري، والي پشتكوه، حسين خان بهمئي و صولت الدوله قشقايي تشكيل داد. رضاخان به كمك سردار اسعد سوم وزير پست و تلگراف توانست خوانين قديمي بختياري را از پيوستن به شيخ برحذر دارد، بنابراين به سردار ظفر مقام ايلخاني و به سردار جنگ مقام ايل‌بيگي عطا كرد8.
صولت‌الدوله قشقايي در آخرين لحظه با پيشنهاد و وساطت مستوفي‌الممالك و ملاقات با سرهنگ ساعدالدوله و سرهنگ كوپال و پذيرفتن نمايندگي مجلس از همراهي با شيخ صرف‌نظر كرد9. تنها ايل بهمئي گرمسير به رهبري حسين خان بود كه تا آخر با شيخ بود و تنها درگيري با قواي دولتي در منطقه وي رخ داد10.
سرانجام با وساطت و پافشاري لورن، سردار سپه و شيخ در اهواز با يكديگر ملاقات كردند و شيخ امان‌نامه گرفت و در بصره اقامت كرد. توپ‌ها و قورخانه و مركز حكومت خود را به مأموران نظامي واگذار كرد و متعهد شد كه يك كرور پول به عنوان لشكركشي به دولت بپردازد11. بعد از تسليم شدن شيخ، ‌اگرچه وي همچنان در ظاهر قدرت داشت ولي در باطن تمام قدرت در دست مأموران دولتي و نظامي بود. رضاخان در ابلاغيه‌ها و اطلاعيه‌هاي خود به مردم خوزستان وعده وعيدهاي دلفريب مي‌داد، اما افسران و سربازان را برجان و مال و ناموس مردم حاكم كرد تا جايي كه صداي احمد كسروي كه از طرفداران سرسخت رضاخان بود، درآمد. وي در اين باره مي‌نويسد افسران از روزي كه رسيدند به ظلم و ستم پرداختند و هريك از راه ‌ديگري به ثروت‌اندوزي پرداختند.

دستگيري شيخ خزعل

3 ماه پس از توافق ميان خزعل و رضاخان به تهران خبر رسيد كه شيخ قصد خارج شدن از ايران و اقامت در بصره دارد. رضاخان از اين خبر نگران شد و دستور دستگيري او را صادر كرد. رضاخان از اين مي‌ترسيد كه چنانچه خزعل دور از نظارت و دسترس او باشد، باز ممكن است دردسر درست كند، قبيله خود و قبيله‌هاي مجاور را به شورش وادارد و پادگان خوزستان پيوسته گرفتار آرام‌كردن آنها باشد12. رضاخان از شيخ خواست كه به تهران بيايد ولي شيخ مي‌ترسيد كه رفتن او ديگر بازگشتي نداشته باشد و ديگر مالك اموال و املاك خود نباشد، لذا از رفتن خودداري كرد13. به هرحال تمرد شيخ و اقدامات تحريك‌آميز اطرافيانش از جمله عبدالمسيح انطاكي باعث توقيف و دستگيري شيخ شد14.
يكي از مهم‌ترين مسائل پيش‌روي رضاخان برداشتن حكومت‌هاي ملوك‌الطوايفي از جمله شيخ خزعل با گسترش دامنه حضور ارتش و نيروهاي امنيتي بود
نحوه دستگيري شيخ غافلگيرانه و از پيش برنامه‌ريزي شده بود. شيخ از تيمسار زاهدي دعوت كرد كه او را ملاقات كند. زاهدي با كسب اجازه از مركز دعوت را پذيرفت. زاهدي قبل از حركت از اهواز دستور داد كه 40 سرباز از هنگ نادري به فرماندهي ستوان دوم صفرعلي نادري در اختيار سرگرد روماني كه رئيس ستاد نيروي خوزستان بود، قرار دهند و به سرگرد روماني دستور داد كه ساعت 10 شب وارد «فيليه» شده، آدم‌هاي خزعل را خلع سلاح و پس از خروج فوراً به اهواز حركت كند. سرگرد روماني تلگراف دستور دستگيري خزعل را ابلاغ كرد و بنا شد كه خزعل و پسر بزرگ و پيشكار او را دستگير كرده و در معيت خود به اهواز ببرند كه اين طرح كاملاً عملي شد. بعد از ورود به اهواز و يكي دو روز توقف با اتومبيل از طريق شوش به دزفول اعزام و از دزفول در كنار گروهان هشت نادري به فرماندهي ستوان دوم فرخار توسط كجاوه به لرستان توسط ستوان دوم عين الله امير باقري از هنگ بهادر به مركز اعزام شد15.
به نظر مي‌رسد شيخ در بصره بود و تيمسار زاهدي چندين مرتبه شخصاً به ديدار شيخ رفت و سوءظن وي را برطرف كرد، سپس زاهدي از اهواز به خزعل پيغام آورد كه قصد رفتن به تهران دارد و مايل است كه شيخ براي خداحافظي ومذاكره در امور، او را ملاقات كند. شيخ به طمع افتاد و فوراً‌ به «فيليه» رفت16.
بعد از دستگيري شيخ، اعراب در دوم مرداد 1304ش شورش كردند و هرچه توانستند اموال قصر شيخ را غارت كرده و به عراق بردند. اهل خانه شيخ نيز با تمامي اثاثيه خود وارد خاك عراق شدند17. سر پرسي سايكس علت شورش را فساد افسران ايراني و ظلم به رعاياي خوزستان مي‌داند و روزنامه‌هاي انگليسي علت شورش را شايعه مرگ مشكوك شيخ دانستند18.
رضاخان بعد از دستگيري شيخ با وي به مدارا رفتار كرد و به او احترام مي‌گذاشت و به عنوان نماينده مجلس مؤسسان از محمره و آبادان به همراه ميرزا حسين خان موقر انتخاب شد كه در اين مجلس رؤساي قبايل ديگر همچون صولت‌الدوله، صمصام‌السلطنه، سردار محتشم و قوام‌الملك به تغيير سلطنت از قاجاريه به پهلوي رأي مثبت دادند. شيخ تلاش كرد به بهانه بيماري چشم به خارج از كشور برود ولي رضاشاه با عنوان اين كه پزشك متبحر و ماهري از خارج به ايران خواهد آورد با پيشنهاد وي موافقت نكرد و سرانجام به دليل بدبيني وي را همانند ديگر رجال سرشناس در شب چهارم خرداد 1315ش در 75 سالگي در منزلش توسط مأموران شهرباني خفه كرده و به قتل رساند.

منابع:
1 - سر پرسي لورن، شيخ خزعل و پادشاهي رضاخان، ترجمه محمد رفيعي مهرآبادي، انتشارات فلسفه، چاپ اول، 1363 صص60 ـ 59.
2 - همان، صص46ـ 45.
3 - هوشنگ صباحي، سياست انگليس و پادشاهي رضاشاه، ترجمه پروانه ستاري، تهران: نشر گفتار، 1379، ص 239.
4 - محمدتقي بهار، تاريخ مختصر احزاب سياسي ايران، ج دوم، ص 35.
5 -مكي، تاريخ بيست ساله ايران، ج سوم، ص 163
6 -همان، ص 179 و بهار، پيشين، ص 150
7 - مكي، همان، ص 164
8 - جعفرقلي خان، اميربهادر (سردار اسعد سوم )، خاطرات سردار اسعد بختياري، به كوشش ايرج افشار، تهران: انتشارات اساطير، 1372، صص 37ـ 135 و علي صالح، اردوان ايلخان بختياري، ماجراي قتل سردار اسعد بختياري، تصحيح و پژوهش حميدرضا الوند، تهران: انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1379، صص 75ـ274.
9 - مكي، پيشين، ج سوم، ص 166.
10ـ مجيدي، پيشين، صص 16ـ412 و تقوي مقدم، پيشين، صص305ـ 299.
11ـ بهار، پيشين، ج دوم، ص 213.
12ـ سيروس غني، برآمدن رضاخان و برافتادن قاجار و نقش انگليسي‌ها، ترجمه حسن كامشاد، تهران: انتشارات نيلوفر، چ دوم، 1378، صص76 ـ 368.
13ـ ذوقي، پيشين، ص 520.
14-Donald، Wilber، Rizashah phalavi، new york; hieksville، 1975،p100.
15ـ اقبال يغمايي، كارنامه رضاشاه كبير، تهران: انتشارات اداره كل نگارش وزارت فرهنگ و هنر، 1353، صص41ـ40.
16ـ نصرالله افطسي، « داستان دستگيري خزعل»، سالنامه دنيا، سال يازدهم، ص 151.
17ـ محمد ابراهيم باستاني پاريزي، تلاش آزادي،تهران: انتشارات علمي، 1374، صص 14ـ411 و بهار، پيشين، صص14ـ213.
18ـ دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي، گزيده اسناد خليج فارس، ج دوم، تهران: واحد نشر اسناد، 1369، صص 68 ـ866.

شيخ خزعل و پايان حكومت تحت سلطه

اشغال ايران در جنگ جهاني اول توسط روسيه تزاري و انگليس كه بر اساس قرار داد 1907 پترزبورگ صورت گرفت، با انقلاب بلشويكي سال 1917 به اشغالي يكطرفه مبدل شد كه در آن انگليسي‌ها در وسيع‌ترين حجم پيشروي‌هاي نظامي در اين جنگ خود را به قفقاز و آسياي مركزي رساندند. پيروزي بلشويك‌هاي كمونيست در روسيه، آنها را وادار به تشكيل كمربند امنيتي از افغانستان تا تركيه كرد كه در ايران نيز پس از ناكامي قرارداد 1919 ژنرال آيرون سايد ، ساير نيروهاي فعال طرفدار انگليس مانند سر اردشير ريپورتر و سيدضياءالدين طباطبايي فعالانه در تشكيل دولت مقتدري مشاركت كردند كه حاصل آن كودتاي سوم اسفند رضاخان ميرپنج و سيدضياءالدين طباطبايي و قدرت‌گيري حكومت سياه در تهران بود.
يكي از مهم‌ترين مسائل پيش‌روي رضاخان در اين دوره برداشتن حكومت‌هاي ملوك‌الطوايفي در ايران و برقراري قدرت كامل دولت مركزي در سراسر كشور با گسترش دامنه حضور ارتش و نيروهاي امنيتي بود. در اين ماموريت مهم يكي از چالش‌هاي اصلي كه وي با آن روبه‌رو شد، حكومت محلي و قدرتمند شيخ خزعل در مناطق جنوبي خوزستان بود كه از دو دهه پيش از آن با از ميان برداشتن خونين پدر و برادران خود به صورت بسيار مستبدانه‌اي برقرار شده بود. اين حكومت محلي كه حمايت‌هاي انگليس را به همراه داشت، در تداوم خود گرفتار تثبيت قدرت مركزي رضاخان از يك‌سو و خواست‌هاي سياسي انگليسي‌ها از ديگر سو شد. بريتانيا به دفعات حمايت خود را از شيخ در برابر حمله و دخالت دولت مركزي اعلام كرده بود. سال 1301ش‌/‌1922م در دوره رياست الوزرايي قوام‌السلطنه و وزارت جنگي سردار سپه، رضاخان درصدد حمله و لشكركشي به خوزستان برآمد، اما با وساطت سر پرسي لورن مقرر شد كه شيخ نماينده‌اي به تهران اعزام كند تا مسأله ماليات معوقه شيخ به دولت مركزي در جو مسالمت‌آميزي حل شود و رضاخان هم قول داد تا مدتي نيرو به عربستان (خوزستان) نفرستد1 اما در تيرماه 1301ش به صورت پنهاني يك نيروي 400 نفره به خوزستان اعزام كرد2.نيروهاي اعزامي در كوه‌هاي بختياري در منطقه‌اي به نام شليل، به وسيله عشاير بدوي كهگيلويه محاصره شده و در 28 تير 1301ش تمام نيروهاي دولتي طي درگيري‌هايي قتل عام يا خلع سلاح شدند3 و يكي از بدترين شكست‌هاي رضاخان رقم خورد.
پس از اين ماجرا، رضاخان 3 اقدام مهم انجام داد كه مقدمه‌اي بود براي سركوبي نهايي خزعل. ابتدا با استخدام ميلسپو آمريكايي و بازگذاشتن دست وي راه را براي ماليات‌گيري از شيخ كه نقطه ضعف مهم وي بود باز گذاشت. اين مهم با پادرمياني لورن به مصالحه پرداخت 500هزارتوماني شيخ منجر شد. اقدام بعدي رضاخان گسيل يك دسته از نظاميان به شوشتر بود كه در نقطه بسيار حساسي قرار داشت و سومين اقدام هم اعزام احمد كسروي به خوزستان براي تاسيس عدليه بود.4

تهديد و حركت

در شهريور 1304ش شيخ خود را آماده مقابله با دولت مركزي كرد زيرا سپهبد احمدآقا اميراحمدي فرمانده لشكر غرب، خوانين لرستان را سركوب و قتل‌عام كرد و راهي به سوي خوزستان شمالي باز كرد. غيبت لورن كه در ماه عسل به سر مي‌برد و آرنولد ويلسون در ايران موجب تسريع درگيري شد. اما پيام شخصي و شديداللحن رمزي مك‌دونالد به رضاخان و توصيه‌هايي به خزعل براي برحذر‌داشتن شيخ از هرگونه اقدام شتابزده موجب آرامش موقتي شد. اما نامه رضاخان به شيخ مبني بر بي‌اعتبار شدن همه فرامين مظفرالدين شاه در سال 1320ه.ق‌/‌1903م به شيخ، جرقه درگيري را روشن كرد5. شيخ همراه رؤساي قبايل عرب سوگند ياد كرد كه تا لحظه مرگ از خود دفاع كنند. او خوانين لر و بختياري را دعوت كرد و همچنين حاج رئيس التجار محمره‌اي را به پاريس فرستاد تا احمدشاه را به محمره دعوت كند. تلگرافاتي به مجلس و سفارت‌هاي خارجي و روحانيون فرستاد و رضاشاه را متهم به دشمني با اسلام و شاه و قانون اساسي كرد6.
اگرچه رضاخان به اشتباه خود در لغو فرامين مظفرالدين شاه اقرار كرد ولي شيخ كه خود را در موقعيت برتر‌ مي‌ديد، در جواب نامه رضاخان او را غاصب دانست و به عنوان نخست‌وزير به رسميت نشناخت و علناً به قيام مسلحانه عليه رضاخان و دولت مركزي اقدام كرد7.
وضعيت به قدري خطرناك شد كه دولت بريتانيا، سر پرسي لورن را بدون درنگ به ايران فرستاد تا مانع از لشكركشي رضاخان به خوزستان و حل‌و‌فصل مسأله از راه مسالمت‌آميز شود.
شيخ براي مقابله با رضا خان، كميته قيام سعادت را به همراه تعدادي از خوانين جوان بختياري، والي پشتكوه، حسين خان بهمئي و صولت الدوله قشقايي تشكيل داد. رضاخان به كمك سردار اسعد سوم وزير پست و تلگراف توانست خوانين قديمي بختياري را از پيوستن به شيخ برحذر دارد، بنابراين به سردار ظفر مقام ايلخاني و به سردار جنگ مقام ايل‌بيگي عطا كرد8.
صولت‌الدوله قشقايي در آخرين لحظه با پيشنهاد و وساطت مستوفي‌الممالك و ملاقات با سرهنگ ساعدالدوله و سرهنگ كوپال و پذيرفتن نمايندگي مجلس از همراهي با شيخ صرف‌نظر كرد9. تنها ايل بهمئي گرمسير به رهبري حسين خان بود كه تا آخر با شيخ بود و تنها درگيري با قواي دولتي در منطقه وي رخ داد10.
سرانجام با وساطت و پافشاري لورن، سردار سپه و شيخ در اهواز با يكديگر ملاقات كردند و شيخ امان‌نامه گرفت و در بصره اقامت كرد. توپ‌ها و قورخانه و مركز حكومت خود را به مأموران نظامي واگذار كرد و متعهد شد كه يك كرور پول به عنوان لشكركشي به دولت بپردازد11. بعد از تسليم شدن شيخ، ‌اگرچه وي همچنان در ظاهر قدرت داشت ولي در باطن تمام قدرت در دست مأموران دولتي و نظامي بود. رضاخان در ابلاغيه‌ها و اطلاعيه‌هاي خود به مردم خوزستان وعده وعيدهاي دلفريب مي‌داد، اما افسران و سربازان را برجان و مال و ناموس مردم حاكم كرد تا جايي كه صداي احمد كسروي كه از طرفداران سرسخت رضاخان بود، درآمد. وي در اين باره مي‌نويسد افسران از روزي كه رسيدند به ظلم و ستم پرداختند و هريك از راه ‌ديگري به ثروت‌اندوزي پرداختند.

دستگيري شيخ خزعل

3 ماه پس از توافق ميان خزعل و رضاخان به تهران خبر رسيد كه شيخ قصد خارج شدن از ايران و اقامت در بصره دارد. رضاخان از اين خبر نگران شد و دستور دستگيري او را صادر كرد. رضاخان از اين مي‌ترسيد كه چنانچه خزعل دور از نظارت و دسترس او باشد، باز ممكن است دردسر درست كند، قبيله خود و قبيله‌هاي مجاور را به شورش وادارد و پادگان خوزستان پيوسته گرفتار آرام‌كردن آنها باشد12. رضاخان از شيخ خواست كه به تهران بيايد ولي شيخ مي‌ترسيد كه رفتن او ديگر بازگشتي نداشته باشد و ديگر مالك اموال و املاك خود نباشد، لذا از رفتن خودداري كرد13. به هرحال تمرد شيخ و اقدامات تحريك‌آميز اطرافيانش از جمله عبدالمسيح انطاكي باعث توقيف و دستگيري شيخ شد14.
يكي از مهم‌ترين مسائل پيش‌روي رضاخان برداشتن حكومت‌هاي ملوك‌الطوايفي از جمله شيخ خزعل با گسترش دامنه حضور ارتش و نيروهاي امنيتي بود
نحوه دستگيري شيخ غافلگيرانه و از پيش برنامه‌ريزي شده بود. شيخ از تيمسار زاهدي دعوت كرد كه او را ملاقات كند. زاهدي با كسب اجازه از مركز دعوت را پذيرفت. زاهدي قبل از حركت از اهواز دستور داد كه 40 سرباز از هنگ نادري به فرماندهي ستوان دوم صفرعلي نادري در اختيار سرگرد روماني كه رئيس ستاد نيروي خوزستان بود، قرار دهند و به سرگرد روماني دستور داد كه ساعت 10 شب وارد «فيليه» شده، آدم‌هاي خزعل را خلع سلاح و پس از خروج فوراً به اهواز حركت كند. سرگرد روماني تلگراف دستور دستگيري خزعل را ابلاغ كرد و بنا شد كه خزعل و پسر بزرگ و پيشكار او را دستگير كرده و در معيت خود به اهواز ببرند كه اين طرح كاملاً عملي شد. بعد از ورود به اهواز و يكي دو روز توقف با اتومبيل از طريق شوش به دزفول اعزام و از دزفول در كنار گروهان هشت نادري به فرماندهي ستوان دوم فرخار توسط كجاوه به لرستان توسط ستوان دوم عين الله امير باقري از هنگ بهادر به مركز اعزام شد15.
به نظر مي‌رسد شيخ در بصره بود و تيمسار زاهدي چندين مرتبه شخصاً به ديدار شيخ رفت و سوءظن وي را برطرف كرد، سپس زاهدي از اهواز به خزعل پيغام آورد كه قصد رفتن به تهران دارد و مايل است كه شيخ براي خداحافظي ومذاكره در امور، او را ملاقات كند. شيخ به طمع افتاد و فوراً‌ به «فيليه» رفت16.
بعد از دستگيري شيخ، اعراب در دوم مرداد 1304ش شورش كردند و هرچه توانستند اموال قصر شيخ را غارت كرده و به عراق بردند. اهل خانه شيخ نيز با تمامي اثاثيه خود وارد خاك عراق شدند17. سر پرسي سايكس علت شورش را فساد افسران ايراني و ظلم به رعاياي خوزستان مي‌داند و روزنامه‌هاي انگليسي علت شورش را شايعه مرگ مشكوك شيخ دانستند18.
رضاخان بعد از دستگيري شيخ با وي به مدارا رفتار كرد و به او احترام مي‌گذاشت و به عنوان نماينده مجلس مؤسسان از محمره و آبادان به همراه ميرزا حسين خان موقر انتخاب شد كه در اين مجلس رؤساي قبايل ديگر همچون صولت‌الدوله، صمصام‌السلطنه، سردار محتشم و قوام‌الملك به تغيير سلطنت از قاجاريه به پهلوي رأي مثبت دادند. شيخ تلاش كرد به بهانه بيماري چشم به خارج از كشور برود ولي رضاشاه با عنوان اين كه پزشك متبحر و ماهري از خارج به ايران خواهد آورد با پيشنهاد وي موافقت نكرد و سرانجام به دليل بدبيني وي را همانند ديگر رجال سرشناس در شب چهارم خرداد 1315ش در 75 سالگي در منزلش توسط مأموران شهرباني خفه كرده و به قتل رساند.

منابع:
1 - سر پرسي لورن، شيخ خزعل و پادشاهي رضاخان، ترجمه محمد رفيعي مهرآبادي، انتشارات فلسفه، چاپ اول، 1363 صص60 ـ 59.
2 - همان، صص46ـ 45.
3 - هوشنگ صباحي، سياست انگليس و پادشاهي رضاشاه، ترجمه پروانه ستاري، تهران: نشر گفتار، 1379، ص 239.
4 - محمدتقي بهار، تاريخ مختصر احزاب سياسي ايران، ج دوم، ص 35.
5 -مكي، تاريخ بيست ساله ايران، ج سوم، ص 163
6 -همان، ص 179 و بهار، پيشين، ص 150
7 - مكي، همان، ص 164
8 - جعفرقلي خان، اميربهادر (سردار اسعد سوم )، خاطرات سردار اسعد بختياري، به كوشش ايرج افشار، تهران: انتشارات اساطير، 1372، صص 37ـ 135 و علي صالح، اردوان ايلخان بختياري، ماجراي قتل سردار اسعد بختياري، تصحيح و پژوهش حميدرضا الوند، تهران: انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1379، صص 75ـ274.
9 - مكي، پيشين، ج سوم، ص 166.
10ـ مجيدي، پيشين، صص 16ـ412 و تقوي مقدم، پيشين، صص305ـ 299.
11ـ بهار، پيشين، ج دوم، ص 213.
12ـ سيروس غني، برآمدن رضاخان و برافتادن قاجار و نقش انگليسي‌ها، ترجمه حسن كامشاد، تهران: انتشارات نيلوفر، چ دوم، 1378، صص76 ـ 368.
13ـ ذوقي، پيشين، ص 520.
14-Donald، Wilber، Rizashah phalavi، new york; hieksville، 1975،p100.
15ـ اقبال يغمايي، كارنامه رضاشاه كبير، تهران: انتشارات اداره كل نگارش وزارت فرهنگ و هنر، 1353، صص41ـ40.
16ـ نصرالله افطسي، « داستان دستگيري خزعل»، سالنامه دنيا، سال يازدهم، ص 151.
17ـ محمد ابراهيم باستاني پاريزي، تلاش آزادي،تهران: انتشارات علمي، 1374، صص 14ـ411 و بهار، پيشين، صص14ـ213.
18ـ دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي، گزيده اسناد خليج فارس، ج دوم، تهران: واحد نشر اسناد، 1369، صص 68 ـ866.

 

 

 

 

تلفات انساني  ايران در جنگ جهاني اول ** برگی از تاریخ معاصر ایران **

برگی از تاریخ معاصر ایران
هیچ می دانستید که در جریان جنگ جهانی اول حدود 40 در صد مردم ایران کشته شده اند ؟ یعنی تقریبا نیمی از کل مردم کشور .

در رابطه با جنگ جهانی اول می گویند که بزرگ ترین و ویرانگر ترین جنگ تمام تاریخ بشریت بوده و باعث مرگ بیش از 10 میلیون انسان شده است . ( رقم 10 میلیون را کمی سبک و سنگین کنید , 10 میلیون مرگ !!! در طی کمتر از 4 سال )


می دانستید که این آمار بدون در نظر گرفتن کشته های قحطی حاصل از جنگ در ایران است ؟ چرا که فقط حدود 9.5 میلیون نفر در ایران کشته شدند . از قحطی و بیماری های واگیردار که در نتیجه ی سو تغذیه در جامعه همه گیر شدند .


در فاصله ی سالهای 1293 تا 1294 خورشیدی ( 1914 تا 1915 میلادی ) اانگلستان از جنوب , دولت عثمانی از غرب و روسیه از شمال ایران را به تصرف در آوردند و حکومت وقت که کمترین توانی برای مقاومت در برابر این سیل بنیان کن دشمنان را نداشت فقط نظاره گر بود .
در سالهای بعد روسیه ی تزاری که در نوع خود کشور ضعیفی محسوب می شد در پی توافقی با دولت انگلستان , ایران را واگذار کرد . در همان زمان عثمانی ها هم به مرز فروپاشی رسیده بودند ( جنگ جهانی اول که از حیث گستردگی ابعاد شگفت آوری دارد باعث نابودی 4 امپراطوری بزرگ و قدرتمند اروپا یعنی : امپراطوری اتریش مجار , روسیه , آلمان و عثمانی شد )
بنابراین استعمار پیر تنها بازیگردان عرصه ی سیاست ایران شد و با خرید گسترده ی غلات و جلوگیری از واردات کالا به ایران و اجازه ندادن برای ورود کمکها دولت آمریکا به ایران باعث ایجاد نایابی مواد غذایی در کشور شد و خشکسالی و بارندگی کم هم قوز بالای قوز شد و چنان قحطی در کشور بروز کرد که بیش از 40 درصد مردم ایران را به کام مرگ برد ( 1917 تا 1919 ) .

نکته ی جالب گزارشهای دلسوزانه ی سفیر وقت دولت آمریکاست که باعث می شود محموله های بزرگ مواد غذایی برای کمک به مردم تیره روز ایران ارسال شود که انگلیسیها به هیچ وجه اجازه ی ورود آنها را به کشور نمی دهند .
" داناهو افسر شناخته شده اطلاعات نظامي انگلستان و نماينده سياسي آن دولت در غرب ايران در سالهاي 1918 و 1919 درباره قحطي درغرب ايران اينگونه مي نويسد:
" اجساد چروكيده زنان و مردان، پشته شده و در معابر عمومي افتاده اند. در ميان انگشتان چروكيده آنان همچنان مشتي علف كه از كنار جاده كنده اند و يا ريشه هايي كه از مزارع در آورده اند به چشم مي خورد؛ با اين علفها مي خواستند رنج ناشي از قحطي و مرگ را تاب بياورند. در جايي ديگر، پابرهنه اي با چشمان گود افتاده كه ديگر شباهت چنداني به انسان نداشت،چهار دست و پا روي جاده جلوي خودرويي كه نزديك مي شد مي خزيد و در حالي كه ناي حرف زدن نداشت با اشاراتي براي لقمه ناني التماس مي كرد...".
مرحوم محمد علي جمال زاده تلفات وحشتناك شيراز را اين طور روايت مي كند:
"جنگ اول جهاني در آستانه اتمام بود[ پائيز 1918] كه در دل شبي تاريك و هولناك سه سوار ترسناك كه هر كدام شمشير و شلاقي به بر داشتند به آرامي از ديوارهاي شهر عبور كردند و به آن وارد شدند. يك سوار نامش" قحطي" ديگري" آنفلوانزاي اسپانيايي" و آخري" وبا "بود. طبقات فقير، پير و جوان، همچون برگ پائيزي در برابر حمله اين سواران بي رحم فرو مي ريختند. هيچ غذايي پيدا نمي شد، مردم مجبور بودند هرچه را كه مي توانستند بجوند و بخورند. به زودي گربه و سگ و كلاغ را نمي شد يافت. حتي موش ها نسلشان بر افتاده بود. برگ، علف و ريشه گياه را مانند نان و گوشت معامله مي كردند. در هر گوشه و كنار، اجساد مردگان بي كس و كار پراكنده بود. بعد از مدتي مردم به خوردن گوشت مردگان روي آوردند...".


نکته ی جالب توجه آن است که بعدها به هیچ عنوان از این نسل کشی و توحش انگلیسیها نامی به میان نیامده و هرگز کسی عنوان نکرد که هیچ کشوری به اندازه ی ایران از جنگ جهانی اول آسیب ندیده , جنگی که ایران در آن بی طرف اعلام شده بود .
عجیب نیست که اتفاقی که فقط 90 سال قبل در کشورمان روی داده به این اندازه برای ما ناشناخته و مجهول باقی مانده بوده ؟

برای آگاهی بیشتر به منبع های زیر بروید :

http://forum.p30parsi.com/showthread.php?t=1773
http://horufe-siyasi.blogfa.com/post-55.aspx

کانال پاناما، (تاریخچه ساخت)

 

 

 

 

 

 

 

۹۴ سال پیش در روز ۱۵ اوت سال ۱۹۱۴ میلادی سرانجام پس از سال ها کار طاقت فرسا کانال پاناما که اقیانوس اطلس را به اقیانوس آرام متصل می کرد ، افتتاح شد. نخستین کشتی که از این آبراهه ساخت بشر عبور کرد ، کشتی کریستوبال بود. احداث کانال پاناما بدون توطئه های حکومت وقت آمریکا برای تجزیه پاناما از خاک کشور کلمبیا تحقق نمی یافت.

از زمان جنگ ایالات متحده و اسپانیا در سال ۱۸۹۹ میلادی ، ایالات متحده متوجه شد به مسیر کوتاهتری برای اینکه کشتی هایش از ساحل غربی کالیفرنیا خود را به ساحل شرقی این کشور برسانند ، نیاز دارد.

زیرا در آن زمان کشتی های آمریکایی برای اینکه از ساحل غربی به ساحل شرقی و بالعکس رفت و آمد کنند ناگزیر به دور زدن قاره آمریکای جنوبی از طریق تنگه ماژلان بودند.

منطقه پاناما دارای باریکترین خشکی در آمریکای مرکزی بود که ۲ قاره آمریکای شمالی و جنوبی را به یکدیگر متصل می کرد.

در آغاز کشور کلمبیا که در آن زمان پاناما جزو خاک این کشور محسوب می شد از احداث کانال استقبال کرد اما در آخرین روزهای قبل از آغاز عملیات اجرایی نمایندگان مجلس کلمبیا از اینکه حاکمیت خود بر بخشی از قلمروی کشورشان را به بیگانگان واگذار کنند با طرح واشنگتن برای احداث کانال پاناما مخالفت کردند.

دولت تئودور روزولت ، رئیس جمهور وقت آمریکا بدون هیچ شرمی به طور آشکار ساکنان پاناما را به جدایی طلبی تشویق کرد.کشتی های جنگی آمریکا در ساحل مقابل شهرهای کولون و پاناما لنگر انداخته و مانع دخالت ارتش کلمبیا شدند.

در روز ۳ نوامبر سال ۱۹۰۳ میلادی منطقه پاناما جدایی خود را از کلمبیا و استقلالش را اعلام کرد.

۳ روز پس از اعلام استقلال پاناما ، ایالات متحده این کشور جدیدالتاسیس را به رسمیت شناخت و در روز ۱۸ نوامبر قرارداد احداث کانال میان ایالات متحده و پاناما امضا شد.

به این ترتیب ، در روز ۱۵ اوت سال ۱۹۱۴ میلادی سرانجام پس از سال ها کار طاقت فرسا کانال پاناما به طول ۷۵ کیلومتر که اقیانوس اطلس را به اقیانوس آرام متصل می کرد ، افتتاح شد.

مهمترین عامل احداث کانال پاناما توطئه چینی و سیاست زورگویانه ایالات متحده و تئودور روزولت ، رئیس جمهور وقت این کشور بود.

اما افتتاح این آبراهه ساخت بشر که یک شاهکار مهندسی آن زمان محسوب می شد به دلیل آغاز جنگ جهانی اول در اروپا در جهان آن روزگار مورد توجه قرار نگرفت.

● کانال پاناما

کانال پاناما با ۸۰ کیلومتر(۵۰ مایل) اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام را به هم متصل کرده است.

این کانال در پایین ترین سطح ممکن بین دامنه های سرزمین کوهستانی و باریکی که آمریکای شمالی و جنوبی را به هم وصل کرده، احداث شده است.

ارتفاع اصلی این سرزمین از سطح دریا ۹۰ متر می باشد.

به طور متوسط هر کشتی طول کانال را در مدت ۸ تا ۱۰ ساعت طی می کند و در این مدت کارکنان کشتی ها می توانند یکی از زیبا ترین و مدرنترین طراحی های مهندسی را ببینند.

قسمت های اصلی این کانال عبارتند از : دریاچه گاتن ((Gatun lak)), بریدگی گیلارد (Gaillard cut) و ۳ سد متحرک (lock) به نام های میرا فلورس : پدرو میگوئل و گاتن (Mira flores, Pedro Miguel, Gatun) .

که خلاصه ای از هر کدام از این قسمت ها ارائه می گردد.

● حوضچه سد های متحرک (The Locks):

سد های متحرک (حوضچه) در این آبراه همانند آسانسور، کشتی ها را به ارتفاع های مورد نظر بالا و پایین می برند. در این حوضچه ها سطح آب توسط پمپ های قوی کم و زیاد می شود.

هر سد دارای محفظه هایی (Chambers) است که این عمل را میسر می سازند و دارای دریچههایی هستند که کشتی ها وارد آن می شوند و سپس با اضافه یا کم کردن آب عمل تغییر ارتفاع انجام می شود.

به طور کلی هنگام ورود به کانال پاناما از طرف اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام ، کشتی باید ۲۶ متر از سطح دریا بالا بیاید تا سطح ارتفاع دریاچه گاتن در وسط آبراه باشد. این امر توسط سه lock اصلی انجام می شود.

در داخل این حوضچه ها به علت عرض کم آنها، عملیات به وسیله لوکوموتیو های قوی جهت کشیدن کشتی به داخل حوضچه انجام می شود. به این ترتیب که در مدخل هر lock توسط سیم بکسل های قوی از جلو و پاشنه : کشتی به این لوکوموتیو ها متصل می شود و سپس لوکوموتیوها با نیروی زیاد و سرعت یکنواخت، کشتی را به داخل حوضچه هدایت می کنند.

در هر حوضچه حدودا ۶ لوکوموتیو برای هر کشتی در نظر گرفته میشود که در طول عملیات با کم و زیاد کردن طول سیم بکسل ها از تصادم شناورها با بدنهی حوضچه جلوگیری می کنند.

لازم به ذکر است که در کانال پاناما ۲۰۰ راهنمای ورزیده وجود دارند که این عملیات را به کمک فرماندهان کشتی ها رهبری می کنند.

تعداد راهنما ها بستگی به طول کشتی دارد که برای کشتی ایران بجنورد با طول ۲۲۵ متر، ۲ راهنما در نظر گرفته شده بود. همچنین در هر تردد، حدود ۲۵ نفر کارگر محلی (Mooring Men) برای باز و بسته کردن سیم های بکسل بر روی کشتی فعالیت دارند.

هر lock از محفظه های (chambers) ۵۳/۳۳ متر عرض و ۸/۳۰۴ متر طول تشکیل شده است.

به همین دلیل کشتی ها برای عبور از کانال محدودیت هایی دارند:

حداکثر عرض کشتی برای عبور از کانال : ۳۰/۳۲ متر، حداکثر آبخور (Draft) جهت عبور از کانال : ۰۴/۱۲ متر در آب شیرین منطقه استوایی (Tropical Fresh Water) و حداکثر طول کشتی برای عبور از کانال : ۱/۲۹۴ متر می باشد.

● دریاچه و سد گاتن (Gatun Lake and Dam) :

طول دریاچه گاتن ۸/۳۷ کیلو متر است و بین دو سد متحرک ?گاتن? و ?میرا فلورس? واقع شده است. مساحت این دریاچه ۴۲۳ کیلو متر مربع و ارتفاع آن از سطح دریا ۲۶ متر است.

میزان آب این دریاچه توسط سد گاتن که بر روی ذخایر آبی در کوه مجاور احداث شده است، کنترل می شود.

سد گاتن دارای ۸۰۰ متر عرض و دهانه ای با ۴۸/۳۰ متر است و ارتفاع آن از سطح دریا ۳۲ متر میباشد: یعنی ۶ متر بالاتر از سطح دریاچه گاتن.

به جهت افزایش حجم آب در دریاچه گاتن، دولت پاناما در سال ۲۰۰۲به لایروبی این دریاچه اقدام کرد که در طول عملیات لایروبی، ۷/۶ میلیون متر مکعب گل و لای از عمق دریاچه برداشته شد.

با این اقدام علاوه بر امکان حرکت کشتی ها با آبخور بالا، ذخایر خوبی نیز جهت استفاده های کشاورزی و آب آشامیدنی ساکنین به دست آمد.

● بریدگی گیلارد (Gaillard Cut) :

در قسمتی از آبراه پاناما بریدگی گیلارد قرار گرفته که در سال ۱۹۱۵ توسط مهندس دیوید گیلارد ایجاد گردیده است.

طول بریدگی گیلارد ۷/۱۳ کیلو متر است که از برش صخره های سر راه بوجود آمده. عرض این کانال در ابتدا ۹۲ متر بود که در طول زمان به ۲۲۲ متر رسیده و همین امر باعث شده است تا دو کشتی بزرگ بتوانند از کنار هم به راحتی عبور کنند . هم اکنون تلاش برای اضافه کردن این عرض ادامه دارد.

در طول سالیان مختلف اقدامات زیادی برای بهبود تردد کشتی ها صورت گرفته است، از جمله:

▪ بزرگتر کردن ابعاد کانال از نظر عمق ، عرض و طول.

▪ تعویض دوره ای دستگاه ها و قطعات سدهای متحرک.

▪ کنترل کشتی ها با استفاده از فناوری ماهوارهای و کامپیوتری.

▪ به کار گیری یدک کش ها و لوکوموتیو های قوی تر.

استفاده از لوکوموتیوهای جدید و پر قدرت جهت کشیدن کشتی ها به داخل (Lock) باعث بالا رفتن سرعت و دقت در امور تردد در کانال گردیده است.

در پایان نکات جالبی در مورد کانال از نظرتان میگذرد:

ـ کشتی جنگی آنکان در ۱۵ آگوست ۱۹۱۴، اولین عبور را از کانال پاناما انجام داد.

ـ در سال ۲۰۰۴ تعداد ۱۴۰۳۵ کشتی از کانال عبور کردهاند که تناژ خالص آنها بالغ بر ۹/۲۶۶ میلیون تن بوده است.

ـ کمترین حق ترانزیت توسط آقای ریچارد هالیبرتون در سال ۱۹۲۸ بوده که طول کانال را با شنا طی کرده است. او برای این منظورتنها ۳۶ سنت پرداخت کرد.

ـ کشتی تانکر آرکو تگزاس (Arco Texas) با داشتن ۶۵ هزار و ۲۹۹ تن محموله نفتی، رکورد حمل بیشترین مقدار بار را در کانال پاناما دارد.

ـ طویل ترین کشتی که کانال پاناما را طی کرده، کشتی مارکونا پروسپوکتر با طول ۲۹۹ متر و عرض ۶/۳۲ متر بوده است.

ـ ناو جنگی نیوجرسی، عریض ترین شناوری بوده که از این کانال عبور کرده است. طول این کشتی ۲/۲۹۴ و عرض آن ۹۱/۳۲ متر بوده است.

ـ سریعترین عبور از کانال مربوط به کشتی جنگی پیگاسوس (Pegasus) است که در سال ۱۹۷۹ در مدت ۲ ساعت و ۴۱ دقیقه از کانال پاناما عبور کرده است.

و بالاخره کشتی ایران بجنورد در تاریخ ۷ ژانویه ۲۰۰۶ در مدت ۱۰ ساعت از کانال پاناما عبور کرد.

در طول این کانال، مکان هایی جهت نشستن توریست ها برای تماشا به چشم می خورند.

عبور از کانال پاناما به جهت مناظر جالب و سبک مهندسی خاص، برای هر دریانورد جذاب است.

