نادر شاه افشار
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر ۱۳۸۸ ساعت ۵:۴۳ ب.ظ توسط هادی
|
|
نادر شاه افشار |
|
|---|---|
|
نادر شاه افشار نوشته اند: زماني كه نادر شاه افشار عزم تسخير هندوستان داشته در راه كودكي را ديد كه به مكتب مي رفت. از او پرسيد: پسر جان چه مي خواني؟ قرآن. - از كجاي قرآن؟ - انا فتحنا.... نادر از پاسخ او بسيار خرسند شد و از شنيدن آيه فتح فال پيروزي زد. سپس يك سكه زر به پسر داد. او نگرفت. نادر گفت: چرا نمي گيري؟ گفت:مادرم مرا مي زند مي گويد تو اين پول را دزديده اي. نادر گفت:به او بگو نادر داده است. پسر گفت:-مادرم باور نمي كند. مي گويد: نادر مردي سخي است او اگر به تو پول ميداد يك سكه نمي داد. زياد مي داد.حرف او بر دل نادر نشست. يك مشت پول زر در دامن او ريخت و به راه افتاد. از قضا در آن سفر چنانكه مشهور تاريخ است همان گونه كه فال نيك زده بود بر حريف خويش- محمد شاه گوركاني- پيروز شد. | |