X
تبلیغات
اطلاعات عمومی

اطلاعات عمومی

درج اطلاعات عمومی و مفید

زندگي پروفسور ابراهيم ميرزايي

 

زندگي پروفسور ابراهيم ميرزايي

ستاد گرانقدر ابراهيم ميرزايي در هفتم بهمن ماه سال 1318 به دنيا آمد. در عنفوان جواني و زماني كه پسر بچه اي بيش نبود به هنرهاي رزمي علاقه مند شد علاقه او به حدي بود كه در همان دوران جواني در تمامي رشته هاي رزمي موجود در ايران به حد مهارت رسيد. آوازه عشق وافر اين جوان به هنرهاي رزمي به جايي رسيد كه محمدرضا پهلوي شاه وقت ايران به عنوان پاداش وي را در سفر به كشورهاي شرق دور به منظور يادگيري هنرهاي رزمي اصيل ياري نمود. پروفسور در انخاب بين سه كشور چين ، كره و ژاپن مختار گذاشته شد و او با هوش و فراصت زياد كشور چين را كه مبدا اصلي هنرهاي رزمي بود انتخاب نمود و با هزينه دولت وقت ايران شروع به آموزش نمود. بر خلاف ساير دوستاني كه با او به چين رفته بودند پروفسور ذره اي از وقت خود را تلف نكرده و تمامي هنرهاي رزمي باستاني چين ( كنگ فو) را ياد گرفت. اما راز پيدايش هنرهاي رزمي چه بود؟ اين سوال پروفسور وي را بر آن داشت تا در مورد طريقت ذن كه توسط بودي دارما كاشف ذن و هنرهاي رزمي ابداع شده بود بيشتر مطالعه كند. پروفسور هميشه به دنبال ريشه ها و اصول اوليه بود و اصل ذن از دو مكتب بوديسم و تاثوئيسم بود. مكتب تائوئيسم همان مكتب يين و يانگ ( دگرگوني و تبديل قطب مثبت و منفي به هم) و مفسر نيروي چي و بوديسم مكتب تربيت روان بود. بعد از مطالعات كامل در مكاتب چيني ميرزائي با هزينه خود به هند سفر نمود تا با اساتيد يوگا و مرتاضان هندو ملاقات كند و در آنجا بود كه با " گر به خود آيي به خدائي رسي پس بخود آي" كه شعار مكتب يوگا بود برخورد كرد و روشهاي تقويت و بازنمودن چاكراها و بيداري كنداليني را عملا تجربه نمود و به يك برهمن ( روح كامل) تبديل شد. عشق به وطن اورا ناخواسته به آغوش مادر باستاني كشاند ولي مكاتب و روشهاي مورد با روحيه مردم ايران سازگاري چنداني نداشت به همين دليل با توجه فرهنگ بومي كشور ،پروفسور ميرزايي تصميم به پديد آوردن هنر رزمي جديدي با نام " كنگ فو توآ" گرفت. ميرزائي جوان در نيروي هوايي ارتش ايران با درجه سرواني مشغول به كار شد و در بسياري از رشته هاي آموزشي اقدام به تعليم افسران نمود. كه از آن جمله مي توان به آموزش جنگهاي منظم، نيروي هوايي ويژه، پرش آزاد، ماموريتهاي ويژه و سري، جنگهاي نامنظم و پارتيزاني ، عملياتهاي صحرايي و زندگي سخت و همچنين رنجري اشاره نمود. علاوه بر دريافت درجه استادي در ارتش ، ميرزائي مطالعه و تحصيل در رشته هاي كلاسيك دانشگاهي را هم ادامه داد و در رشته فلسفه به درجه ليسانس نايل گرديد. كمك به انسانهاي مشتاق باعث شد تا اقدام به تاسيس دانشكده تن و روان نمايد و در آنجا فلسفه انرژيهاي موجود در انسان را تعليم دهد. نيروي مانيه تيزم ( نوعي تاثير گذاري رواني ) پروفسور كه در اثر تمرينات مداوم و همچنين نوعي وديعه الهي بود سبب شد تا شاگردان اورا مثل يك اسطوره مورد ستايش قرار دهند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 6:38 بعد از ظهر  توسط هادی  | 