 

 

 

 

 

چو بخت عرب بر عجم چیره شد  

چو بخت عرب بر عجم چیره شد                          همی بخت ساسانیان تیره شد

بر آمد ز شاهان جهان رو  قفیز                          نهان شد زر و گشت پیدا پشیز

دگرگونه شد چرخ گردون بچهر                           ز آزادگان پاک ببرید مهر

به ایرانیان زار و گریان شدم                              ز ساسانیان نیز بریان شدم

  دریغ آن سر و تاج و آن مهر وداد                     که خواهد شدن تخت شاهی بباد

کز این پس شکست آید از تازیان                  ستاره نگردد مگر بر زیان

چو با تخت منبر برابر شود                             همه نام بوبکر و عمر شود

تبه گردد این رنج های دراز                             نشیبی دراز است پیشش فراز

نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر                     ز اختر همه تازیان راست بهر

ز پیمان بگردند و ز راستی                             گرامی شود گژی و کاستی

رباید همی این از آن آن از این                      ز نفرین ندانند باز آفرین

نهانی بتر ز آشکارا شود                            دل مردمان سنگ خارا شود

شود بنده ی بی  هنر شهریار                     نژاد و بزرگی نیاید بکار

به گیتی نماند کسی را وفا                           روان و زبان ها شود پر جفا

از ایران و از ترک و از تازیان                          نژادی پدید آید اند میان

نه دهقان  همه ترک و تازی بود                   سخن ها بکردار بازی بود

نه جشن و نه رامش نه کوهر نه نام            بکوشش زهر گونه سازند دام

بریزند خون از پی خواسته                      شود روز گار بد آراسته

زیان کسان از پی سود خویش              بجویند و دین اندر آرند پیش

ز پیشی و بیشی ندارند هوش            خورش نان کشکین و پشمینه پوش

چو بسیار از این داستان بگذرد            کسی سوی آزادگان ننگرد

در جای دیگر فردوسی در نامه ای از زبان پور هرمزد شاه به سعد وقاص :

یکی نامه ای بر حریر سفید                   نوشتند و پر بیم و چندی امید

بعنوان بر از پور هرمزد شاه                   جهان پهلوان رستم کینه خواه

سوی سعد وقاص جویند جنگ              پر از رای و پر دانش و پر درنگ

بمن باز گوی آنکه شاه تو کیست         چه مردی و آیین و راه تو چیست

بگرد که جوئی همی دستگاه                 برهنه سپهبد برهنه سپاه

به نانی تو سیری و هم گرسنه             نه پیل و نه تخت و نه بار و بنه

زشیر شتر خوردن و سوسمار            عرب را به جایی رسیده ست کار

که فر کیانی کند آرزو                     تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

شما را به دیده درون شرم نیست         ز راه خرد مهر و آزرم نیست

بدین چهر و این مهر و این راه و خوی    همی تخت و تاج آیدت آرزوی

جهان گر باندازه جوئی همی                سخن بر گزافه نگوئی همی

سخنگوی مردی بر ما فرست                   جهاندیده و گرد دانا فرست

بدان تا بگوید که رای تو چیست            به تخت کیان رهنمای تو کیست

خلیج فارس


چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟

میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟ یکی از مشاوران میگوید: «کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند».

اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ میدهد:

«نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار. بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...».

ادرس و شماره تلفن سفارتخانه ها در تهران

تلفن

 نشاني سفارتخانه در تهران

نام كشور

2280063

           10   خيابان اقدسيه شماره آذر بايجان
8718294-8719189    ميدان آرژانتين شماره  7  ساختمان ال ايتاليا ‎آرژانتين 
6022866-9                 ميدان تجريش  خ وليعصر خ يكتا  شماره  5  آفريقاي جنوبي
3114111-5 خيابان فردوسي روبروي بانك مركزي شماره 324  آلمان 
8710753-8710180 ميدان آفريقا شماره 78 طبقه سوم اتريش
2289338 دارآباد نرسيده به كاشانك شماره 38 اتيوپي
8082666 شهرك قدس اردن 
674833 خيابان جمهوري اسلامي خيابان رازي خيابان استاد شهريار شماره 1 ارمنستان
2052030-2053322 بزرگراه آفريقا-  خيابان شهيد عاطفي شرقي كوچه شبنم شماره 45 اروگوئه
2299158 خيابان پاسداران بالاتر از تقاطع فرمانيه خيابان بوستان كوي نسترن ازبكستان
871446,8714575-6 خيابان قائم مقام فراهاني خيابان آزادگان شماره 14 اسپانيا
886153,8724456-8 خيابان خالد اسلامبولي  خيابان بيست و سوم شماره 13 استراليا
8791058 بزرگراه آفريقا  خيابان بابك مركزي  شماره 24 اسلواك
8716873 خيابان خالد اسلامبولي خيابان هفتم شماره 10 اسلوني 
8735600-8735040 خيابان دكتر بهشتي  خيابان پاكستان كوچه جهارم افغانستان
8774119 خيابان ونك شماره 101 اكراين
8711333-4 خيابان وليعصر خيابان شهيد دستگردي شماره 335 امارات متحده عربي
8717251-8716865 خيابان قائم مقام فراهاني  شماره 210  اندونزي
675011 - 7 خيابان فردوسي  شماره 143 انگلستان
6496955 -7 خيابان نوفا لوشاتو شماره 81 ايتاليا
2227672 - 2222737 بلوار ميرداماد خيابان رازان شمالي  شماره 8  ايرلند
8772079-8773383
8772847 , 8880275-6
خيابان خالد اسلامبولي خيابان سي و يكم شماره 16 بحرين
8039476 - 8033498 ميدان ونك خيابان ونك  شماره 58 برزيل
2040308 خيابان وليعصر خيابان دستگردي  شماره 318 برونئي دارالسلام
2009145-2009507 خيابان شهيد فياض بخش خيابان شبديز كوچه بابك شماره 3 بلژيك
8775662-8775037 خيابان وليعصر خيابان شهيد عباسپور خيابان نظامي گنجوي  شماره 82 بلغارستان
8772979-80 خيابان قندي  خيابان پنجم  ساختمان شماره 14 بنگلادش
8739030-8737774 خيابان دكتر بهشتي  خيابان  حرم شماره 17 بوسني و هرزگوين
8785295 بزرگراه آفريقا خيابان تابان غربي  شماره 25 بوركينافاسو
934332-934334 خيابان دكتر فاطمي  خيابان احمد اعتماد زاده بلوك شماره 1 پاكستان
8772132-8771380 خيابان وليعصر خيابان شهيد عباسپور خيابان نظامي گنجوي شماره 40 پرتقال 
7531433-7537708 خيابان بهارستان پارك امين الدوله شماره 4 تايلند
2542178 خيابان پاسداران خيابان گلستان پنجم شماره 9 تركمنستان
3115299-3118997 خيابان فردوسي شماره 314 تركيه
2050203-2044046 بزركراه آفريقا خيابان نور شماره 73 تونس

8718022-8716720

خيابان ميرزاي شيرازي كوچه علي ميرزا حسني شماره 15 چك
 2291240-1 خيابان پاسداران نگارستان هفتم شماره 13 چين
2030008-9 خيابان دكتر علي شريعتي الهيه خيابان دشتي شماره 18 دانمارك
671161-761163 خيابان نوفل لوشاتو شماره 39 روسيه
7509309-760959 خيابان فخر آباد شماره 12 روماني
7817922-3 خيابان احمد قيصر خيابان پنجم  ژاپن
2051477-2053902 بزرگراه آفريقا خيابان آرش شماره 6 سريلانكا
8786688 خيابان وليعصر خيابان قباديان شماره 48/2 سنگال 
2296802-2298314 خيابان پاسداران سوئد
2682266-7 خيابان الهيه خيابان بوستان شماره  13/1 سوئيس
2059031-2 بزرگراه آفريقاخيابان ايرج شماره 19  سوريه
8787133-4  بزرگراه آفريقا خيابان اسفنديار شماره 16 سودان
8796509 خيابان دكتر شريعتي خيابان سهيل شماره 20 سومالي
2224350-2228299 بلوار ميرداماد ميدان مادر خيابان شاه نظري بن بست آذركان شماره 2 صحرا
2210672-2218386 خيابان  دكتر شريعتي  پل رومي كوچه كارميان شماره 17 عراق
2050085,2050081-20 بزرگراه آفريقا بلوار صبا شماره 10 عربستان سعودي
2057641 , 2056831-2 بزرگراه آفريقا خيابان تنديس شماره 10 عمان
676001-8 خيابان نوفل لوشاتو شماره 85 فرانسه
6402513-6464501 خيابان فلسطين شماره 145 فلسطين
8774985-7 خيابان وليعصرپايينتر از ميدان ونك خيابان نيلو  فنلاند
2055134 بزرگراه آفريقا خيابان گل آذين شماره 24 فليپين
2299794-5 خيابان شهيد فلاحي خيابان كاوه پرزين شماره 39 قبرس
2051255-6 خيابان دروس  خيابان هدايت شماره 4 قزاقستان
2051255-6 بزرگراه آفريقاخيابان گل آذين شماره 4 قطر
8732623-6 خيابان استاد مطهري خيابان شهيد سرافراز شماره 57 كانادا
2589923-2587039 خيابان پاسداران خيابان بهستان يكم شماره 25 كرواسي
8711125-8734127 خيابان احمد قصير شماره 37 كره جنوبي
8783341 بزرگراه آفريقا خيابان شهيد دستگردي شماره 349 كره شمالي
8785997-8 بزرگراه آفريقا خيابان مهيار شماره 15 كويت
2541981-2558957 دروس خيابان هدايت  خيابان فريار شماره 5 كلمبيا
8790795-6 بزرگراه آفريقا خيابان هرمز ستاري شماره 60 كنيا
2059791-2257809 بزرگراه آفريقا خيابان شهيد عاطفي شرقي بن بست شبنم شماره 21 كوبا
2295135 خيابان لواساني گرجستان
898451 خيابان شهيد سپهبد قرني خيابان شهيد كلانتري شماره 31 لبنان
8787262-4 بزرگراه آفريقا خيابان شهيد يزدان پناه شماره 3 لهستان

8742572-8742815

خيابان استاد مطهري نرسيده به خيابان شهيد مفتح شماره 163 ليبي
 2009360-2009275 خيابان وليعصر -  محموديه خيابان شهيد مرتضي فياضي شماره 22 مالزي
2057937-2058372 بزرگراه آفريقا بلوار آرش شماره 16 مجارستان
8711286-2049968 بزرگراه آفريقا خيابان اسفنديار شماره 70 مصر(دفتر حفاظت منافع )
2055007-2059703 بزرگراه آفريقا خيابان ارمغان شرقي شماره 47 مغرب
2055374-6 بزرگراه آفريقا خ شهيد عاطفي كوچه شبنم شماره 24 مكزيك
22991333 خيابان پاسداران خيابان كوهستان هشتم شماره 412 نروژ
8774936-8774921 خيابان شهيد خالد اسلامبولي خيابان سي و يكم شماره 9 نيجريه
8757052-4 خيابان مطهري كوچه ميرزا حسني شماره 29 نيوزيلند
6403574 خيابان نوفل لوشاتو نبش چهارراه رازي شماره97 واتيكان
8714262-8715185 خيابان احمد قصير  خيابان نهم شماره 31  ونزوئلا
8755102 , 8755103-6 خيابان دكتر بهشتي  خيابان ميرعماد خيابان نهم شماره 46 هند
896207 , 892318 , 896011-12 خيابان استاد مطهري خيابان سربداران كوچه جهانسوز شماره 6 هلند
2042701-2 بزرگراه آفريقا بلوار گلستان خيابان گيتي شماره 15 يمن
2044127-8 خيابان وليعصر خيابان شهيد امير فياضي كوچه امير تيمور شماره 12 يوگسلاوي
2050533-205784 بزرگراه آفريقا خيابان اسفنديار شماره 43

كشورهاي كه اتباع ايراني بدون ويزا مي توانند به انجا سفر كنند

ابرانیان فقط می‌توانند به ۲۵ کشور جهان بدون روادید سفر کنند که از ۸۹ کشوری که در این تحقیق قرار دارند ایران در رده ۸۷ می‌باشد.

کشور‌هایی که ایرانیان می‌توانند بدون روادید به آنها سفر کنند عبارتند از:

آفریقا:

کیپ ورد بدون شرایط خاص (نامحدود)
کومور ۲۴ ساعت
جیبوتی ۱ ماه
کنیا ۹۰ روز
ماداگاسکار ۹۰ روز
موزامبیک ۳۰ روز
سیشل ۱ ماه
تانزانیا ۳ ماه با پرداخت ۵۰ دلار
توگو ۷ روز
اوگاندا ۳ ماه با پرداخت ۲۵ دلار

آمریکا:

بولیوی ۶۰ روز
دومینیکا ۲۱ روز
اکوادور ۹۰ روز
هائیتی ۳ ماه
نیکاراگوئه ۹۰ روز
ونزوئلا ۱۵ روز

کوبا بدون شرایط خاص (نا محدود)

آسیا:

ارمنستان ۱۲۰ روز با پرداخت 15,000
آذربایجان ۳۰ روز
بنگلادش ۹۰ روز
اندونزی ۳۰ روز
لائوس ۳۰ روز
ماکائو ۳۰ روز
مالزی ۱۵ روز
نپال ۱۵/۳۰/۹۰ روز با پرداخت $25/50/100
عمان ۳۰ روز با شرایط خاص
سری‌لانکا ۳۰ روز
تیمور شرقی ۳۰ روز

اروپا:

کوزوو ۳ ماه
ترکیه ۳ ماه

اقیانوسیه:
جزایر کوک ۳۱ روز
ایالات فدرال میکرونزی ۳۰ روز
نیووی ۳۰ روز
پالائو ۳۰ روز
ساموآ ۶۰ روز
تووالو ۱ ماه

جراح قلب و تعمیر کار

جراح قلب و تعمیر کار

روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد.

تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت:

من تمام اجزا ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز می کنم و تعمیر میکنم. در حقیقت من آن را زنده می کنم. حال چطور درامد سالانه ی من یک صدم شماست.

جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت : اگر می خواهی درامدت ۱۰۰برابر شود اینبار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است آن را تعمیر کنی!!!!

ضرالمثل هاي جالب

 نرمی می توان رخنه در سنگ کرد . (ضرب المثل ایرانی )

 

  شکست بیش از کامیابی به تو چیز می آموزد . (ضرب المثل روسی )

 

  دوستانت باید مثل کتاب هایی که می خوانی کم باشند و گزیده . (ضرب المثل انگلیسی )

 

  شنا کردن را در عمیق ترین نقطه یاد بگیر . (ضرب المثل آفریقایی )

 

  حرف مانند تیر است ٬ همین که پرتاب شد هیچ وقت به کمان بر نمی گردد . (ضرب المثل عربی )

  کسی که یکبار می دزدد ٬ همیشه خواهد دزدید . (ضرب المثل اسپانیولی )

 

افتادن در گل و لای ننگ نیست، ننگ در اين است که آنجا بمانی .

 

خوشبختی ، يعنی هماهنگی با حوادث روزگار .( فلوبر)

 

بزرگترین خیانت‌ها این است که به دوست خود که تو را راستگو می‌پندارد دروغ بگویی. حضرت محمد (ص)

 

 

شاد ماندن به هنگامی که انسان درگیر و دار کارهای ملال آور و پر مسئوليت است، هنر کوچکی نیست. نیچه

 

داشتن پشتکار ، تفاوت ظريف بين شکست و کاميابی است.( سارنف)

 

وقتی آنچه داريم می بخشيم، آنچه نيازمند آنيم دريافت خواهيم کرد.( لاوسن)

 

عاقل آنچه را که می داند ، نمی گويد ولی آنچه را که می گويد ، می داند. (ارسطو)

 

بايد از بدی کردن بيشتر بترسيم تا بدی ديدن.( ابوالعلا)

 

انسان همچون رودخانه است ، هرچه عميقتر باشد آرام تر و متواضع تر است .( منتسکيو)

 

مشکلات خود را بر ماسه ها بنويسيد و موفقيت هايتان را بر سنگ مرمر . (پرمودا  باترا)

 

کسی که از هيچ چيز کوچکی خوشحال نمی شود ، هيچگاه خوشبخت نخواهد شد. اپيکور)

 

مردان بزرگ از ارتفاعاتی که فتح کرده اند حفاظت می کنند ، جاهایی که یک شبه به آن نرسیده اند . اما هنگام شب در حالی

که همراهانشان خفته اند باز هم به تلاش خود برای پیشروی ادامه می دهند . ( هنری وادزورث لانگفلو )

 

در دریای پر تلاطم زندگی ، همیشه می توان موجی را یافت که اگر با آن حرکت کنید شما را به ساحل خوشبختی می رساند . (ویلیام شکسپیر )

 

افکار بلند الهاماتی است که از مغزهای زنده تراوش میکند

 

نه هیچ انسانی دشمن توست و نه هیچ انسانی دوست تو بلکه هر انسانی معلم توست

آنجا که شناخت باشد از دورویی و تتزویر خبری نیست

 

به خود احترام بگذاريد تا ديگران به شما احترام بگذارند . جهان بازتابي از خود ماست . هميشه مواظب باشيد كه

 عقايد خودتان را از جانب خودتان بگوييد .

 

كساني كه مي خواهند همه از آنها راضي باشند ، عملاً در تلاشند كه خود نباشند

و وقتي كه خود نباشند ، ياور خود هم نمي تواند باشد .

 

وقتي هدف بزرگي الهام بخش شما مي شود، وقتي طرح بزرگي.به ميان مي آيد، انديشه هاي شما حد و مرزها را پشت سر ميگذارد.

ذهن شما به فراسوي محدوديتها مي رود، هشياريتان در همه جهات بسط پيدا ميكند، و خود را در دنياي جديد، عالي و شگفت انگيز

مي يابيد.(سوتراهاي يوگا)

 

فکرهای بزرگ برای مردان بزرگ خنده دار نیست.

 

بزرگ بیاندیشید تا بزرگ شوید.

 

اگر موفقیت فقط یک راز داشته باشد توان دیدن دنیا از چشم طرف مقابل و دیدن مسائل از زاویه دید اوست

 هنری فورد

 

گاهی اوقات تلاش تنها چيزيست که در زندگی نياز داريم.

 

اگر خدا اجازه   می داد که بدون هيچ مشکلی زندگی کنيم فلج ميشديم، به اندازه کافی قوی نبوديم و هرگز نميتوانستيم پرواز کنيم.

 
هيچ كس بدون تمايل خودتان نمي تواند بيازاردتان( النور روزولت )


اگر خودمان احترام خودمان را به كسي ندهيم ، احدي نمي تواند آن را از ما بگيرد.( گاندي)

 

اینکه ما جرات نمی کنیم برای این نیست که کارها سخت است-بلکه کارها سخت است برای اینکه ما جرات نمی کنیم!

 

اشتباه فرصتی است كه هوشمندتر باشیم.( هنری فورد)

 

هر کس ممکن است اشتباه کند اما تنها يک ابله در خطايش اصرار ميورزد(سيرو)

 

يكي از مهمترين راههاي خوشبختي، حقير شمردن مرگ است)گوستاو لوبون(


كسي كه شهامت قبول خطر نداشته باشد در زندگي به مقصود نخواهد رسيد. (محمدعلي كلي)

تجربه بی رحم ترین معلم دنیاست. چون اول امتحان میگیرد و سپس تدریس می کند!

 

فرق ما با ديوانه ها در اين است که ما در اکثريت هستيم. (ميشل فوکو)

 

يکي زيبايي منظره را مي بيند، ديگري کثيفي پنجره را. اين شما هستيد که انتخاب مي کنيد

چه چيزي را ببينيد و به چه چيز بينديشيد. (اندرو متيوس)

 

بعدمکان يا گذشت زمان نمي تواند.دوستي ميان دو نفري را که به ارزش هاي.يکديگر کاملاً واقفند،کمرنگ کند.

 

تجربه شانه اي است که طبيعت وقتي ما کَچل مي شويم به ما مي دهد

 

اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهي داد

 

برای یک کشتی که معلوم نیست به کدام بندرگاه می رود باد موافق معنی ندارد. (میشل دو مونتی)

 

سخنان دكتر علي شريعتي

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم
می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند.

وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی‌توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن
دکتر علی شریعتی

 

اگر در صحنه حق و باطل نیستی، اگر شاهد عصر خودت و شهید حق بر باطل نیستی، هر جا كه میخواهی باش.

چه به شراب نشسته و چه به نماز ایستاده. هر دو یكیست! (دكتر علی شریعتی)



دنیا را بد ساخته اند ... کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد ... کسی که تورا دوست دارد ،

تو دوستش نمی داری ... اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد ... به رسم و آئین هرگز

 به هم نمی رسند ... و این رنج است ... (دکتر علی شریعتی)

شرافت مرد هم چون بکارت یک دختر است اگر یکبار لکه دار شد دیگر جبران پذیر نیست

 


۱-آنگاه که تقدیر نیست و از تدبیر نیز کاری ساخته نیست خواستن اگر با تمام وجود با بسیج همه اندامها

 و نیروهای روح و با قدرتی که در صمیمیت است تجلی کند اگر هم هستیمان را یک خواستن کنیم یک

خواستن مطلق شویم و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از امید و یقین و ایمان بخواهیم پاسخ

 خویش را خواهیم گرفت.

۲-خداوندا
از بچگی به من آموختندهمه را دوست بدارم
حال که بزرگ شده ام
و
کسی را دوست می دارم
می گویند:
فراموشش کن

۳-خدایا به من زیستنی عطا کن
که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است
حسرت نخورم
و مردنی عطا کن
که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

۴-خدایا من در کلبه حقیرانه خود کسی را دارم که تو در ارش کبریایی خود نداری
منچون تویی را دارم
وتو چون خود نداری


۵-پروردگارا به من تو فیق عشق بی هوس،تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند عنایت فرما


۶-... نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد ... نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

... ولی بسیار مشتاقم ... که از خاک گلویم سوتکی سازد ... گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ

 و بازیگوش ... تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد .... و سراب خفتگان خفته را

 آشفته تر سازد ... تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را ...

۷-به من بگو نگو ، نمیگویم ، اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم ، من می فهمم .

۸-روزی که بود ندیدم....روزی که خواند نشنیدم
روزی دیدم که نبود....روزی شنیدم که نخواند

۹-خدایا به من توفیق تلاش در شکست
صبر در نومیدی
عظمت بی نام دین بی دنیا
عشق بی هوس عطا کن


۱۰-سرمایه های هر دلی حرف هایی است که برای نگفتن دارد.

۱۱-من هرگز نمی نالم...قرنها نالیدن بس است...میخواهم فریاد بزنم...!اگر نتوانستم سکوت میکنم....

۱۲-همواره روحی مهاجر باش به سوی مبدا به سوی آنجا که بتوانی انسانتر باشی
و از انچه که هستی و هستند فاصله بگیری این رسالته دائمی توست

۱۳-خداوندا به هر کس که دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر کس

که دوست میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است.

۱۴-هر انسان کتابی است در انتظار خواننده اش.

۱۵-انها(دشمنان)از فهمیدن تو می ترسند.از گاو که گنده تر نمیشوی می دوشنت و از اسب
که دونده تر نمیشوی سوارت میشوند و از خر که قوی تر نمیشوی بارت میکنند. انها از
فهمیدن تو میترسند.

۱۶-ارزش انسان به اندازه حرف هایی هست که برای نگفتن دارد.

۱۷-اگر تنهاترین تنهاها شوم باز خدا هست.او جانشین همه نداشتن هاست.نفرین و آفرین ها
بی ثمر است.اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد تو
تنهای مهربان و جاوید و آسیب ناپذیر من هستی.ای پناهگاه ابدی !
تو میتوانی جانشین همه بی پناهی ها شوی.

۱۸-عمیقترین و بهترین تعریف از عشق این است که :
عشق زاییده تنهایی است.... و تنهایی نیز زاییده عشق است...
تنهایی بدین معنا نیست که یک فرد بیکس باشد .... کسی در پیرامونش نباشد!
اگر کسی پیوندی ، کششی ، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد تنها نیست!
برعکس کسی که چنین چنین اتصالی را در درونش احساس میکند...
و بعد احساس میکند که از او جدا افتاده ، بریده شده و تنها مانده است ؛
در انبوه جمعیت نیز تنهاست ......
کتاب نیایش

۱۹-خدایا : «چگونه زیستن »را به من بیاموز ،« چگونه مردن» را خود ، خواهم دانست .
خدایا : رحمتی کن تا ایمان ، نام ونان برایم نیاورد ، قوتم بخش تا نانم را؛ وحتی نامم را در خطر ایمانم افکنم.
تا از آنها باشم که پول دنیا می گیرند وبرای دین کار می کنند ؛ نه آنها که پول دین می گیرند وبرای دنیا کارمی کنند .

۲۰-باور نمی کنم هرگز باور نمی کنم که سال های سال همچنان زنده ماندنم به طول انجامد. یک کاری خواهد شد.

 زیستن مشکل است و لحظات چنان به سختی و سنگینی بر من گام می نهند و دیر می گذرند

که احساس می کنم خفه می شوم. هیچ نمی دانم چرا؟ اما می دانم کس دیگری در درون من پا گذاشته است

و اوست مرا چنان بی طاقت کرده است. احساس می کنم دیگر نمی توانم در خود بگنجم

 و در خود بیارامم و از بودن خویش بزرگتر شده ام و این جامه بر من تنگی می کند.

 این کفش تنگ و بی تا بی قرار!عشق آن سفربزرگ! آه چه می کشم!

چه خیال انگیز و جان بخش است این جا نبودن.

۲۱-معشوق من چنان لطیف است که خود را به « بودن » نیالوده است
که اگر جامه ی وجود بر تن می کرد نه معشوق من بود . . .

۲۲-چه تلخ و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش کلاه بگذارد... این سرزمین را

با عقل مصلحت اندیش ساخته اند. پس باید با عقل مصلحت اندیش در آن زیست. و چاره ایی دیگر پیدا نیست

و من «چنین کردم» اما «چنین نبودم» و این دوگانگی مرا همواره دو نیمه می کرد.

كلمات زيبا ××

کسی که سکوت کردن را بلد نیست حرف زدن را نیز بلد نیست.

نا امیدی و بیکاری دو تا راه  رو به تباهی هست

وقتی به درست بودن رفتارهایت فکر میکنی متوجه می شوی بیشتر وقت ها وظیفه ی انسان سکوت است

بیشتر ناراحتی ها و عصبانیت ها ریشه در درون ما و نا موفقیت های ما دارد.

بکوش تا عظمت در نگاهت باشد نه در آنچه مي نگری. (آندره ژید)

میران عمل ما فهم ما را نسبت به همه چیز بالا تر میبرد تا میزان دانش ما.

تنها وقتی شکست می خوری که آن را قبول کنی.

خوب بودن آسان است ولی چیزی که آن را سخت می کند متفاوت شدن از دیگران است.

مهمتر از اینکه در کجای مسیر هستی این است که در مسیر باشی.

همه دوست دارند که به بهشت بروند، ولی کسی دوست ندارد که بمیرد(جان لوییس)

هر چه دنیای درونت را بزرگ کنی دنیای بیرونت کوچک می شود و هر چه دنیای بیرونت را بزرگ کنی دنیای درونت کوچک می شود

آن چه که هستی هدیه ی خدا به توست و آن چه که که میشوی هدیه تو به خداست

بخاطر داشته باش که تنها تو نیستی که حقیقت را می جویی ،حقیقت نیز در جستجوی توست.

بارها و بارها دست حقیقت بسیار به تو نزدیک شده است.چنان نزدیک که شانه ات

 را لمس کرده است،ولی تو شانه خالی کرده و گریخته ای.( گاندی)

اول به تو می خندند.بعد تو را نادیده میگیرند.سپس با تو می جنگند.آنگاه شما پیروز میشوید.(گاندی)

گاهي انقدر نگران رسيدنيم که مهمترين چيز را از ياد مي بريم : بايد حرکت کنيم تا برسيم

نگفتن صلاح است ، کم گفتن طلا است ، پر گفتن بلا است .

هرچه بیشتر سفر کردم بیشتر متوجه شدم که ترس ، اشخاصی را که باید با هم دوست باشند در صف غریبه ها قرار می دهد . ( شرلی مک لین)

بدتر از اینکه کسی درباره ما حرف بزند ، این است که کسی درباره ما حرف نزند. (اسکاروایل)

موثرترین داروی شفابخش نگرانی های انسان همان ایمان واعتقاد مذهبیانسان به خدا است(ویلیام جیمز)

اگر همواره مانند گذشته بیندیشید، همیشه همان چیزهایی را به‌دست می‌آورید که تا بحال کسب کرده‌اید.فاینمن

مهم ترین کشف دوران ما این است که با تغییر ذهن می توان به تغییر زندگی پرداخت

چشیدن طعم پرواز ، وقتی در جهت رویاهایت گام بر می داری ، بی نظیر است حتی اگر باد در جهت مخالف بوزد

تلاش شما مانند سپرده بانکی است منتظر سود باشید

اگر "م" را از مشکلات بر داریم تبدیل به شکلات می شود

. حرف خوب و نظر خوب به فراوانی موجود است . آنچه مهم است اجرا و عمل به آنهاست

از سقوط نترسیم بهترین لحظه برای یک چتر باز لحظه سقوط است.

زندگی مثل نشتن بر روی دوچرخه است ، برای اینکه زمین نخوریم باید حرکت کنیم

ذهن مثل چتر نجات است ، وقتی عمل می کند که باز شده باشد .

تنها راز شاد زیستن اینست :اگر میخواهی شاد باشی شاد باش (آندره متیوس)

اصل «سه م» در مديريت اين است: محبت، ملاحظه و متانت. با همه مودب باشيد.( تريسي، برايان)

شكي نيست كه امپراطوريهاي آينده امپراطوري انديشه خواهد بود. (چرچيل)

جملات زيبا

هفت چيز انسان را از پاي در مي آورد و هلاک مي سازد:سياست بدون شرف، لذت بدون وجدان،

پول بدون کار،شناخت بدون ارزشها،تجارت بدون اخلاق،عبادت بدون فداكاري،ودانش بدون انسانيت...منبع: مهاتما گاندي

 

زمان را بر کارهای خود تقسیم کنید تا کاری بر زمین نماند. (بطلمیوس)

 

اگر شادی هایت را با دیگران قسمت کنی، دیگران نیز در غم تو سهیم خواهند شد. (دانته)

 

حقیقت را از زبان سه گروه می توان شنید: عارفان، سالکان و عاشقان (ابن سینا)

 

با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت)

 

انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم . ( خانم پرل باک )

دوستانت باید مثل کتاب هایی که می خوانی کم باشند و گزیده . ( انگلیسی )

 

اگر گلها بو نداشتند، برگهای رنگی بیشتر نبودند. ( آناتول فرانس)

 

مجسم کنید که اگر محبت نبود چه دنیای سرد و بیروحی داشتیم. (پرل بک)

 

دو چیز نفاوت فاهشی بین انسان و حیوان بوجود می آورد قدرت بیان و دروغ گویی(آناتول فرانس)

 

اگر تفکر را از من بگیرند بجز جسم، همه چیز مرا کشته اند. (دنیس دیدرو)

 

اگر خیانت نبود، جهان با رفاقت گلستان می شد.(ژول سزار)

 

تفریحات اگر دستجمعی باشد لذت آنها بیشتر است. (نیوتن)

 

رنج تنها جالب است اما رنج همراه با عطر جالب تر است. (ولتر)

 

آنکه شتاب و حساب را باهم بکار می برد موفق تر است. (میرابو)

 

قلم و زبان 2 وسیله طلایی روح انسان هستند ( شکسپیر)

 

هرجا گل هست ، خار هم هست. تا بدانی نیش و نوش با همند ( دکارت)

 

اول علاقه دوم امید و سوم تلاش سه رکن زندگی هستند. (زکریای رازی)

 

 قدرت هنگامی نتیجه مثبت دارد که با ایمان توام باشد. (امام محمد غزالی)

 

مردانگی مجموعه ای از صفات عالی و متعالی بشریست. (پائول سزان)چ

 

آنکه عقل دارد عاقل است و آنکه علم دارد عالم است، نابغه عالم عاقل است. (دانته)

 

جهان با نیروی جوان و عقل پیر اداره می شود.(ویرجیل)

 

هم متواضع باش و هم متکبر منتها هر کدام را در جای خود بکار ببر. (آناتول فرانس(

 

تلاش زاییده اراده و اراده زاییده عقل است.( شاندور)

 

از کسانی که با شما م.افق نیستید نترسید از کسانی بترسید که با شما موافق هستند ولی آنقدر جرات ندارند

که عدم موافقت خود را آشکارا بشما بگویند ( ناپلئون بناپارت)

 

اگر امروز به فکر آینده نباشی وقتی به گذشته مبدل شد حسرت خواهی خورد. (شیلر) 

 

ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. ( بورنز )

 

در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن . ( ضرب المثل آذربایجانی )

 

اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است . ( محمد حجازی)

 

یک لحظه تفکر می تواند جلوی یک پشیمانی را بگیرد. ( لائوتسه)

 

ابوالعلا: باید از بدی کردن بیشتر بترسیم تا بدی دیدن.

 

راه گریز را پیش از ستیز باید جست. (ناپلئون)

 

حقیقت گویی را باید از کودکی به بچه ها آموخت. (سقراط)

 

اول شایستگی خودت را ثابت کن بعداً انتظار اعتماد داشته باش (سقراط)

 

هرکس لطف بهار را می خواهد باید سختی زمستان را تحمل کند (ژان ژاک روسو)

 

آموزش مقدمه دانش است و هر دو مقدمه بینش (کانت)  

 

تنها علاقه شرط نیست هدف و پشتکار دو شرط دیگر پیروزیست (لاپلاس)

 

تنها همت بلند برای پیروزی کافی نیست عقل و همت هم لازم است (اسحاق اسیموف)

 

اول قدرت انتظار کشیدن خود را امتحان کن بعد تصمیم بگیر. (پرسی شلی)

وارد عمل شدن بدون برنامه ریزی علت همه شکست هاست. (آلکس مک کنزی)

اگر عزت دیگران را رویت کنید شما نیز عزت خواهید یافت (کانت)

آدم عاقل برای هر پیشامد ناگواری مهیاست. (محمد حجازی)

هر وقت بر تردید خود غلبه کردی می توانی حقیقتاً زندگی کنی 

دقت امروز، ضامن فردای توست. (آلبر ماله)

چون حق با من است از تهدیدها نمی ترسم. (سوفوکل)

در مقابل قاضی باید صادق بود تا قضاوت نیز صادقانه انجام شود. (لوئی پاستور) 

 

اگر می خواهی تورا فرزانه بدانند زندگی صحیح را بیاموز (ریچاردسون)

 

در دنیا هیچ انتظاری شیرین تر و در عین حال تلخ تر از انتظار مادر نیست (آندره جیت)

 

ازدواج چیز عجیبی است، گاه شیران را روباه و گاه روباهان را شیر می کند(موتسکیو)

 

بهره گیری صحیح از استعداد سعادت است و بهره گیری بد بدبختی - برتراند راسل 

 

اعتبار مثل شهرت است و دیر دست می آید و آسان و زود از دست می رود - بودا

 

دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی )

 

ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی )

 

دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)

 

داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی )

 

ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی . (ولتر )

 

آسمان همان قدر که ابری و زیباست ابری و سیاه و زشت هم می تواند باشد (بتلمیوس)

 

با گریه به دنیا می آیی اما چنان زندگی کن که با خنده از دنیا بروی

 

دو موقع اختیار نقشی نداری. به دنیا آمدن و از دنیا رفتن

 

رسطو: عاقل آنچه را که می داند ، نمی گوید ولی آنچه را که می گوید ، می داند.

 

لاوسن: وقتی آنچه داریم می بخشیم، آنچه نیازمند آنیم دریافت خواهیم کرد.

 

به نرمی می توان رخنه در سنگ کرد . ( ایرانی )

 

شکست بیش از کامیابی به تو چیز می آموزد . ( روسی )

 

زندگی مدام در باغ خسته کننده است گاهی نیز باید بیابان را  دید (شارل دولین)

 

به بهار زیاد امید نبند که خزانی نیز به دنبال دارد. (اوگل)

 

همانطور که به عوض کار خوب انتظار پاداش داری در مقابل کار بد هم منتظر تنبیه باش.

 

روشن ترین خانه ها خانه دل و تاریک ترین خانه ها خانه گور است. (آنتول فرانس)

 

حتی بهترین افراد می توانند بدترین سخنان را بگویند و برعکس (دانته)

 

تا تلخی نباشد شیرینی شیرین نیست. (رابین رانات تاگور)

 

اگر می توانی برای همه بهار بشی چرا زمستان می شی؟ (افلاطون)

 

ای انسان تو آویخته میان یک لبخند و اشکی. (بایرون) ·

 

جهان بزرگ است و آدمیزاده کوچک اما انسان می تواند چنان بزرگ شود که جهان در برابرش کوچک.