ورود اسلام و پايان امپراتوری بزرگ ايران ( قسمت اول

ورود اسلام و پايان امپراتوری بزرگ ايران ( قسمت اول )

متاسفانه درباره چگونگی مسلمان شدن ايرانيان سخنهای بسياری گفته شده است که همه با هم متناقض هستند. اين تحقيق که به همه ايران دوستان تقديم مي گردد برگرفته از تاريخ نويسان صدر اسلام ( بلاذری - ابن خلدون - ابن حزم - مسعودی - طبری - شویس عدوی - ابن هشام و . . . ) است . با اميد بر اينکه چراغی برای نوادگان کورش بزرگ باشد.


دلايل فروپاشی ساسانيان - چگونگی مسلمان شدن ايرانيان :

در واپسین سالهای شاهنشاهی ساسانی اوضاع کشور آشفته گردید. به طوری که بعد از پادشاهی انوشیروان دادگر هرمزد بر تخت نشست و بعد از او خسرو پرویز که این دوره ها به نام دوره های شکوه و جلال ایرانیان نام گرفته است. ولی بعد از آنها در مدت کمتر از 6 سال در حدود 6 پادشاه بر تخت نشستند و اوضاع کشور رو به هرج و مرج می رفت. در سال 12 هجری یزدگرد سوم در یک کودتای نظامی توسط افسری به نام رستم فرخزاد بر تخت نشست تا شاید ایران به نظم گذشته خود بازگردد. ولی یزدگرد جوانی میهن پرست ولی بی تجربه بود که برای پادشاهی لیاقت کافی نداشت . سلطنت او هیچ تاثیری در مرتب کردن اوضاع اجتماعی آن زمان نداشت و ایران به مرز فروپاشی و یا شاید بتوان گفت دور جدیدی از شاهنشاهی که افسران پارتی برای آن مبارزه می کردند قرار داشت. زیرا افسران پارتی در داخل با ارتش یزدگرد مقابله می کردند تا در یک کودتای نظامی به سلسله ساسانیان خاتمه دهند و سلسله جدیدی از پارتیان را روی کار بیاورند. با تمام این تواصیف در سال 11 هجری ابوبکر در مدینه به جای پیامبر نشست و جنگهای خونین را آغاز کرد که با نام "رده" معروف گردید. او همه قبایل مدینه را متحد کرد و با نام الله همه را در زیر یک پرچم درآورد. خیزشی بزرگی در عربستان آغاز شده بود تا مرزهای عراق و ایران را از آن خود کنند. زیرا عربستان از صحراهای سوزان و گرم و غیر قابل زندگی تشکیل می شد و آنان در آرزوی دست یافتن به مکان هایی سرسبز و آب و علف دار بودند. همانطور که در قرآن بهشت آنان مکانهایی است که آب روان و دشتهای سرسبز و زنان زیبا روی و شهد گوارا نامیده شده و آنان را به این مکان وعده داده است. ولی ایرانیان که در ایران از تمام این موارد برخوردار بودند آنان را تمسخر می کردند و اهمیتی به آنان نمی دادند.
به قول فردوسی بزرگ بخت از ساسانیان برگشته بود و کشور در آستانه تحولی نو و شاهنشاهی جدیدی قرار داشت.


فتح حیره و قتل عام آرامی نشین های عراق :

در سال 12 هجری "مثی ابن حارثه " به فکر افتاد تا حمایت مدینه را جلب کند و با ابوبکر مذاکره نماید . او اوضاع آشفته ایران را تشریح کرد و از او خواست تا نیرو در اختیارش گذارد تا به جنوب فرات حمله کند و به نام گسترش اسلام غنایم بسیاری را کسب نماید. به گفته طبری: عربها از شوکت و قدرت ایرانیان خبر داشتند و می دانستند که آنان ملتهایی هستند که جهان را به زیر سلطه خود در آورده اند. به همین جهت در فکر حمله به ایران نبودند و تنها قصد تصرف شهرهایی از عراق منجمله حیره را کردند. در سال 12 هجری "خالدبن ولید" رهسپار حیره شد و از تمام قبایل درخواست کمک نمود. او در این جنگهای رشادتهایی از خود نشان داد که نام وی را سیف الله گذاشتند ( شمشیر الله ). به گفته طبری: در میان راه به حیره دهستان های بسیاری برای ایجاد رعب و و حشت به آتش کشیده شد و آنان را ویران نمودند. بعد از ورود به حیره مردم شهر توان مبارزه را در خود ندیدند و قراردادی فی مابین آنان منعقد شد تا سالیانه 190 هزار درهم به مدینه باج پرداخت کنند.

خالد ابن ولید پس از پیروزی "حیره" و فتح آن شهر به فکر تصرف "مناطق آرامی نشین" عراق افتاد. مردمان آنجا مسیحیان ایرانی بودند که با آرامش زندگی میکردند. وی لشگر بزرگی را روانه آنجا نمود. افسر ارشد شهر برای آنکه حاضر به تسلیم نگردید و حاضر به فرار هم نشده بود تصمیم به زنجیر کردن خود و سربازانش کرد. که این نبرد بعد ها به " ذات السلاسل " مشهور گردید. "طبری" می نویسد خالد پس از کشتن سربازان دربند که در حدود 700 نفر بودند، زنجیر آنان را به عنوان غنیمت برداشت و افسر مافوق را گردن زد. وزن زنجیرها "هزار رطل" گزارش شد که در حدود 450 کیلوگرم بوده است. این جنگ در شهر کاظمه در شمال کویت واقع بود که در آن زمان زیر مجموعه امپراتوری ایران بوده است . این نخستین بار در تاریخ بشریت بود که زنان و مردان ایرانی توسط عربان قتل عام می شدند .


فتح بحرین و وادار کردن آنان به دادن خراج :

طبری افزوده است در سال 10 هجری پیامبر به "منذر ابن ساوی" و "سیبخت" مرزبان هجر( بحرین) نامه ای نوشت تا آنان را به اسلام دعوت کند. بحرین در طول هزاران سال متعلق به ایران بود. دو تن مرزبان آنجا اسلام را پذیرفتند ولی مجوسان شهر که زرتشتیان بودند و سکنه شهر را تشکیل می دادند مسلمان نشدند و به دستور پیامبر متعهد شدند مبلغ 1 دینار طلا به عنوان جزیه پرداخت کنند. سپس پیامبر دستور مصادره اموال آتشکده های بحرین را داد و زمینهای آنان به تملک مدینه در آمد.

در سال 13 هجری ابوبکر فوت می کند و مشاورش عمرابن خطاب که دومین مشاور پیامبر بود با وصیت ابوبکر و آرای مردم خلیفه مسلمانان می گردد. جنایاتی که عمر در تاریخ ثبت نمود برای بشریت تعجب انگیز بود. عمر در سال 13 هجری در ماه رمضان راهی فرات جنوبی شد. ولی بخت یار او نبود زیرا سپهسالار ایران به نام بهمن جازویه لشگری بزرگ برای مقابله با وی آماده ساخت . در این نبرد بیش از 4000 عرب کشته شد و فرماندهان و سربازان عربها به بیابانهای گریختند. در همین حین ایران مشغول درگیری های داخلی بود زیرا افسری به نام فیروزان با هواداران خود مشغول نبرد با رستم فرخزاد بود. بهمن جازویه با کمک مهران به یاری رستم شتافتند تا از کودتای داخلی فیروزان که از پارتیان بود خودداری کنند. طبری ذکر میکند: پارتیان بر ضد رستم و پارسی ها بر ضد فیرزوان نبرد می کردند.