 

حقیقت تلخ بهتر از یک دروغ شیرین است. (مثل افغانی)

 

زمان خواب شیرینی است که تلخی در پایان دارد (داسین)

 

نه از کودکان انتظار بزرگی داشته باشید و نه از بزرگان انتظار کودکی (مولیر)

جوان افسرده پیر کم سن و سال است و پیر با نشاط جوان سالمند. ( یوهان کپلر)

بدنبال هر آرامش طوفانی در راه است و بلعکس ( ناظم حکمت)

ایمان آسان ترین و در عین حال سخت ترین کارهاست.(نیوتن)

روی زمین خانه موقتی است و زیر زمین جایگاه ابدی (ساموئل آدامس)

حقیقت های زیادی هست که هیچکس باور نمی کند و دروغ های زیادی هست که همه باور می کنند

حرکت در مسیر آب از ماهی مرده هم بر می آید. (مائو)

 

دگرگونی را نمی توان مهار نمود، ولی می توان از آن پیش افتاد.  (پیتر دراکر )

 

اگر خاموش بنشینی تا دیگران به سخنت آورند بهتر از آنست که سخن بگویی و خاموشت کنند. (سقراط)

 

انسان موجودی است که کامل شد ولی هنوز به کمال نرسیده است (آلفون دوده)

 

محبت مثل آب باید به اندازه باشد. زیاد که شد خفه می کند. (آلفونس دوده)

 

آسمان لایتناهی است. ما تنها به اندازه فهم و تخیل خود آنرا می شناسیم. (چایکوسکی)

 

سخن وقتی شیرین باشد تعریف است اما وقتی که خیلی شیرین شد تملق می شود. (شکسپیر

 

به هنگام رویارویی با مشکلات اساسی نمی توانیم از همان سطح تفکری که آن مشکلات را به وجود آوردیم،

آنها را حل کنیم.( آلبرت اینشتین)

 

انسان همچون رودخانه است ، هرچه عمیقتر باشد آرام تر و متواضع تر است .( منتسکیو)   

 

از همه اندوهگين تر کسي است که از همه بيشتر مي خندد ((ر( پل سارتر)

 

اين شماييد که به مردم مي آموزيد که چگونه با شما رفتار کنند) وين داير ) 

من در جهان يک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام ناپلئون 

 

 هرگز وقتت را با کسي که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند نگذران مارکز

 

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند  جرج آلن   

 

: چه غصه هايي بخاطر اتفاقات بدي که هرگز در زندگي ام پيش نيامد خوردم) ميکل آنژ)

 

راه نفوذ در ديگران، دانستن آرزوهايشان است) ويل کارنگي)

 

 نيکوست، که ثروتمند باشي و پرتوان، اما نيکوتر است که دوستت بدارند) اورپيدس)

 

شما به همان اندازه که بخواهيد کوچک، و به همان اندازه که آرزو کنيد بزرگ مي شويد) جيمز آلن)

 

بگذار تا شيطنت عشق چشمان تو را به عرياني خويش بگشايد شايد هر چند آنجا جز رنج و پريشاني نباشد

اما کوري را به خاطر آرامش تحمل نکن) دکتر علي شريعتي) 

 

فراموش کن آنچه را که نمی توانی به دست آوری و به دست آور آنچه را که نمی توانی فراموش کنی

 

از خدا برگشتگان را کار چندان سخت نیست ، سخت کار ما بود کز ما خدا برگشته است

 

لحظاتی را طی کردم تا به خوشبختی برسم ، اما وقتی رسیدم دیدم خوشبختی همان لحظات بود

 

به خدا نگویید مشکلاتم بزرگ است ، به مشکلات بگویید خدایم بزرگ است

 

با عشق زمان فراموش می شود و با زمان هم عشق فراموش می شود

 

دنيا مثل آينه است. انعکاس افکارى که فرد قوياً به آن‌ها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است

 خوشبختی داشتن «دوست داشتنی ها» نیست ، دوست داشتن «داشتنی ها» است

 

شانس دستش را به طرف انسان شجاع دراز می کند

 

کارتان را آغاز کنید توانایی انجامش به دنبال می آید

 

مردان شجاع فرصت می آفرینند ترسوها و ضعفا منتظر فرصت می نشینند

جملات زيبا

شان افراد در گرفتن مقام نیست، بلکه در استحقاق آنها در بدست آوردن آن مقام خلاصه می شود.( ارسطو )


کسی که دارای دانش و هنر باشد دارای مذهب نیز خواهد بود و کسی که هیچکدام از این دو را ندارد بگذارید مذهب داشته باشد. (گوته)

 

براي پيشرفت و پيروزي سه چيز لازم است اول پشتكار دوم پشتكار، سوم پشتكار). لردآديبوري)

 

تو از جسم و فکر تشکیل شده ای. قوانین مربوط به جسم وضع میشوند، اجرا می شوند، پایان می پذیرند، اما فکر ما مرز نمی شناسد.( وین دایر)

 

بسیاری از چیزهای را که می خواهیم داشته باشیم می توانیم با نشاندادن توانمندی خویش به آسانی بدست آوریم .( ارد بزرگ)

 

مردم پست و دون همانند سراب مانند كه چون كمي به آنان نزديك شوي به زودي پستي و ناچيزي خود را بر تو آشكار سازند. (گوته)

 

جایی که شمشیر است آرامش نیست . (اُرد بزرگ)

 

هرگز نمی توانیم صفت خوبی را در دیگران بشناسیم مگر اینکه از آن بویی برده باشیم) . چینگ)

 

دانايان با عمل زندگي مي كنند , نه با انديشه عمل . (کارلوس کاستاندا)

 

 

آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی، بکوش که کمال آنچه هستی باشی .( دی سلز)

 

اگر به دنبال موفقيت نرويد خودش به دنبال شما نخواهد آمد . (مارو اكلينز)

 

يک اراده قوي بر هر سد و مانعي هر قدر هم قوي ، حتي بر زمان نيز غلبه مي کند. (بالزاک)

 

کمی عقل سلیم، اندکی اغماض و قدری خوش خلقی داشته باشید،آن وقت خواهید دید در این دنیا چقدر آسوده و خوشبخت اید.( سامرست موام)

 

يك انسان خردمند فرصتها و شانس ها را مي سازد , نه اينكه در انتظار آنها بنشيند) . فرانسيس بيكن)

 

شجاعت داشته باش تا با حقيقت رو به رو شوي .( استون)

 

جهان براي هر كس فقط يك بار است قدر اين يك بار را بدانيد. )ولتر)

 

هر كسي مي تواند بزرگ باشد... زيرا هر كسي استحقاق ان را دارد كه در خدمت همنوع خود باشد.براي خدمت نياز به داشتن

مدرك دانشگاهي نيست، نياز به تطابق فعل و فاعل نيست، فقط نياز به يك قلب مملو از بخشش است. روحي كه از عشق زاده مي شود

.انهايي كه انجام كاري را غير ممكن مي دانند نبايد مانع انجام ان كار توسط ديگران شوند.   )   مارتين لوتركينگ)

 

آن عده از انسانها كه از حركت و رشد مي ترسند، به وسيله زندگي بلعيده مي شوند. (  پتي هنسن)

 

ما با آزادی بخشیدن به بردگان، آزادی آزادان را نیز تضمین می نماییم(آبراهام لینکلن،)

 

افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را به گونه ای متفاوت انجام می دهند. (وین دایر(

 

هیچ کس نمی تواند از حدودی که برای خویش تعیین نموده، جلوتر رود، هر که طالب بزرگی است نباید خود را کوچک بشمارد.( اورایزن اسوت ماردن(

 

پیران می توانند بس زنده تر از جوانان باشند، چون بس بیشتر تجربه کرده اند.( جبران خلیل جبران،)

 

در اين دنيايی كه از نفرت سرشار است، راه رفتن بر روی لبه تيز عدم خشونت آسان نيست و آن یعنی  در واقع به خود اجازه ندهيد كه به هيچ كس تجاوز كنيد، فكر ناپسندی را در ذهن خود راه ندهيد، حتی درباره كسی كه خودش را دشمن شما بداند.( مهاتما گاندی)

 

اندوه فرزند ترس است و شباهت زیادی به پدرش دارد، با خانواده ترس همانطور رفتار کنید که با حشرات مضر، و برای اینکه امکان رشد به آنها ندهید، پیش از همه بزرگتر ها را از میان بردارید(آتکینسون)

 

هر ترازويی دو کفه دارد. اگر می خواهيد کفه طرف مقابلتان سنگين باشد، ابتدا بايد کفه طرف خودتان را سنگين کنيد.

 

وقتي اينهمه اشتباهات جديد وجود دارد كه مي توان مرتكب شد ، چرا بايد همان قديمي ها را تكرار كرد.(برتراند راس )

 

تخیل همه چیز است. تخیل پیش در آمدی از جاذبه های آینده ی زندگی است.(آلبرت انیشتین)

 

هركس بايد روزانه يک آواز بشنود ، يک شعر خوب بخواند و در صورت امکان چند کلمه حرف منطقی بزند .(گوته)

 

شما همانگونه و با همان معیارهایی محاکمه می شوید که دیگران را محاکمه می کنید

 

فقط یک راه برای مواجه شدن با یک مشکل وجود دارد ؛ حمله مستقیم به آن.

 

مرد احمق همواره می پندارد که برتر از دیگران است.

 

پیروزی و شکست بخشی از زندگی هر کسی است

 

هرگز به عادت اجازه مده که بر حرکاتت فرمانروایی کند

 

همیشه فکر کن توی دنیای شیشه ای زندگی میکنی، پس مراقب باش به طرف کسی سنگ نزنی، چون اول دنیای خودتو میشکنی

 

نكات مهم در  زندگي

- اگر اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی

2- لذتی که در فراغ هست در وصال نیست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بیم فراغ

3- آغاز کسی باش که پایان تو باشد

4- پرستویی که به فکر مهاجرت هست از ویرانی آشیانه نمی هراسد

5- کمی سبکسری لازم است تا از زندگی لذت ببری و کمی شعـــور، تا مشکلی برایت پیش نیاید

6- دوست واقعی کسی است که اگر ساعتها در کنار او ساکت بشینی و صحبتی بین تان ردوبدل

نشه بعد از خداحافظی احساس کنی که ساعتها باهاش درد و دل کردی

7- چون می گذرد غمی نیست

8- انسان باید سعی کند در زندگی چیزهایی که دوست دارد را بدست آورد ، و گرنه مجبور میشود چیزهایی را که بدست آورده است دوست بدارد

9- فرصتها در سختی ها بوجود می آیند بدون جاذبه، پرواز معنی ندارد

10- کاش میشد سرنوشت را از سرِِ نوشت

11- برای تمام دردها دو علاج وجود دارد گذر زمان وسکوت

12- اگر شیر درنده ای در برابرت باشد بهتر است از اینکه سگ خائنی پشت سرت باشد

13- همیشه از سکوت چگونه فریاد زدن رو بیاموز

14- مورد اعتماد بودن بهتر از دوست داشتنی بودن است

15- با یه چوب کبریت میشه هزاران درخت رو سوزوند و از یه درخت هزاران چوب کبریت به وجود می آید

16- محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم بر نمیدارد

17- هر چیزی که تو را نکشد مطمئناً قوی ترت میکند

18- این جهان پر از صدای پای مردمی است که همان طور که تو را می بوسند طناب دار تو را می بافند

19- آنکه می گرید یک درد دارد و آنکه می خندد هزار و یک درد

20- گذشت زندگی یک چیز را بارها ثابت می کند و آن این است که گاهی احمق ها درست میگویند

21- هر انسان بیشتر از آنکه از دشمنان خود ضربه ببیند از دوستان نادان خود میبیند

22- چرا همیشه بدنبال این هستیم که بدانیم چرا گل خار دارد؟ بیایید گاهی بدنبال آن باشیم که بدانیم چرا خار گل دارد؟

23- خدایا! چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت

24- جامعه مثل آب نمک است شنا کردن در آن بد نیست اما بلعش وحشتناک است

25- دو تراژدی دردناک در زندگی وجود دارد : یکی اینکه در عشقت ناکام شوی و دیگر اینکه به وصال عشقت برسی

26- چه فکر کنی می توانی و چه فکر کنی نمی توانی ، درست فکر میکنی

27- اگر مردم را به حال خود گذاشتی تو را به حال خود خواهند گذاشت

28- در نمک باید چیز غیب و مقدسی وجود داشته باشد چیزی که هم در اشک و هم در دریاست

29- من هرگز نمی نالم...قرنها نالیدن بس است...میخواهم فریاد بزنم...!اگر نتوانستم سکوت میکنم

30- بادها می وزند، عده ای در مقابل آن دیوار می سازند و تعدادی آسیاب به پا می کنند

31- پریدن کار دل است و قدم زندن کار عقل، اگر لذت جهان خواهی با دل همسفر شو و اگر مقصد خواهی آهسته رو

32- زندگی همانند هنر نقاشی کردن است با مداد مشکی ولی بدون پاک کن

33- زندگی درس حساب است، خوبیها را جمع، بدیها را کم ، خوشی‌ها را ضرب و شادیها را تقسیم کنیم

34- زندگی نکن برای مردن، بمیر برای زندگی کردن

35- زندگی تفریح است میان تولد و مرگ

36- خشم با دیوانگی آغاز میشود و با پشیمانی پایان میپذیرد

37- آزادی تنها ارزش جاودانه تاریخ است

38- مسیر را به خاطر بسپار که مقصد همان مسیر است

39- با خودت صادق باش و نگران آنچه دیگران درباره ات فکر می کنند نباش . تعریفی را که آنها از تو دارند نپذیر ، خود ، خودت را تعریف کن

40- دنیا از آن کسی است که برای تصاحب آن با خوش خلقی و ثبات قدم گام برمیدارد

41- زندگی سفر است پس بیایید همسفران خوبی برای دیگران باشیم

42- بزرگترین آزادی بشر ، توانایی تصمیم گیری و انتخاب نگرش های خویشتن است

43- خانمها با گوشهایشان عاشق می شوند و آقایان با چشم هایشان ...

44- ما همان میشویم که تمام روز به آن می اندیشیم

45- مبارزه هر قدر صعب, صعود را ادامه بده. شاید قله تنها در یک قدمی تو باشد

46- هر کار بزرگی در آغاز محال به نظر میرسد

47- در زندگی خوشبختی به سراغ کسی نمی‌آید، انسان باید سراغ خوشبختی برود

48- دنیا آنقدر بزرگ است که برای همه جایی برای زیستن دارد . پس سعی کنیم بجای اینکه جای دیگران را بگیریم و یا خود را جای دیگران جا بزنیم جایگاه واقعی خود را بدست بیاوریم

49- عظمت مردمان بزرگ از طرز رفتارشان با مردمان کوچک آشکار میشود

50- جستجوی حقیقت شیرین تر از پیدا کردن آن است

51- در زندگی خانوادگی،شوم ترین کلمات این دو هستند:مال من،مال تو

52- پروردگارا به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم و دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم. بینش ده تا تفاوت ایندو را دریابم مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتارکنند

53- برای جبران اشتباهات، به دوستانت همانقدر زمان بده که برای خودت فرصت قائل میشوی

54- ظرفیت عشق وجودت را با دوست داشتن همه انسان ها و تمامی زندگی افزایش بده

55- امکان تغییر در زندگی هست.دیگران این کار را کرده اند

56- از درخت سکوت میوه آرامش آویزان است

57- آن چه را در روشنایی دیده ای در تاریکی به فراموشی نسپار

58- خدایا کمکم کن همه رو از ته دل دوست بدارم نه ظاهری و نه گفتاری !

59- هیچ انسانی دوست یا دشمن تو نیست بلکه انسانها معلم تو هستند

60- کوچک که بودم فکر می کردم آدمها چقدر بزرگند ! و ترس برم میداشت بزرگ که شدم دیدم چقدر بعضی آدمها کوچکند و باز ترسیدم

61- هیچ مشکلی نیست که محبت کافی نتواند بر آن غلبه کند

62- شما میتوانید بهترین بذر جهان را در اختیار داشته باشید،ولی اگر محل مناسبی برای رشد آنها نداشته باشید،فایده ای نخواهد داشت

63- در حساب عشق یک به اضافه یکی برابر است با همه چیز و دو منهای یک برابر با هیچ

64- عشق همانند پروانه ایست که اگر سفت بگیری له می شود و اگر سست بگیری می گریزد

65- مردها همواره میخواهند اولین عشق یک زن باشند و زن ها دوست دارند آخرین عشق یک مرد باشند

66- وقتی به دنیا اومدی، تو تنها کسی بودی که گریه می‌کردی و بقیه می‌خندیدن. سعی کن یه جوری زندگی کنی که وقتی رفتی، تنها تو بخندی و بقیه گریه کنن

67- دوستت دارم ، نه به خاطر شخصیت تو ، بلکه بخاطر شخصیتی که من از تو میگیرم

68- یک همسر فقط همراه آدم نیست، او کل تقدیر ماست

69- انسان، عاشق زیبایی نمی شود. بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست

70- گاهی اوقات در زندگی خیلی زود، دیــــــــــــر می شود

71- برای اینکه بزرگ باشی، نخست کوچک بودن را تجربه کن

72- هیچ مردی،زن را نمی فهمد، هیچ زنی، مرد را نمی فهمد، زیبایی با هم بودنشان همین است

73- از این که زندگی شما تمام شود نترسید، از آن بترسید که هرگز آغاز نشود

74- پیری مانع از عشق نیست . اما عشق تا حدی مانع از پیریست

75- ما واقعاً تا چیزی را از دست ندیم، قدرش را نمی‌دونیم، ولی در عین حال تا وقتی که چیزی رو دوباره بدست نیاریم، نمی‌دونیم چیزی را از دست دادیم

76- رویایی رو ببین که میخوای. جایی برو که دوست داری چیزی باش که میخوای باشی. چون فقط یک جون داری و یک شانس برای اینکه هر چی دوست داری انجام بدی

77- روشنترین آینده همیشه روی گذشته فراموش شده، شکل میگیره. نمیشه تا وقتی که دردها و رنجها را دور نریختی، توی زندگی به درستی پیش بری

78- دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند

79- زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می‌افتد که انتظارش را نداری

80- کسی که برای محبت حدود قائل می شود ، معنی محبت را نفهمیده است

81- تنها بنایی که اگر بلرزد ، محکمتر می شود ، دل است

82- هیچ کس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه ولی حداقل یادش بدین که وقتی شکست لبه تیزش دسته اونی رو که شکستش نبره

83- سعی کن خودت باشی. گمشده واقعی تو ،تو را آنطور که هستی دوست می دارد نه آنطور که خود می پسندد

84- هیچ صیادی نمی تواند در جوی حقیری که به گودالی می ریزد مرواریدی صید کند

85- دنبال کسی نباش که باهاش بتونی زندگی کنی دنبال کسی باش که بدون اون نتونی زندگی کنی

86- خدایا به من تلاش در شکست، صبر درنومیدی، رفتن بی همراه، فداکاری در سکوت،خدمت بی نان، مناعت بی غرور، عشق بی هوس و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند روزی کن

87- برای رسیدن به دوردست ها, باید از نزدیکی ها گذشت , اما رسیدن به نزدیکی ها به سهولت میسر نیست

88- جای کشتی در ساحل بسیار امنتر است ولی برای این ساخته نشده

89- سعی کن عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه که بدان می نگری

۹۰- بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را بر عریانی خویش بگشاید. هرچند آن بجز معنی رنج و پریشانی نباشد. اما کوری را هرگز بخاطر آرامش تحمل مکن

كلمات قصار

هیچ آدمی افسرده به دنیا نمی آید بلکه آدمها در طول زندگی یاد می‌گیرند که نسبت به چیزهایی که دور و برشان اتفاق می‌افتد به شکل افسرده کننده‌ای جواب بدهند.

 

(( اشتباه )) عملی است که از انسان سر می زندشما ممکن است شکست بخورید

  اما به خاطر آن تبدیل به یک (( شکست خورده )) نمی شوید.(هایدن سارجنت)

 

اگر شما می دانستید در راهی که انتخاب کرده اید چه کسی در کنار شما قدم بر می دارد ترس شما برای همیشه زائل می شد .)وین دایر)

 

 مبادا آن کس را که هرگز ما را فراموش نمی کند فراموش نکنیم .) جی . پی واسوانی"

 

اگر فکر می‌کنید:شکست می‌خوریدو یاپیروز خواهید شددر هر دو صورت درست اندیشیده‌اید.)آنتونی رابینز) 

 

 آنچه سرنوشت ما را تعیین می‌کند، شرایط زندگی‌مان نیست بلکه تصمیم‌های ماست."آنتونی رابینز"

 

 

چه فکر کني مي تواني و چه فکر کني نمي تواني ، درست فکر ميکن

 

در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هرچه بیشتر اوج می گیری ,کوچکتر می شوی

 

ما همگی به ارتباط نیاز داریم وچهار ارتباط هستند که به ترتیب اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم.

 

عشق زمینی تو را متواضع میکند تا حقیقتی بالاتر را در بیابی پس هراس به دل راه مده .

 

اگر عشق زمینی را بدون مهارت آغاز کنی چه بسا هرگز عشق فرازمینی را تجربه نکنی.

 

دردهای بزرگ برای هر روحی همیشه خوب نیست، بعضیها از همه زندگی کینه به دل میگیرند

 

سوزان تيلور

افكار انرژي هستند و شما مي‌توانيد دنياي خودتان را با افكارتان آباد يا نابود كنيد.

اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند


تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجند.


پس از آخرین دیدار با دوستانت یادت باشد که ، به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند


سعي کن يک مشت آب را در دست بفشاري. خواهي ديد که بسرعت ناپديد مي شود. اما اگر به آرامي دست ات را در همان آب رها کني مي بيني که با تمام وجود آب را حس مي کني


اگر هميشه همان کاري را که انجام داده ايد تکرار کنيد ، چيزي بيش از آنچه تا کنون به دست آورده ايد، به دست نخواهيد آورد.


بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که.خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است .بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است


خطر متفاوت بودن را بپذيريد اما بياموزيد بدون جلب توجه متفاوت باشيد.


در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد . در کنارت ژرفای آرامش را احساس میکنم و بی تو سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهد


اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد ...


اگر مي دانستي چه قدر دوستت دارم هيچ گاه براي آمدنت باران را بهانه نمي کردي
رنگين کمان من!!!

سخنان بزرگان (كلمات قصار )

هيچ چيز بي بهره تر از آن نيست كه كاري غيرضروري را بهره ورتر سازيد (پيتر دراكر)

 

همه چيز را تحقيق و بررسي كن و براي عقل و شعور خود رتبه و مقام اول را قائل شو ( فيـثاغورث)

 

پنج صفت است كه در هر كس نباشد اميد چيزي از دنيا و آخرت به او نداشته باشيد:

- كسي كه در نهادش اعتماد نبيني.    

- كسي كه در سرشتـش كرم نيابي.

- كسي كه در آفرينشـش استـواري نبيني.

- كسي كه در نفسش نجابت نيابي.

(( امام رضا (ع)- كسي كه از خدايش ترسناك نباشد.

 

هرگز كاري را كه امروز قادر به انجام آن هستي به فردا مگذار زيرا امروز همان فردايي است كه ديروز در انتظار آن بودي.

 

با روي خوش به اشتباه خود اعتراف كنيد. حتي مداد مدير عامل هم در انتهايش مداد پاك كني دارد    .(رمودبترا )

 

منطق تو را از الف به ب مي برد در حالي كه تخيل تو را به همه جا مي برد( انيشتين)

 

از ميان كساني كه براي دعاي باران به تپه مي روند، تنها كساني كه با خود چتر به همراه مي برند، به كارشان ايمان دارند  (چخوف، آنتوان )

 

يكي از راه هاي غلبه بر مسامحه كاري اين است كه فرض كنيم تنها يك روز فرصت داريم تا كارهايمان را انجام دهيم  (برايان، تريسي)

 

تجربه هميشه به نفع انسان نيست زيرا هيچ حادثه اي دو بار به يك شكل رخ نمي دهد   (چرچيل)  

 

هيچ چيز نه خوب است نه بد. بايد ديد كه فكر چگونه آن را مي پذيرد   (شكسپير)

 

ارزش يك فكر بستگي به معروفيت و اشتهار صاحب آن ندارد بلكه حقيقتي كه از فكر و كلام هر فرد ناشناخته اي تراوش مي كند داراي ارزش است  (آرينوس

 

براي موفق شدن، مرزي است در بي باكي كه بايد به آن رسيد، اما از آن عبور نكرد  (رومن رولان )

وقتي همه با من هم عقيده مي شوند تازه احساس مي كنم كه اشتباه كرده ام     (وايلد، اسكار)

 

درسي را كه ميتوان از مكتب دايناسورها آموخت اين است كه اگر چه بزرگي خوب است ولي بزرگي بيش از حد نميتواند الزاما" بهتر باشد.

جانستون، اي. آ.

 

براي پيشرفت و پيروزي سه چيز لازم است: اول پشتكار، دوم پشتكار، سوم پشتكار   (لرد بايرون)

 

براي اداره كردن خويش، از سرت استفاده كن. براي اداره كردن ديگران، از قلبت   (دالايي لاما)

 

تمام افكار خود را روي كاري كه داريد انجام مي دهيد متمركز كنيد. پرتوهاي خورشيد تا متمركز نشوند نمي سوزانند   (گراهام بل)

 

جايي كه هيچ تلاش و زحمتي وجود ندارد، هيچ نقطه قوتي هم وجود نخواهد داشت    (وينفري، اپرا)

 

هر چه خواسته هايت شفاف تر باشد توانايي ات بيشتر مي شود  (دكتر آنتوني، رابرت)

 

بذر انديشه و فكر بپاش، عمل و نتيجه درو كن (برتراند راسل)

 

هرچه سخت تر بكوشيم، تن به تسليم دادن سخت تر مي شود (وينس لومباردي)

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

موفقیت هایی كه نصیب بشریت شده عمدتا در میان تحمل و شكیبایی بوده است. )شكسپیر)

 

مراقب افکارت باش که گفتار میشود. مراقب گفتارت باش که رفتار میشود. مراقب رفتارت باش که عادت میشود.مراقب عادتت باش که شخصیت میشود ومراقب شخصیتت باش که سرنوشت را میسازد

 

انسانهای کوچک راجع به گذشته انسانهای بزرگ در مورد آینده و انسانهای ضعیف در مورد دیگران صحبت می کنند

 

سرمایه های ماورایی هر دلی ، حرفهایی است که ان دل برای نگفتن دارد.) شریعتی)

 

زندگى آن چیزى است که براى تو اتفاق می‌افتد، در حالى که تو سرگرم برنامه‌ریزی‌هاى دیگرى هستى ( جان ‌لنون)

 

دباره ی هرچه می گویی فكر كن ولی هرچه را فكر می كنی نگو. (فیلسوف هندی)

 

شادمان باش تا دوستانت بسیار شوند، غمین باش تا یكى بر جاى نماند.) الاویلر ویلكاكس(

 

عذاب وجدان، بدتر از مرگ در بیابان است. )ویکتور هوگو(

 

راه نفوذ در دیگران دانستن آرزوهایشان است...!!!

 

غصه خوردن بر نداشته ها,هدر دادن داشته هاست.

 

چنین گفت زرتشت........عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهربانی مهر بورز با آشتی آشتی كن و از جدایی جدا باش..........

 

هرگز به احساساتی که در اولین بر خورد از کسی پیدا می کنید نسنجیده اعتماد نکنید .( آناتول فرانس )

 

تصمیم خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد .( پائولوکوئیلو )

 

شاید آزادی برای یک قطار این باشه که در بین سبزه ها ودرختان بدون این که بخواد روی ریل خاصی بزارنش آزادانه زندگی کنه


این قطار گرچه آزاد است اما هیچ وقت به مقصد نمی رسد.آزادی یعنی اینکه ریلت رو به دلخواه خودت انتخاب کنی.حذف ریل حماقت است

 

اگه چیزی رو بدست نیاوردی، فراموشش کن و اگه نمی تونی چیزی رو فراموش کنی، بدستش بیار....شکسپیر

 

مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند) . آلبرت انیشتین )

 

هنگامی که دشمنت در حال اشتباه کردن است ، در کارش وقفه نینداز) . ناپلئون بناپارت)



همیشه دشمنانت را ببخش ، هیچ چیز بیش از این آنها را ناراحت نمیکند . (اسکار وایلد)

 



مذهب چيزي است كه مانع كشته شدن پولدار بدست فقير ميشود) ناپلئون بناپارت)

 

 

بهتر است دهانت را ببندی و احمق بنظر برسی ، تا اینکه بازش کنی و همه بفهمند که واقعاً احمقی !( مارک تواین)

آنچنان زندگي كن گويي كه فردا خواهي مرد ، آنچنان بياموز گويي كه تا ابد زنده خواهي ماند .) ماهاتما گاندي(


زندگي رو زياد جدي نگير ، چون هرگز از اون زنده بيرون نميري .) البرت هوبارد)


پيروزي يعني توانايي رفتن از يك شكست به شكست ديگر بدون از دست دادن اشتياق) . چرچيل وينستون)

 

هيچ ستمگري را شبيه ستمديده نديدم مگر حسود راامام حسن (ع)

 

آن كه مي تواند، انجام مي دهد؛ آن كه نمي تواند، انتقاد مي كندجرج برناردشاو

 

بردن، همه چيز نيست، اما تلاش براي بردن چرا(لومباردي)

 

اگر خاموش بنشيني تا ديگران به سخنت آورند، بهتر از آن است كه سخن بگويي و خاموشت كنند(سقراط )

 

استعداد، در فضاي آرام رشد مي كند و شخصيت، در جريان كامل زندگي(گوته )

 

آن كسي كه از رنج زندگي بترسد، از ترس در درد و رنج خواهد بود(مثل چيني)

 

درقلب هر بشري، تمنايي براي مطلق وجود دارد(ژان پل سارتر )

 

جوانمرد براي نام خدا مي ميرد و ناجوانمرد براي نان(بقراط )

 

بدترين افراد كسي است كه دايم سعي مي كند وسايل خجلت و شرمساري ديگران را فراهم سازد(ناپلئون)

 

پيشامدهاي بد از سبب هاي بد حاصل مي شود و آن چه مايه رنج ماست عموما نتيجه كاري است كه خودمان كرده ايم(اديستوفاني)

 

از افلاطون پرسيدند به چه وسيله مي توان از دشمن انتقام گرفت گفت بفضل و كرمافلاطون

 

حتي مرگ نيز به شيريني طعم حيات مي افزايد زيرا ما را نسبت به زندگاني وابسته و علاقمند مي سازد(اسمايلز)

معیار واقعی بودن تصمیم ان است که دست به عمل بزنیمانتونی رابینز

 

اجازه نده ترس تو را فلج سازد   ) مارک فیشر (

 

افرادی که از ریسک کردن میترسند به جایی نمیرسند )  مارک فیشر(

 

منشا همه بیماریها در فکر است  ) ژوزف مورفی (

 

رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد اما حتمی است  ) انتونی رابینز (

 

چنانچه نیک اندیش باشید خیر و خوشی به دنبالش خواهد امد ) ژوزف مورفی (

 

افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط ازارشان دهد ) مارک فیشر (

 

افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از دست میدهند هرگز موفق نمیشوند )  مارک فیشر(

 

اعمال ثابت ما سرنوشت ما را تعیین میکند. )  انتونی رابیتز (

 

هنگامی که تخیلات و منطق در ضدیت با هم قرار بگیرند تخیلات پیروز میشوند. )  مارک فیشر(

 

وقتی که هدف روشنی داشته باشیم احساس روشنی به ما دست میدهد. )  انتونی رابینز (

 

ترس را از خود بران و با خود بگو من با نیروی شعور خود قدرت انجام هر کاری را دارم. 

هر کس از قدرت انتخاب برخوردار است پس سلامتی و شادی را انتخاب کند.      )   ژوزف مورفی (

 

قانون زندگی , قانون باور است.  ) ژوزف مورفی (

 

اعتقادات ما اعمال افکار و احساسات ما را شکل میدهد  )  انتونی رابینز(

 

با هر تصمیمی تغییری تازه در زندگی اغاز میکنید. )  انتونی رابینز (

 

برای شروع باید باور داشته باشی که میتوانی سپس با اشتیاق شروع کنی.  ) مارک فیشر(

 

اگر نمیدانی به کجا میروی به هیچ کجا نخواهی رسید. )  مارک فیشر (

 

نبوغ در سادگی نهفته است  ) مونزارت (

 

این روشنی هدف است که به شما نیرو میبخشد ) انتونی رابینز(

 

در زندگی شکست وجود ندارد بلکه فقط نتیجه موجود است  ) انتونی رابینز(

 

تمام کسانی که ثروتمند شده اند باور داشته اند که میتوانند ثروتمند شوند. ) مارک فیشر(

 

باور به طور خود بخود به اجرا در میاید  ) ژوزف مورفی (

 

نه موفقیت و نه شکست یک شبه ایجاد نمیشود. ) انتونی رابینز (

 

به ضمیر باطن خود به صورت یک هوش زنده و یک یار موافق بنگرید )  ژوزف مورفی(

   

ترس باعث میشود تا بسیاری از مردم به رویاهایشان نرسند. )     مارک فیشر(

 

زندگی دقیقا به ما ان چیزی را میدهد که به دنبالش هستیم    )  مارک فیشر (

 

نباید مطالب غلطی که از گذشته در ذهن ما برنامه ریزی شده اند حال و اینده ما را تباه کنند  )      انتونی رابینز (

 

آرزوهی هر فرد موجب شکل گرفتن و بقای افکار او میشود )     هراکلیتوس (

 

اندیشه هایتان را عوض کنید تا سرنوشتتان عوض شود. )     ژوزف مورفی (

 

زندگی آماده است تا بسیار بیشتر از انچه تصورش را میکنید به ما بدهد.    )  مارک فیشر (

 

تنها کسانی میتوانند کارهای بزرگی انجام دهند که به قدرت ذهن ایمان دارند.  )    مارک فیشر(

 

ضمیر باطن شما سازنده بدن شماست و میتواند شما را درمان کند.  )   ژوزف مورفی (

 

دروغ هاي اعراب )تازيان

مکیاول سیاستمدار معروف ایتالیائی سده 16 در کتاب «هنر جنگ» مینویسد« اگر بخواهی ملتی را به بردگی بکشی، فرهنگ او یعنی هویت او را درهم بشکن. و اگر فرهنگ او غیر قابل خرده گیری بود، تا آنجا که بتوانی از ابزار دروغ استفاده کن و با دروغ آنرا از پای در بیاور، چون زمانی که ابزار «راستی» را در دست نداری، دروغگوئی بزرگترین عامل پیروزی است» .
این شیوه اتدیشه ای را سده ها پیش از مکیاول، نخست تازیان و سپس تازی پرستان در 00 14 سال گزشته به خوبی ( و با پیروزی نسبی» در مورد ایرانیان برای در هم کوبیدن فرهنگ و هویت آنها انجام داده اند.
امروز شیادان حرفه ای با تیترهای « استاد » ، « مورخ » ، « نویسنده» وارد میدان شده و هر روز از آستین گشاد خود دروغی را خارج کرده و آنرا بسوی مردمانی که از همه جا بی خبر نگه داشته شده ولی پاک و جستجوگر مانده هدف میگیرند.
این دروغها دور و بر چند موضوع کهنه که بارها و بارها ساختگی بودن آنها در کتابها و نوشتار های گوناگون ثابت شده میگردند :
دو خدائی بودن آئین زرتشت ، ازدواج با محارم ( نزدیکان) ، حرمسرای شاهان، یکی دو تا از گفته های نیچه فیلسوف آلمانی، افسانه بودن وجود زرتشت ، آتش پرستی در آئین زرتشت ، یاد دادن عقل و خرد بوسیله اسلام به آئین زرتشت ، دوران پیش از اسلام را عهد جهالت نامیدن ...و غیره.
ما در این سرنامه به خوانندگان ارجمند نشان خواهیم داد
که چرا این « دروغهای تاریخی » ساخته شدند و چگونه میتوان با خرد و منطق و با سادگی تمام ساختگی بودن تهمت های یاد شده را به نمایش گزاشت و بدمنشی یا سرسپردگی این دروغ پردازان را ثابت نمود.
معمولاً ، برای اینکه ببینیم یک آئین یا یک دین درباره زندگی ، جهان هستی و شیوه اندیشه و عمل کردن چه دیدگاهی دارد، ما دو منبع یا سرچشمه بنیادین در اختیار داریم : یکی کتابی است که از بنیان گزار آن آئین و دین در دست ماست و دیگری آداب و رسوم پیروان آن آئین و دین می باشد. اگر چیزی خارج از این دو سرچشمه یعنی کتاب بنیان گزار و آداب و رسوم پیروان ، گفته یا نوشته شود مسئولیتش با خود گوینده یا نویسنده خواهد بود .
در مورد بزرگ آموزگار ، زرتشت تنها کتابی که از او بما رسیده و تمام پژوهشگران جهان هم به این نتیجه رسیده اند که واژه به واژه آن کتاب مقدس نزدیک به 4000سال پیش از زبان خود زرتشت بیرون آمده کتاب « گاتها » یا سروده های اهورائی زرتشت است . از سوی دیگر میدانیم که تمام نوشته هائی که در کتاب« اوستا» هستند ، جز گاتها هیچ کدام نه تنها از بزرگ آموزگار ، زرتشت نیست بلکه سده ها پس از او حتی در دوران اسلامی بوسیله نویسندگان گمنام که ما هیج چیزی از آنها نمیدانیم نوشته شده اند. و افزون بر آن بیشتر نوشتارهای اوستا زمانی نوشته شده اند که زبان گاتها بکلی فراموش شده بود . ( مدت 2000سال ) بنابراین نوشتارهای اوستا یا نوشتارهای دیگری که در زمانهای گوناگون نوشته شده اند با اینکه دارای ارزش تاریخی و فرهنگی می باشند ولی هیچ ربطی چه از دور و چه از نزدیک به زرتشت ندارند . و آن بزرگ آموزگار ، نمیتواند مسئولیت آنها را بعهده بگیرد . این موضوع دست کم 200 سال است که روشن شده و همگی بویژه آنهائی که کتاب درباره زرتشت می نویسند و یا درباره این آئین اهورائی گفتگو میکنند از آن آگاه هستند یا باید آگاه باشند.
کتاب اهورائی گاتها یعنی تنها کتاب زرتشت، به بیشتر زبانهای دنیا ترجمه شده و آخرین ترجمه آن هم به زبان فارسی یکماه پیش بوسیله نویسنده این نوشتار از چاپ خارج شد و تا دو ماه دیگر هم ترجمه های انگلیسی و فرانسه آن در اختیار علاقه مندان قرار خواهد گرفت . در این کتاب مقدس، که تنها کتاب آسمانی برخاسته از فرهنگ ایران است، تنها از یک خدای یکتا بنام اهورا مزدا نام برده شده و هیچ خدای دیگری در برابر او وجود ندارد.
واژه اهریمن هم در هیچ کجای این کتاب نیامده و اگر هم آمده بود باز چیزی از اصل مطلب عوض نمیشد.
در این کتاب مهمترین آرمان زرتشت رهائی زمین و جاندارانی که در آن زندگی میکنند از ستم و خشم بیدادگری و آموزش یک زندگی آرام و خوشبخت و ساختن یک جامعه پیشرو و آباد می باشد . در کتاب « گاتها» زرتشت از دو شیوه اندیشیدن، سخن گفتن و عمل کردن گفتگو میکند ، یکی خوب که برراستی استوار شده که جهان را بسوی خوشبختی و شادمانی و انسانها را بسوی اهورا مزدا میبرد و دیگری بد که به دروغ پیوسته است و جهان را بسوی بدبختی و افسردگی می کشاند و از اهورا مزدا دور می نماید .
از سوی دیگر، در میان پیروان زرتشت هم ما هرگز ندیده ایم که یکنفراز آنها بگوید « ما دو خدا داریم » پس این نخستین دروغ تاریخی را چه کسی درآورده ؟ و یا به کدام یک از گفته های زرتشت در گاتها استناد کرده ؟ و برای چه منظور این دروغ را ساخته ؟ خودتان حدس بزنید !
در مورد « ازدواج با محارم » هم ما در هیچ کجای این کتاب مقدس یعنی گاتها ندیده ایم که بگوید مردمان میتوانند با خواهران و براداران خود ازدواج کنند . اصولاً در این کتاب هیچ گاه از زندگی خصوصی مردم سخن گفته نشده تا چه رسد به دستور دادن به این کار یا آن کار. در سروده هفدهم گاتها که دختر زرتشت ( پورچیستا) با یکی از پیروان آن بزرگ آموزگار ، بنام جاماسب ازدواج میکند، زرتشت روی به دختر خود کرده و میگوید: « آنکس را برای همسری خود گزینش کن که به اندیشه نیک و آئین راستی پای بند باشد، پس در این راه، بنام مزدا ، نخست با خرد خود رایزنی نما و از او پرسش کن و سپس با آگاهی و آرامش گزینش نما » ، سپس دربندهای بعدی در برابر عروس و داماد از چگونگی خوشبخت زیستن به آنها گفتگو میکند.
در میان پیروان آئین زرتشت هم ، چه در ایران و چه در هند و چه در هر کجای دیگر ما ندیده و نشنیده ایم که کسی با خواهر و برادر خود ازدواج کرده باشد . و اگر هم بر فرض کرده باشد، نه ربطی به زرتشت دارد و نه« عرش اهورا مزدا به لرزه » درخواهد آمد . مسئول کردار هر کسی هم خود اوست و نتیجه آنهم به خود همان شخص خواهد رسید و نه به شخص دیگری . اهورامزدا میخواهد که مردمان ( و همچنین جانوران و گیاهان ) در این جهان خوشبخت زندگی کنند و شکوفا شوند
و خوشبختی هر کس را در خوشبخت کردن دیگران می بیند . تنها چیزی که در آئین زرتشت بدشمرده شده دروغ و فریب و رنج دادن به مردمان و جانداران می باشد و بس.
پس آن نویسنده شیادی که این موضوع را برای نخستین بار عنوان کرده کیست؟ و شیاد دیگری که بعنوان « استاد و مورخ » آنرا به زرتشت ربط داده چه کسی یا چه کسانی میتوانند باشند؟ بازهم خودتان حدس بزنید .
در مورد « حرمسرای داریوش » هم ما هیچ مدرکی درباره آن که بوسیله ایرانیان نوشته شده باشد نداریم و کسانی که در این مورد چیزی نوشته اند میمون وار از یک عده نویسندگان اروپائی کپی برداشته اند که خود این « نویسندگان » هم از یونانیهای باستان کپی کرده اند. بر هیچکس هم پوشیده نیست که یونانیها در زمان هخامنشیان دشمنان ایران بوده اند و حتی اروپائیان هم «هرودوت» مورخ یونانی را « بزرگترین دروغگوی تاریخ » نامیده اند . همین نویسندگان هستند که اسکندر ی را که جز کشتار و آتش زدن چیز دیگری نمیدانست لقب « بزرگ » میدهند و او را به مقام خدائی می برند و کورش براستی بزرگ را ، فقط « کورش» می نا مند .
امروز روزی است که شما جوانان ایرانی برای نخستین بار پس از 1400 سال تحقیر و توهین این بار را بر دوش خود گرفته و تاریخ خود را از آغاز تا پایان خود بنویسید. مگر آمریکائی یا انگلیسی یا فرانسوی ... تاریخ خود را خود نمی نویسد ؟ چرا تاریخ ایران باید بوسیله غربیان ، تازیان یا تازی پرستان نوشته شود ؟ چرا ایرانی نتواند روزی زنجیرهای بردگی و استعمار فرهنگی عرب را درهم بشکند و فردوسی وار هویت و تاریخ و فرهنگ خود را بازسازی کند و منتظر نشود که این و آن بیگانه با چهره های گوناگون بجای او زحمت این کار را بکشد؟
در مورد نیچه در « نامه ماه» تیر ماه ( جون 2006) مقاله بلند بالایی نوشتیم و خدمات او را به آئین زرتشت ستودیم.
نخستین چیزی که ما در آئین زرتشت می آموزیم مفهوم واژه اهورا مزداست و اهورا مزدا یعنی به هستی آورنده خرد و یا همانگونه که فردوسی گفت « خدای جان و خرد » است. پس خدای ما خدای خرد و خدای زندگی است.
در این مقاله تنها هدف ما هشدار دادن به نسل جوان است که این بار دیگر در دام فریب کاران حرفه ای که با نقاب و چهره های گوناگون و زبانی چرب و نرم ظاهر میشوند نیافتند.