عمر با "جریر ابن عبدالله" قراردادی منعقد ساخت تا هر چه زمین در جنوب عراق است و وی بتواند آنان را به نفع اسلام فتح کند یک چهارمش به تملک خود او و افراد قبیله اش در خواهد آمد و بقیه آن به مدینه تعلق دارد. این وعده عمر قبایلی مانند ( اشعر - همدان - نخع - کنده سکون - جز اینها ) را ترغیب کرد تا به سپاه اسلام در جنوب عراق به پیوندند و یکی شوند. در نتیجه در سال 15 هجری لشگری عظیم وارد جنوب عراق شد و آبادیها ویران شد و زمینهای کشاورزی با خاک یکسان.


نبرد خونین ايرانيان در قادسیه :

رستم در حدود چهار ماه در منطقه بلاش آباد در پادگان آن شهر که بعدها سابط نام گرفت اردو زد. تا مبادا لشگر عربها نزدیک پایتخت ایران در تیسفون گردند . رستم از اوضاع ایران به خوبی آگاه بود زیرا خودش شاه را به سلطنت رسانده بود تا کشور به مرز فروپاشی نیافتد و خوب می دانست که درگیری های داخلی و کودتاهای چند تن از افسران پارتی و اوضاع کشور مانع از یکپارچگی ارتش ایران می شود. از طرف دیگر او با مردمانی وحشی طرف مقابله بود که برای سه هدف آمده بودند:

1 ) یا ایرانیان را مسلمان کنند.

2 ) یا در راه خدا کشته شوند و یا کافران را بکشند.

3 ) یا ایران را فتح کنند و از مردم خراج بگیرند.

رستم می دانست که سپاه ایران دقیقا عکس عربها هستند و آنان برای زنده ماندن می جنگند نه برای کشته شدن در راه خدا. بنابراین چندین مذاکره با یزدگرد نمود تا شاهنشاه ایران را در خطر عربها قرار دهد. ولی یزدگرد که در فکر شکوه و جلال گذشته ایران بود و از اوضاع خراب ایران اطلاعی نداشت و از طرفی روحیه ملی و وطن پرستانه اش اجازه این را به او نمی داد که با عربهای وحشی از در مذاکره در آید فرمان حمله را صارد نمود. او می دانست که عربها ملتی بدبخت و گرسنه هستند و ایران چندین بار به آنان کمک نموده و آنان را از قحطی بیرون آورده است و همیشه از آنان در برابر کشورهای متجاوز محافظت نموده. لیکن هرگز تصور نمی کرد روزی آنان قصد تجاوز به امپراتوری ایران را داشته باشند. بنابراین رستم را وادار به جنگ نمود. ولی باز رستم چندین تن از فرماندهان عرب را دعوت به ایران کرد تا گفتگو کنند. ولی هیچ نتیجه ای در بر نداشت.

بلاذری می نویسد: که " بص بهری " هزار درهم پول و یک طیلسان به خالد داد و تعهد کرد در تمام امور با لشگر عرب باشد و ضد ایران وارد جنگ شود و افرادش به عنوان جاسوسان مدینه وارد ایران شوند. سپس ابوبکر نامه ای به وی داد و وعده کارگزاری خلیفه مسلمانان را به او داد.