 اگر هخامنش...

اگر هخامنش به فراموشی سپرده شود ، گناه ماست که به فرزندانمان نیاموختیمش *
*
مگر هزارها چیز دیگرکه به فرزندانمان می آموزیم ، در کتاب های درسی آمده اند؟؟؟
*
*
پس گناه خودمان را گردن دیگری میاندازیم
*
*
خود ما چقدر آگاهی داریم؟ چقدر از پیشینه و تاریخمان اطلاع داریم
*
*
اگر آگاهی داشتیم انقدر تکرارش نمی کردیم
*
آیا میدانید : حذف بخش هخامنش از کتاب درسی تاریخ به تصویب رسید؟

آیا میدانید : فرزندان ما دیگر حتی اسم کوروش کبیر را نمیشناسند؟

آیا میدانید : 29 اکتبر روز جهانی کوروش کبیر است و این روز فقط در تقویم ایران نیست؟

آیا میدانید : چند سال دیگر ، با نابودی کامل تخت جمشید باید سپاسگذار کشورهایی چون فرانسه باشیم که چندی از تخت جمشید را در موزه های خود حفظ کردند

*
آیا میدانید ؟
*
*
ـ آیا میدانید:** اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد
.

ـ آیا میدانید : کمبوجيه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود
.

**
ـ آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد


**
ـ آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلیمات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت
. *

**
ـ آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان ۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغذ آورد


**
ـ آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد
**

ـ آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت

**
ـ آیا میدانید :** اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰ سال به طول انجامید
*
*
**
ـ آیا میدانید :** داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند

**
ـ آیا میدانید :** داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است


**
ـ آیا میدانید :** تقویم کنونی ( ماه ۳۰ روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است


**
ـ آیا میدانید :** داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند


**
ـ آیا میدانید :** داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد

**
ـ آیا میدانید :** اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد

**
ـ آیا میدانید :** داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد
*

**
ـ آیا میدانید :** فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد ...

 نام های که به تخت جمشید داده اند

نام های که به تخت جمشید داده اند ایرانیان از روزگار دیرین به کوچ نشینی علاقه مند بوده و رفتن به سردسیر و گرمسیر را همچون آیینی محترم پاس داشتند.پادشاهان هخامنشی نیز عادت باستانی کوچ کردن را فراموش نکرده و معمولا تمام سال را در یک جا به سر نمی بردند بلکه برحسب اقتضای آب و هوا هر فصلی را در یکی از پایتخت های خود سر می کردند. در فصل سرما، در بابل و شوش اقامت داشتند و در فصل گرما به همدان می رفتند که در دامنه کوه الوند بود و آب و هوایی لطیف و تازه و خنک داشت این سه شهر،"پایتخت" به معنی اداری، ---------- و اقتصادی بودند اما دو شهر دیگر هم بودند که "پایتخت آئینی" هخامنشیان به شمار می رفتند، یکی پاسارگاد که در آنجا آئین و تشریفات تاج گذاری شاهان هخامنشی برگزار می شد و دیگری پارسه که برای پاره ای تشریفات دیگر به کار می آمد.این دو شهر "زادگاه و پرورشگاه" و به اصطلاح گهواره پارسیان به شمار می رفت.گور بزرگان و نام آوران آنان در آنجا بود و اهمیت ویژه ای داشت.به عبارت دیگر اینها مراکز روحانی ایرانیان هخامنشی بودند مانند اورشلیم و واتیکان که نظر به اهمیت آئینی خود،مرکز ثقل بسیاری از حوادث بوده اند.

البته تخت جمشید از این دو بیشتر اهمیت داشته است و به همین دلیل، اسکندر مقدونی آن را به عمد آتش زد تا گهواره و تکیه گاه دولت هخمنشی را از میان ببرد و به ايرانيان بفهماند كه ديگر دوره فرمانروايي آنان به سر آمده است
.

نام اصلي اين شهرپارسه بوده كه از نام قوم پارسي گرفته شده است. آنها ايالات خود را به همان نام،پارس مي خواندند كه يونانيان پِرسيس نوشته اند و ما امروز آنرا فارس مي ناميم.پارسه،به همين صورت به عنوان نام شهر در سنگ نوشته ي خشيارشا بر جرز درگاه هاي "دروازه همه ملل"نقر شده است و در لوحه هاي عيلامي مكشوفه از خزانه و باروي تخت جمشيد هم آمده است
.

براي نمونه ترجمه يكي از الواح را كه مربوط به ساختمان دروازه همه ملل است و از خزانه تخت جمشيد به دست آمده و وضعيت كار و پرداخت مزد و نوع تخصص ها و عده ي كارگران را به خوبي نشان مي دهد در اينجا مي آوريم:"402 كَرًشَهً،615 شِكِل نقره از خزانه ي بَه ئيرشَه (پارسه) [براي]كارگران،پيشه وران در مي-ايش-پُه-سَنه (به فارس باستان،ويسًپُهً َزنَهً، يعني "همه نژاد ها" و اين مترادفي براي "دروازه همه ملل" مي تواند باشد و يا نامي براي بنائي ديگر،مثلاً دروازه نيمه تمام)در بالاي اي يَن[شايد جلو خان؟] و پرداخت كننده آنان بُريشَّه (؟) در "پارسه" است.آنها در برابر[ فرد] دريافت كنند كه شامل دو سوم مواجبشان مي شود،براي ماه باغيادي دومي [يعني ماه هفتم دومي،چون سال كبيسه بوده و ماه هفتم دوبار حساب مي شده]تا ماه وي يُخنه[ماه دوازدهم از سال پنجم پادشاهي اردشير يكم،يعني461 ق.م].788 مرد هر يك دو سوم شِكِل، 271 مرد هر كدام يك سوم شِكِل. اين را براي شش ماه مي گيرند[در حقيقت هفت ماه،اما ماه كبيسه اصلاً به حساب نمي آمده!] 40 مرد هر كدام دو سوم،يك مرد يك سوم. اينها براي چهار ماه در يافت ميكنند
".

يونانيان از اين شهر،بسيار كم اگاهي داشته اند، به اين دليل كه اينجا پايتختي اداري نبوده وطبعاً در جريان تاريخ سياسي كه مورد توجه يونانيان بوده، قرار نمي گرفته است. به علاوه احتمال دارد كه به خاطر احترام ملي وآئيني شهر پارسه، خارجيان مجاز نبوده اند به مكان هاي مذهبي رفت وآمد كنند ودرباره ي آن آگاهي هايي به دست آورند؛چنانكه تا پايان دوره قاجار،سياحان اروپايي كمتر مي توانستند به مشاهد و امام زاده هاي ايراني وارد شوند.بعضي گمان كرده اند كه در برخي از نوشته هاي يوناني از پارسه به صورت پارسَي و يا شهر ژارسيان نام برده شده است،مثلاً وقتي كتزياس مي گويد،داريوش بزرگ براي خود آرامگاهي در كوهي در "پارسُي" كند،البته مقصودش همين شهر پارسه بوده است چرا كه آرامگاه داريوش در نقش رستم و نزديك تخت جمشيد قرار دارد
.

نام مشهور غربي اين محل،پرسِه پُليس ريشه غريبي دارد.در زبان يوناني،پرسه پليس و يا صورت شاعرانه آن پِِِرسپ توليس لقبي است براي آتنه،الهه خرد،صنعت و جنگ كه "ويران كننده شهرها"معني ميدهد. اين لقب را آشيل، شاعر يوناني سده پنجم ق.م در چكامه پارسيان،به حالت تجنيس و بازي با الفاظ،در مورد "شهر پارسيان" به كار برده است ( سوگنامه پارسيان،بيت 65).اين ترجمه به عمد نادرست،به صورت ساده ترش،يعني پرسه پليس،در كتب غربي رايج گشته و از آنجا به مردم امروزي رسيده است.خود ايرانيان نام پارسه را چند قرن پس از برافتادنش فراموش كردند چون كتيبه ها را ديگر نمي توانستند بخوانند.در دوره ساساني اين محل را صد ستون مي ناميدند كه البته مقصود از اين نام،تنها كاخ صد ستون نبوده است بلكه همه بناهاي روي صفه را بدان اسم مي شناخته اند.در دوره هاي بعد،در خاطره مردم فارس،صد ستون به چهل ستون و چهل منار تبديل شد جُزفا باربارو از نخستين اروپائياني كه اين آثار را ديده است(سال 1474 ميلادي)،آن را چِل مِنار(چهل مُنار) خوانده است.پس از برافتادن هخامنشيان خط و زبان آنها نيز به تدريج نامفهوم شد و تاريخ آنان از ياد ايرانيان برفت،خاطره شان با ياد پادشاهان افسانه اي پيشدادي و نيمه تاريخي كياني در هم آميخت و بناي شكوهمند پارسه را كار جمشيد،پادشاه افسانه اي،كه ساختمانهاي پرشكوه شگرف را به او نسبت مي دادند،دانستند و كمكم اين نام افسانه اي-تخت جمشيد را بر آن بنايي تاريخي نهادند.كهن ترين منبعي كه اين محل در آن "سقصر جمشيد"ناميده شده "عجائب نامه" است كه در حدود 590 ه.ق(1384 م)نوشته شده است. واز ميان اروپاييان،توماس هربرت انگليسي كه در 1627 م به ايران سفر كرده،نخستين كسي است كه نام تخت جمشيد را از مردم شنيده و ثبت كرده است
.

از سوي ديگر،چون مورخان و مفسراني بوده اند كه جمشيد پيشدادي را همان سليمان نبي(ع) مي دانسته ا ند،فارس را كه "ملك جمشيد" بود،"ملك سليمان" خواننده اندو به همين مناسبتصفه تخت جمشيد را –كه ابن بلخي در فارسنامه به تفضيل توصيف مي كند- همه جا "سرايي كه جمشيد بنا كرده"و همچنين "مسجد سليمان" مي خواندند(مسالك و الممالك اصطخري و البلدان ابن حوقل) يا آن را "ملعب سليمان" دانسته اند (احسن التقاسيم مقدسي و نزهته القلوب حمدالله مستوفي) و براي آن احترام خاصي قائل بوده اند
.

 
 کهن ترين شهر جهان در ایران

شوش کهن ترین شهر جهان حدود 5 هزار سـال پیش از میلاد به عنوان کانون مذهبی ساکنان دشت اطراف بنیاد نهاده شد .

این شهر بـاستانی به این علت که از آغاز حیات آن تـاکنون زندگی شهری در آن جریان دارد به عنوان کهن ترین شهر جهان شناخته شده است . شوش پـایتخت عیـلام از موقعیت ممتازی برخوردار بود
.

عیلام در واقع تلفظ آشوری سرزمین "هل تم تی" به زبان عیلامی به معنای سرزمین خدایان است . این شهر از دیرباز بستر تولد و گسترش تمدن هـای بزرگی بوده ، تمدن هـایی که اکنون چهره ای ماندگار در تاریخ از آنان به جا مانده است . دراین شهر تاریخی عیلامی ها ، آشوری ها ، هخامنشیان ، سلوکیان، پارتیان ، بابلی ها وساسانیان حکمرانی داشته اند . از دیدنی های این شهر می توان به موزه شوش ، بـارگاه دانیـال نبی (ع) ، کـاخ شـاپور ، تپـه های باستانی و قلعه شوش اشاره کرد . محوطه باستانی شوش در شهر شوش ، محوطـه وسیعی را در بـر میگیرد کـه بناها و سازه های معماری بسیار متنوعی پیش از تاریخ تا دوران اسلامی را در خود جای داده است
.

کـاخ «آپـادانا» یکی از بـاشکوه تـرین کاخ های آن از شهرت عالمگیر برخوردار است و یکی از کم نظیرترین آثار باستانی جهان به شمار می رود . کـاخ آپادانا به دستور داریوش پادشاه هخامنشی درحدود سالهای 521 - 515 پیش از میلاد در شوش روی آثار و بقایای عیلامی بنا نهاده شد
.

دیوارهـای کـاخ از خشت و ستون های آن از جنس سنگ است ، کاخ داریوش دارای قسمت های مختلفی از جمله تالار بار عام ، دروازه و کاخ پذیرایی و دارای سه حیاط مرکزی است . قلعه فرانسوی ها ، تپه هـای باستانی آپادانا ، موزه شوش ، هفت تپه ، موزه هفت تپه ، زیگورات چغازنبیل و مقبره دانیال نبی (ع) از دیگر مکان های دیدنی این شهر تاریخی است . بهترین موقع برای بازدید از این شهر زمستان و بهـار است ، در اسفند و فـروردین هوای منطقه بسیار مطبوع و دلپذیر است .

 حكم دادگاه بزرگترين شهر مدفون شده ساساني را نجات داد

نزديك بود ماجراي برج جهان نما وميدان نقش جهان اصفهان اين بار در خوزستان تكرار شود كه با اقدام به جاي ميراث فرهنگي وحكم جانانه ي دادگاه همه چيز به خير و خوشي تمام شد.


کاملترين و بزرگترين شهر مدفون شده ساساني يا همان ايوان كرخه كه در سال 1310 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيدهاست بالاخر ه باحكم داد گاه نجات يافت
.
نزديك بود ماجراي برج جهان نما وميدان نقش جهان اصفهان اين بار در خوزستان تكرار شود كه با اقدام به جاي ميراث فرهنگي وحكم جانانه ي دادگاه همه چيز به خير و خوشي تمام شد
.
به گزارش CHN چندي پيش ساخت يک سيلو در حريم ايوان کرخه مشکلاتي را به وجود آورده بود كه در حال حاضربا صادر شدن راي دادگاه به نفع ميراث، متوليان ساخت اين سيلو مجبور به توقف كارو رعايت قوانين ساخت و ساز در محدوده آثار تاريخي شدند
.
طبق اين حكم اين سيلو بايد بايد تا ارتفاع 8 متر و100متر آن طرف تر از محل فعلي و به گونه اي ساخته شود که منظر فرهنگي و ديد آسماني محوطه باستاني ايوان کرخه را مخدوش نکند
.»
اي كاش مجلس با تصويب قانوني جهت دريافت استعلام از ميراث فرهنگي توسط متوليان ساخت و ساز و قبل از جانمايي محل پروژهها فكري به حال مشاجره هاي تكراري ميراث با ساير سازمان ها مي كرد واز به وجود آمدن ماجراهايي شبيه به ميدان نقش جهان اصفهان و ايوان كرخه خوزستان جلو گيري مي كرد
.

__________________
با تو این تن شکسته. داره کم کم جون میگیره. آخرین ذرات موندن. توی رگ هام نمی میره

 
 خشایار شا

کتيبه هاي خشايارشاه

آنچه که آيين داريوش بزرگ بود، آيين خشايارشاه نيز بود. اين دو بزرگوار هرچند که در اخلاق وصفات کمي با هم متفاوت بودند، اما خشايارشاه در دين و آيين، از داريوش بزرگ پيروي ميکرده است و همان جملات و عبارات و مفاهيمي را که داريوش بزرگ در کتيبه هاي خود بکار ميبرده را در کتيبه هاي خود ارائه داده است. ما نمي دانيم که آيا ماخذ و مبناي اين جملات و عبارات چه منبعي بوده است و آيا داريوش بزرگ، راساً خود چنين عباراتي را انشا کرده و يا از متن و يا متوني مقدس اقتباس کرده است. اما نظر دوم منطقي تر بنظر مي آيد. يعني داريوش بزرگ با توجه به متوني مقدس درباره اهورامزدا، متن نوشته هاي خود را تنظيم کرده است. مانند چنين عباراتي : (خداي بزرگ است اهورامزدا که آسمان را آفريد، که اين زمين را آفريد، که مردم را آفريد، که شادي را از براي مردم آفريد. )

اين جملات در آغاز اغلب کتيبه ها از داريوش بزرگ تا اردشير سوم موجود است. در پايان اغلب کتيبه ها هم به چنين عباراتي بر ميخوريم : آنچه که از کارهاي نيک بوسيله من کرده شد جز اراده و خواست اهورامزدا نبود. او مرا و خاندانم و کشورم را نگاهبان باشد.

در قسمتي از يک کتيبه خشايار شاه چنين آمده است:

چون شاه شدم، يکي از اين کشورها در حال شورش بود که به ياري اهورامزدا آنرا آرام و فرمانبر کردم، آنگاه در در ميان اين کشورها، جايي بود که مردم پرستش ديوها ميکردند و پرستشگاه هايي از براي آنان ساخته بودند. بنابر اراده و خواست اهورامزدا، من آن پرستشگاه ها را خراب کردم و همه جا گفتم که ديوان را نبايستي پرستيد و فرمانم روان گشت. جايي که پيش از آن ديوان پرستيده ميشدند، من در آنجا اهورامزدا را با فروتني ستايش کردم و کارهايي اين چنين کردم و همه را بنابر اراده و ياري اهورامزدا به انجام رسانيدم.

اي تويي که در آينده زنده خواهي بود، اي تويي که پس از اين زندگي خواهد کرد، هرگاه برآني تا در زندگي شادکام باشي، هرگاه خواهاني که در مرگ، آرام و آسوده باشي، راه اهورامزدا را برگزين.

همسر يهودي خشايارشاه

کتاب استر، گوياي اين حقيقت است که خدا بر آنچه در جهان ميگذرد تسلط دارد. (استر) ، طالب رضاي خداست، لذا خداوند نيز او را در جهت رهايي قوم اسرائيل از يک قتل عام حتمي بکار ميگيرد و توسط او آنان را نجات دهد .

خشايار شاه، پادشاه پارس، از همسر خود ( ملکه وشتي) بسيار عصباني ميشود، زيرا او از آمدن به ضيافت ملوکانه سر باز زده بود. بنابراين، پادشاه، ملکه را خلع ميکند و بجاي او ( استر) را که يک دختر يتيم يهودي بود به همسري بر ميگزيند. (مردخاي) پسر عموي (استر) ، که در ضمن قيم (استر) نيز بود، به (استر) نصيحت ميکند که يهودي بودنش را از مردم پنهان سازد. خشايار شاه، رئيس الوزرايي داشت به نام (هامان) . هامان مردي متکبر بود و از همه انتظار داشت در مقابلش تعظيم کنند. هنگامي که (مردخاي) از تعظيم کردن او امتناع ميورزد، هامان سخت خشمگين ميشود و در صدد تلافي بر مي آيد. او پادشاه را بر آن ميدارد تا دستور قتل عام يهوديان را صادر کند. پادشاه، غافل از موضوع يهودي بودن (استر) ، دستور را صادر ميکند. (هامان) فوري دست بکار ميشود و يک دار براي اعدام (مردخاي) تهيه ميبيند. مرد خاي براي (استر) پيغام ميفرستد و او را از موضوع آگاه ميسازد. (استر) جان را بر کف مينهد و به پادشاه اعلام ميدارد که يهوديست و جزو کساني است که مطابق فرمان شاه بايد قتل عام شوند. پادشاه چنان عصباني ميشود که دستور ميدهد (هامان) را روي چوبه داري که براي (مردخاي) تهيه کرده بود اعدام کنند. سپس (مردخاي) را بجاي هامان به مقام رئيس الوزراء منصوب ميکنند.

امروزه يهوديان به يادگار آن روز که به همت (استر) از قتل عام رهايي يافتند، جشن پوريم را همه ساله برگزار ميکنند .

__________________
"
اهورا مزدا این سرزمین پارس را
از سپاه دشمن.دروغ و خشکسالی محفوظ دارد
"

 
 

خلیج برای همیشه خلیج فارس است

Gulf is Forever Persian Gulf

 
 بابک( پاپک) خرمدین

در بهار سال ٢١٦خ سپاه امدادي خليفه با سي ميليون درهم كمك مالي به بَرزَند رسيد؛ و افشين حملاتش به بابك را ازسر گرفت. افشين ابتدا به كلان‌رود منتقل شده درآنجا اردو زد و برگرد خويش خندق كشيد. به زودي يك لشكر بابك تحت فرمان آذين- برادرِ بابك- به سوي كلان‌رود حركت كرد. نبرد سپاهيان افشين و بابك در يكي ازدره‌هاي تنگ كوهستاني درگرفت، كه تفاصيل آن‌را طبري ذكر كرده ولي نتيجه‌ي آن را معلوم نميدارد. ازآنجا كه اين تفاصيل از روي سند كتبي گزارش افشين نوشته شده، ميتوان پنداشت كه افشين اين بار نيز با شكست مواجه شده ولي شكست خود را در نامه‌اش منعكس نكرده باشد. دراين ميان لشكرهاي امدادي پيوسته از بغداد ميرسيد. افشين پيشروي آهسته در گذرگاههاي كوهستاني به سوي قرارگاه بابك را ادامه داد. او بر هركدام از گذرگاههاي استراتژيك دست مي‌يافت دژي بنا ميكرد و پيرامونش را خندقي ميكشيد و لشكري درآن مي‌گماشت تا تحركات احتمالي روستائيان منطقه را زير نظر بگيرد. بدين ترتيب افشين به قرارگاه بابك در منطقه‌ي بذ در کلیبر نزديك شد. ازاين به بعد نام بخاراخدا از فئودالهاي بزرگِ ايراني‌تبارِ سغد بعنوان يكي از فرماندهان برجسته‌ي سپاه افشين به ميان مي‌آيد. استقرار افشين برفراز يكي از بلنديهاي مشرف بر بذ دركنار رودرود ماهها بطول انجاميد. بابك دسته‌جات مسلحش را به گذرگاههاي كوهستاني ميفرستاد تا دسته‌جات افشين را به دام افكنند، و خودش در قرارگاهش در برابر ديدگان افشين موضع گرفته بود و همه‌روزه جشن شادي برپا ميكرد و افرادش ناي و دهل ميكوفتند و پايكوبي ميكردند و سرود ميخواندند و افشين خائن به ایران را به استهزاء ميگرفتند. دريكي از روزها بابك مقاديري خيار و سبزيجات و هندوانه براي افشين هديه فرستاد و به او پيام داد كه مي‌بينم شما جز كُماچ و شوربا چيز ديگري براي خوردن نداريد؛ دلم برايتان ميسوزد و اميدوارم اين هدايا دلتان را نيز نسبت به ما نرم كند . افشين كه ميدانست هدف بابك ازاين كار برآورد نيروي او باشد سردسته‌ي اين مأموران را با گروهي از افرادش فرستاد تا سه خندق بزرگ و ديگر خندقها را بازديد كند و خبرش را براي بابك ببرد، شايد بابك دست از مقاومت برداشته و تسليم شود .

در شهريورماه ٢١٦خ و زماني كه روستائيان سرگرم كار در مزارع و باغستانها بودند، حمله‌ي افشين به شهر بذ (مركز بابك) با سپاهی عظیم آغاز شد. چون افشين به نزديكي بذ رسيد و بابك فقط سرداران خود را در کنارش دید راهی به جز فریب افشین خائن ندید . به همین جهت شخصی به نزد او فرستاده پيام داد كه چنانچه او تعهد بسپارد كه به وي و مردانش آسيب نرسد، شهر را به او تسليم خواهد كرد. افشين پاسخ مساعد داد و بابك شخصا از دژ بيرون آمد تا با افشين مذاكره كند. افشين نيز وقتي دانست كه بابك درحال نزديك شدن به اواست به طرف او رفت. چون بابك و افشين در فاصله‌ئي ازهم قرار گرفتند كه ميتوانستند صداي يكديگر را بشنوند، بابك به او گفت: حاضرم كه تسليم شوم ولي مهلت ميخواهم كه خود را آماده كنم. افشين گفت: چندبار به تو گفتم كه بيا و تسليم شو، ولي قبول نكردي. اكنون نيز دير نيست، اگر امروز تسليم شوي بهتر از فردا است. بابك گفت: من تصميم خودم را گرفته‌ام و تسليم ميشوم؛ ولي بايد تعهدنامه‌ي كتبي خليفه را برايم بياوري تا اطمينان يابم كه چنانچه تسليم شوم نه به خودم و نه به افرادم گزندي نخواهد رسيد. افشين به او قول داد كه چنين خواهد كرد .


ولي بابک که افشین را فردی خائن و ضد ایرانی می دانست افشین را فریب داده بود و در اندیشه پیروزی در جنگ بود . در همان لحظاتي كه بابك با افشين درحال مذاكره بود و به افسرانش پيام فرستاده بود كه دست از نبرد بكشند تا به ظاهر با افشين به نتيجه برسد، تيپهاي سپاه افشين وارد شهر بذ شدند وآتش در شهر افكندند و شهر را ويران کردند . گروهي به فراز كاخ بابك رفتند تا پرچم اسلام برافرازند. گروههاي بسياري در كوچه‌ها در حركت بودند وآتش به خانه‌ها مي‌افكندند و شهرها را ویران کردند و خبر این جنایات بر بابك رسید و سریعا محل مذاكره را ترك كرده به شهر برگشت شايد بتواند شهر را نجات دهد. ولي دير شده بود. كشتار و تخريب و نفرت‌افكني و آتش‌زني تا پايان روز ادامه يافت، كليه‌ي مدافعان شهر به قتل آمدند، و افراد خانواده‌ي بابك دستگير شده به نزد افشين فرستاده شدند. درپايان روز كه سپاه افشين به خندقشان برگشتند، بابك و مرداني كه همراهش بودند به شهر وارد شدند و پس از ديدن ويرانيها از شهر رفته در دره‌ئي دركنار هشتادسر مخفي شدند. روز ديگر نيز به روال همانروز تخريب و آتش‌زني ازسر گرفته شد و اين كار تا سه روز ادامه داشت تا شهر به‌كلي سوخت و اثري ازآبادي برجا نماند .
افشين به همه‌ي كلانتران روستاهاي اطراف، ازجمله به ديرها و كليساهاي مسيحيان كه در همسايگي آذربايجان درخاك ارمنستان بودند نامه نوشت كه هرجا از بابك خبري به دست آورند به او اطلاع دهند و پاداش نيكو دريافت كنند. بابك با دوبرادرش و مادر و همسرش گل‌اندام راهی جنگلهای ارمنستان و آران شدند. كساني به افشين خبر دادند كه بابك و چندتن از يارانش در يك دره‌ي پردرخت وگياه درمرز آذربايجان وارمنستان مخفي است. افشين برگرداگرد آن دره دسته‌جات مسلح مستقر كرد تا از هرراهي كه بيرون آيد دستگيرش كنند. او ضمنا امان‌نامه‌ي خليفه را كه ميگفت درآن روزها رسيده به افرادِ بابك كه اسيرش بودند نشان داد، و به يكي از برادرانِ بابك و چندتني از كسانش كه اجبارا تسليم شده بودند سپرد وگفت: من انتظار نداشتم كه به اين زودي نامه‌ي خليفه برسد، و اكنون كه رسيده است صلاح را درآن ميدانم كه براي بابك بفرستم. او ازآنها خواست كه نامه را برداشته براي بابك ببرند و راضيش كنند كه بيايد و خود را تسليم كند. آنها گفتند كه محال است بابك تن به تسليم دهد؛ زيرا كاري كه نمي‌بايست اتفاق مي‌افتاد اكنون اتفاق افتاده و جائي براي آشتي باقي نمانده است. افشين گفت: اگر اين‌را برايش ببريد او شاد خواهد شد . سرانجام دوتن از یاران بابك حاضر شدند نامه را ببرند. پسر بابك نامه‌ئي همراه اينها خطاب به پدرش نوشته به او اطلاع داد كه اينها با امان‌نامه‌ي خليفه به نزدش آمده‌اند و او صلاح را درآن ميداند كه وي خود را تسليم كند . چون فرستادگان به نزد بابك رسيدند بابك به آنها و به پسرش كه نامه به وي نوشته بود دشنام داد و گفت اگر اين جوان پسر من بود بايد مردانه ميمُرد نه اينكه خودش را به دشمن تسليم ميكرد . به آن دونفر نيز گفت كه شما اگر مرد بوديد نبايد اكنون زنده مي‌بوديد تا پيام دشمن را به من برسانيد؛ زيرا مردن در مردي بهتر است از لذتِ زندگي چهل‌ساله در نامردي . سپس يكي ازآنها را دردم كشت و ديگري را با همان امان‌نامه‌ي خليفه باز فرستاد، و گفت به پسرم بگو كه حيف ازنام من كه برتواست. اگر زنده بمانم ميدانم با تو چه كنم .

بعد ازآن بابك دريكي از روزها با همراهانش ازدره خارج شده به سوي ارمنستان به راه افتاد. افراد افشين كه از بالا نگهباني ميدادند آنها را ديده تعقيب كردند. بابك و همراهانش به چشمه‌ساري رسيدند و ازاسب پياده شدند تا استراحت و تجديد نيرو كنند و غذائي بخورند. افراد تعقيب‌كننده برآن بودند كه بابك را غافلگير كنند، ولي هنوز به نزد بابك نرسيده بودند كه بابك وجودشان را احساس كرده خود را برروي اسب افكند و ازجا درپريد. سواران تعقيبش كردند. زن و مادر و يك برادر بابك دستگير شدند. بابك وارد خاك ارمنستان شد و چون خسته وگرسنه بود به يك مزرعه رفت كه چيزي بخرد. سرانِ آن روستا نيز مثل ديگر روستاها پيام افشين را دريافته بودند، و ميدانستند كه اگر بابك را تحويل دهند جائزه دريافت خواهند كرد. يكي از كشاورزان با ديدن بابك كه رخت برازنده دربر داشت و سوار براسبي نيكو بود وشمشيري زرين حمايل كرده بود، گمان كرد كه او شايد بابك باشد. لذا خبر به كشيش روستا برد. كشيش چند نفر را برداشته به سرعت خودش را به بابك رساند كه درحال غذا خوردن بود. او به بابك تعظيم كرده دستش را بوسيده گفت: من از دوستداران توام، و ازتو ميخواهم كه به مهماني به خانه‌ام بيائي. دراين روستا و اطراف آن همه‌ي كشيش‌ها دوستدار توهستند و اگر با ما باشي آسيبي به تو نخواهد رسيد . بابك كه خسته و درمانده بود، فريب احترامها و وعده‌هاي كشيش را خورد و همراه او وارد خانه‌اش شد. كشيش از همانجا شخصی را به نزد افشين فرستاد تا به وي اطلاع دهند كه بابك درخانه‌ي اواست. افشين يكي از افرادش را به نزد كشيش فرستاد تا بابك را شناسائي كند و نسبت به درستي پيام كشيش اطلاع يابد. كشيش به فرستاده‌ي بابك رخت طباخان پوشاند، و وقتي آن مرد سيني غذا را براي بابك و كشيش برد بابك ازكشيش پرسيد: اين مرد كيست؟ كشيش گفت: ايراني است و مدتي پيشتر مسيحي شده و به ما پيوسته در اينجا زندگي ميكند. بابك با مرد حرف زد و پرسيد اگر مسيحي شده چه ضرورتي داشته كه اينجا باشد. مرد گفت: من از اينجا زن گرفته‌ام. بابك به شوخي گفت: ازمردي پرسيدند ازكجائي؟ گفت: ازآنجا كه زن گرفته‌ام .

به‌هرحال كشيش به افشين پيام داد كه دودسته‌ي مسلح را به نقطه‌ي مشخصي بفرستد، و روزي را نيز مقرر كرد كه بابك را به بهانه‌ي شكار به آنجا خواهد بُرد. اين عمل براي آن بود كه او نميخواست بابك را در خانه‌اش تحويل مأموران افشين بدهد، زيرا ازآن ميترسيد كه بابك زنده بماند و دوباره جان بگيرد و ازاو انتقام بكشد. طبق قراري كه در پيامش به افشين داده بود، كشيش يكروز به بابك گفت: چند روزي است كه درخانه نشسته‌اي و ميدانم كه ازاين حالت دلگير و خسته‌اي. اگر تمايل داري من زميني دارم كه آهوان بسياري درآنجا يافت ميشوند، و چندتا باز شكاري نيز دارم كه گاه آنها را با خود به شكار مي‌برم. بيا فردا به شكار برويم . بابك درخلال چند روزي كه مهمان كشيش بود ازاو و اطرافيانش رفتارهاي نيكي ديده و كاملا به او اعتماد يافته بود. افشين دودسته‌ي مسلح از افراد برجسته‌اش را همراه دو افسر از خاندان ايراني سُغد به نامهاي پوزپاره و ديوداد به محلي كه كشيش تعيين كرده بود فرستاد تا كمين كنند و درلحظه‌ي مناسب برسر بابك بتازند و دستگيرش كنند. بابك در روز مقرر همراه كشيش به شكار رفت ولي خودش شكارِ پوزپاره و ديوداد گرديد. وقتي بازداشتش كردند و دستهايش را ازپشت مي‌بستند، رو به كشيش كرده به او دشنام داد و گفت: مردك! اگر پول ميخواستي من ميتوانستم بيش ازآنچه اينها به تو خواهند داد بدهمت. مطمئنم كه مرا به بهاي اندك فروخته‌اي .

روزي كه قرار بود بابك را وارد برزند (اقامتگاه افشين) كنند، افشين مردم شهر و بسياري از مردم روستاهاي دور و نزديك را در ميدانِ بزرگي در بيرون شهر در دوسو گرد آورد و ميانشان فاصله‌ي كافي گذاشت تا بابك بگذرد و همه به او بنگرند و بدانند كه كارِ بابك تمام است. ساعتي كه بابك را در زنجيرهاي گران از ميان دوصفِ مردم ميگذراندند، شيون زنان وكودكان بلند شد كه براي رهبر محبوبشان ميگريستند و برسر وسينه ميزدند. افشين با صداي بلند خطاب به زنهاي شيون‌كننده گفت: مگر شما نبوديد كه ميگفتيد بابك را دوست نداريد؟ زنان با شيون جواب دادند: او اميد ما بود و هرچه ميكرد براي ما ميكرد . برادر بابك نيز مثل بابك نزد يكي از كشيشان پنهان شده بود. ويرا نيز آن كشيش به مأموران افشين تحويل داد .

موضوع بابك چنان براي خليفه بااهميت بود كه وقتي خبر دستگيريش را شنيد جايزه‌ي بزرگي براي افشين فرستاد و به او نوشت كه هرچه زودتر ويرا به پايتخت ببرد. فرستادگان خليفه همه‌روزه به آذربايجان اعزام ميشدند تا با افشين درتماس دائم باشد و او بداند كه چه وقت و چه ساعتي افشين و بابك به پايتخت خواهند رسيد؛ و برفراز تمام بلنديهاي سرراه و دركنار جاده ديدبان گماشت تا هرگاه افشين را ببينند به يكديگر جار بزنند و همچنان اين جارها تكرار شود تا به خليفه برسد. او همه‌روزه هيئتي را همراه با هدايا و اسب و خلعت به نزدِ افشين ميفرستاد تا قدرداني از خدمت افشين را به بهترين وجهي نشان داده باشد. افشين در ديماه ٢١٦خ با شوكت و شكوه بسيار زيادي وارد پايتخت خليفه گرديده به كاخي رفت كه به خودش تعلق داشت و بابك را نيز درآن كاخ زنداني كرد. چون هوا تاريك شد و مردم به خواب رفتند، خليفه به يكي از محرمانش مأموريت داد تا بطور ناشناس به نزد بابك برود و اورا ببيند و بيايد اوصافش را به او بگويد. آن مرد چنان كرد، و افشين وي‌را بعنوان مأمور حامل آب به اطاقي برد كه بابك درآن زنداني بود. خليفه وقتي اوصاف بابك را ازاين محرم شنيد، براي اينكه بابك را ببيند و بداند اين مرد چه عظمتي است كه ٢٢ سال مبارزاتِ مداوم و خستگي‌ناپذيرش پايه‌هاي دولتِ اسلامي را به لرزه افكنده است، نيم‌شبان برخاسته رخت ساده برتن كرد و وارد خانه‌ي افشين شده بطور ناشناس وارد اطاق بابك شد و بدون آنكه حرفي بزند يا خودش را معرفي كند، دقايقي دربرابر بابك برزمين نشست و چراغ دربرابر چهره‌اش گرفته به او نگريست .

بامداد روز ديگر خليفه با بزرگان دربارش مشورت كرد كه چگونه بابك را درشهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند ويرا ببينند. بنا بر نظر يكي از درباريان قرار برآن شد كه ويرا سوار بر پيلي كرده در شهر بگردانند. پيل را با حنا رنگ كردند و نقش و نگار برآن زدند؛ و بابك را در رختي زنانه و بسيار زننده و تحقيركننده برآن نشاندند و درشهر به گردش درآوردند. پس ازآن مراسم اعدام بابك با سروصداي بسيار زياد با حضور شخص خليفه برفراز سكوي مخصوصي كه براي اين كار دربيرون شهر تهيه شده بود، برگزار شد. براي آنكه همه‌ي مردم بشنوند كه اكنون دژخيم به بابك نزديك ميشود و دقايقي ديگر بابك اعدام خواهد شد، چندين جارچي در اطراف و اكناف با صداي بلند بانگ ميزدند نَوَد نَوَد اين اسمِ دژخيم بود و همه اورا ميشناختند .


ابن الجوزي مينويسد كه وقتي بابك را براي اعدام بردند خليفه دركنارش نشست و به او گفت: تو كه اينهمه استواري نشان ميدادي اكنون خواهيم ديد كه طاقتت دربرابر مرگ چند است! بابك گفت: خواهيد ديد. چون يك دست بابك را به شمشير زدند، بابك با خوني كه از بازويش فوران ميكرد صورتش را رنگين كرد. خليفه ازاوپرسيد: چرا چنين كردي؟ بابك گفت: وقتي دستهايم را قطع كنند خونهاي بدنم خارج ميشود و چهره‌ام زرد ميشود، و تو خواهي پنداشت كه رنگ رويم از ترسِ مرگ زرد شده است. چهره‌ام را خونين كردم تا زرديش ديده نشود . به این ترتیب دستها و پاهاي بابك را بریدند . چون بابك برزمين درغلتيد، خليفه دستور داد شكمش را بدرد. پس از ساعاتي كه اين حالت بربابك گذشت، دستور داد سرش را از تن جدا كند. پس ازآن چوبه‌ي داري در ميدان شهر سامرا افراشتند و لاشه‌ي بابك را بردار زدند، و سرش را خليفه به خراسان فرستاد .

آخرین گفتار بابک ( به نوشته کتاب حماسه بابک اثر نادعلی همدانی ) :

تو این معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت .من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد .

من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند .مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند . اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند .

مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد . و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود :

" پاینده ایران "

روز اعدام بابک خرمدین و تکه تکه کردن بدنش در تاریخ 2 صفر سال 223 هجری قمری انجام گرفت که مسعودی در کتاب مشهور مروج الذهب این تاریخ را برای ایرانیان بسیار مهم دانسته است . اعدام بابك چنان واقعه‌ي مهمي تلقي شد كه محل اعدامش تا چند قرن ديگر بنام خشبه‌ي بابك یعنی چوبه‌ي دار بابك در شهرِ سامرا كه در زمان اعدام بابك پايتخت دولت عباسي بود شهرت همگاني داشت و يكي از نقاط مهم و ديدني شهر تلقي ميشد . برادر بابك يعني آذين را نيز خليفه به بغداد فرستاد و به نايبش در بغداد دستور نوشت كه اورا مثل بابك اعدام كند. طبري مينويسد كه وقتي دژخيمْ دستها و پاهاي برادر بابك را مي‌بُريد، او نه واكنشي از خودش بروز ميداد و نه فريادي برمي‌آورد. جسد اين مرد را نيز در بغداد بردار كردند . بدين ترتيب كار بابك پس از ٢٢ سال پيروزي پي‌درپي و وارد آوردن شش شكست بزرگ بر شش‌تا از بهترين فرماندهان ارتش عباسي، و پس از اميدهاي فراواني كه روستائيان ايران به او بسته بودند، با توطئه‌ي نماينده‌ي عيسا مسيح و یک شاهزاده خائن ایرانی به پايان رسيد . تاريخ بداند كه مدعيان توليت دين در هردين و مذهبي دشمن توده‌هاي تحت ستم و همدست زورمندانند، و اين امر منحصر به متوليان يك دين خاص نيست، بلكه كشيشان مسيحي نيز با همه‌ي مدعاهائي كه ارائه ميكنند .