رستم فرخزاد در محرم سال 16 هجری با سپاهی 60 هزار نفری از فرات عبور کرد و در کنار شعبه ای از فرات اردو زد . به گفته طبری رستم چنیدن مذاکره با فرماندهان عرب کرد ولی آنان تنها سه راه را برای او گذاشتند: یا مسلمان شوند، یا بجنگند و کشته شوند، یا حاضر به دادن خراج گردند. طبری اذعان دارد که بعد از این پیشنهادات رستم با فرماندهان ارتش و شاهنشاه گفتگو نمود. ولی هیچ کدام حاضر به باج دادن به عربها نشدند. "طبری" رستم را پس از این گفتگو همیشه برای ایران در حال گریه می نامد. گفتنی است در پایان مذاکرات فرماندهان عرب با رستم آنان این آیه را برای رستم خواندند: ( کافران باید با فروتنی و به طیب خاطر باجگذار مسلمانان شوند - سوره توبه - آیه 29 ) رستم از این سخن توهین امیز آنان به خشم آمد و آماده نبردی سخت شد. او می دانست که این نبرد آخرین جنگ او خواهد بود و ایران به دست این وحشیان فتح خواهد شد. رستم از رود حیره عبور کرد و دربرابر لشگر اسلام صف آرایی نمود. در این هنگام به گفته بلاذری طوفانی سخت و گرد و غبار بزرگی در بیابانهای شمالی به راه افتاد که طوفان در جهت چشم لشگر ایرانیان بود و موافق جهت لشگر عرب. رستم پس از دیدن این منظره گفت: بنگرید که امروز روز جنگ است و باد هم به کمک عربان آمده است و از روبرو بر ما می وزد. فریادهای لشگر عرب از دور به گوش می رسیده است که سپاه را تشویق نموده تا اگر پیروز شوید زمینها - ثروتها - پسران و دختران مجوسان( ایرانی) از آن شما خواهد شد و اگر شکست بخورید بهشت و پاداش اخروی در انتظار شما خواهد بود. به گفته طبری در نبرد قادسیه 33 قبیله عرب با لشگر سعد ابی وقاص همراهی نمودند. عرب چیزی برای از دست دادن نداشت. او آمده بود تا یا به سرزمینهای پر نعمت ایران دست پیدا کند و یا در راه خدا کشته شود. جنگ آغاز شد و روز نخست ایرانیان 500 تن از عربان را کشتند. بیشترین کشته شدگان از قبیله بنی سعد بود. روز دوم ایرانیان بر عربها چیره شدند و بیش از 2000 تن از آنان کشته شدند. در این نبرد 4 تن از سرداران بزرگ ایران به نامهای پیروزان - بندوان - بهمن جازویه - بزرگمهر همدانی کشته شدند. روز سوم نیز همین گونه بود و عربها دست به شگردی نطامی زدند و چشم فیلهای سپاه را کور کردند و آنان به حالت رمیده شدند و تعداد کثیری از ایرانیان در زیر دست و پای فیلان کشته شدند. روز چهارم نبرد تا پاسی از شب ادامه داشت. پس از فرارسیدن شب ایرانیان به اردگاه های خویش بازگشتند و سلاحها را بر زمین نهادند و استراحت کردند. چند ساعت پس از این استراحت شبیخون بزرگی از لشگر عرب به سوی ایرانیان وارد شد و نبرد خونینی در شب هنگام شروع گشت و عده کثیری از ایرانیان و عربها کشته شدند. در همین شب به گفته طبری رستم توسط یک عرب سر بریده شد و شالوده ارتش ایران با کشته شدن رستم فرخزاد از هم پاشیده شد و به ترتیب فرماندهان به قتل رسیدند.


غارت 1200 سال تمدن شاهنشاهی و فتح اولین کاخ سفید جهان ملقب به کاخ تیسفون ( مدائن )