امروزه ایرانیان آزاده از 10 تا 13 تیر ماه هر سال بر قلعه سر به فلک کشیده این سردار بزرگ گرد هم می آیند و مراسم زادروزش را گرامی می دارند . مردم ایران از شهرهای مختلف راهی کلیبر در شمال اهر می شوند . متاسفانه عده ای از ضد ایرانیان متحجر و وطن فروش نیز از این گردهم آیی ملی سو استفاده میکنند و با برافراشتن پرچمهای ترکیه و جمهوری آران ( آذربایجان ) سعی به انحراف کشیدن این یابود میکنند . این افراد که به پان ترکیسم مشهور هستند باقی مانده سید جعفر پیشه وری گجستک هستند که با امکانات روسهای متجاوز سعی در متلاشی کردن ایران داشت . به همین منظور همه ساله سپاه پاسداران دورادور کل این مراسم را تحت کنترل خود دارند .

 
 کوتاه ولی کامل از بهرام چوبین

اسپهبد (بهرام مهران) معروف به (بهرام چوبین) از قهرمانان ملی ایران

در دوران ساسانیان به شمارمی رود. او در ری به دنیا آمده بود و از خانواده مهران بود. در دوران ساسانیان بهترین افسران ارتس ایران از خاندان مهران برخاسته بودند. بهرام به علت بلندی قد و عضلانی بودن اندام به چوبین (مانند چوب) معروف شده بود.وی از سوی شاهنشاه ایران ، خسرو هرمز فرمانروا چارک شمال غربی بود(یک چهارم قلمرو ایران، از ری تا مرز شمالی گرجستان و داغستان کنونی شامل ارمنستان، آذرپایگان و کردستان). در آن زمان، ایران به چهار ابراستان تقسیم شده بود که هرکدام را چارک نوشته‌اند. وی از میهندوستان بنام ایرانی است که وفاداری خود را به اثبات رسانده‌است.برخی از تاریخ نگاران بر این باورند که دودمان سامانیان که باعث احیای فرهنگ و زبان فارسی شد از نسل بهرام چوبین هستند.

کارهای بزرگ:

بهرام چوبین هنگام بازدید از محل فوران نفت خام در ناحیه بادکوب (باکو) در ساحل جنوبی غربی دریای مازندران و آگاهی از قدرت اشتعال این ماده، تصمیم گرفت که از آن نوعی سلاح تعرضی ساخته شود و این کار به مهندسان ارتش واگذار شد. ظرف مدتی کوتاهتر از یک سال، پیکانی ساخته شد که بی شباهت به راکت‌های امروز نبود و این پیکان حامل گوی دوکی شکل آغشته به نفت خام بود که از روی تخته‌ای که بر پشت قاطر قرارداشت با کشیدن زه پرتاب می‌شد. طرز پرتاب آن بی شباهت به کمان نبود. دستگاه از یک زه (روده خشک شده) و چوب گز (نوعی درخت مناطق خشک) ساخته شده بود که آن را بر تخته سوار می‌کردند و دارای یک ضامن بود و پنج مردخدمه آن را تشکیل می‌دادند که دو نفر از آنان کمانکش بودند، نفر سوم نشانه گیری می‌کرد و فرمانده این آتشبار بود، مرد چهارم مامور شعله ورساختن قسمت آغشته به نفت خام (پیکان) بود و مهمات رسانی می‌کرد و نفر پنجم مواظب قاطر بود و از هر واحد آتشبار، هشت نیزه دار دفاع می‌کردند.

جنگ با چینی ها:

۲۸ نوامبر سال ۵۸۸ میلادی ، ارتش ایران در جنگ با خاقان «شابه» در بلخ از سلاح تازه‌ای که در آن نفت خام بکار رفته بود استفاده کرد. در این جنگ فرماندهی ارتش ایران را ژنرال بهرام مهران معروف به بهرام چوبین برعهده داشت که در تاریخ نظامی جهان از او به عنوان یک نابغه رزم نام برده‌اند.«هرمز» شاه وقت از دودمان ساسانیان، وقتی شنید که خاقان شمال غربی چین وارد اراضی ایران در شمالشرقی خراسان (تاجیکستان فعلی و شمال افغانستان) شده، بلخ را مرکز خود قرار داده و عازم تصرف کابل و بادغیس است ژنرالهای ایران را به تشکیل جلسه‌ای در شهر تیسفون (مدائن نزدیک بغداد) پایتخت آن زمان ایران فراخواند و تصمیم خود را به اخراج خاقان از ایران به آنان اطلاع داد و خواست که ترتیب کار را بدهند. هرمز گفت که طبق آخرین اطلاعی که به ارتشتاران سالار (ژنرال اول ارتش ایران) رسیده، «خاقان شابه» دارای ۳۰۰ هزار مرد مسلح و چند واحد فیل جنگی است.ژنرالها پس از تبادل نظر، بهرام چوبین را برای انجام این کار خطیر برگزیدند و او پذیرفت. بهرام از میان ارتش پانصد هزار نفری ایران، ۱۲ هزار مرد جنگدیده ۳۰ تا ۴۰ ساله (میانسال) را برگزید که اضافه وزن نداشتند و میهندوستی آنان قبلا به ثبوت رسیده بود و بیش از سایرین قادر به تحمل سختی بودند و در جنگ سواره و پیاده تجربه داشتند. وی به هر سرباز سه اسب اختصاص داد و با تدارکات کافی عزم بیرون راندن زردها را از خاک وطن کرد.بهرام به جای انتخاب راه معمولی، از تیسفون به اهواز رفت و سپس از طریق یزد و کویر خود را به خراسان رساند به گونه‌ای که خاقان متوجه نشده بود. بهرام که در جنگ اعتقاد به روحیه سرباز بیش از هر ابزار دیگر داشت هر دو روز یک بار سربازان را جمع می‌کرد و برای آنان از اهمیت وطندوستی و رسالتی که هر فرد در این زمینه دارد سخن می‌گفت و آنان را امید ایرانیان می‌خواند ـ مردمانی که می‌خواهند آسوده و در آرامش و با فرهنگ خود زیست کنند.خاقان زمانی از این لشکر کشی آگاه شد که بهرام تنها چهار روز تا بلخ فاصله داشت، و چون شنید که بهرام با کمتر از ۱۳ هزار نفر آمده‌است چندان نگران نشد و با تمامی مردان قادر به حمل سلاح خود که مورخان یکصد تا سیصد هزار تن گزارش کرده‌اند به مقابله با بهرام شتافت.بهرام به واحدهای آتشبار (نفت اندازان) توصیه کرد که حمله را با پرتاب پیکانهای شعله ور آغاز کنند و ادامه دهند تا آرایش سپاهیان خاقان بر هم خورد و قادر به تنظیم آن هم نباشند و به سواران کماندار (اسواران) گفت که هم‌زمان با حمله نفت اندازان با تیر چشم فیلها را هدف قرار دهند، و در این جریان، خود با دو هزار سوار زبده قرارگاه خاقان را مورد حمله قرار داد. خاقان که انتظار حمله مستقیم به مقر خود را نداشت دست به فرار زد که کشته شد، سپاه عظیم او متلاشی گردید و پسر وی نیز بعدا به اسارت درآمد و جنگ فقط یک روز طول کشید که از شگفتی‌های تاریخ نظامی جهان است.

پیکار با خسرو پرویز:

هنگامی که بهرام سرگرم پس راندن خاقانیان به آن سوی کوههای پامیر و سین کیانگ امروز بود، شنید که در پایتخت، پسر شاه (خسرو پرویز) بر ضد پدرش کودتا کرده‌است که برق آسا خود را به تیسفون در ساحل دجله رساند. خسرو پرویز فرار کرد و به امپراتور روم پناهنده شد و بهرام تا تعیین شاه بعدی زمام امور را به دست گرفت که پرویز فراری با دریافت کمک از امپراتور وقت روم به جنگ او آمد. قسمتی از ارتش ایران هم به پرویز پیوستند که بهرام پس از چند زد و خورد مختصر، خروج از صحنه سیاست را بر ادامه برادرکشی و قتل ایرانی به دست ایرانی که امری ناپذیرفتنی بود ترجیح داد و به خراسان بازگشت و تا پایان عمر در همانجا باقی ماند. به نوشته برخی از تاریخ نگاران، سامانیان که باعث احیاء زبان فارسی و فرهنگ ایرانی شدند از نسل بهرام چوبین هستند.

 
 آرش کمانگیر

اسطوره آرش کمانگیر از داستان‌هایی است که در اوستا آمده و در شاهنامه از آرش در سه جا با افتخار نام برده شده ولی داستان آرش در شاهنامه نیامده است. در کتاب‌های پهلوی و نیز در کتاب‌های تاریخ دوران اسلامی به آن اشاراتی شده‌است. ابوریحان بیرونی، در کتاب خود به نام «آثارالباقیه» به هنگام توصیف «جشن تیرگان»، داستان آرش را بازگو می‌کند و ریشه این جشن را از روز حماسه آفرینی آرش می‌داند. در اوستا آرش را اِرِخشه خوانده‌اند و معنایش را نیز کسانی معناهایی کرده‌اند: از آن دسته «تابان و درخشنده»، «دارنده ساعد نیرومند» و «خداوند تیر شتابان». در اوستا بهترين تيرانداز ارخش ناميده شده است که گمان بر اين است که همان آرش باشد. بعضی معنی آرش را درخشان دانسته‌اند. و برخی معتقدند که منظور از آرش، حاکم پارتی گرگان بوده که به زور تير و کمان دشمن را (به احتمال زياد سکاها را) از مرز ايران دور کرده است

داستان آرش

در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسياب سپاهيان ايران را در مازندران محاصره مي کند. سرانجام منوچهر پيشنهاد صلح می‌دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را می‌پذیرند و قرار بر اين می‌گذارند که کمانداری ایرانی برفراز البرزکوه تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد. آرش از پهلوانان ايران داوطلب این کار می‌شود. به فراز دماوند می‌رود و تیر را پرتاب می‌کند. تیر از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود جيحون یا آمودریا بر درخت گردويی فرود مي آيد. و آنجا مرز ایران و توران می‌شود. پس از اين تيراندازی آرش از خستگی می‌ميرد. آرش هستی‌اش را بر پای تیر می‌ریزد؛ پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش می‌شود و جانش در تیر دمیده می‌شود. مطابق با برخی روايت ها اسفندارمذ تير و کمانی را به آرش داده بود و گفته بود که اين تير خيلی دور می رود ولی هر کسی که از آن استفاده کند، خواهد مرد. با اين وجود آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تير و کمان استفاده کند.

بسیاری آرش را از نمونه‌های بی‌همتا در اسطوره‌های‌ جهان دانسته‌اند؛ وی نماد جانفشانی در راه میهن است.

نحوه محاسبه عوارض شهرداري و مراحل انجام كار و مدارك لازم

   موارد مورد نیاز در مراجعه به شهرداری

  موارد مورد نیاز در مراجعه به شهرداری

دراین قسمت برای آشنایی بیشترعزیزان کاربر سامانه ایران فایل، بعضی از اموری که شما درمراجعات خود به شهرداریهای مناطق نیاز به دانستن آن دارید، بطور مختصر ذکرمیگردد. اینگونه امور که عمدتا مربوط به ضوابط شهرسازی و صدور پروانه ساختمان و یا اخذ استعلامات گوناگون در ارتباط با املاک بوده بیشترین مواردی می باشد که درشهرداری مراجعان مختلف با آن سروکار دارند. سر فصل این موارد عبارتند از:

الف - راهنمای مربوط به امور مالی (اداره درآمد) ب - راهنمای شهرسازی ج - آشنایی با ضوابط شهرسازی شهرداری تهران
مرجع: شهرداری منطقه 3


الف - راهنمای مربوط به امور مالی (اداره درآمد)

عوارض مختلف شهرداری و میزان پاداش این عوارض درصورتیکه نقدا پرداخت گردد
تمامـی عــوارضی که شهرداریهای مناطق مختلف تـهران اخذ می نمایند، قـابـل تقسیط میباشند، بجزآن دسته ازعوارضی که درقسمت دوم وبعنوان عوارض غیرقابل تقسیط ازآنهانام برده شده ومیبایستی نقدا پرداخت گردند. میزان پاداش پرداخت نقدی عوارض مورد درخواست شهرداری وگردشکارآن بشرح ذیل می باشند:
مالکان و متقاضیانی که در زمان مراجعه به اداره درآمد، اقدام به پرداخت عوارض خود (که حداکثر 2 ماه از تاریخ تهیه پیش نویس اعلام عوارض (توسط شهرسازی منطقه) نگذشته باشد) و قصد پرداخت کل بدهی خود را بصورت نقدی داشته باشند میتوانند از10% تخفیف کل بدهی به عنوان پاداش برخوردار شوند.
بازگشت به ابتدای لیست

    عوارض قابل تقسیط:
    1. عوارض زیر بنا
    2. عوارض تراکم
    3. عوارض مازاد تراکم
    4. عوارض تفکیک اراضی
    5. عوارض تغییر کاربری
    6. عوارض پذیره
    7. جرائم ماده صد
    8. عوارض حذف و کسر پارکینگ
    9. عوارض پیش آمدگی حق تشرف
    10. عوارض تخلفات ساختمانی غیر مجاز

    مراحل گردش کار:
    1. دریافت پیش نویس اعلام عوارض از واحد مربوطه
    2. ارائه پیش نویس به اداره در آمد
    3. اخذ مدارک
    4. صدورفیش درآمد جهت پرداخت
    5. درخواست مودی جهت تقسیط
    6. دستورشهرداریا قائم مقام منطقه جهت تقسیط
    7. مراجعه به معاون مالی واداری منطقه
    8. مراجعه به اداره درآمد
    9. صدور فیش چهت پرداخت
    10. اخذ فیش پرداختی ومدارک جهت تشکیل پرونده
    بازگشت به ابتدای لیست
    عوارض غیرقابل تقسیط :
    1. عوارض بقایای سطح شهر
    2. عوارض پیشه وران
    3. عوارض پیشه ورانه اماکن
    4. عوارض بر قراردادها
    5. عوارض حق انشعاب
    6. عوارض نوسازی
    7. عوارض سد معبر
    8. عوارض قطع اشجار
    9. عوارض درآمد مراکز فرهنگی
    10. عوارض تخلیه خاک ونخاله
    11. عوارض فروش اموال غیر منقول
    12. عوارض یک درصد فروش نهایی
    13. عوارض اماکن تفریحی وپلاژها
    14. عوارض اماکن تفریحی وپلاژها
    15. عوارض پیشه وران موسسات درمانی
    16. عوارض درآمد مال الجاره ساختمانهای مسکونی_تجاری
    17. عوارض درآمدهای حفاری طول(فاضلاب،گاز،برق،تلفن)

    مراحل گردش کار:
    1. دریافت فرم اعلام عوارض از واحد مربوطه
    2. ارائه فرم به اداره درآمد
    3. صدور فیش پرداختی
    4. تایید بانک(تایید فیشهای پرداختی بعد از 24ساعت انجام می گیرد.)
    5. ارسال به واحد مربوطه
    بازگشت به ابتدای لیست


چگونگی استفاده از جایزه خوش حسابی
با یک بار مراجعه در سال به شهرداری منطقه ذیربط و پرداخت به موقع قبوض نوسازی و خدمات ملک خود، میتوان علاوه بر برخورداری از  جایزه خوش حسابی از پرداخت 9% جریمه دیرکرد در قبوض سال آینده جلوگیری به عمل آورد.
بازگشت به ابتدای لیست


اسناد برگشتی
در صورت عدم پرداخت به   موقع هر یک از اقساط عوارض، وفق مقررات دیرکرد از تاریخ سررسید چک برگشتی تا زمان وصول محاسبه و قابل پرداخت خواهد بود.

    مراحل گردشکار چک برگشتی:
    1. مراجعه مالک به اداره حقوقی
    2. اخذ نظریه واحد حقوقی
    3. مراجعه به اداره درآمد
    4. محاسبه دیرکرد طبق اعلام نرخ تورم بانکی
    5. صدور فیش (فیش به مبلغ چک برگشتی و دیرکرد)
    6. مراجعه به بانک
    7. مراجعه به اداره درآمد
    8. تاییدیه برای اداره حقوقی و اداره حسابداری
    بازگشت به ابتدای لیست


صدور مجوزهای حفاری جهت انشعاب(آب،گاز،برق،تلفن):
    مدارک لازم:
    1. ارائه نامه ادارات مربوطه
    2. تهیه پیش نویس اعلام عوارض
    3. پرداخت عوارض حفاری ونوسازی وغیره

    مراحل گردشکار:
    1. ارائه نامه ادارات ذیربط به عمران
    2. تایید معاون عمران
    3. تهیه فرم اعلام عوارض از عمران
    4. ارائه فرم به اداره درآمد
    5. تایید پرداخت عوارض های مربوطه
    6. تایید از عمران
    7. ارائه تایید نهایی به ادارات مربوطه
    بازگشت به ابتدای لیست


استعلام دفترخانه برای انتقال ملک(ماده74)
    مدارک لازم:
    1. اصل نامه دفترخانه
    2. فیش پرداخت شده عوارض خدمات و نوسازی به تاریخ روز
    3. پایان کار معتبر(که تاریخ آن به پایان نرسیده باشد و یا ملک بدهی به شهرداری نداشته باشد)

    مراحل گردشکار:
    1. مراجعه به اداره درآمدبادردست داشتن مدارک لازم
    2. ارائه مدارک به متصدی درآمد
    3. دریافت پاسخ کتبی از درآمد
    4. ارائه به دفترخانه مربوطه
    بازگشت به ابتدای لیست


نحوه اخذ تسویه حساب یا گواهی پرداخت:
ارائه هرگونه تسویه حساب ویا گواهی پرداخت منوط به وصول در سیستم بانکی در سیستم درآمدی منطقه و ارائه فیش های پرداختی توسط مودی می باشد.
بازگشت به ابتدای لیست


تشکیل پرونده نوسازی جهت تفکیک آپارتمان
    مدارک لازم:
    1. ارائه کپی سند آپارتمان
    2. ارائه کپی صورت مجلس تفکیکی
    3. تشکیل پرونده

    مراحل گردشکار:
    1. مراجعه به مسئول محله مربوطه
    2. صدور فیش
    3. پرداخت فیش
    4. دریافت مفاصا حساب
    بازگشت به ابتدای لیست


دریافت مفاصا حساب یا پرداخت عوارض ملک وزمین:
    مدارک لازم:
    1. نامه دفترخانه
    2. سند ملکیت
    3. فیش عوارض سال های قبل
    4. پایان کار
    5. محاسبه عوارض
    6. صدور فیش
    7. پرداخت فیش عوارض توسط مودی
    8. ارائه به اداره نوسازی
    9. جهت انجام امور فوق مراجعه مالک یاوکیل قانونی الزامی است
    تذکر: چنانچه ملک به صورت مجتمع باشد ارائه صورت مجلس تفکیکی الزامی میباشد

    مراحل گردشکار:
    1. مراجعه به مسئول محل مربوطه
    2. صدور فیش
    3. پرداخت فیش
    4. ارائه فیش پرداخت شده به مسئول محل مربوطه
    5. دریافت مفاصا حساب
    تذکر: در صورتی که سابقه نوسازی در بایگانی درآم دموجود نباشد به قسمت تشکیل پرونده مراجعه شود
    بازگشت به ابتدای لیست


ب - راهنمای شهرسازی


انواع مجوز و پروانه های ساختمانی
  1. پروانه ساختمانی اراضی بایر
  2. تحریب ونوسازی
  3. اضافه اشکوب
  4. توسعه بنا
  5. تغییرات
  6. تبدیلات
  7. تغییر نقشه
  8. تمدید پروانه
بازگشت به ابتدای لیست



مدارک لازم جهت تشکیل پرونده صدور پروانه ساختمانی
  1. اصل و تصویرسند مالکیت
  2. اصل و تصویر شناسنامه مالک یا مالکین
  3. اصل و تصویر فیش نوسازی سال جاری
  4. حضور کلیه مالکین و یا وکیل قانونی
  5. اصل و تصویر وکالتنامه و شناسنامه وکیل در صورت مراجعه وکیل
  6. اصل و تصویر گواهی انحصار وراثت در صورت فوت مالک
  7. نقشه GIS که محل ملک توسط مالک بر روی آن مشخص گردد و نقشه به واحد طرح تفصیلی ارائه گردد
  8. ارائه گواهی 6 و 8 قانون زمین شهری (در صورتی که مالک فاقد ساختمان باشد)
  9. اصل وتصویر صورت مجاس تفکیکی برای املاکی که دارای سند آپارتمانی می باشند
  10. در صورتی که درخواست مالک تخریب و نوسازی باشد فرم تعهد تخریب از شهرداری اخذ و توسط مالک گواهی امضاء شود
بازگشت به ابتدای لیست



مرحله اول گردشکار صدور پروانه ساختمانی
  1. تشکیل پرونده
  2. بازدید
  3. طرح تفصیلی
  4. بروکف
  5. در صورت داشتن خلاف:بررسی خلاف،رئیس طرح تفصیلی،دستور نقشه
  6. در صورت نداشتن خلاف: رئیس طرح تفصیلی - دستور نقشه
بازگشت به ابتدای لیست



مدارک لازم هنگام ارائه نقشه بابت بررسی و صدورفیش عوارض
  1. نقشه معماری که جزئیات مبحث 19 نیز در آن منعکس شده باشد با مهر و امضای مهندس معمار 2 سری
  2. چک لیست مبحث 19(صرفه جویی درانرژی) با امضا و مهر مهندس معمار
  3. برگ تعهد تهیه نقشه معماری که توسط مالک و مهندس معمار، گواهی امضاء شده باشد
بازگشت به ابتدای لیست



مرحله دوم گردشکار صدور پروانه ساختمانی
  1. رسید نقشه
  2. بررسی نقشه
    • در صورتی که ایراد داشته باشد: عدم تایید نقشه با اعلام موارد
    • در صورتی که ایراد نداشته باشد: تایید نقشه
  3. اعلام عوارض
  4. تحویل فیش عوارض به انضمام نقشه مورد تایید به مالک یا وکیل قانونی
تذکر: از تاریخ 1/10/86 ارائه خدمات مهندسی برای کلیه پروژه ها با زیربنای ناخالص صرفا تخریب و نوسازی یا پروانه (زمین بایر یا باغات) بیش از 3000 مترمربع از طریق سازمان نظام مهندسی و شهرداری مشترکا انجام می گردد
بازگشت به ابتدای لیست



مدارک لازم پس از تایید نقشه
پس از پرداحت عوارض متعلقه به همراه نامه تایید به اداره درآمد، مدارک زیر نیز میبایست ارائه شود. (مدارک اعلام شده بابت ساختمان های کمتر از 5000 مترمربع زیر بنا می باشد)
  1. نقشه معماری تایید شده 4 سری با امضاء و مهر مهندس معمار
    1. نقشه محاسباتی 4 سری با امضاء و مهر مهندس محاسب
    2. برگ تعهد تهیه نقشهای محاسباتی که توسط مهندس و مالک گواهی امضاء شده باشد و ثبت دبیرخانه نیز داشته باشد
    3. چک لیست زلزله با امضاء و مهر مهندس محاسب
  2. فرم تعهد تخریب با امضاء مالک یا وکیل قانونی وی که در دفترخانه گواهی شده باشد درصورت تخریب و نوسازی ارائه شود (درصورتی که در مرحله تشکیل پرونده ارائه نشده باشد)
  3. نقشه تاسیسات 4 سری با امضاء و مهر مهندس برق (بابت ساختمانهای 5 طبقه و بیشتر روی پیلوت یا 3000 مترمربع به بالا)
    برگ تعهد تهیه نقشه های برق که توسط مهندس و مالک گواهی امضاء شده باشد
  4. نقشه تاسیسات مکانیکی 4 سری با امضاء و مهر مهندس مکانیک (بابت ساختمان های 5 طبقه روی پیلوت یا 3000 مترمربع به بالا) برگ تعهد تهیه نقشه های مکانیکی که توسط مهندس و مالک گواهی امضاء شده باشد
  5. فرم تعهد مهندس مجری بابت ساختمان های بیشتر از 3000 مترمربع که توسط مالک و مهندس گواهی امضاء شده باشد
  6. برگ تعهد نظارت بابت درخواست های
    1. تخریب و نوسازی
    2. پروانه ساختمانی
  7. گزارش مکانیک خاک (بابت ساختمان های بیشتر از 6 طبقه)
    توجه: در صورتی که مدارک اعلام شده ناقص تحویل شود مسئولیت تاخیر در صدور پروانه به عهده مالک خواهد بود
  8. جزئیات سازه نگهبان با مهر محاسب و ناظر در 3 سری
  9. برای ساختمان های مسکونی 6 طبقه روی همکف و بیشتر و ساختمان های با کاربری غیر مسکونی اخذ تایید از سازمان آتش نشانی
  10. اخذ مجوز از امور مهندسین ناظر برای متراژ بالای 1000 مترمربع و یا 10 طبقه بیشتر
  11. مالک موظف است قبل از شروع عملیات تخریب جهت ایمن سازی هماهنگی لازم را با سازمان های آب، برق، گاز و مخابرات به عمل آورد
بازگشت به ابتدای لیست



مرحله سوم گردشکار صدورپروانه ساختمانی
  1. اعلام وصول عوارض
  2. استعلام برگ مهندسین
  3. در صورت تایید برگه های مهندسین ارسال به پیش نویس (در صورتی که برگه های ارائه شده توسط مهندسین حقیقی ارائه شده باشد پاسخ استعلام بین 24 تا 48 ساعت خواهد بود)
  4. تهیه پیش نویس پروانه
  5. تایید رئیس طرح تفصیلی
  6. تایید رئیس صدور پروانه
  7. تایید معاون شهرسازی
  8. تایید شهردار
  9. چاپ پروانه وامضاءتوسط مسئولین
  10. صدورتحویل به مالک
بازگشت به ابتدای لیست



موارد قابل ذکر جهت اخذ پروانه ساختمانی
  1. حضور مالک یا وکیل با ارائه کارت شناسایی
  2. همراه داشتن سند مالکیت
  3. حضورمهندس ناظر با ارائه کارت شناسایی
    توجه: جهت دریافت پروانه ساختمانی حضورمهندس ناظر با مهر در دبیرخانه شهرسازی الزامی است
بازگشت به ابتدای لیست



مدارک مورد نیاز جهت استعلام آتش نشانی
  1. نامه شهرداری منطقه
  2. دوسری نقشه های معماری ممهور به مهر شهرداری منطقه درقطع A3
  3. اصل وکپی سند مالکیت
  4. فرم اعلام عوارض
  5. فیش پرداختی عوارض ایمنی
  6. حضورمالک با کارت شناسایی یا وکیل با وکالت نامه رسمی
  7. CD نقشه های معماری
بازگشت به ابتدای لیست



تخریب و نوسازی
    مدارک لازم:
    1. اصل و تصویر سند مالکیت
    2. اصل و تصویر شناسنامه مالک یا مالکین
    3. اصل و تصویر فیش نوسازی پرداخت شده درسال جاری
    4. حضور کلیه مالکین یا وکیل قانونی
    5. اصل و تصویر وکالت نامه و شناسنامه وکیل درصورت مراجعه وکیل
    6. اصل و تصویر گواهی انحصار وراثت در صورت فوت مالک
    7. نقشه GIS که محل ملک توسط مالک برروی آن مشخص گردد و نقشه به واحد طرح تفصیلی ارائه گردد
    8. ارائه گواهی 6 و 8 قانون زمین شهری (درصورتی که مالک فاقد بنای احداثی باشد)
    9. اصل و تصویر صورت مجلس تفکیکی برای املاکی که دارای سند آپارتمانی باشند
    10. فیش آب، برق، گاز و تلفن

    مراحل گردشکار:
    1. اخذ مدارک ثبت فرم درخواست
    2. تشکیل پرونده
    3. بازدید
    4. طرح تفصیلی و بر و کف
    5. دستور نقشه
    6. ارائه نقشه معماری و برگ معماری
    7. بررسی نقشه و صدور فیش عوارض
    8. ارائه نقشه های محاسباتی و برگه مهندس ناظر، محاسبات و چک لیست محاسباتی زلزله
    9. پیش نویس پروانه
    10. تاییدات (شامل: امضاء رئیس طرح تفصیلی، رئیس صدور پروانه، معاون شهرسازی و معماری شهردار منطقه)
    11. تایید آتش نشانی (جهت ساختمان های بیش از 6 طبقه)
    12. صدور و تحویل به مالک
    بازگشت به ابتدای لیست


عدم خلاف ساختمان
    مدارک لازم:
    1. اصل و تصویر سند مالکیت
    2. اصل و تصویر شناسنامه مالک یا مالکین
    3. اصل و تصویر فیش نوسازی پرداخت شده درسال جاری
    4. حضور کلیه مالکین یا وکیل قانونی
    5. اصل و تصویر وکالت نامه و شناسنامه وکیل درصورت مراجعه وکیل
    6. اصل و تصویر گواهی انحصار وراثت در صورت فوت مالک
    7. نقشه GIS که محل ملک توسط مالک برروی آن مشخص گردد و نقشه به واحد طرح تفصیلی ارائه گردد (درصورتیکه نقشه در زمان صدور پروانه ارائه نشده باشد.)
    8. ارائه گواهی 6 و 8 قانون زمین شهری (درصورتی که مالک فاقد بنای احداثی باشد)
    9. اصل و تصویر صورت مجلس تفکیکی برای املاکی که دارای سند آپارتمانی باشند

    مراحل گردشکار:
    1. تشکیل پرونده
    2. درخواست بازدید یا ثبت گزارش مهندس ناظر اداره طرح تفصیلی وبرکف،درصورت نداشتن خلاف ارسال به واحد پیش نویس ومحاسبات
    3. تایید رئیس طرح
    4. تایید رئیس نظارت فنی، تایید معاون شهرسازی و معماری، تایید شهردار منطقه
    5. درصورت تخلف ساختمانی پس از بررسی خلاف ارجاع به کمیسیون داخلی و یا ماده صدوصدور رای و اجرای رای توسط متقاضی
    6. پیش نویس و محاسبات
    7. تایید طرح تفصیلی و بر و کف
    8. تایید نظارت فنی
    9. تایید معاون شهرسازی و معماری
    10. تایید شهردار منطقه
    11. صدوروتحویل به مالک
    بازگشت به ابتدای لیست


انواع گواهی ساختمانی
    مدارک لازم:
    1. اصل وتصویر مدارک مالکیت مدارک شامل یکی از مدارک ذکر شده می باشد(سند 6 دانگ برگه قراردادی و واگذاری زمین شهری، اجاره نامه سازمان اوقاف، نامه اداره امــلاک و مستغلات شـهرداری تهران با بنچاق)
    2. اصل و تصویر شناسنامه مالکین
    3. اصل و تصویر نوسازی سال جاری
    4. اصل و تصویرصورت مجلس تفکیکی برای املاکی که دارای سند آپارتمان است
    5. اصل و تصویر گواهی انحصار وراثت (درصورت فوت مالک)
    6. نقشه
    7. حضور مالک یا وکیل قانونی الزامی است
    8. گزارش مهندس ناظر (شماره و یا تصویر ارائه شده)
    9. فرم تعهد محضری درمورد آپارتمان های فاقد خلاف ساختمانی که دارای پایان کار سیستمی باشند
    10. فرم تعهد محضری درمورد آپارتمان های فاقد خلاف ساختمانی که دارای پایان کار سیستمی باشند
    11. گزارش اتمام بنا
    12. برگه اتمام بنا
    13. ارائه تائید به آسانسور درصورت داشتن آسانسور
    14. ارائه فیش آب، برق، تلفن و گاز
    ارائه مدارک مبنی بردلالت قدمت بنای مربوطه به قبل از سال 49 می باشد (از قبیل فیش برق و سوابق نوسازی)

    مراحل گردشکار:
    1. در صورت خلاف، بررسی و ارجاع به کمیسیون ماده صد و یا داخلی
    2. صدور رای و اجرای رای توسط قاضی
    3. ارائه ندارک لازم
    4. واحد پیش نویس و محاسبات
    5. رئیس طرح تفصیلی و بر و کف
    6. تایید رئیس نظارت فنی
    7. تایید معاون شهرسازی و معماری منطقه
    8. تایید شهردار منصقه
    9. صدور گواهی
    10. در صورت عدم خلاف ارائه مدارک لازم
    11. واحد پیش نویس و محاسبات
    12. رئیس طرح تفصیلی و بر و کف
    13. تایید رئیس نظارت فنی
    14. تایید معاون شهرسازی و معماری منطقه
    15. تایید شهردار منطقه
    16. چاپ پروانه و امضاء توسط مسئولین
    17. صدور گواهی
    بازگشت به ابتدای لیست


دریافت گواهی پایان کار
  1. پایان ساختمان قبل از 1349
  2. پایان کار آپارتمان
  3. تهیه پایان کار ساختمان
  4. عدم خلاف
  5. پایان کار
بازگشت به ابتدای لیست



صدور پایان کار(پیش نویس)
    مدارک لازم:
    1. تائید به آتش نشانی جهت ساختمان های بیش از6 طبقه
    2. فیش عوارض پرداخت شده
    3. نامه تسویه حساب کامل جهت املاکی که عوارض آن ها تقسیط گردیده

    مدارک لازم جهت پایان کاربرای املاک دارای پروانه ساختمانی سال 1366 به بعد
    1. گزارش اتمام بنا
    2. برگه اتمام بنا
    3. ارائه تائیدیه آسانسور (در صورت داشتن آسانسور)
    4. ارائه تائیدیه آتش نشانی (جهت ساختمان های بالای 6 طبقه)
    5. ارائه فیش آب، برق، تلفن و گاز
    بازگشت به ابتدای لیست


تفکیک وتجمع
    مدارک لازم:
    1. سه نسخه از سند مالکیت
    2. یک برگ نقشه 2000/1 که محل ملک توسط مالک مشخص شده به همراه 3 برگ کپی
    3. مفاصا حساب نوسازی
    4. در صورتی که ملک بایر باشد، مفاصا حساب دارایی مریوط به زمین های بایر و ارائه گواهی 6 و 8 از سازمان زمین شهری
    5. در صورتی که مساحت زمین بیش از 3000 مترمربع باشد و یا زمین هاییکه به علت هندسی نبودن شکل آنها و یــا نداشتن ابعـاد درسند مـالکیت که تعیین ابـعاد و زوایا تــوسط مامور بازدید مـحل مقدور نبـاشد ارائـه نقشه برداری به امضاء مهندس مجاز رسیده باشد الزامی است
    6. درصورتی که ملک به صورت ساختمان باشد پایان کار ارائه می شود
    7. در صورتی که قبلا جهت پلاک مورد درخواست پروانه ساختمانی صادرشده باشد ابطال گردد
    8. درصورتی که ملک قبلا فاقد ابعاد باشد، نقشه ثبتی ارائه شود
    9. درصورتی که ملک قبلا تفکیک شده باشد، صورت مجلس تفکیکی ثبت ارائه شود
    10. جهت تشکیل پرونده مراجعه مالک یا وکیل همراه شناسنامه الزامش است
    11. ارائه طرح پیشنهادی با مقیاس 500/1 که به امضاء مهندس مجاز رسیده باشد
    12. افراز یا تفکیک از لحاظ اجرای ماده 101  قانون شهرداری ها فرقی ندارد

    مراحل گردشکار
    1. درصورت نداشتن خلاف عدم امکان تفکیک و پاسخ به متقاضی
    2. اخذ نقشه تفکیک و عوارض مربوطه
    3. تایید مسئولین
    4. ارسال نقشه تفکیکی و نامه به اداره ثبت اسناد
    5. در صورت داشتن خلاف بررسی خلاف، اخذ رای و اجرای آن
    6. عدم امکان تفکیک و پاسخ به متقاضی
    7. اخذ نقشه تفکیک و عوراض مربوطه
    8. تائید مسئولین
    9. ارسال نقشه تفکیکی و نامه به اداره ثبت اسناد
    بازگشت به ابتدای لیست


استعلام طرح
    مدارک لازم:
    1. ارائه استعلام از مراجع ذی ربط (بانک - دفترچه)
    2. ارائه نقشه 2000/1 که محل ملک، روی آن مشخص و به امضای متقاضی رسیده باشد
    3. در صورت ارائه کپی سند مالکیت یا پروانه ساختمانی یا گواهی عدم خلاف یا پایان ساختمان

    مراحل گردشکار
    1. ثبت درخواست استعلام و تشکیل پرونده
    2. بازدید
    3. اعلام نظر طرح تفصیلی و بر و کف
    4. تهیه پیش نویس پاسخ استعلام طرح
    5. تایید مسئولین
    6. صدور پاسخ استعلام
    بازگشت به ابتدای لیست


کسب و پیشه
    مدارک لازم:
    1. ارائه استعلام از اتحادیه صنف مربوط یا وزارت بازرگانی
    2. فتوکپی سند مالکیت
    3. فتوکپی اجاره نامچه و یا وکالت

    مراحل گردشکار
    پاسخ منفی به اتحادیه مربوطه مبنی بر اینکه پرونده تحت بررسی است (درصورتی که به مدت 15 روز از تاریخ صدور نامه اتحادیه نگذشته باشد)
    1. بازدید
    2. طرح تفصیلی و بر و کف
    3. در صورت نداشتن خلاف استعلام ترافیکی
    4. دریافت پاسخ استعلام ترافیکی
    5. اعلام نظر امور کسب (منفی یا مثبت)
    6. صدور پاسخ به اتحادیه
    7. در صورت داشتن خلاف بررسی خلاف و تعیین نوع خلاف و طرح درکمیسیون های مورد نظر و صدور اجرای رای
    8. استعلام ترافیکی
    9. دریافت پاسخ استعلام ترافیکی (منفی یا مثبت)
    10. اعلام نظر امور کسب (منقی یا مثبت)
    11. صدور پاسخ به اتحادیه
    بازگشت به ابتدای لیست


مراحل دریافت مجوز نصب تابلو
    مدارک لازم:
    1. فتوکپی اجاره سند یا اجاره نامچه
    2. جواز کسب
    3. ارائه پایان کار اداری_تجاری_مسکونی (بسته به نوع کسب)
    4. ارائه رضایت نامه کتبی ازهیات مدیره، مدیر ساختمان یا مالک طبقه فوقانی (به طور کلی عدم وجود هر نوع شاکی درمشاعات)
    5. ارائه عکس از محل تابلو
    محل مراجعه: اداره زیباسازی منطقه
    بازگشت به ابتدای لیست


ج - آشنایی با ضوابط شهرسازی شهرداری تهران


کمیسیون ماده صد شهرداری
مالکین اراضی و املاک واقع درمحدوده شهر یا حریم باید قبل از هرگونه اقدام عمرانی یا تفکیک اراضی و شروع ساختمان، از شهرداری پروانه اخذ نمایند.
 شهرداری می تواند از عملیات ساختمانی، ساختمان های بدون پروانه یا مخالف مفاد پروانه، بوسیله مامورین خود، اعم از آنکه ساختمان در زمین محصور یا غیر محصورواقع باشد، جلوگیری نمایند.
 ماده صد دارای 11 تبصره می باشد که تخلافات حادث شده با درخواست شهرداری، توسط کمیسیونی متشکل از: نماینده قوه قضائیه، نماینده وزارت کشور و نماینده شورای اسلامی شهر بررسی و رای بدوی صادرمی گردد. این رای ظرف مدت 10 روز از زمان ابلاغ قابل اعتراض می باشد. در صورت عدم اعتراض و یا قطعی شدن رای، مالکان 2 ماه مهلت برای اجرای رای دارند که درصورت عدم اجرای رای درمدت یاد شده، شهرداری راسا اقدامات قانونی را انجام خواهد داد.
بازگشت به ابتدای لیست



نحوه اعتراض به رای بدوی کمیسیون ماده 100
چنانچه مالکان/ذینفعان پس از ابلاغ رای بدوی کمیسیون ماده 100، اعتراضی داشته باشند، میتوانند ظرف مهلت قانونی (10 روز از زمان ابلاغ)* لایحه اعتراضیه خود راتنظیم وجهت ارائه آن به شهرداری منطقه مراجعه نمایند.
*توجه: در صورت عدم اعتراض ظرف مهلت قانونی مقرر (10 روز از زمان ابلاغ) رای بدوی به رای قطعی تبدیل وغیر قابل اعتراض خواهد بود
بازگشت به ابتدای لیست



نحوه محاسبه عوارض پذیره برای واحد های اداری و تجاری


S = مساحت ناخالص تجاری
توجه: مساحت ناخالص تجاری: علاوه بر بنای مفید تجاری، راهرو، راه پله و آسانسورهای مربوطه نیز جزء زیر بنای ناخالص محسوب میگردد
P = قیمت منطقه ای به ریال
M = ضریب درصد طبقات طبق جدول
L = دهنه واحد تجاری به متر
L0 =.طول دهنه مجاز به متر (3 متر)
H = ارتفاع واحد تجاری به متر
H0 = ارتفاع مجاز تجاری به متر (4 متر)
N = تعداد واحدهای تجاری یا اداری

جدول میزان ضریب M درطبقات
ردیف طبقات تجاری (1) اداری (2) صنعتی (3)
1 همکف 100% 60% 100%
2 زیر زمین 60% 50% 50%
3 اول 50% 40% 35%
4 دوم 45% 30% 35%
5 سوم به بالا 35% 20% 35%
6 انباری 20% 20% 35%
7 نیم طبقه 10% 10% 35%




نحوه محاسبه عوارض صدور پروانه ساختمانی(مجتمع های مسکونی)


S = مساحت ناخالص تجاری
S0 = زیربنای مورد تقاضا
K = تعداد کل واحدهای مسکونی
P = قیمت منطقه ای
X =.ضریب

X S0
15% تا 200 متر مربع
20% تا 400 متر مربع
25% تا 600 متر مربع
30% بیش از 600 متر مربع

توجه: برای تعیین S.درکلیه پروانه ها به ازای هر واحد پارکینگ تامین شده، 20 متر مربع از زیربنای مورد تقاضا کسر می گردد
بازگشت به ابتدای لیست



نحوه محاسبه عوارض صدورپروانه ساختمانی(خانه های مسکونی یک واحدی)

عوارض زیربنا =
[قیمت منطقه ای x 20) x تعداد پارکینگ تامین شده) - مساحت ناخالص زیربنا x ضریب]

 

ضریب سطح زیربنا
5% تا 60 متر مربع
10% تا 100 متر مربع
18% تا 150 متر مربع
30% تا 200 متر مربع
45% تا 300 متر مربع
65% تا 400 متر مربع
90% تا 500 متر مربع
120% از 600 متر مربع به بالا

قرن ارتباطات

دهقان فداکار پیر شده  

چوپان دروغگو عزیز شده

شنگول و منگول گرگ شدن

کوکب دیگه حوصله مهمون داری و نداره

کبری تصمیم گرفته دماغشو عمل کنه

روباه و کلاغ دستشون تویه کاسه اس

حسنی گوسفنداشو ول کرده تویه یه شرکت آبدارچی شده

آرش کمانگیر معتاد شده

شیرین خسرو و فرهادو پیچونده و با دوست  پسرش رفته اسکی

رستم اسبش و فروخته و یه موتور خریده و با اسفندیار میرن کیف قاپی

این ارمغان عصر ارتباطاتمونه

دیگه تو کلبه همه ما رونق و صفا معنی نداره

شجره نامه برمكيان و جايگاه برمكيان در حكومت عباسيان

 

 

مختصری ازتاریخ برمکیان

 

برمکیان از خاندانهای اصیل ایرانی و منسوب به شاهان ساسانی بوده اند و بنابر روایات قدیمی کهانت و سدانت «آتشکده نوبهار» را برعهده داشته و در اواخر قرن اول هجری به دین اسلام گرویده اند.در سالهای بین 63 الی 83 خورشیدی و در زمان خلافت عبدالملک و جانشینان وی به دربار خلفای اموی آمده و در سایه درایت و لیاقت و دارائی خود  قدرت و نفوذی عظیم کسب نمودند.نام «برمک» بر گرفته از لغت سانسکریت[1] «پاراماکا» به معنی رئیس، و عنوان روسای مذهبی «نوبهار» میباشد.

آتشکده نوبهار

نوبهار آتشکده معروفی در بلخ بوده و بنا بر اسناد تاریخی توسط انوشه روان پادشاه دادگر ساسانی ساخته شده بود و یکی از مهمترین عبادتگاههای ایرانیان محسوب میگردید.عمربن الارزق کرمانی که در اوائل قرن سوم قمری میزیسته میگوید معنای نوبهار همان بهارنو است و این توضیح را بعنوان دلیل بیان می کندکه « وقتی که بنائی عظیم می ساختند تاجی از ریحان برفراز عمارت می نهادندو بنابرپاره ای از سنن قدیمه دیوارهای آن بنا را با ریحان اندود میکردند این مراسم در بهار وقتی که ریحان سر ازخاک برمیکشد انجام میگرفته است . ایرانیان نوبهار را تکریم میکردند و محترم میداشتند.زائرین کثیری که غالبا" از نواحی دوردست بدیدن نوبهار می آمدند دیوارهای معبد را از منسوجات گرانبها می پوشاندند و درفشهائی بر فراز گنبد آن می افراشتند.گنبد آن که به «اوست» موسوم بوده دارای 100 ذراع دور و 100 ذراع ارتفاع بوده و ایوانی گرداگرد آنرا فراگرفته بود.این معبد 360 حجره برای راهبان داشت که هریک روز، یکی از آنها متصدی خدمت روزانه بوده است.در حوالی معبد ، اوقافی فراوان و مزارع و قلعه هائی وجود داشته که جملگی تعلق به معبد داشته اند. سلاطین ایران و هندو چین و کابل و سند و زابلستان و ماوراء النهر به زیارت نوبهار می آمدنده اند.جملگی دربرابر بت اصلی سجده کرده و دست کاهن را می بوسیدند . منصب کهانت در خاندان برمکیان موروثی بوده و تمام اراضی که گرداگرد معبد واقع و وسعت آن هفت فرسنگ مربع بوده به آنها تعلق داشته است و در این تیول برمکیان اختیار مطلق داشته اند. تمام ساکنین این ناحیه عبد و عبید آنها بودند و با هدایای زائرین ثروت هنگفتی نصیب برمکیان میشد.»

بنا بروایت«دقیقی»، لهراسب چهارمین پادشاه کیانیان و بانی شهر بلخ، پایتخت خود اصطخر یا شادیاخ نیشابور را به سمت بلخ ترک نمود و درآن محل «نوبهار» را بنیان گذاشت.ابیات زیر از اوست.

چو گشتاسب را داد لهراسب تخت                   فرودآمد ازتخت و بربست رخت

به بلخ گزین شد بدان «نوبهار»                        که یزدان پرستان آن روزگار

مر آن خانه را داشتندی چنان                          که مر مکه را تازیان این زمان

بدان خانه شد شاه یزدان پرست                      فرود آمد آنجا و هیکل ببست        

ابیات فوق بیانگر اینست که آتشکده نوبهار برای زرتشتیان (یزدانپرستان)به همان اندازه مقدس بوده که مکه برای مسلمانان. بنا به نوشته فردوسی بزرگ، لهراسب زرتشتی بوده در چهارراههای شهر بلخ جشن باستانی «سده» را برپا کرده است . وی بعداز بیان اشعار دقیقی، چنین میگوید:

گرانمایه لهراسب آرام یافت                         خردمایه و کام پدرام یافت

وزان پس فرستاد کس ها به روم                  به هند و به چین و به آباد بوم

ز هر مرز هرکس که دانا بدند                       بهرکار نیکو توانا بدند

ز هر کشوری برگرفتند راه                           رسیدند یکسر بدرگاه شاه

ببودند بیکار چندی به بلخ                            ز دانش چشیدند هر شور و تلخ

یکی شارسانی برآورد شاه                         پر از برزن و کوی و بازارگاه

بهر برزنی جای جشن سده                        همه گرد بر گرد آتشکده

یکی آذری ساخت برزین بنام                       که بد با بزرگی و با فر و کام

لهراسب جانشین کیخسرو پادشاه ایران زمین بوده و برابر روایات موجود دوره سلطنت او طولانی بوده و از آنجا که بانی شهر بلخ بوده اورا بلخی نیزنامیده اند. وی درجنگ باسپاهیان ترک بفرماندهی ارجاسب کشته شده است و بلخ نیز به تصرف ترکان درآمد.

مدارک تاریخی معتبر  شهادت میدهندکه برمکيان پيش ازاسلام  آئين زردشتی داشتند و حتی مورخین عرب نيز اين واقعيت را انکارنمی کنند. مسعودی در کتاب مروج الذهب می نويسد که برمکيان پيش از اسلام توليت خانه نوبهار، آتشکده بلخ را داشتند. مسعودی تنها مورخی است که بر خلاف ديگران نوبهار را آتشکده  می داند . چنانکه از بيان مسعودی بر می آيد برمکیان پيش از اسلام آئين زرتشتی داشتند و نوبهار هم آتشکده بوده است نه بتکده. وی می گويد : « فضل بن يحيی ، علمای بلخ را بر دروازه نوبهار طلب کرده، و فرموده است که جد من بدين مشهور است که نوبهار که قبله مغان است ، بنا کرده اوست. مرا کاری فرماييد که از آن عار بيرون بيايم.» مغان مقولهء مذهبی مربوط به آيين زرتشتی است 

مرحوم حبيبی هم نوبهار بلخ را به تبعیت از نظريات اعراب بتکده  معرفی می نماید. او می نويسد: « از ابنيهء بسيار معروف اين عصر نواسنگهارامه ( نواويهاره = نوبهار) بلخ است  ويکی از سلاطين سابق آنرا اعمار کرده بود  و در دالان جنب آن لگن و دندان و جاروب بودا  مرصع به جواهر گرانبها موجود بودند. . . » ویهاره بزبان سانسکریت به معنای معبد می باشد. 

اصولا" اعراب اصرار داشتندتا که مردم و فرهنگ و تمدن همه کشور های مفتوحه خويش را پست  جلوه داده و سعی کرده اند آنها را شريک جهالت قبل ازاسلام خويش عنوان کنند. به همين دلیل هر معبد بودايی و آتشکده زرتشتی را بتکده و ایرانیان را موالی نام نهاده اند. مورخینی هم که از منابع عربی در آثار خوداستفاده نموده اند به تبعیت از آنها نوبهار را همانند معابد بودائی، در آثار خود بتکده معرفی مینمایند.

حبيبی معبد نواسنگهارامه را  بجای نوبهار معرفی داشته است. اين معبد، عبادگاه بودايان بوده است که در جنب نوبهار بلخ که آتشکده زرتشتيان قرار داشته است . محمد جواد مشکور در تاريخ اجتماعی ايران  می نويسد که : « معبد نواسنگها رامه در خارج شهر در جنوب شرقی واقع بوده  اين معبد به زبان چينی  نا ـ فو ـ کيا ـ لان ، يا ناپو سنگ کيالان خوانده می شد . در تالار بزرگی که با طرز با شکوهی آراسته شده بود، تنديسی از بودا ديده میشدکه آن را با احجار گرانبها ساخته بودند.در معبد ( نواسنگهارامه)  ميان تالار جنوبی  طشت کوچکی بود که در آن بودا خود را شستشو می داد ، در اين معبد جاروب بودا  و نيز دندان بودا  قرار داشت .»

در زمان خلافت معاویه بسال 42 قمری(41 خورشیدی) عبدالله بن عامربن کریزالحضرمی خراسان را تصرف کرد و او قیس بن هیثم سلمی و عطاءبن صائب را به بلخ فرستاد. آنها بلخ را متصرف و نوبهار را ویران کردند.

نسب برمکیان

نظام الملک در مورد نسب برمکیان میگوید که از زمان سلطنت اردشیر بابکان برمکیان همیشه از پدر به پسر وزیر شاهان ایران بوده اند.طبری برمک را وزیر شیرویه معرفی کرده مینویسد « شرویه برتخت نشست و تاج برسرنهاد وبزرگان را بارداد وآن کسانی را که پدرش نام ایشانرا از دیوان افکنده بود همه رانام نوشت و خواسته بسیارداد و زندانیان را رهاکرد و برمک بن فیروز را جد برامکه وزیر کرد و......»

صاحب نزهت القلوب می نویسد: «جعفربرمکی جد برمکیان از احفاد گودرز (دستور) اردشیربابکان بود و در سال 93 خورشیدی بوزارت بنی امیه منصوب شد. جعفر سکه هائی از زر و سیم زد و چون از عیاری عالی بودند سکه های زرین او بنام جعفری باقی و مشهور شد.مدت هشتاد سال مقام وزارت در خاندان وی باقی ماندو پنج نفر از اعقاب وی بوزارت رسیدند.» خواندمیر، برمکیان را از اعقاب شاهان ایران میداند. مورخین متعددی با خواندمیر هم عقیده بوده و برمکیان را از اعقاب انوشیروان ساسانی میدانند.

بروایت ابن خلکان که خوداز احفادبرمکیان میباشد، برمک پسر جاماسب و نوه یاشاسب بوده است.به گفته کرمانی، برمک که متولی آتشکده نوبهار بود، بهنگام تسلط اعراب برخراسان،وی با هدایای زیادی به دیدار خلیفه رفت و به دین اسلام مشرف گردیده نام عبدالله گرفت. در مراجعت ساکنین بلخ اورا ملامت کرده و مقام وی را به یکی از فرزندانش واگذار نمودند ولی او هم به اسلام گروید.با مسلمان شدن برمک یکی از شاهان ترک بنام «نزیک طرخان» او و ده تن از فرزندانش را کشت و فقط ابوخالدبرمک توسط مادرش از این معرکه نجات یافت و به کشمیر رفته در آن دیار به کسب علم پرداخت و طب و نجوم و ریاضیات را آموخت و مذهب نیاکان خود را حفظ کرد.وی دوباره به بلخ برگشت و شغل نیاکانش به او محول گردید وبا دختر شاه چغانیان ازدواج کرد. حسن و خالد و عمرو و یک دختر بنام ام خالد از آن زن میباشند. برمک از زنی بخارائی صاحب پسری شد بنام سلیمان و از کنیز خود دارای پسری بنام کال و دو دختر شد.کرمانی می نویسد «ابوخالد برمک در پایان عمر با بستگان خود به دربار خلیفه عبدالملک رفت و اسلام آورد».

تاریخ جهان نما می نویسد قباد معروف به برمک در زمان خلیفه سوم برادر و سردار سپاه خود را که «هرمز» نام داشت با تحف و هدایا بخدمت خلیفه فرستاد. انقیادش مقبول افتاد و خلیفه هرمز را زید و قباد را عبدالله لقب داد. چون خبر اسلام و انقیاد قباد به سمع ملک طرخان رسید با لشکری ساخته بر سر قباد تاخت. تاب نیاوردند و هرچه توانستند از خزاین و کتابخانه اجداد خود برداشته از بلخ فرار کردند. هرمز از راه دشت رفته ممالک شیروان را تصرف نمود و اولاد او که به شیروانشاهان معروفند تا زمان شاه اسماعیل  در آن حدود سلطنت داشته اند. قباد به کردستانات آمده اظهار اسلام نمود. همه طوایف دیاربکر او را اطاعت کردند. قلعه ای را که در پای کوه دنبل است و قلعه دنبل که از آثار کیکاووس است متصرف شد. در آنجا بود تا زمان خلافت سلیمان بنی امیه نایبی از خود نصب کرده حسب الامر خلیفه به شام رفت و به وزارت مباهی گشت.

خالد پسر برمک

 

خالدبن برمك پسر جاماسب پسر یشاسب در سال 89 خورشیدی متولد گردید در سال 125 خ. خالد به همراه برادران خود به ابومسلم خراسانی که به نفع عباسیان فعالیت میکردپیوستند و برای کمک به خاندان آل عباس و سفاح از نفوذ و ثروت خود استفاده نمودند.بعد از پیروزی ابومسلم و به خلافت رسیدن سفاح در سال 128 خ. ، وی خالد را به وزارت خود منصوب نمود. به نوشته ابن خلکان به نقل از صولی، پس از قتل ابوسلمه خالد بن برمک بجای وی انتخاب گردید و به عنوان اولین ایرانی به لقب وزیر ملقب شد. سفاح پس از اطلاع بر هوش و ذکاوت خالد قدر و منزلت ویرا مضاعف نمود و از هرطرف به درگاه خالد روی آور شدند شعرا به مدیحه وی اشعار و قصاید سرودند خالد با نهایت میل و رغبت در انجام حوائج واردین و حاجتمندان سعی و اهتمام میکرد. در سال 130 خ.  سفاح دیوان خراج را نیز به خالد واگذار کرد.وی در زمان خلافت منصور نیز در سمت وزارت باقی ماند.

در بامداد حكومت عبّاسي, زماني كه اوّلين خليفه بنام السّفاح بر مسند خلافت رسید و هنوز بغداد به پايتختي برگزيده نشده بود, ايرانيان در دارالخلافه رخنه كردند؛ كه سردستة آنان خاندان برامكه بود؛ و از همين زمان بقول ابن طقطقي: «دولت برامكه ظهور كرد و امتداد يافت».  خالد نزد عبّاسيان مقام و مرتبه‌اي خاص يافت و فرزندان و ساير افراد خاندانش نيز اين مقام را يافتند. او از عالمان بزرگ زمان خود بود . در علم طب تبحر داشت و از رجال دولت بني‌عبّاس بود و مردي فاضل و بزرگوار و كريم و هوشيار و آگاه به شمار مي‌آمد. سفّاح او را به وزارت برگزيد و همواره در دل وي جاي داشت. خالد در نزد خليفه داراي منزلتي بزرگ بود سفّاح آن قدر خالد را دوست مي‌داشت كه اجازه داده بود دخترش بنام ريطه و دختر خالد در يك اطاق و كنار يكديگر بخوابند. سفّاح براي اينكه محبّت و لطف خود را نسبت به خالد نشان دهد, روزي به او گفت: من شبها بيدار مي‌شوم و به اين دو دختر سركشي مي‌كنم و هنگامي كه مي‌بينم پوشش از رويشان كنار رفته, آنرا دوباره رويشان مي‌اندازم ؛ و اين نهايت لطفي بود كه يك خليفه مي‌توانست نسبت به وزير خود ابراز دارد. با اين اوصاف مي‌توان دريافت كه تا چه حدّ آداب و رسوم و روش تربيتي دختران ايراني در خانداني چون خاندان خالد, كه خود و پدرانش نگاهبان آتشگاه بزرگ و معروف «نوبهار» بلخ بوده‌اند, مي‌توانسته در وضع تربيتي و آداب اندرون حرمسراي سفّاح و بعد از او مؤثّر بوده باشد.
مورخین متعدد در آثارشان از صفات و خصلتهای خالدبسیار تمجید نموده اند. مسعودی می نویسد اعقاب خالد نتوانستند به مقام و منزلت جد خود برسند. ابوالقاسم بن غسان می نویسد«خالد برمکی با عطا و سخاوت و رافت و برو وفا سرآمدجهانیان بود ،در مناقب چون ثواقب و در مواکب آراسته بفضل موفور و به کیاست و ادب مشهور به قدری رفیع و عزی منیع مستهظر به مال بسیار و عقار بیشمار موصوف برائی رزین و حزمی متین معروف به کمال دها در اقطار و امصار جهان همعنان گشت .اساس دولت آل عباس در مرکز خلافت او نهاد.»

روایت است منصور در زمان بنای بغداد خواست طاق کسری را خراب نموده و از مصالح آن برای ساخت شهر استفاده کند. این موضوع را با خالد مشورت کرد وی با تخریب طاق کسری مخالفت کرد و گفت هزینه این کار زیاد است منصور نظر خالد را قبول نکرده دستور تخریب آن بنا را صادر کرد ولی هزینه این کار آنقدر زیاد شد که خلیفه بفکر افتاد عملیات تخریب را متوقف کند. خالد باز هم مخالفت کرد و گفت مردم خواهند گفت خلیفه لیاقت تخریب طاق کسری را نداشت . خلیفه باز نظر وی را قبول نکرده عملیات را متوقف کرد.

خالد در سال 143 خ. بعد از سرکوب شورش کردها به حکومت موصل تعیین شد و دو برادرش بنام حسن و سلیمان معاونت وی را داشتند. خالد در بین سالهای 143 تا 147 خ. حکومت طبرستان را داشت و در همان سالها دولت «ماصمغان»[2]در همسایگی دماوندرا منقرض ساخت . در همان زمان نوه وی فضل بن یحیی متولد و برادر رضاعی هارون گردید و خلیفه، یحیی بن خالد را که مشاغل مهم در دربار داشت مامور تربیت هارون نمود. بنا به نوشته طبری ام خالد دختر یزید و زن خالد دختر خلیفه سفاح را که ریطه نام داشن شیر میداد و زن خلیفه دختر خالد را .

خالد دوبار بحکومت موصل تعیین شد و تا آخر عمر این سمت را داشت.بنا به نوشته طبری وی در سال 158 خ. مامور حمله به یونان شد و در محاصره سمالو رشادتهای زیادی از خود نشان داد.و در سال 160 خ.  درگذشت.

یحیی برمکی پسر خالد

یحیی در زمان خلافت یزید و در سال 115 خ. متولد گردید. در سال 153 خ.  بحکومت آذربایجان و سپس ارمنستان منصوب شد و بعدا" از طرف خلیفه مهدی ، بمدت پنج سال معلم فرزند او هارون الرشید بود. خلیفه نهایت احترام را برای وی قائل بود.یحیی با اینکه طبعا" متقی و زاهد بود و از نظر اخلاقی با هارون اختلاف داشت بااینهمه توانست محبت خلیفه را بخود جلب نماید.یحیی به همراه پدرش خالد در جنگ سمالو حضور داشت و این دو عملا فرماندهی سپاه را علیرغم حضور هارون بعهده داشتند که منجر به پیروزی مسلمانان شد.زمانیکه هارون حکومت آذربایجان را داشت یحیی رئیس دیوان رسالت وی بود.بعداز وفات مهدی خلیفه ، طغیانی در بغداد روی داد و خیزران مادر هارون یحیی را مامور مهار شورش نمود وی حقوق معوقه سربازان را پرداخت و مقدمات ورود خلیفه جدید هادی را به بغداد فراهم نمود و هارون بنا به صلاحدید یحیی، نامه ای محبت آمیز به خلیفه جدید نوشته و علائم خلافت را برای وی فرستاد.هادی به خلافت رسیده و ربیع را به وزارت و جعفربن مهدی را ولیعهدخود تعیین کرد و از یحیی خواست در ازاء دریافت بیست هزار درهم با مهدی بیعت کند. یحیی این پیشنهاد را رد نموده گفت: جعفرجوان است و باید اراده و نیت مهدی را محترم شمرد. بدنبال این ماجرا یحیی و هارون محبوس گردیدند.خلیفه تصمیم به قتل یحیی و تحت فشار قراردادن هارون گرفت و شبی که قرار بود یحیی کشته شود خلیفه به اغوای مادرش خیزران درگذشت.

با مرگ هادی، هارون به خلافت رسید یحیی را به وزارت تعیین و عنوان امام به وی تفویض نمود. همچنین فضل برمکی را به سمت وزارت سرای و حرم برگزید و از این زمان باشکوهترین و باعظمت ترین دوران خلافت آغاز گردید. در دوران حکومت اعراب ، خلافت هیچوقت به ثروت و نعمت دوران هارون نرسید و وصول مالیاتها به نظم و ترتیب آن دوران نبود.سیاست اداره امپراطوری عرب بر اساس تلاش و کار و آزادی و ذکاوت استوار بود که توسط برمکیان نعیین میگردید.عده زیادی از حکام،درباریان، قضات، هنرمندان و علما از ایرانیان بودند.اشراف عرب اعتبار و آقائی خود را از دست داده بودند و بجز احترام ظاهری چیزی برایشان نمانده بود، زرتشتیان و مسیحیان نیز در دربار خلافت اعتبار پیدا کرده بودند. هارون مانند شاهان ایران زمین ابهت خاصی یافته بود .سیستم اداری ایران زمین را الگوی خود قرار داده و عید نوروز را جشن میگرفتند. در زمان خلافت هارون قدرت اصلی بدست یحیی و خیزران مادر هارون بود و این دو روابط بسیار خوبی داشتند بعد از مرگ خیزران در سال 168 خ. یحیی حکمران اصلی دربار خلافت بودو پسرش فضل نیز وی را همراهی میکرد.و بعدا" دیگر جعفر پسر یحیی به وزرات هارون منصوب شد. دو پسر دیگر یحیی موسی و محمد به وزارت نرسیدند ولی خود و اولادشان عنوان امیری گرفتند، در سلک امرا درآمده و نفوذ زیادی در دربار یافتند. در سال 171 خ.  موسی پسر یحیی به جای موسی بن عیسی که بدست نزاری ها [3]کشته شد به حکومت شام رسید و محمد که رابطه دوستانه با هارون داشته در دربار وی به مقام والائی رسید و حاجب دربار بوده است . طبری می نویسد «هارون تمامی اختیارات را به یحیی تفویض نمود و او رئیس الاطلاق امپراتوری شد.» مامون درباره یحیی و پسرانش گفته است: « این پدر و پسران در عصر خویش در شجاعت و کفایت و سخاوت بینظیر بوده اند»

یحیی فردی عالم بود و در جلسات مباحثات علما شرکت می نمود . همچنین شعرا و موسیقی دانها را با سخاوت و بزرگواری خود مورد حمایت قرار میداد. بنا به روایت اغانی ، دنانیز کنیزی بود از خون مخلوط و نژاد مختلف . زنی بوده سیه چرده با حسن و جمالی منظم . مالک اولی او مردی بود از مدینه و تحت توجه او دنانیز تعلیم و تربیت صحیحی یافته بود. خوانندگی و خنیاگری را از بذل و فلیح و ابراهیم موصلی و ابن جامی و اسحق بن ابراهیم فراگرفته بود. آوازش چنان به استادش ابراهیم شباهت داشت که شنوندگان به تردید می افتادند که خواننده ابراهیم است یا دنانیز. هارون مرتبا" به خانه یحیی میرفت تا آواز دنانیز را بشنود. اغانی می نویسد بعد از مرگ یحیی ، هارون دنانیز را احضارکرد و از او تمنای خواندن کرد.

نویسنده آثارالشیعه چنین بیان میکند، از یحیی پرسیدند کمترین چیزها کدام است ؟ جواب داد: «قناعت شخص با همت به زندگی پست. دوست پرزحمت کم فایده و سکوت خاطر در موقع مدح» همچنین از وی پرسیدند معنی کرم وجود چیست؟ گفت: « کرم پادشاهی است که در سلک رعایا زیست کند و بخشش درحال توانائی جود واقعی است»  سخن دیگری از وی روایت است که میگوید: « مواعید دام بزرگان است که آزادگان را بدان صید مینماید»

بذل و بخشش یحیی و فرزندانش شهره عام و خاص بود. وی هر وقت از خانه بیرون می آمد کیسه های متعدد که هریک حاوی 200 درهم بود با خود بهمراه داشت تا در طول مسیر خود به مردم بخشش کند.یحیی به همان اندازه که بذل و بخشش می نمود قناعت و پاکدامنی نیز داشت.وی زمانی که به دوران پیری خود رسید تصمیم گرفت به مکه رفته و باقی عمر را به عبادت مشغول شود ولی هارون نپذیرفت .

یحیی برمكي در شهر ري نيز يك كارخانه‌ بزرگ كاغذسازي و يك بيمارستان تأسيس كرد كه تا آغاز قرن پنجم هجري دائر بود.

یحیی پس از سقوط برمکیان در زندان ماند تا آنکه در سال 190 قمری در گذشت. در لباس وی مکتوبی که به خط خودش بود پیدا کردند که نوشته بود «مدعی قبلا رفت و مدعی علیه نیز خواهدآمد قاضی و حاکم  عادل و دادخواهی است که ستم نخواهد کرد و به بینه محتاج نیست» همینکه این مکتوب را به هارون دادند تمام آنروز گریان بود و تا مدتی آثار حزن و اندوه بر چهره اش آشکار بود. جهشیادی مینویسد:« هارون از کرده خود درباره برامکه پشیمان گردید» 
 

فضل برمکی پسر یحیی

فضل پسر یحیی برمکی بتاریخ 23 ذی الحجه 148 قمری (24 بهمن 144 ) در شهر مدینه متولد شد . وی تنها هفت روز از هارون الرشید بزرگتر بوده و خیزران مادر هارون وی را شیر داده بود . در زمان وزارت یحیی ، فضل از طرف هارون ریاست حرم دربار و سمت معلمی و تربیت محمد پسر هارون را که بعدا" بنام امین به خلافت رسید بعهده داشت.طبری می نویسد «زبیده مادر امین مرتب به فضل می گفت محمد پسر تواست و خلافت او خلافت تو است »

فضل در سال 172 خ. به حکومت خراسان منصوب گردید و جرجان و طبرستان و جبال و ارمنیه و قومس و ری و دماوند در قلمرو او قرار گرفت.

در اوائل حکومت فضل در خراسان یحیی بن عبدالله در دیلم قیام کرد و این شورش به سرعت بالاگرفت، فضل با درایت خود این قیام را بدون جنگ خواباند و بهمراه یحیی عازم بغداد شد و یحیی از طرف هارون مورد تکریم قرار گرفت.

در سال 172 خ. فضل ابراهیم پسر بختیشوع پزشک محافظین و نگهبانان خود را مامور لشکرکشی به کابل کرد. ابراهیم «شاه بهار»را متصرف و بتخانه آنرا آتش زد . بعداز این پیروزی فضل ویرا به حکومت سجستان منصوب نمود . وی چهارمیلیون درهم مالیات آن ایالت را وصول و به نزد فضل آمد. وی نیز مبلغ پانصدهزار درهم به مالیات وصولی افزوده به خود ابراهیم بخشید.

روایت است که هارون امام موسی کاظم را که در بصره زندانی بود به بغداد آورد و به فضل بن ربيع سپرد و پس از مدتى از او خواست كه امام را آزارى برساند اما فضل نپذيرفت و هارون او را به فضل بن يحيى بن خالد برمكى سپرد.امام در خانه فضل به نماز و روزه و قرائت قرآن مشغول بود و فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنيدن اين خبر در خشم شد و آخرالامر يحيى امام را به سندى بن شاهك سپرد و سندى آن حضرت را در زندان مسموم كرد.

صاحب تاریخ یزدی از قول ابوالقاسم غسان روایت میکند که هارون وقتی فضل را به خراسان فرستاد منظورش این بود که جعفربرمکی را که مورد علاقه و محبتش بود به وزارت منصوب نماید ولی حضور فضل در بغداد مانع بزرگی بود و بدین طریق وی را از بغداد دور کرد. فضل از هر نظر نسبت به جعفر برتری داشت و در بین مردم محبوبتر بود و لقب وزیر صغیر بوی داده بودند به همین دلیل جعفر همواره در رقابت با وی بود . همین رقابت یکی از دلایل سقوط برمکیان شد.

فضل در سایه اداره مدبرانه امور و سخاوت و بخششی که داشت آنچنان در خراسان محبوب شد که مردم نام هارون را فراموش کرده بودند. مورخین بیان نموده اند که در زمان حکومت فضل در خراسان مردم بیست هزار نفر از کودکان خود را بنام فضل اسم گذاری کرده بودند و این بیانگر محبوبیت فضل در میان مردم خراسان بوده است.وی دستور داد دفتر مالیاتهای معوقه را بسوزانند، حقوق نظامیان را افزود و در مدت یکسال ده میلیون درهم به مردمی که به دیدارش می آمدند بخشید و مسجدی نو در شهر بخارا ساخت .فضل بخشنده ترین فرد در میان برمکیان بود.وی مردی پرهیزگار و با تقوی بوده از خوردن شراب امتناع مینمود و به همین سبب در مجالس عیش و عشرت هارون برخلاف جعفر حضور نداشت.او اولین کسی است که در شبهای رمضان اقدام به نصب چراغ در مساجد کرد. وی در خراسان مساجد بسیار و کاروانسراهای متعددی بنا کردو در سال 179 قمری(174 خورشیدی) از طرف هارون به بغداد فراخوانده شد . فضل وقتی به بغداد وارد شد مورد استقبال زیادی قرار گرفت و نیابت پدر خود یحیی را در وزارت بعهده گرفت. دو تن از پسران فضل بنامهای عباس و عبدالله مورد محبت مامون قرار گرفتند و سمتهای بزرگی به آنان داده شد.

جعفر برمکی پسر یحیی

جعفر برمکی در سال 150 قمری در شهر مدینه متولد شد.مادر وی دختر محمدبن حسین بن قحطبه بوده است . فقیه حنفی بدستور یحیی برمکی مسئولیت تعلیم و تربیت جعفر را بعهده داشت. جعفر مردی خوش سیما، فصیح، فاضل ، مدیری لایق و دارای خط زیبائی بوده . منشئات وی از نظر صحت و ظرافت کلام مشهور بود.در علم نجوم و هیئت نیز دست داشته است. وی بسیار خوش لباس و شیک پوش بوده ، جاحظ میگوید جعفر برای پوشش بلندی گردن خود یقه را معمول کرد.

جعفر در سال 176 قمری(171 خورشیدی) به حکومت مصر منصوب شدولی دوران حکومت وی در آن سرزمین طولانی نبود وبه بغداد خوانده شد. در سال 180 قمری(175 خورشیدی) شورشی بزرگ در سوریه اتفاق افتاد و جعفر با سپاهی عازم آن سرزمین شده و آن شورش را بشدت سرکوب نموده به بغداد مراجعت کرد و مورد محبت هارون قرار گرفت.

طبری به نقل از ابن خلدون می نویسد: «به جعفر لقب سلطان داده شد تا نشان بدهند که وی ریاست کل حکومت ومدیریت تام و تمام امورامپراتوری رادردست دارد ولی چندماه بعدهارون خاتم را ازاوپس گرفت و به پدرش یحیی بن خالد برمکی داد. بعداز این پیشامد جعفر به حکومت خراسان و سجستان منصوب شد ولی فقط بیست شب این ماموریت بطول کشید و وی به بغدادبازگشت و خلیفه فرماندهی سربازان محافظ خودرا به او واگذار کرد.نام جعفر روی سکه ها  نیز نقش شد.» نمونه هائی از سکه های زرو نقره بنام جعفربرمکی که در سالهای 173 و 181 قمری(168 و 176 خورشیدی) ضرب گردیده در موزه انگلستان موجود است.

در سال 182 قمری(177 خورشیدی) هارون برای ولیعهدی خود امین و پس از او مامون را برگزید و چون مامون حکومت خراسان را داشت این شغل رابه جعفر واگذار کرد.بنا برروایات طبری جعفر عملا حکومت نکرد و همیشه نایبی در ایالاتی که حکومت آنها را داشت نعیین می نمود و خود همیشه در کنار هارون الرشید بوده است. جعفر به شعر و موسیقی علاقه بسیاری داشت و بنابه گفته اسحاق موصلی او خود موسیقی دان بوده و نوازندگان ازجمله ابراهیم موصلی و رقیب وی ابن جامی که مشهورترین نوازندگان آن زمان بودند از حمایتهای جعفر بهره مند می شدند.برادر هارون الرشید بنام ابراهیم المهدی که خود موسیقی دان بود روابط بسیار نزدیکی با جعفرداشته و همیشه او را می ستود.

بنابر روایات هارون برای اینکه همیشه با خواهرخود عباسه و جعفر باشد این دو را بعقد هم درآورد مشروط به آنکه این ازدواج صوری باشد و عدم رعایت آن شرط از طرف آن دونفر یکی از دلایل سقوط برمکیان شد. عبدالجلیل یزدی روایت میکند«هارون الرشیدرا باجعفربرمکی رغبتی افتادکه یکساعت از روز وشب نمیتوانست ازصحبت اوجداباشدو با خواهر خویش عباسه هم محبتی به افراط داشت وخلیفه نتوانستی که ازملاقات خواهر زمانی صبرکند وازدوستی، چنانکه محکوم خواهدبود که آنچه اواشاره کردی تجاوز ازآن ممکن نبود چه آن خواهر در غایت دانائی و حسن و ادب وعلم و دانش ازهمه اقربا ممتاز بود و زبیده که حرم خاص خلیفه بودو اقربا و نزدیکان را با عباسه مخالفتی بودو همه از جهت افراط محبت خلیفه که باجعفر و خواهرداشت درآتش رشک کباب بودند وخلیفه نه بی جعفر میتوانست بود نه بی خواهر صبر میتوانست کرد روزی خلیفه جعفررا گفت که ازحال دوستی من در حق معلوم نموده ای و در باب محبت خواهر میدانی که من بی ملاقات شما نمیتوانم بود میخواهم که در خفیه میان شما مناکحت شود و درو محرمی چند که این سرنگاه توانند داشت شاهد حال آن بشرطی که میان شما فراش نباشدو ازجهت شرع نظربریکدیگر مباح بود...........»

بنابه روایت دیگری، روزی جعفر سوار شد و به خادم خود گفت هزار دینار برای بخشش به اصمعی آماده کند وی به دیدار وی رفت . در این دیدار اصمعی هرچه خواست جعفررا خوش و خندان کند موفق نشدو جعفر بی آنکه آن هزاردیناررا به او بدهد بیرون آمد.منشی وی علت را پرسید جعفر گفت تابحال صدهزاردینار به اصمعی داده ام ولی در خانه او جز فرش مندرس چیزی ندیدم بخشش به او سودی ندارد زیرا نمی خواهد سعادت و حس قدردانی خود را ابراز کند.

بنابر روایت دیگری جعفر باغی بسیار عالی در بغدادداشته روزی هارون به اتفاق جعفر به آن باغ میروند. هارون از باغ بسیار خوشش آمده باغبان را خواست و گفت به پاداش ایجاد چنین باغی میتوانی چیزی از من درخواست کنی. باغبان فکری کرده به هارون گفت میخواهم به خط خود بنویسید که من برمکی نیستم. هارون از این درخواست متعجب شد و در مقابل اسرار باغبان آن نوشته را به وی داد. زمانی که وی دستور قتل برمکیان را داد ماموران وی که در هر مکانی دنبال برمکیان بودند باغبان جعفر را دستگیر و قصد قتل وی را داشتند. باغبان دستخط خلیفه را به ماموران نشان داد. آنها برای اینکه از صحت نامه مطمئن شوند باغبان را به دربار بردند.هارون با دیدن نامه آن روزی را که دستخط را به باغبان داده بود بیاد آورد و وی را آزاد نمود.

بنا به نوشته مسعودی«عبدالملک هاشمی که ازخویشاوندان نزدیک هارون بود روزی در مجلس بزمی واردشد و نزد جعفر لب بشکایت گشود و گفت خلیفه نسبت به او عنایتی ندارد و قروض او به یک میلیون درهم رسیده و وامخواهان اورا در مضیقه گذاشته اند و به فرزنداو نیز علیرغم سن و سال و اصالت و شایستگی هیچ مقام و منصبی در دربار واگذار نشده است. جعفربه اوگفت که مشمول لطف خلیفه واقع خواهدشد، قروض او پرداخته خواهدشد، واما راجه به پسرش نیزوعده دادکه یکی از صبایای خلیفه را به اوبدهد. هیچکس این وعده های جعفررا جدی تلقی نکرد ولی فردای آنروز بنابر وساطت جعفر تمام مستدعیات اورا خلیفه برآورد»

صاحب الفخری مینویسد:«حسد وبدخواهی بین جعفرو یکی از حکام مصرکه نامش ضبط نشده وجودداشت. روزی جاعلی نزد حاکم مصررفته ونامه مجعولی ازطرف جعفر به او دادکه درآن نوشته بود ازآورنده نامه که مایل بدیدن مصر است پذیرائی شایسته ای بعمل آورد. حاکم به گمان اینکه وزیر برسر مهر آمده است جاعل را پذیرفت و ازاو با توقیرو احترام پذیرائی شایسته ای نمود ولی پس از چندروز نسبت به صحت آن مکتوب دچارتردید شد وبرای رسیدگی آنرابه بغداد فرستاد.مباشرجعفرمکتوب رادید و به وی تسلیم کرد.جعفرآنرا خواندو به دوستان خودنشان داد وجملگی گفتند که آن نامه مسلما" مجعول است .جعفرپرسید چگونه بایدجاعل را تادیب و تنبیه نمود. هریک از حضار مجازاتی پیشنهاد نمود و سرانجام جعفرگفت مردفهیمی در این محضر گوئیا نیست . موجب خوشوقتی است که مردی باعث آشتی دودشمن قدیمی شده باشد. شرحی به حاکم مصر نوشت که وی نویسنده آن نامه بوده است. جاعل به هدایای گران و وضع مرفهی به بغداد برگشت و گریه کنان نزدجعفررفت و به خطای خود اعتراف نمود. وزیر رو به اوکرد و گفت حاکم مصرچه مبلغی به توداده است. جاعل جواب داد صدهزاردینار.جعفرگفت دراینجا باش من این پول را دوچندان خواهم کرد.جاعل در خانه جعفرماند ویکصدهزار دینار موعود به اوداده شد.»

تاریخ قتل جعفر بدستور هارون بنا بروایتی شنبه سلخ محرم و بنا به روایتی دیگر اول صفر سال 187 قمری(14 بهمن 181 خورشیدی) اتفاق افتاد.

یزدی ماجرای قتل جعفر بدستور هارون را چنین بیان میکند:«(هارون)سرش(سرجعفر)را بخرانه فرستاد و مصلی خواست و به نماز جمعه رفت و نماز بگزارد و هیچکس رااز آن حالت غریب وعجیب وقوقف نه، تااز نمازبرگشت حجاب و قائدان را بخواند وهریک را به درخانه ای از آل برمک گماشت بادویست مرد و مسرور رافرمود تابه لشکرگاه رفت و هرمال و نعمت که آنجا بود از ناطق و صامت تمام برداشت وپس ازآن بفرمود تا سر مبارک جعفربرسرنیزه کردند و اندر جمله بغداد بگردانیدند و تنش بردار کردند و کفرواسلام به هم برزد و شعله آفتاب دولت آن قوم به شام فنارسید و دودمان سعادت آل برمک برتندباد قهر و حرارت شیطنت قطع گردانید و شجره فتوت آن عالی همتان از بیخ برکند و ناچیزکرد و هرچه ازفرزندان جعفر بودند تا طفل گهواره به تیغ بگذرانید و خان و مان آن قوم بتاراج دادند.»

 

موسی برمکی پسر یحیی

امیر موسی ملقب به کرد اخشیدی چهارمین پسر امیر یحیی بود. به نوشته تاریخ طبری در سال 176 قمری موسی بن یحیی برمکی بجای موسی بن عیسی که بدست نزاری ها بقتل رسید بحکومت شام منصوب شد و نفوذی عظیم در دربار بغداد دارا بود. به نوشته تاریخ مفاتیح ملاحسین میبدی کردستانات و عربستان را متصرف بود. در زمان سقوط برمکیان موسی در کردستانات و قلعه دنبل مستقر بود و تمام اکراد در اطاعت او بودند. وی روابط نزدیکی با امام جعفرصادق(ع) داشت و بنا به نوشته سلطان بایزید بسطامی از ایشان اذن ارشاد داشت . در سال 224 قمری و در سن 60 سالگی درگذشت و در مقبره خود واقع در شام مدفون است.  بعداز درگذشت وی حکومت شام و کردستانات بدست اولاد و اعقاب وی باقی ماند که در تاریخ به حکومت اخشیدی معروف است. بعد از سقوط  این حکومت بازماندگان آنان در قلعه دنبل مستقر شده و بنام دنبلی معروف گردیدند که برگرفته از نام قلعه میباشد و حکومت کردستانات را حفظ نمودند.

ماجرای جعفر برمکی و عباسه خواهر هارون

ماجرای جعفر و عباسه یکی از داستانهای کهن بوده و بسیاری از مورخین بزرگ آنرا قبول دارند و در آثار خود این داستان را بیان نموده، برخی نیز این واقعه را علت سقوط برمکیان میدانند.

هارون خواهری داشت بنام عباسه که بسیار مورد علاقه وی بود بطوریکه جدائی ازاو برایش سخت بود . وی همین احساس را نسبت به جعفر نیز داشته و در مجالس عیش هارون این دو همواره حضورداشتند و این خود موجب ناراحتی هارون را بدلیل اینکه ایندو نسبت به هم نامحرم بودند فراهم میساخت لذا هارون تصمیم گرفت آن دو نفر ازدواج صوری نمایند و جعفر سوگندیادکرد تا هیچوقت به تنهائی با عباسه دیدار نکند و با او در زیر یک سقف تنها نباشد و فقط در حضور هارون آن دو نفر همدیگر را ببینند.به گفته طبری عباسه در زمان ازدواج با جعفر 40 ساله بوده ، او زنی خوش مشرب و خوش بیان و عاشق جعفر برمکی بوده و بعداز ازدواج صوری باجعفر،نامه های پراز شوق و میل به او می نوشت و جعفررا به نقض دستور هارون تشویق میکرد ولی جعفر خلاف قولش به هارون عمل نمیکرد.

عباسه به مادر جعفر بنام عباده متوسل گردید و با هدایای گرانبهائی او را باخود همراه نمود.روزی بر اساس نقشه قبلی عباسه و عباده ،وی به پسرش جعفر گفت که در قصری کنیزی بسیار زیبا دیده و میخواهد آن کنیز را برای جعفر خریداری نماید.بعد از مدتی بالاخره جعفر را راضی نمودتا بدیدن کنیز زیبا برود وازطرف دیگر عباسه را خبر کرد. یزدی چنین بیان میکند.«عباسه خودرا به هزار حسن و دلربائی وشوخی وشهلائی ورعنائی بیاراست و به عوض کنیزکی نزد جعفرشد و درکنار او خفت و شمعهاء منیر رابرداشته امشب که برمن است یاروهمدم، اورا بکف آورده به صد لابه وغم، ای فاتحه صبح ز روی اخلاص، الحمد وان یکاد میخوان و مدم جعفر مست و لایعقل ندانست......» جعفر که مست بوده زن خود را نشناخت . صبح که شد عباسه به جعفر گفت: از مکر و حیله دختران سلاطین چه میگوئی؟ جعفر پرسید تودختر کدام پادشاهی؟ وقتی عباسه خودرا معرفی کرد مستی ازسر جعفر پرید بسراغ مادر خود رفت و به اوگفت : ای مادر مرا به بهائی ارزان ازدست دادی.

جعفر بعداز این اتفاق تصمیم گرفت ازبغداد دور شود و حکومت خراسان را از هارون خواست. هارون این درخواست را با فضل بن ربیع که دشمن برمکیان بود مشورت کرد. اوگفت:«جعفررا زن داده اید و حالا حکومت یک ایالت را میخواهد این کار نشاید».  سخن وی تاثیر زیادی بر هارون داشت و با تقاضای جعفرمخالفت شد.از طرفی عباسه در تلاش بود مجددا" به جعفرنزدیک شود.

یزدی مینویسد:«عباسه به مکروحیله پرداخت و از هارون دعوت کرد به باغی که در کناردجله خریده بود برود. برای پذیرائی ازخلیفه تدارک فراوانی دید جشنهای عظیمی به افتخار هارون ترتیب داد و شب اول کنیزکی راکه درجمال بیمهال بودنزدهارون وکنیزکی دیگررا که از کنیزک اولی زیباترنبود نزدجعفرفرستاد. فردای آنروز نیز همان ترتیب را معمول داشت. شب بعدازآن کنیزک دیگری راکه ازهمه کنیزکان خوبروتر بود نزدخلیفه فرستاد و خودش بجای کنیزکی که قرار بود نزدجعفر برود سراغ او رفت. قندیلها و چراغهارا خاموش کردو به بستر وی شتافت. چون صبح شد جعفر زن خود را شناخت و دریافت که مرگ او دیگرقابل احتراز نیست.»

بنابه نوشته یزدی حاصل ازدواج جعفر و عباسه دو پسر بود بنامهای حسن که درزمان سقوط برمکیان 10 ساله و حسین 8 ساله بوده.

برنی مینویسد که زبیده زن محبوب هارون که از مخالفان برمکیان بود موضوع نافرمانی جعفرو عباسه را به اطلاع خلیفه رساند. ولی طبری مینویسد کنیزکی که عباسه اورا آزرده کرده و تهدید بقتل نموده بود هارون رااز ماجرا آگاه ساخت و مورد حمایت خلیفه قرارگرفت .

هارون بعداز قتل جعفر و در همان شب به خانه عباسه رفت ودستور داد دونفر خواجه و هشت عمله حاضرکنند و جلدی چرم آورند.خلیفه به التماسهای عباسه اعتنائی نکرد و دستورداد خواجگان عباسه را با تمامی جواهراتش در صندوقی نهادند و صندوق را میخکوب نمودند. عمله ها حاضرشده صندوق حاوی عباسه را در مغاکی انداخته و آنرا با آهک و خشت پرکردندو در دجله انداختند.فرزندان جعفرو عباسه نیز کشته شدند.

سقوط برمکیان

در مورد دلایل سقوط برمکیان روایتهای متفاوتی در اسناد و مدارک تاریخی بیان گردیده که هیچکدام نمی تواند تنها دلیل این سقوط شمرده شود. احتمالا" مجموعه دلایل متفاوت در این واقعه نقش داشته اند. عده ای از مورخین ماجرای ازدواج صوری جعفر با عباسه خواهر هارون دلیل این شکست برمکیان میدانند. برخی از مورخین علت این سقوط را حمایت برمکیان از امام موسی کاظم میدانند برخی دیگر اتهامات درباریان هارون علیه آنها را دلیل سقوط میدانند.طبری خواست هارون مبنی بر خرید کنیزی بسیارزیبا بمبلغ یکصدهزار دینار و مخالفت یحیی با خواست خلیفه و اشکال تراشی در انجام این امر رادلیل سقوط برمکیان میداند.عده دیگری از مورخین اختلافات جعفر با فضل و یحیی و موسی را دلیل شکست آنها مطرح می کنند و بعضی هم قدرت بی حد و حساب آنها را دلیل محکمی برای دشمنی هارون میدانند.هارون در 17 سال اول خلافت عنوان تشریفاتی داشت و قدرت اصلی دست مادرش خیزران و یحیی برمکی بود که بعد از مرگ مادرش ، یحیی و پسرانش فضل و جعفر همه کاره دربار بودند بطوریکه خلیفه نمی توانست مستقلا در امور جاری اعمال نظر نماید.

ابن خلدون در جلد اول مقدمه خود ضمن غیر واقعی خواندن داستان عباسه و جعفربرمکی مینویسد «مطالعه مطالبی که ابن عبدربه درباره گفتگوی رشید با عموی جدش داود بن علی در خصوص خواری برمکیان یاد کرده و قسمتی که درباب شعرا در عقدالفرید درباره محاوره اصمعی با رشید و فضل بن یحیی هنگام افسانه گوئی آنان آورده است به ما میفهماند که تنها مسبب قتل برامکه غیرت و حسد خلیفه و کسان فروتر از وی بوده است که در نتیجه خودکامگی و خودسری آن خاندان نسبت به خلیفه روی داده است و هم درمی یابیم که چگونه دشمنان آنان افسونگریها ونیرنگها میساخته و حتی خواص و محارم خلیفه را وادار به سعایت و بدگوئی ها میکرده اندچنانکه نزدیکان خاص خلیفه دسیسه ای طرح کردند که بزبان خوانندگان و نوازندگان درگاه در نهایت نیرنگ اشعاری را انشاد کنندو از آن طریق سعایت خود را بگوش خلیفه برسانندتا حس کینه و خشم وی را نسبت به برامکه برانگیزند و اشعار مزبور چنین است

کاش هند آنچه به ما وعده میداد بدان وفا میکرد

و ارواح غمدیده ما را بهبود می بخشید

و یکبار به استقلال فرمان میداد

زیرا عاجز کسی است که استقلال رای و نفوذ حکم ندارد

وقتی رشید آنرا شنید چنین گفت«آری بخدا من عاجزم» بد اندیشان آنان حتی به چنین وسایلی آتش غیرت نهانی خلیفه را برمی انگیختند و شدت انتقام اورا برضد برمکیان چیره میساختند». به نوشته وی تمام مشاغل مهم دولتی در دست اطرافیان یحیی بود و همیشه بیست وپنج نفر از برمکیان مهمترین مشاغل لشکری و کشوری را بعهده داشتند. شاهان سایر ممالک برای آنها هدایائی میفرستادند و احترامی که برای آنها قائل بودند برای خلیفه معمول نمی داشتند و زندگی پر تجمل آنها موجب تحقیر هارون میگردید.

روایت است روزی هارون بهمراه اسمعیل بن موسی الهاشمی جهت شکار از دارالخلافه بیرون رفتند. در بین راه هارون خطاب به وی گفت آیا تاکنون شکوهی چون شکوه موکب من دیده ای؟ اسمعیل در پاسخ گفت هیچ موکبی با موکب جعفربرمکی قابل قیاس نیست. هارون سکوت نمود . اندکی بعد جعفر با موکب خود به هارون پیوست و هارون با وزیر خود سخنی نگفت. در همین حین زراره بن محمد از راه رسید و حشمت برمکیان را ستود هارون با قیافه ای ناراحت به او گفت: فقط زبونان مستبد نیستند! بعد از طی مسافتی به منطقه ای رسیدند پر از باغ و خانه و کوشکهای عالی و از ساکنان آن محل شنیدند همه آن منطقه متعلق به برمکیان است. هارون برآشفت و گفت «ما به خود و کسان خود غدرکردیم و برقدرت و ثروت برمکیان افزودیم اکنون می بینی که در منتهای شوکت و اقتدارندو دارائی آنها حدوحصری ندارد» اسمعیل گفت :برمکیان هر چه دارند از خلیفه دارند و همه اینها از آن خلیفه است پی چه جای دلتنگی است؟  هارون خشمگین شد و اسمعیل را متهم به جانبداری از وزیر خود کرد.

بنا به روایاتی دیگر جعفر و موسی فرزندان یحیی در فکر شورش  علیه هارون بوده اند .شهرت داشت که بسیاری ازمردم،موسی پسر یحیی راامام واقعی میدانستند وخمس دارائی خودرا به او میپرداختند. همچنین روایت است جعفر بدون اطلاع پدر و برادرانش مبالغ هنگفتی از بیت المال را به پسر عبدالملک از بزرگان بنی عباس داده بود تا علیه هارون قیام و او را از خلافت خلع کند.از طرفی نامه ای که یحیی برمکی به یحیی بن عبدالله علوی نوشته بود بدست هارون افتادو این نامه بدگمانی هارون را برانگیخت. روایات اخیر هم با توجه به اینکه برمکیان ایرانی بوده و نسبت به ایرانیان تعصب داشتند و از طرفی با اینکه ایرانیان لیاقت و توانائی های خود را در تمام زمینه ها به اثبات رسانده بودند، اعراب خود را برتر میدانستند و ایرانیان را موالی یا برده مینامیدند محتمل به نظر میرسد.

در سال 186 قمری(180 خورشیدی) هارون الرشید با برمکیان به زیارت کعبه رفت . موسی پسر یحیی حکایت کرده که شنیدم پدرم در حین طواف کعبه تضرع کنان از خداوند استغاثه میکردکه جزای معاصی او را در این دنیا بدهدنه در آن دنیا. احمد بن حسن بن حرب می گوید یحیی از خداوند که اگر باید مصائبی متوجه خاندان او گردد شخص او را دامنگیر شود و تضرع کنان گفت بهتر است من بمیرم تا فرزندم فضل. در بازگشت از کعبه هارون نسبت به برمکیان محبت زیادب ابراز میداشت تا ار نقشه شوم وی کسی باخبر نشود.

مسعودی در کتاب مروج الذهب ماجرای قتل جعفر را چنین بیان میکند: خلیفه پس از آنکه روز را در عیش و عشرت بپایان رسانید خواجه خود یاسر را احضار و به او گفت حالا میروی نزد جعفر و در هر وضعیتی که باشد سر او را میبری و برای من می آوری . یاسر که فوق العاده متعجب شده بود اول از انجام ماموریت طرفه رفت ولی در برابر دستور موکد هارون برای انجام ماموریت رفت و جعفر را دید که بزمی آراسته و وی را خواند و دستور خلیفه را اعلام کرد. جعفر گفت خلیفه شوخی کرده است ولی یاسر قبول نکرد . گفت شاید مست بوده یاسر باز هم قبول نکرد . جعفر به یاسر گفت بپاس محبتهائی که بتو کرده ام بازگرد و به خلیفه بگو امرش را اجرا کردی اگر متاثر شد جان مرا خریده ای و اگر تاثری نیافت فردا امرش را اجرا کن. یاسر گفت ای کاری غیرممکن است . جعفر گفت من بهمراه تو میآیم و می ایستم که جواب خلیفه را بشنوم یاسر پذیرفته و بر آن شیوه عمل کرد. هارون برآشفت و بوی گفت سربریده جعفر را بیاور چون سر جعفر را پیش خلیفه نهادند خطاب به سر جعفر گلایه های بسیار کرد و سپس دستور داد سر یاسر را نیز بزنند زیرا نمی تواند سر قاتل جعفر را ببیند. همان شب هارون تمامی خدمتکاران جعفر را نیز کشت و صبح به نماز رفت. هارون دستور داد خانه های برمکیان و متحدین و بستگان آنها محاصره کنند و هیچ کس موفق به فرار نشد و اموال برمکیان توقیف شد .

ابراهیم بن حامد نگهبان فضل و اموال او شدو یحیی بن عبدالرحمن و رشید الخادم مامور نگهداری یحیی و پسرش محمد شدند.هارون دستور داد سرجعفر را بر فراز جسرالاوسط و جنازه او را بدو نیم کرده و بشکل صلیب روی جسرالاعلی و جسرالاسفل بگذارند.چند ماه بعد از این وقایع هارون دستور قتل عام برمکیان و مصادره اموال آنان را صادر کرد.

 یزدی در مورد قتل عام برمکیان چنین می نویسد:«روایت کردند که یک هزارو دویست کس از زنان وفرزندان آل برمک به آن سه روز مقتول گشتند و درجه شهادت یافتند و زنان ایشان که آفتاب و ماهتاب بجز از روزن ایشانرا درنیافته بود و کس روی ایشان ندیده بود مباح گردانید وآن پریچهرگان ماه رخسار وآن بتان زهره کردار و نازنینان خرگاه نشین و لاله رخساران باتمکین و آئین و مرد رفتاران با فرو تمکین را بدست دیوان سیاه روی و عفاریت زشت خوی بازدادند»

سهل بن هارون که از خواص برمکیان و کتابدار مامون بود میگوید:«همینکه هارون مصادره اموال برامکه را فرمان داد از 20 میلیون نقدینه موجودی 12 میلیون آن در کیسه های مخصوصی بنام اشخاص معین سر به مهر بوده که بعنوان هدیه، جایزه، صله شعر و غیره از طرف یحیی به اشخاص متفرقه انفاق میگردید و به همین قسم نام جیره خواران و مواجب گیرندگان در دفاتر مخصوص ثبت شده بود که در واقع دیوان و دفاتر یحیی مخصوص جمع اموال و انفاق آن بوده است. علاوه بر مبلغ مزبور سی میلیون و هفتصدو هفتاد و شش هزار دینار نقد از ثروت برامکه مصادره گردید و اضافه بر آن اموال و املاک منقول و غیر منقول از قری و قصبات و غیره مقدار بسیاری نیز مصادره و ضبط دولت گردید که تعیین میزان آن بطورکامل غیرمقدور میباشدو از همین رو میتوان قدرت و عظمت برامکه را تصور نمود»

مسعودی مینویسد پس از سقوط برمکیان امپراطوری رو به ضعف گذاشت و همه دریافتند که اداره امور از طرف هارون چقدر ناقص و حکومت او تا چه پایه فاسد است.مردم از فقدان برمکیان متاسف بودند و عملکرد هارون را تقبیح میکردند.در بسیاری ار ایالات ایران خصوصا" خراسان شورش روی داد و مخالفتهای نژادی نیز وقایع جاری را شدیدترکرد. هارون دستور داده بود که شعرا در رثای برمکیان شعر نگویند ولی این دستور وی رعایت نمی شد.در کتاب مجمل التواریخ چنین آمده:«نام نیکو از ایشان بازمانددر عالم، و برای برامکه بسیارمرثیه ها گفتندشعرا، و گفته اند که مرثیت ایشان نیز تفاخردارد بردیگرمراثی، زیراکه شاعران مرثیت تقرب را گویند وطمع را، و برامکه را نه کس ماند و نه چیز، از سوز دل و جگرگفتند.»  

هارون تلاش کرد از یحیی اعتراف بگیرد که در توطئه عبدالملک بن صالح دخالت داشته ولی یحیی گفت در ان توطئه مطلقا"دخالت نداشته هارون وی را تهدید به اعدام فضل کرد یحیی جواب داد هرچه میخواهند بکنند.یحیی و فضل در زندان بدستور هارون متحمل شدیدترین شکنجه ها شدند.یحیی در سوم محرم سال 190 قمری(13 آذرماه 184 خورشیدی) درگذشت. و در ساحل رود فرات در محلی بنام ربض هرثمه دفن گردید و فضل نماز میت را بر سر جنازه وی خواند. در برخی منابع آمده است وی در زمان مرگ 70 ساله بوده و برخی دیگر از منابع سن ویرا 84 نوشته اند.سه سال بعد فضل فلج زبان شد. برنی در کتاب اخبار برمکیان می نویسد : امین خلیفه آینده که نسبت به او شفیق و دوست مانده بود درباره وی در زمان اسیری و حبس محبت فراوان نمود و در شفای اوکوشید وفضل شفایافت.ولی بعد از چندماه نصف بدن وی فلج شد و دو روز بعداز آن در روز جمعه ای از محرم سال 193 قمری درگذشت و تمامی درباریان و اشراف و مردم در تشییع جنازه وی شرکت نمودند. هارون وقتی از خبر فوت فضل باخبرشد فریادزنان گفت:«ان امری قریب من امره» یعنی «کار من نزدیک کار اوست» و پنج ماه بعد از این واقعه هارون در طوس وفات یافت. محمد پسر خالد برمکی و برادر یحیی نیز که مورد لطف هارون بودبعداز سقوط برمکیان همانند سایر بازماندگان زندگی سختی داشت. هارون در زمان مرگ وی در تشییع جنازه شرکت کرده و نماز میت خواند.

روایت است هارون بعداز قتل عام برمکیان و قتل بزرگان آن خاندان پشیمان شد و به همین دلیل حکومت شام بدست اولاد موسی باقی ماند و عبدالله پسر محمد برادرزاده یحیی را به حکومت موصل تعیین نمود.

در دوران خلافت مامون برمکیان مجددا" مورد عنایت وی قرار گرفتند .فضل بن سهل که از پروردگان یحیی برمکی بود به وزارت رسید و ولینعمتان خود را به خلیفه توصیه کرد. پسران جعفر برمکی را مورد محبت قرار داده حکومت بصره را به محمد و حکومت خراسان را به عباس واگذارنمود. عباس پسر فضل در دربار خلافت به مقامهای والائی رسید. محمد پسر یحیی معلوم نیست در چه سالی در مدینه فوت کرد ولی چندین پسر از وی بنامهای ابراهیم،مالک،جعفر و عمر باقی ماند.موسی پسر یحیی نیز مدتی نایب الحکومه سند بوده و بعدا" به حکومت آن سرزمین رسید ودرسال 221 قمری(214 خورشیدی) وفات نمود و یکی از پسرانش بنام عمران جانشین وی شد. عمران در سال 196 قمری فرماندهی قوای امین را داشت و در زمان خلافت معتصم حکومت سند را داشت . قیقان را تصرف کرد و در آنجا شهری باقلعه و بارو ساخت و آن شهر را «بیضا» نامید. بلازری می نویسد عمران در در جنگی که با یمنی ها و نزاری ها داشت بدست عبدالعزیز الهباری کشته شد.ابوالحسن احمد بن جعفر ملقب به «جحظه» موسیقی دان معروف نوه موسی برمکی می باشد که در سال 224 قمری(217 خورشیدی) در بغداد بدنیا آمد و از محارم خلیفه المقتدربوده است. بنا به نوشته علم الانساب، شمس الدین ابوالعباس احمد(نبیره امیرجعفر شمس الملک دنبلی) قاضی القضات دمشق معروف به ابن خلکان عالم مشهور ازاحفاد برمکیان است . بنا به گفته طبری شخصی بنام ابن خالد پسر خالد پسر فضل پسر یحیی برمکی در زمان خلافت المعتز میزیسته است. محمد بن جهم برمکی که مترجم کتابهای فارسی و از منجمین مامون بوده و از طرف وی به حکومت اهوازو کور و شوش تعیین شد. وی از شاعران دربار مامون نیز بوده است ولی در زمان خلافت معتصم مورد بیمهری قرار گرفت و دستور قتلش صادر گردید ولی بعدا" خلیفه فدیه ای از او گرفت و آزادش کرد. وی در سال 218 قمری(211 خ.) وفات یافت. فقیهی بنام علی بن بنداربن اسمعیل بن موسی بن یحیی برمکی در بغداد میزیسته و تحت نظر ابوالحسن عبیدالله تحصیل نموده و در سال 337 قمری(327 خورشیدی) عازم اسپانیا شد . در اواخر سلطنت سامانیان ابوالقاسم عباس بن محمد از وزاری دربار بوده است. خواجه شهاب الدین فضل الله پدر امیر عبدالرزاق موسس سلسله سربداران از طرف مادری نواده یحیی برمکی بوده است.

 

روایاتی از برمکیان

ابن الطقطقی مورخ عرب در کتاب الفخری مینویسد:« خاندان برمک مانند دیهیمی برروی پیشانی دهر یا افسری برسر قرن خود جای داشتند. عطا و بخشش آنها مانند سائره شد. از هرسوی مردم به دربار آنها می شتافتند و انتظار و امید مردم همه ازآنها بود. دولت و اقبال هم بطور نادری به آنها روی آوردچنانکه از تمام مواهب سعادت بهره ور شدند. یحیی و پسران او مانند ستارگانی فروزان یا بحری زخار یا سیلی خروشان و ابری مطیر بودند که هیچ چیز در برابر آنها مقاومت نمیکرد. صاحبان هرگونه علم و اطلاع و استعدادی گروه گروه در اطراف برمکیان گرد آمده بودند و برمکیان از وضیع و شریف با کمال آزادگی و سخاوت پذیرائی میکردند. حین اداره آنها به دنیا روحی تازه دمید و امپراتوری به منتها درجه ترقی و تعالی خود رسید.برمکیان پناهگاه بینوایان و برای بیچارگان منبعی فیاض بودند.»

زمان برمکیها ، در نتیجه تدابير شايسته كشورداري آنها بهترين دوران شكوه و رفاه و امنيت وآرامش وآسايش گرديد؛ كشاورزي رونق بسيار يافت، صنايع به‌نهايتِ رُشد وتوسعه رسيد، و بازرگاني بين‌المللي به‌وضعيت دورانِ انوشه‌روان و خسرو پرويز برگشت. درکتاب «الف لیلة و لیلة» آمده است  عظمت مقام خلافت و فلاح و رفاه مردم در دوره خلافت هارون نتیجه کوشش و تلاش برمکیان بود و سربلندی و افتخار برمکیان نوری بود که از روی خلفا میتابید زیرا بنی عباس از حیث درایت و سیاست و فراست هوش سرشاری نداشتند. زمخشری در کتاب «ربیع الابرار» می نویسد: از اصطلاح «زمان برمکیان» این معنی مستفاد میشود «آنچه خوب است و بحد اعلاء سعادت وبرکت رسیده است.»

برمکیان شیوه مدیریت کشور براساس کار و تلاش و شایسته سالاری استوارکرده بودند و تمدن عرب با کمک برمکیان به حد اعلای خود رسید. باید پذیرفت که ایرانیان بنیانگذار تشکیلات حکومت بنی عباس بوده اند و علاوه بر یحیی و فرزندانش اکثر کسانی که توسط آنها به مناصب بزرگی تعیین شده بودند همگی ازدست پروردگان برمکیان و ایرانی بوده اند.اکثر هنرمندان، قضات و علمای آن دوره ایرانی بودند.بنابه نوشته الفخری فضل بن سهل نوبختی وزیر مامون که قبلا مشاور و مباشر یحیی برمکی بوده نواده یکی از سلاطین قدیم ایران است و خاندان او بتازگی مسلمان شده اند. 

فرزندان برمك در بغداد در زمان هارون الرشيد يك مركز بزرگ علمي به نام خزانه الحكمه تأسيس كردند و صدها رياضي‌دان و پزشك و اخترشناس و اديب از اطراف و اكناف كشور بزرگ عباسي به اين مركز جلب كردند. اين همان مركزي است كه چند سال بعد به بيت الحكمه تغيير نام داد، و چنان خدمات ارزنده ای به تمدن و فرهنگ جهاني كرد كه اثرش تا امروز برجا مانده است

برمکیان نسبت به ايران و ایرانیان‌ متعصب بودند و تلاش میکردند ارزشهاي ایرانی را احياء نمایند بغدادي مينويسد: مجوسان نميتوانستند علنا پرستش آتش را رواج دهند، ولي براي آنكه آتش‌پرستي را زنده نگاه دارند به‌مسلمانان گفتند كه بايد در مسجدها آتش‌دان نصب شود وآتشها هميشه روشن باشد و عود و بخور درآنها ريخته شود. وي مي‌افزايد كه فرزندان برمك به هارون الرشيد گفتند كه دستور دهد دركعبه آتش‌دان نصب شود و هميشه با عود وبخور بسوزد و هيچگاه خاموش نشود و هدفشان ازاين كار آن بود كه دركعبه آتش پرستيده شود. کلمه «مَناره» معنايش «آتشگاه»است امروزه درتمام كشورهاي اسلامي دركنار هرمسجدي معمولا" دومناره وجود داردولی ديگر درآنها آتش افروخته نميشود وكاربرد خاصي یافته است.. يك شاعر عرب در زمان برمكي‌ها در اشاره به غيرمسلمان بودن آنها چنين گويد:
        «وقتي درمجلسي ذكري از شرك به‌ميان آيد، چهره‌ي اولاد برمك گشاده ميگردد؛ ولي همينكه كسي آيه ای از قرآن را تلاوت كند، آنها بي‌درنگ حديثي از مزدك مي‌آورند.»

برمکیان مأمون[4]رابراي اتمامِ برنامه ايراني‌گرايي درنظرگرفته بودند و اورا درحد توانشان مثل شاهزادگانِ ساساني تربيت ميكردند. با وجودي كه سياست دربارِعباسي برآن بود كه كارگزارانش مسلمان باشند ولی مربي مأمون را جعفر برمكي از يك خاندانِ مزدايَسنا بنام فضل سرخسي تعيين كرد، و اين مرد تا چند سال همچنان مزدايَسنا ماند؛ و قدرت و نفوذ خاندان برمكي در دستگاه خلافت مانع ازآن بود كه خليفه بتواند با اراده‌ي آنها دائر بر انتصاب او مخالفتي نشان دهد.

بعد از سقوط برمکیان صفات عالیه و خصائل خالد و حزم و ذکاء طبع یحیی و سخاوت و مهارت فضل و ذوق نویسندگی و سن بیان جعفر و عواطف پاک و علو طبع محمد و رشادت و شجاعت موسی زبانزد مردم شد و مدتهای مدیدی داستانسرایان و شعرا زمینه ای نامحدود و موضوعی پایان ناپذیر و با کمال میل به ستایش مجد و عظمت و حسن اداره یحیی و بخشش خاندان او و مخصوصا" فضل که اورا «حاتم الاسلام و خاتم الکرام» میدانستند پرداختند و درباره مقام جعفر نزد هارون داستانها ساختند و شعرها سرودند

 


1- دوره و زبان سانسکریت مربوط به سالهای از 200 قبل از میلاد تا 1100 میلای بود. زبان سانسکریت از سال 400 قبل از میلاد زبان درباری و رسمی بود. زبان ودائی  ما در زبان سانسکریتی (1500-200 ق-م) بوده و در واقع صورت ودائی سانسکریت محسوب میشود  قسمت اعظم و اصلی ادبیات قدیم هند که به زبان سانسکریت نوشته شده از نظر زبانی و زمانی بر دو دسته تقسیم گردیده است.

2- ماصمغان یا مسمغان نام سلسله ای از امراء ایران باستان است که زرتشتی بودند و محل حمکرانی آنها دماوند بوده است.بنا به نوشته طبری در زمان خلافت عمر، نعیم بن مقرن با همین خاندان مصاف داد و مسمغان به کمک سیاوخش پسر مهران پسر بهرام چوبین با اعراب جنگیده، شکست خوردند و مبلغ دویست هزار درهم خراج سالیانه برای آنها تعیین شد.تامین نامه ای که نعیم نوشته خطاب به مردانشاه مسموغان دنباوند و اهالی دنباوندو خوار و لاریز(لاهیجان) بود که این خود محدوده حکومتی آنها را مشخص مینماید.

3- نزاری ها عبارت بودند ازقبایل اعراب شمالی که خودرا نسبت به اعراب جنوبی محترمتر و شریف ترو نجیب تر میدانستند و با جنوبیها که یمانی و قحطانی نامیده میشدند رقابت داشتند.   

4- بنا به نوشته طبری مادر مامون بنام «مراجل» ایرانی و اهل بادغیس بوده و زن وی نیز «پوران » نام داشته و دختر حسن بن سهل ایرانی بوده است.

اهميت پرچم ايران باستان در ميدان جنگ

ايران
«صلح رومي» برضد امپراتوري ايران، و طرز مصرف آن در دوران معاصر (قرن 21)
طبق پيوستي كه بر تاريخ روم تاليف «ليوي» مورخ اين كشور در سده يكم پيش از ميلاد نوشته شده است، "اگوستوس" امپراتور روم 12 ماه می سال 23 پيش از ميلاد (اين تاريخ بعدا پس از تبديل و احتساب تقويم ها به دست آمده است) اعلام كرده بود كه دولت روم يك دولت تجاوزگر نيست و جنگهايي را كه به آن دست مي زده است به منظور تامين صلح بوده و «آزاديبخش» بايد بشمار آيند! و دستور داده بود كه رويدادنگاران ارتش روم كه وقايع روزانه فعاليتهاي نظامي را ثبت مي كردند و هر مورد آن «وقعه» خطاب مي شد از آن پس اين نكته را از نظر دورندارند و وقايع را طوري ننويسند كه نشان دهد روميان تجاوزگر و توسعه طلب بوده اند [که نخستین سانسور قلم بشمارآورده شده است]، ما دولت تيسفون (ايرانيان و به نوشته روميان، پارتيان) نيستيم كه از سلطه گري دست بر نمي دارد! و .... از آن پس، عبارت صلح رومي (پاكس رومانا) وارد تاريخ شد و مورخان عهد امپراتوري اين كشور، تجاوزات؛ جنگها و اشغالگري هاي روم را «خدمت و فداكاري به خاطر صلح ـ وظيفه جهاني!» مي نوشتند.
     پس از شكست هاي نظامي شديد سال هاي ۲۳۸، ۲۴۴ و ۲۶۰ ميلادي از ايران (زمان اردشير ساساني و پسرش شاپور) و از دست دادن دو امپراتور در اين جنگ ها و سپردن تعهد پرداخت باج و خراج به ايران، سران روم در نشست چند هفته اي ماههاي اپریل و می سال261 ميلادي كه در آن استراتژي و پاليسي روم تنظيم شد بارديگر «صلح رومي» و دفاع از آزادي ساير ملل!، به ويژه ملل كوچك به ميان آمد. به موجب اين سياست، جنگ و تعرض هم البته اگر از جانب روم (ايتاليا) باشد نوعي صلح است!. «تاريخ»، مصرف عبارت «صلح رومي» را كه ادامه دارد در هر زمان به طرز و گونه اي ثبت كرده است و در دهه آخر قرن بيستم و دهه يکم قرن 21 تحت عناوين «برقراري دمكراسي، جلوگيري از گسترش سلاحهاي كشتار جمعي، ريشه كني تروريسم و ...». ابرقدرتها از قرن بيستم تاکنون همين استدلال و حرف را زده اند.
     در مقدمه استراتژي مصوب در ماه می سال 261 كه سند آن موجود است دولت ساسانيان و ناسيوناليسم ايراني خطر اول براي روم و مسبّب همه دشواري هاي اين امپراتوري اعلام شده بود؛ زيرا كه سياست كلي ساسانيان بر اين اصل قرار گرفته بود كه روميان قدم به آسيا نگذارند و اجازه تاخت و تاز به آنها در سوريه و سواحل غربي آسياي صغير «تركيه امروز» و حتي مصر داده نشود. نگراني غرب (که برجاي روم باستان نشسته است) اينك از اين است كه تاريخ تكرار شود و ايران دوباره همان حرف را بزند و لذا نمي خواهد كه ايران قدرت بيشتري به دست آورد: قدرت نظامي، رسانه اي و صنعت ـ تكنولوژي. براي پي بردن به اين واقعيت، لازم است که مروري دقيق بر رويدادهاي ايران از 1973 تاکنون شود.
     سه دهه پس از نشست سال 261 ، امپراتور وقت روم برپايه اين پاليسي، در پيامي به مناسبت آغاز پادشاهي نرسي پسر شاپور يكم شاه ساساني ايران به او نوشت که اين كشور سر جنگ ندارد و جنگهاي روم با كشورهاي ديگر بخاطر برقراري يك صلح پايدار است! كه نرسي نهم ژانويه سال 293 ميلادي به او پاسخ داد: تا تعبير از صلح، چنين باشد كه رومي ها گفته اند، صلحي وجود نخواهد داشت.
    پاسخي را كه «نرسي» شاه ساساني ايران در ژانويه سال 293 ميلادي به امپراتور روم داد، نهم ماه مه 2007 از دهان ولاديمير پوتين مرد قدرتمند روسيه شنيده شد كه گفت: رفتار آمريكا، امروز به گونه اي است كه هيتلر در اواخر دهه 1930 در پيش داشت و به جنگ جهاني دوم منجر شد و ترديد نيست كه ادامه رفتار امروز به جنگ جهاني سوم، و ....
پوتين در مراسم نهم مه 2007 (روز پيروزي که غرب هشتم مه آن را برگزار مي کند)، گفت که آمريکا روش دولت نازي آلمان پيش از جنگ جهاني دوم را در پيش گرفته است

اهميت پرچم ايران باستان در ميدان جنگ و براي سرباز ايراني
درفش کاويان

تئودوسيوس دوم امپراتور روم ۱۲ مه سال ۴۲۰ ميلادي در آخرين ديدار خود با افسران واحدهاي ارتش اين كشور كه عازم جنگ با ايران بودند به آنان توصيه كرد كه پس از رو به رو شدن دو ارتش و آغاز زد و خورد، بهترين هنگ رومي را مأمور تصرف پرچم ايران كنند و تأكيد كرد كه با تصرف پرچم، سربازان ايران روحيه خود را از دست خواهند داد كه عاملي است مهم به سود ما.
    مورخ ارتش روم كه در اين جلسه حضور داشت و بعدا ناظر صحنه هاي اين جنگ ايران و روم بود كه دو سال طول كشيد نوشته است كه در جريان جنگ، نيروهاي رومي بارها كوشيدند تا پرچم ايران را به دست آورند، ولي موفق نشدند. اين مورخ سپس به توصيف اين پرچم و روش محافظت از آن پرداخته و نوشته است: ابعاد پرچم ايران (درفش كاويان) هفت متر در پنج متر است (اندازه ها بعدا به نظام متريك محاسبه شده است)، بر بالاي آن نقش يادآوري اهورا مزدا (فروهر) قرار دارد، علامت برجسته پرچم با نخ هاي سيم و زر و گوهرهاي گرانبها (ياقوت و ...) دوخته شده و اين گوهرها به گونه اي قرار گرفته اند كه اشعه آفتاب را تا مسافتي دور منعكس مي كنند. اين پرچم در جريان جنگ روي يك تپه يا زمين مرتفع قرارداده مي شود و سه رديف سرباز نيزه دار بلند قامت دايره وار از آن محافظت مي كنند.
     جنگي كه از آن ياد شد در سال ۴۲۲ ميلادي با امضاي يك پيمان صلح ميان دو ابر قدرت وقت پايان گرفت. بايد دانست كه پرچم ملي ايران باستان تنها يك بار تصرف شد و آن در جريان جنگ قادسيه در نوامبر سال 637 ميلادي بود. با ازدست رفتن پرچم، امپراتوری ساسانیان نیز ازمیان رفت.
نخستين توطئه براي ترور مصدق ـ خلع يد از انگلستان
22ارديبهشت سال ۱۳۳۰ دكتر مصدق نخست وزير به طور غير منتظره فاش كرد كه اطلاع يافته است براي از ميان برداشتن او توطئه شده و نقشه قتل وي طرح و آماده گرديده و بنابراين در مجلس متحصن خواهد شد تا اگر خون او را بريزند در خانه ملت جان داده باشد.
     ضمناً در همين روز از سوي دكتر مصدق؛ مهندس مهدي بازرگان، مهندس حسيبي، دكتر عبدالحسين علي آبادي، محمدعلي وارسته و محمد بيات تعيين شدند تا به خوزستان بروند و از شركت نفت انگلستان (BP) خلع يد به عمل آورند.

علل حمله ي چنگيزخان مغول به ايران


علل حمله ي چنگيزخان مغول به ايران
بابا علي محمدي آذر
فوق ليسانس تاريخ
يورش مغولان به ايران و تخريب نيمي بيشتر از اين سرزمين و كشتار ميليونها انسان رويدادي بود كه به گفته ابن اثير: « از بدو آفرينش آدم تاكنون … همانندش نيامده [1]» . موضوع ساده اي نيست كه فقط به تكبر و نخوت سلطان محمد خوارزمشاه نسبت داده شود . بعضي از مورخان را نظر بر اين است كه اگر خوارزمشاه سفرا و بازرگانان مغولي را نمي كشت اين تهاجم انجام نمي گرفت . اين نوع قضاوت براي اتفاقاتي كه از مهم ترين رويدادهاي تاريخي محسوب مي شود دليل پيش پا افتاده اي است در ريشه يابي تهاجم چنگيز به ايران و ديگر بلاد اسلامي علاوه بر جريان سفرا و تجار سرانگشت اتهام به ضرورت به سوي بغداد و ناصر خليفه عباسي كه محرك اصلي فتنه بوده دراز مي شود . در حالي كه تضادهاي دروني امپراطوري تازه تأسيس چنگيز و اشرافيت فئودال چادرنشين، در ارزيابيها ناديده انگاشته مي شود .سعي بر اين است كه در بررسي علل حمله چنگيز به ايران سه موضوع مذكور را مورد تجزيه وتحليل قرار داده و ديدگاههاي مختلف مورخان را بازگو نمائيم:
1 - كشته شدن بازرگانان و سفراي مغول:
پس از مبادله سفرا بين ايران و مغولستان كارواني با مال التجاره زياد از طرف چنگيزخان روانه ايران شد اما كاروان مال التجاره در اترار غارت شده و به فرمان حاكم خوارزمشاه همة بازرگانان گردن زده شده بودند فرستادگان چنگيز قرباني آز و طمع و سوء ظن خوارزمشاه گشته بودند شايد سلطان محمد دستور قتل عام آنان را نداده بود ولي پس از ماجرا جانب حاكم خود را گرفت و از تسليم وي ممانعت كرد گذشته از آن اهانت ديگري نسبت به چنگيزخان روا داشت و آن صدور فرمان قتل سفير «ابن كفر ج بغرا» و تراشيدن ريش همراهان بود كه براي درخواست تسليم حاكم ارترا به دربار خوارزمشاه آمده بودند لازم به يادآوري است سفرا كه ايلچي يا آلچي ناميده مي شدند معرف يك عشيره يا قبيله بوده اند وضعيت خاصي داشتند و سفير وجودي مقدس به شمار مي رفت .
بنا به گفته ابن اثير: «انگيزة خوارزمشاه در كشتن بازرگانان مغول تنها آزمندي نبود بلكه مي خواست از گسترش روابط بازرگاني با خان مغول جلوگيري كند تا اسلحه و ساز و برگ به سپاهيان چنگيز نرسد . چه جاسوسان او خبر داده بودند كه مغولان سرگرم ساختن اسلحه هستند [2] . »
البته ابن اثير كشتار سفرا را تنها حمله به ايران نمي داند در اين باره مي گويد كه :«سبب تاخت و تاز مغولان به شهرهاي اسلامي غير از اينهاست [3]…»
محمد نسوي مي نويسد: « چنگيزخان از سلطان تسليم ينال (غايرخان) را خواست و سلطان از ترس لشكريان و امراء بزرگ كه از خويشان ينال بود خواستة چنگيز را اجابت نكرد و اعتقاد كرد كه اگر با چنگيزخان جواب به لطف گويد طمع او زادت شود خود را بگرفت و تجلدي نمود و فرمود تا آن رسولان بي گناه به قتل آوردند و به شومي آن چند قطره خون ناحق، خون چندين اهل اقاليم كه جمله مسلمانان بودند هدر شد و بهر قطره سيلي از خون حرام در جوي حسام بلكه بر روي رغام جاري گشت كينه اي توخت و جهاني سوخت [4].»
ابن العبري عقيده دارد كه بازرگانان مغولي به دستور خوارزمشاه كشته شدند و همين عمل باعث تحريك احساسات چنگيز و حمله بر ايران شد : «غاير خان براي سلطان كشتن تجار و تصرف اموال آنها را به عنوان يك كار خوب جلوه داد و سلطان محمد به او اجازه داد آن امير تمام تجار را كشت مگر يكي از آنها كه توانست از زندان فرار كند … اين عمل سلطان محمد در نظر چنگيزخان يك مصيبت بزرگي جلوه كرد و بي نهايت متأثر شد و خواب از سرش پريد … و به بالاي يك تپه بلند رفت و سرش را برهنه كرد و به سوي خدا تضرع و زاري كرد و از خدا كمك مي طلبيد تا او را ياري كند و او بتواند انتقام اين ظلم را بگيرد… [5]»
وصاف گويد:«چنگيز از اين عمل سلطان محمد سخت برآشفت در سال 615 ه ق با لشكري از تاتار قصد ممالك سلطان محمد كرد ابتدا قاصدي بفرستاد كه به دست خود آب صاف صلح و صفا را گل كردي و آتش هوي را به باد خود رأيي تيره ساختي جنگ را آماده باش كه به هر قطره خون بيگناهان سلامت جوي ، جويي از خون چون جيحون روان خواهد شد و در عوض هر قيراط دينارها پرداخته خواهد گشت. [6]»
بار تولد در تركستان نامه كشته شدن سفراء و بازرگانان را علت اصلي حمله ندانسته و مي نويسد:
«گسترش امپراطوري عظيمي مانند امپراطوري مغول پس از پيروزي مغولان در چين شمالي و تركستان شمالي و تصادم آن با امپراطوري خوارزمشاه ديگر گريزناپذير شده بود مسأله انتقام گرفتن خان مغول از خوارزمشاه به خاطر كشتن فرستادة خان دليل نيرومند براي جنگ بوده اما علت اصلي نبوده … [7]»
همين نويسده در اثر جديدش علت اصلي رامتوجه سلطان محمد خوارزمشاه نموده و مي نويسد:
«مقايسه اطلاعات موجود در منابع اسلامي و برخورد آنها با اين پيكار ما را به اين نتيجه مي رساند كه جنگ ميان خوارزمشاه و چنگيز اگر از جانب خوارزمشاه برافروخته نشده باشد دست كم با نيات جهانگشايانة تسريع شده و نه با نيات جهانگشايانه چنگيزخان [8]».
با بار تولد مي توان موافق بود كه كشتن فرستاده خان دليلي نيرومند براي جنگ بوده اما علت اصلي نبوده و بعد از واقعه اترار جنگ اجتناب ناپذير شده بود .
2 – نقش خليفة عباسي در كشاندن مغولان به بلاد اسلامي:
خليفه عباسي الناصر لدين الله با سلطان محمد خوارزمشاه ميانه خوبي نداشت و از هر فرصت ممكن براي تحريك حكومتهاي محلي در شرق عليه خوارزمشاه استفاده مي كرد و قدرتمندي سلطان محمد براي دستگاه خلافت چنان خطري بود كه خليفه باطناَ بي ميل نبود كه حريف خود را به دست مغولان بيند و از شر او راحت گردد. براي اثبات اين ادعا شواعد تاريخي زياد وجود دارد كه به چند مورد اشاره مي شود :
ابن اثير كه خود ناظر آخرين دوره خلافت عباسي و حملات مغول بوده است با صريح ترين تعبير نقش خليفة عباسي الناصر لدين الله را در كشاندن مغولان به سرزمينهاي اسلامي تأييد كرده و مي نويسد:
«آنچه ايرانيان به او نسبت داده اند كه او مغولان را در مورد بلاد اسلامي به طمع انداخته و در اين رابطه با آنها به نامه نگاري پرداخته درست است اين ضربة عظيمي است كه هر گناه بزرگي در مقابل آن كوچك است [9]»
ابوالغداء (729 ه ق ) يكي ديگر از مورخين اهل سنت نيز اين امر را تأييد كرده و مي گويد :
«از دشمني كه ميان ناصر و خوارزمشاه وجود داشت ناصر مي خواست كه خوارزمشاه گرفتار آنان (مغولها) باشد و قصد عراق نكند [10] . »
در ورايت ديگري از قول «روبروك» كه خود در دستگاه مغول بوده آمده است كه : «بار ديگر سفير خليفه بقرافروم رسيد اين فرستاده مأموريت داشت تا با امپراطور جديد قرارداد صلح منعقد سازد و متعهد گردد كه ده هزار سوار براي پيشبرد فتوحات در ايران در اختيار مغولان گذارد خان مغول خواستار آن بود كه خليفه تمام استحكامات قلاع خود را ويران كند و البته اين پيشنهاد توسط سفير خليفه رد شد [11]».
ميرخواند صاحب روضه الصفا مي نويسد: «خليفه از روي ناچاري به اين فرمانروا يعني تموچين روي آورد تا خطري را كه از جانب همسايگان متوجه قلمرو خلافت بود دفع نمايد [12].»
پاول هرن نيز عقيدة استمداد خليفة عباسي از خان مغول را تأييد كرده و مي نويسد : « بايد گفت در اين موقع هستي خليفه در خطر بود زيرا خوارزمشاه مصمم بود خليفه را از سياسي ظاهري و روحاني محروم كند و به جاي او يك خليفه از علويان منصوب دارد و ناصر لدين الله از ترس جان چنگيزخان را براي حمله به ايران تشويق كرد چنگيزخان در اجابت اين دعوت فرصت را از دست نداد [13].»
اشپولر با استناد به نوشته ميرخواند اين توهم را كه ارتباط خليفه با چنگيزخان از ناحيه مخالفان مذهبي خليفه طرح شده باشد رد كرده و مي نويسد: «اكنون نمي توان با اطمينان گفت كه آيا خليفه خود در وارد كردن بزرگترين ضربة تاريخ بر عالم اسلام مصمم بوده است يا نه . اما سر زدن چنين عملي از الناصر لدين الله كه سخت سرگم سياست بود غيرممكن نمي نمايد چون ميرخواند در ارسال اين پيغام از جانب خليفه به خان مغول ترديدي نداشته است مي توان گفت كه در آن عصر ديگران نيز آن را متحمل مي دانسته اند از آن گذشته به دشواري مي توان پذيرفت كه در قرن نهم به منظور سود جويانه اي چنين خبري را اشاعه داده باشد [14] . »
بارتولد معتقد است كه چون ميان خوارزمشاه و بغداد كدورتي بوده اين خبر به صورت شايعات مبهم انتشار داشته است بدين سبب تصور نمي رود كه خبر مربوط به دعوت مغولان از طرف ناصر خليفه عليه خوارزمشاهيان شايان توجه و مهم باشد [15] . ولي بار تولد در اثر جديدش كه در سال 1926 م يعني پنج سال پيش از مرگش در تركيه مجموعة سخنرانيهائي داشته و با نام تاريخ تركهاي آسياي ميانه به فارسي ترجمه شده است نظريه قبلي خودش را تا حدودي تعديل و به واقعيت نزديك شده و تلويحاَ نامه نگاريها و نقشه هاي خليفه را بي تأثير در جنگ ندانسته و مي گويد : «مسئله بسيار مهم براي ما تصادم ميان چنگيزخان و محمد خوارزمشاه است اين برخورد تاكنون بيشتر نتيجه هدفهاي جهانگشايانه قلمداد شده و اغلب كوشيده اند ثابت كنند كه حتي خارجيان به خصوص ناصر خليفة عباسي بغداد چنگيزخان را به طرح نقشه هاي وي برنيانگيخته باشند دست كم با نفوذ خود از او حمايت كرده اند با وجود اين ، مقايسه اطلاعات موجود منابع اسلامي و برخورد آنها با اين پيكار ما را به اين نتيجه مي رساند كه بعد از واقعة اترار حمله مغولان بر ضد قلمرو شاه خوارزم اجتناب ناپذير شده بود و نيازي به تحريكات ناصر خليفه يا شخص ديگري براي اقدام با اين حمله نبود [16]. »
عباس اقبال گويد: « اگرچه علت حملة چنگيز به ممالك خوارزمشاهي و بهانة او در اين اقدام امور ديگري بوده است و تنها دعوت خليفه او را بر اين كار وانداشته ولي رفتن سفيري از جانب ناصر پيش چنگيزخان و علت دشمني خليفة مسلمين با خوارزمشاه و دادن اطلاعات در باب احوال ممالك اسلامي كه لازمة دعوت خان مغول به جنگ با خوارزمشاه بود چنگير را مايل و جري كرده [17]… »
3 – نقش تضادهاي دروني امپراطوري چنگيزخان در حمله به ايران:
عده اي از محققان تاريخ مغول را عقيده بر اين است كه از زماني كه چنگيزخان مغولستان را يكپارچه كرده و قدرت جنگاوري خود را محكم ساخته بود برخورد بين ايران و مغولها غيرقابل اجتناب بود و در واقع چنگيزخان متكي بر اشرافيت فئودال چادرنشين بود لذا سياستهاي وي تحت تأثير نيازهاي اين اشرافيت قرار داشت . پيكولوسكايا محقق روسي مي نويسد : «محرك سياست جهانگشاري چنگيزخان همانا منافع اعيان چادرنشين فئودال شده بود از قديم درآمد اعيان مذبور را نه تنها بهره كشي از آراتها (سرف) تشكيل مي داد بلكه به همان اندازه از جنگهاي غارتگرانه ميان اولوسهاي مجاور منتفع مي شدند از آنجا كه پس از وحدت مغولستان جنگهاي داخلي در آن كشور متوقف شد اعيان چادرنشين كه نمي خواستند از غنايم جنگي محروم گردند به فتوحات خارجي و جهانگشايي متمايل مي شدند و از آنجايي كه موفقيت در اين جنگها مستلزم وجود يك حكومت نيرومند و تنسيقات سخت نظامي بود اعيان مغول با كمال وفاداري به خدمت چنگيزخان كمر بستند [18]. »
چنگيزخان مي دانست تنها سياست استيلاجويانه مي تواند وفاداري اشراف چادرنشين مغول را براي وي تأمين كند و او را از خيانت، سركشي و جنگهاي داخلي و امپراطوري ساخت وي را از فروپاشيده شدن سريع در امان دارد گذشته از اين چيره شدن بر سرزمينهايي ديگر مي بايست خصومتهاي طبقاتي ميان اشراف و توده كوچ نشينان وابسته ـ آراتها ـ را كه در جامه مغول پديد آمده بود فرونشاند و سست گرداند. [19]
مواردي از نشانه هاي تضاد در ميان اشراف و توده هاي محروم را در مبحث قشربندي جامعه ايلاتي به اجمال مرور كرديم و از قول واسيلي يان آورديم كه چنگيز چگونه وعده تسلط بر ثروتمندترين كشورهيا جهان را به پيروانش مي دهد و نيز به است آنها قول مي دهد كه در اندك زماين توانگر شده و با غنايم و احشام زياد مواجه خواهند شد .

نويسندة تاريخ امپراطوري زرد مي گويد: « چنگيز سياست دو پهلو داشت او براي بدست آوردن فرصت سياست ترغيب و تهدي را در يك زمان اجرا مي كرد وعدة صلح مي داد و در عين حال آمادة جنگ مي گشت . چنگيزخان مي دانست كه زمان به سود وي مي چرخد تخت سلطنت سلطان محمد به لرزه افتاده بود بي شك وقت آن مي رسيد كه سردار مغول بتواند در برابر جهانيان حق را به جانب خود جلوه دهد . چنگيزخان مردي خردمند بود و مي دانست كه بايد در جنگي بزرگ و پرمخاطره كه هدف آن نه تنها كسب پيروزي بلكه تأسيس يك دولت بزرگ عشايري بود كه مي بايست هزاران سال دوام داشته باشد خود را بي گناه و مظلوم جلوه دهد [20] . »
كارل بروكلمان نيز انگيزه هاي اقتصادي را در حملة مغول به ايران مؤثر دانسته و گويد:
«شايد انگيزه هاي اقتصادي مانند آنچه سابقاَ عربها را به كشور گشائي وا داشت يا مانند مبارزاتي كه ميان شبانان و نگاهدارندگان اسب در گرفت در اين حمله بي تأثير نبوده است. [21]»
استاد بسيار بزرگوار دكترحسين آلياري با ذكر دلائلي گناه تهاجم چنگيزخان به ايران را متوجه سلطان محمد خوارزمشاه مي كند . قبل از هيچ گونه اظهار نظري به بيان ديدگاه ايشان مي پردازيم:
«مقصر اصلي در تحريك و هجوم مغول ها كه منجر به نابودي ميليون ها نفر مسلمان و تخريب و سوختن شهرهاي بي شمار اسلامي گرديد خود سلطان علاء الدين محمد مي باشد، غرور بيجا و فكر كوچك و طمع كاري بيش از اندازة او و از طرف ديگر ضعف و ترسي كه بر وجودش مستولي شده بود اين ضايعه اسفناك را برآورد به عقيدة من با علم به اينكه در حادثة اترار تركن خاتون و سرداران وابسته براي او دخالت تام داشته اند باز نبايستي سنگيني گناهان سلطان محمد را سبك ترش نمود و كوشيد تا تاريخ جديد اعتباري شايسته براي او در نظر بگيرد.

ما بر خلاف بعضي از محققين و متخصصين تاريخ مغول عقيده داريم كه اگر حادثه اترار به وقوع نمي پيوست و سلزان سياست مدبرانه اي اتخاذ مي نمود ايران در معرض حملات وحشيانه مغولها واقع نمي شود از يك طرف با تحقيق و مطالعه وقايع آن زمان مي بينيم كه مغولها احتياجي نداشتند تا نياز اقتصادي خود را از ايران تأمين نمايند و از طرفي هنوز مجادله بر عليه كوچلك خان پايان نيافته بود و مغول ها در چين و تنگوت گرفتاريهايي داشتند و نمي توانستند در سه جبهه جنگ را شروع نمايند و از طرف ديگر سياست خارجي خوارزمشاهيان طوري بود كه آن دولت را در نظر چنگيزخان بزرگ و پرقدرت جلوه مي داد ما براي تاييد مسايلي كه پيش كشيديم به يك دليل مهم اكتفا مي كنيم موقعي كه براي مغولها راهي جز جنگ باقي نماند و چنگيزخان تصميم به نبرد گرفت مدتي طول كشيد تا سپاه خود را براي اين هدف مهيب آماده سازد در حقيقت چنگيز هنوز آن قدرت را در خود نمي ديد كه هجوم آني را بر عليه ايران شروع نمايد . مي بينيم او تابستان 1219 م را در كنار رودخانه ارتيش مي گذارند و با تمام قدرت شروع به جمع آوري سپاه از قبايل مغولستان مي كند و اين آماده شدن تا سال 1220 م ادامه مي يابد . [22] »
با اينكه دلايل ارائه شده قانع كننده است اما در اين مورد با ديويد مورگان هم عقيده ام كه چنگيز دست كم دو اين مرحله تمايلي به درگيري نظامي با خوارزمشاه نداشت او در چين كاملاَ درگير بود و امپراطوري قابل توجهي را نيز به زير سيطرة خود درآورده بود كه هنوز به طور كامل هضم نشده و سامان پيدا نكرده بود اما چنانچه بر اساس تاريخ بعدي مغول و گسترش فتوحات آنها به داوري بنشينيم بي شك و در هر صورت خوارزم در نهايت مورد حمله قرار مي گرفت اما ماجرا به اين صورت پيش رفت كه خوارزمشاه كنترل اين قضيه را از دست چنگيزخان خارج كرد و با اعمال خويش جنگ را اجتناب ناپذير كرد [23] . در مجموع مي توان نتيجه گرفت كه ارادة خان مغول به كشور گشاي و حس توسعه طلبي شديد در ميان مغولان مي تواند انگيزه اصلي شروع جنگ باشد و بالطبع مغولان متوجه ضعف داخلي دولت خوارزمشاهي بودند در چنين شرايطي هجوم صحرانشينان به سرزمينهاي ثروتمنددتر اقوام با فرهنگ و تمدن امري اجتناب ناپذير بوده تنها برخورد سنجيده تر خوارزمشاه با فرستاده هاي چنگيزخان مي توانست هجوم مغولها را به تأخير انداخته و روابط بازرگاني و صلح آميز ادامه داشته باشد . بديهي است نه كشتار بازرگانان و ربودن اموال آنان قابل توجيه است و نه كشتن ميانجي و به قتل رساندن ايلچي و در خيانت و بلاهت دربار خوارزمشاهي هم نمي توان ادني ترديدي داشت ولي ايلغار مغول در مبني و اساس امري طبيعي و به قصد تحصيل ثروت و به چنگ آوردن مال و غنيمت و رفع احتياجات مادي و امثال اين امور بود و گرفتن انتقام از محمد اغري بهانه اي ظاهري بوده است . به قول ساندرز بي حرمتي اترار كه ضمن آن يك سفير نيز كشته شد به چنگيزخان مجال مي داد كه نه به عنوان متجاوز بلكه به عنوان تلافي كنندة يك خطا تأسف آميز ظاهر شود .
منابع :
1 – به نوشته منهاج سراج در طبقات ناصري، ص 345 ، «لقبي است كه چنگيزخان نسبت به سلطان محمد خوارزمشاه داده است »
2 – تاريخ فتوحات مغولي – ص 61
منابع و مآخذ
1 – ابن اثير، عز الدين ، الكامل في التاريخ، ترجمه ابوالقاسم حالت، تهران ، انتشارات علمي ، چاپ اول ، 1355
2 – ابوالفرج اهرون، غريفوريوس (ابن الجري) ، تاريخ مختصر الدول ، ترجمه محمدعلي تاج پور، حشمت الله رياضي، تهران انتشارات اطلاعات، چاپ اول ، 1364
3 – بار تولد، ولاديمير ، تركستان نامه، ترجمه كريم كشاورز، تهران ، انتشارت آگاه ، چاپ اول ، 1352
4 – بار تولد، ولاديمير ، تاريخ تركهاي آسياي ميانه، ترجمه غفار حسيني ، تهران ، توس ، چاپ اول ، 1376
5 – اشپولر، برتولد، تاريخ مغول در ايران، ترجمه محمود ميرآفتاب ، تهران ، انتشارات علمي و فرهنگي ، چاپ دوم ، 1365
6 – بياني ، شيرين ، دين و دولت در ايران عهد مغول ، تهران، مركز نشر دانشگاهي ، چاپ اول ، 1367
7 – اقبال ، عباس ، مجموعة مقالات ، به كوشش محمد دبير سياتي ، تهران ، خيام ، چاپ اول ، 1350
8 – پيكولوسكايا و ديگران، تاريخ ايران از عهد باستان تا سده هيجدهم ميلادي ، ترجمه كريم كشاورز ، تهران ، پيام ، چاپ سوم ، 1354
9 – ميرخواند، محمد بن خاوند شاه ، روضه الصفا، ج 4 و 5 ، تهران ، خيام ، چاپ اول ، 1339
10 – مورگان، ديويد، مغولها، ترجمه عباس فر،تهران ، انتشارات مركز ، چاپ اول ، 1371
11 – مرتضوي ، منوچهر ، مسائل عصر ايلخانان ، تهران، آگاه ، چاپ دوم، 1372
12 – نسوي ، شهاب الدين محمد، سيرت جلال الدين ، تصحيح مجتبي مينوي ، تهران ، علمي و فرهنگي ، چاپ دوم 1365
13 – فضل الله شيرازي ، شهاب الدين ، «تجزيه الامصار و تز جيهه الاعصار» مشهور به تاريخ وصاف ، تحرير عبدالمحمد آيتي ، تهران ، مؤسسه پژوهشگاه ، چاپ دوم ، 1372
14 – بروكلمان ، كاري ، تاريخ ملل و دول اسلامي، ترجمه هادي جزايري، تهران ، نشر كتاب ، چاپ دومي 1346
15 – پطروشفسكي ، ايليا پاولويچ ، تاريخ ايران در سده هاي ميانه، ترجمه كريم كشاورز ، تهران ، دنيا ، چاپ اول 1359
16 – باركهاوزي، يواخيم، امپراطوري زرد (چنگيزخان و فرزندانش ) ترجمه، اردشير نيكپور ، تهران ، زوار ، چاپ اول ، 1346
17 – جوزجاني ، منهاچ سراج، طبقات ناصري، به تصحيح عبدالحي حبيبي، لاهور ، دانشگاه پنجاب ، چاپ اول ، 1344
18 – رشيد الدين ، فضل الله ، جامع التواريخ ، به كوشش بهمن كريمي ، تهران ، اقبال ، چاپ دمم ، 1362
19 – ساندرز. ج . ج . تاريخ فتوحات مغول ، ترجمه ابوالقاسم حالت ، تهران ، اميركبير، چاپ دوم ، 1363
20 – ياول هرن، تاريخ مختصر ايران، ترجمه رضازاده

علل پنهانى حمله مغول به ايران

حمله مغول به ايران (2)

علل پنهانى حمله مغول به ايران

دكتر على اكبر حسنى

در شماره گذشته، گوشه‏هايى از علل پنهانى حمله مغول به ايران را مورد بحث قرار داديم، اينك دنباله بحث:

علل پنهان اين حملات وحشيانه و خونبار از ديده تيزبين محققان به دور و پنهان نيست، گرچه برخى از مورخان كوشيده‏اند آن‏ها را، پوشيده نگه دارند .

«ابن اثير» اولين مورخ تاريخ اسلام كه هم‏عصر اين حملات بوده، وى تا حدودى حملات و جنايات مغول را با پنهان‏كارى عجيبى كه در اين باره دارد، گزارش مى‏كند . وى در شرح جنايات تاتار و مغول به جهان اسلام و كشور ايران و خوارزمشاهيان، نامه‏هايى را مى‏آورد كه «خليفه الناصرلدين‏الله ابوالعباس احمد بن المستضى‏ء ...» براى چنگيز تموچين نوشته و او را به حمله به ايران زمين و خوارزمشاه تشويق و تطميع كرده است . سپس ابن اثير براى پنهان‏كارى و مسكوت نهادن مطلب مى‏نويسد:

«پس رخداد آن چه كه واقع شد و من يادآورى نمى‏كنم تو هم حسن ظن داشته باش و از آن اخبار نپرس‏» (1) ، حال آيا مى‏توان از اين همه جنايات بزرگ و فجيع نپرسيد و سكوت كرد؟ .

خيانت‏ها و ندانم‏كارى‏هاى خليفه

ابن اثير سپس قتل و غارت و ويرانى شهرهاى بزرگ خراسان، رى، همدان، مراغه، مازندران را آورده و اشاره مى‏كند كه «الناصر» شخصى سفاك و بى‏رحم بود، رسوم ظالمانه‏اى بدعت نهاد . فردى بدنهاد و ستم پيشه بود . عراق در عصر او ويران شد، اموال مردم را گرفت و اهالى كوچ كردند . عجم‏ها نوشته‏اند كه او چنگيز و مغول را وادار به حمله كرد و مايه طمع حمله به ايران شد . او براى تطميع چنگيز و حمله او به ايران نامه‏هايى نوشت . بعد درباره اين حمله مى‏گويد: «اين واقعه ضربه بزرگى بود كه هر گناهى هرچند بزرگ، در نزدش كوچك است!» (2) . خليفه الناصر عباسى از خوارزمشاهيان وحشت داشت . علت عمده آن، اين بود كه سلطان محمد به عنوان يك حاكم مسلمان و ... محبوبيت داشت و بارها از خليفه مى‏خواست تا اجازه بدهد نام او همچون شاهان آل بويه و سلاطين سلجوقى در خطبه‏ها برده شود . به قول نسوى: «همت او به طلب حكمى بود كه آل سلجوقى را در ملك بغداد بود» (3) . وى چندين بار نمايندگانى را به بغداد فرستاد ولى خليفه علاوه بر عدم موافقت، به اقداماتى كينه‏توزانه دست زد كه توهين به سلطان تلقى مى‏شد . خليفه به خانهاى قراختائى پيغام داد و آنان را براى حمله و هجوم به قلمرو سلطان دعوت كرد . به سلطان «غور» نيز نامه نوشت . اين نامه (4) وقتى فاش شد كه سلطان محمد پس از فتح، وارد غزنين شد و نامه‏هاى خليفه مبنى بر تشويق و تحريص و حتى درخواست كمك از نيروى قراختائى، در خزانه سطنتى به دستش افتاد . «ابوالفداء» با تاييد اين مطلب مى‏افزايد: اين امر بدان جهت‏بود كه خوارزمشاه قصد عراق نكند! حتى گفته‏اند نامه را بر سر قاصدى نوشت كه كله‏اش تيغ زده بود و وقتى موى سر وى بلند شد او را فرستاد تا به دست‏سلطان محمد نيفتد! ! (5) .

همچنين «الناصر» ، خليفه عباسى، با نفوذ معنوى خويش و فرستادن هدايايى به فرمانرواى غورى، او را تحريك كرد تا به قلمرو خوارزمشاه در خراسان حمله كند . كه يكى از علل عمده درگيرى بين غوريان و خوارزمشاهيان و از عوامل سقوط غوريان در سال 612ق، 1215م بود (6) .

نيز خليفه با فرمانرواى غاصب قراختائى تماس گرفت و به راهنمايى سر اسقف مسيحيان نسطورى از او خواست تا عليه دشمن مشترك يعنى خوارزمشاه متحد شوند (7) (تقاضاى حمله از نامسلمان عليه مسلمان!!!) .

بدترين و ننگين‏ترين عمل خليفه اسلامى بغداد، مكاتبه و مراوده با چنگيزخان و تشويق او براى درگيرى با سلطان محمد خوارزمشاه است . بعد از آن همه مصائب، قاصدى نزد «محمود يلواج‏» ، مشاور مسلمان چنگيز فرستاد تا او را در حمله به قلمرو خوارزمشاه تشويق كند . او مى‏پنداشت مغول فقط مى‏تواند سلطان محمد را تباه سازد ولى تا نيم قرن نمى‏تواند در ممالك اسلامى به اقتدار دست‏يابد ... (8) ولى ديديم چنين نبود .

او حتى براى شكست كامل پسر سلطان محمد جلال‏الدين كه در سال 621ق براى مقابله با مغول از هندوستان برگشت، و دوباره از خليفه تقاضاى كمك كرد تا چون سدى بين مغول و بغداد بايستد، نه تنها به او كمكى نكرد، بلكه بيست هزار سوار عليه او و به نفع مغول فرستاد و از امرا و سلاطين ديگر از جمله از «مظفرالدين‏» حاكم اربل خواست تا ده هزار سوار براى سركوبى كامل جلال‏الدين بفرستد . درحالى كه اگر براى دفع مغول با او همكارى مى‏كرد هم از فاجعه عظيم مى‏كاست و هم مى‏توانست مسير تاريخ را عوض كند ... (9) و آن همه ويرانى و توحش بر جهان اسلام سايه نيفكند .

سهل‏انگارى و عياشى خليفه و ترويج‏خرافه و معجزات براى خود و بغداد و ندانم‏كارى‏هاى او سبب سقوط بغداد شد ولى بعدها همه را به خيانت‏شيعه و خواجه نصير و نيز خيانت مؤيدالدين علقمى نسبت دادند و يكبار ديگر با شيعه تصفيه حساب كردند، تا جايى كه برخى از سران اهل سنت مى‏گويند: ايرانيان و شيعه دشمن ديرينه اسلام‏اند و سه ضربه تاريخى به اسلام زدند:

1 . به‏خاطر انتقام از عمر، در برابر خلافت; ولايت، وصايت و تشيع را ساختند (غافل از اين كه تشيع و شيعه ريشه در اسلام ناب محمدى و در عصر رسالت دارد . .). (10) .

2 . ابومسلم خراسانى در فروپاشى خلافت امويان ضربه دوم را زد .

3 . خواجه نصير الدين طوسى براى فروپاشى بغداد و سقوط عباسيان ضربه مهلك و نهايى را وارد كرد .

نقش خواجه در تهاجم

چنگيز پس از حمله به ايران تا موقع فوت (624ق)، بخش‏هاى عظيمى از ايران را به خاك و خون كشيد . رى، قم، كاشان، ساوه و مناطق عجم‏نشين عراق آن روز را قتل عام كرد و غارت نمود (11) .

با اين وصف، مقاومت دليرانه سلطان جلال‏الدين خوارزمشاه سبب شد كه مغول و چنگيز سلطه خويش را تنها به خراسان و منطقه مركزى ايران محدود سازد .

چنگيز سپس به طرف قفقاز هجوم برد و دامنه حكومتش به آن مناطق كشيده شد . با مرگ او پسرش «گيوك‏» حاكم شد، نماينده خليفه در تاجگذارى او شركت كرد . پس از «گيوك‏» پسرش «منگوقاآن‏» حاكم شد . او برادرش هلاكو را به التماس قاضى «شمس‏الدين احمد ماكى قزوينى‏» براى دفع ملحدان (!) و فتح كامل ايران در 653ق به ايران و سپس عراق فرستاد (12) .

با مرگ جلال‏الدين، ديگر مناطق ايران به خاك و خون كشيده شد .

مغول از آغاز حتى بدون رايزنى و تشويق هيچ‏كس، طمع در سلطه بر مركز خلافت و بغداد داشت، زيرا «منگوقاآن‏» و هلاكو به دنبال فتوحات و جهان‏گشايى چنگيز بودند .

با مرگ جلال‏الدين، مغول در صدد تسخير بغداد، مهم‏ترين مركز قدرت و دژ مستحكم جهان اسلام، برآمد .

اين تهاجم حتى به اعتراف دشمنان هيچ‏گونه ارتباطى با خواجه ندارد .

مؤلف جامع‏التواريخ مى‏نويسد: «مغول به فرمان «بايچونويان‏» فوج فوج به سوى اربيل، عراق پيش مى‏رفتند . خليفه با خبر شد و شمس‏الدين ارسلان را با سه‏هزار سوار به كمك آن‏جا فرستاد كه مغولان فرار كردند . دوباره هجوم آوردند . خليفه از فقها استفتاء كرد كه حج واجب‏تر است‏يا جهاد؟ همه گفتند: جهاد . لذا حج را تحريم كردند و به دفاع، تمرين، حتى كندن خندق در اطراف بغداد پرداختند و آماده شدند . باز «مغول‏» ، يا به قول ابن اثير «تاتار» فرار كردند (13) . حملات ديگر در سال‏هاى 632 - 635ق صورت گرفت و وقتى (14) «منگوقاآن‏» جانشين چنگيز و رهبر مغول شد، «بايچونويان‏» را با لشگرى به ايران روانه كرد و به شكوه از ملاحده و اسماعيليان و خليفه عباسى پرداخت (15) .

قاضى القضاة شمس‏الدين احمد، قزوينى كه نزد «منگوقاآن‏» بود او را عليه اسماعيليان تحريك كرد . به دنبال اين تحريك «منگوقاآن‏» ، برادرش «هلاكو» را براى فتح وهستان (مقر اسماعيليه در شرق ايران) فرستاد . پس از آن دستور فتح قلعه‏هاى ديگر از جمله قلعه «الموت‏» را صادر كرد و پس از قتل و غارت اين مناطق، خواستار حمله به بغداد شد و دستور داد اگر خليفه بغداد اطاعت كرد آسيبى به او نرسان و اگر تكبر كرد، او را به ديگران ملحق كن (16) .

«خواندمير» در كتابش مى‏گويد: «وى به برادرش هلاكو گفت: ... از كنار جيحون تا اقصاى ولايت مصر را به تصرف درآور (17) .

رفتار خليفه با مغول و هلاكو در پنجاه روز فتح بغداد به گونه‏اى است كه تشويق و منع هيچ‏كس حتى خواجه در او تاثير نداشت و حتى كمترين مخالفت‏يا تعلل، سبب گردن‏زدن آنان توسط هلاكو مى‏شد . بنابراين تا اين جا خواجه نقشى ندارد و منابع آن عصر هيچ اشاره‏اى به نقش خواجه حتى سال‏ها بعد از آن ندارند .

نويسنده طبقات ناصرى يا تاريخ ايران و اسلام كه در سال 658ق تاليف شده، در مورد خليفه و حتى از خيانت ابن علقمى سخن گفته است ولى هيچ اشاره‏اى به نقش خواجه ندارد (18) .

ابن فوطى در كتاب «الحوادث الجامعه‏» (تاليف 657ق) سقوط بغداد را آورده است ولى در آن نقش خواجه هيچ مطرح نيست (19) . مهم‏تر اين كه در متن مفصلى كه از خواجه در تاريخ جهان‏گشاى جوينى در كيفيت فتح بغداد چاپ شده است، خواجه به نقش خود در اين فتح هيچ اشاره‏اى نمى‏كند (20) . حمدالله مستوفى (متوفاى 732ق) مورخ و جغرافيدان قرن هشتم نيز از كسانى است كه اشاره به فتح بغداد دارد ولى از خواجه سخنى به ميان نمى‏آورد (21) .

دنباله دارد

پى‏نوشت:

1) فكان ما كان مما لست اذكره فظن خيرا و لا تسال عن الخبر» .

ابن اثير، الكامل فى التاريخ: ج‏9، ص‏331، و ابن خلدون، العبر: ج‏3 .

2) فهو الطامة الكبرى التى يصغر عندها كل ذنب عظيم، همان، ص‏361 .

3) جلال‏الدين سيرت مينكبرنى، ص‏19 و امپراتورى مغول و ايران تيمورى، ص‏149 .

4) جوينى، تاريخ جهان‏گشاى، ج‏2، ص‏120 .

5) احمد نصرالله به نقل از بيانى، ص‏381 و ر . ك: ابن فرات، تاريخ‏الدول و الملوك (بيروت)، ج‏9، ص‏98 و رسول جعفريان تاريخ تشيع در ايران، ص‏386 - 387 .

6) همان: ص‏151، و بار تولد، تركستان، ص‏351 .

7) همان .

8) ر . ك: ميرخواند، روضة‏الصفا، تهران، ص‏78 - 80 و رسول جعفريان، تاريخ تشيع در ايران، ص‏390 .

9) عباس اقبال، زندگانى عجيب يكى از خلفاى عباسى: ص‏342 .

10) حسنى، تاريخ تحليلى و سياسى اسلام: چاپ پنجم: دفتر نشر و فرهنگ اسلامى .

11) ابن اثير، همان، ج‏9 و ج‏12، ص‏272 .

12) مستوفى، تاريخ گزيده، ص‏588 - 589 .

13) مختصر تاريخ الدول: ج‏2، ص‏286، ابن ابى الحديد، شرح نهج‏البلاغة، ج‏8، ص‏238، مؤيدالدين علقمى، 83 - 84 .

14) ابن عبرى، تاريخ‏الدول، بيروت، (المطبعة الكاتوليكيه)، ص‏268 .

15) جوامع‏التواريخ: ج‏2، ص‏5 - 684 و 686 - 687 .

16) جوامع‏التواريخ: ج‏2، ص‏5 - 684 و 687686 .

17) خواندمير، حبيب السير، ج‏3، ص‏94، ابراهيم تيمورى، امپراتورى مغول و ايران: ص‏421 - 454 .

18) همان: ص‏497 .

19) تاريخ مختصرالدول: ص‏270 - 272 .

20) همان: ج‏3، ص‏280، ذيل كيفيت واقعه بغداد .

21) مستوفى، همان، ص‏369 - 589 .