با کشته شدن رستم سپاه ایران به حالت متزلزل در آمد و خود شاهنشاه یزدگرد در راس ارتش قرار گرفت و آماده مقابله با مسلمانان در برابر هجوم آنان به پایتخت گشت. به گفته طبری جنوب عراق بعد از فتح مسلمانان ویران و روستاها و شهرهای آنجا دچار قحطی شد و در سال 17 هجری بخش زیادی از مردم آنجا از گرسنگی تلف شدند. وبا و بیماریهای مرگبار روانه آنجا شد. حدود 9 ماه پس از رخداد قادسیه سعد ابی وقاص چندین لشگر روانه ماورای فرات کرد. در این هنگام یزدگرد در منطقه بابل عراق بر کرانه فرات مستقر شده بود تا سد راه لشگر مسلمانان از ورود به پایتخت ایران شود. مهران - هرمزان - نخویرگان که از سرداران ایران بودن وی را یاری دادند. فیروزان حدود 9 ماه پس از قادسیه از سعد ابی وقاص شکست خورد و لشگرش کشته شدند و بابل به تصرف سعد در آمد. این فتح، مسلمانان را نزدیک به تیسفون کرد و خطر حمله جدی شد. "هرمزان" برای جمع آوری لشگری از مردم راهی اهواز گشت. "فیروزان" به همین قصد راهی نهاوند شد. "شهریار درکوتی" به نزدیکی تیسفون رفت و در آنجا مستقر شد. "نخویرگان" در غرب تیسفون در ناحیه شرقی بابل مستقر شد. "فرخان و پیهومان" هر کدام در نواحی از جنوب غرب تیسفون مستقر شدند. ولی باز این لشگر آرایی ایرانی ها در برابر عربهای جنگجو و قبایل متعدد عربستان ناچیز بود و از طرفی دیگر کشور در مرحله بحران قرار داشت. به گفته طبری شمار لشگر عرب بیش از 100 هزار مرد جنگجو بوده است. لشگر ایران بعد از مقاومت هایی شکسته شد و عربان تیسفون را محاصره کردند. در نتیجه یزدگرد از ناحیه غرب پایتخت به شرق تیسفون منتقل شد. شهر تیسفون یکی از آبادترین، پررونق ترین، زیباترین و متمدن ترین شهرهای خاورمیانه بود. ثروتهای 1200 سال شاهنشاهی ایران در آنجا اندوخته شده بود. مجسمه های طلای پادشاهان گذشته، مجمسه طلای حیوانان، تاج های شاهنشاهی نوشیروان و خسروپرویز، جامهای زرین چندین هزار ساله و . . . از طرف دیگر خبر این منابع ایران به گوش مردمان عربستان رسید و به گفته تاریخ نویسان عرب بیش از نیم میلیون نفر برای بدست آوردن این جواهرات و طلاها روانه تیسفون شدند. مدافعان ایرانی بیش از دو ماه مقاومت نمودند. در همین حین هیئتی از ایران جهت صلح و پیشنهاد تملک جنوب عراق راهی لشگر عربان شد. ولی مسلمانان آن را رد کردند و محاصره شهر را ادامه دادند. در نتیجه مردمان از گرسنگی گربگان و سگان شهر را خوردند و به تدریج از روی ناچاری شهر را تخلیه کردند. تیسفون غربی در سال 19 سقوط کرد. چند ماه بعد کل پایتخت به تصرف عربها در آمد. طبری در این گزارش می نویسد: مسلمانان مهاجم در شهر به کافورهای بسیاری برخوردند و به خیال آنکه آنها نمک است، کافورها را در غذا ریخته ولی بعد از طعم تلخ کافور متوجه شدند که نمک نیست. آنان کافورهای بسیاری را به یک تاجر دادند و از او در قبال آنهمه کافور یک پیراهن گرفتند. طبری ذکر میکند: عده زیادی از مسلمانان وقتی جامهای طلا را در کاخ دیدند رنگ سفید نقره را به رنگ زرد طلا ترجیح دادند و فریاد می زدند چه کسی حاضر است که جامهای زرد را با جامهای سفید عوض نماید. بلاذری درباره فتح شهر ابله مینویسد: جنگجویان مسلمان در شهر با کلوچه های ایرانی برخوردند که به آنان گفته شده بود این کلوچه ها باعث فربه شدن انسان می شود . سپس آنان تعدادی از این کلوچه ها را خوردند و به بازوان خود نگریستند و پرسیدند پس چرا هیچ تفاوتی حاصل نشد؟ بلی ایران به دست چنین مردمانی فتح شد که فرق کافور و نمک و طلا و نقره را نمیدامستند . طبری گنجینه ایران در تیسفون را بالغ بر 865 میلیون درهم تخمین زده است که در تاریخ بشر یکی از بی سابقه ترین اموال حکومتی بوده است. وی می گوید بعد از آنکه خمس این مبلغ برای خلیفه جدا شد، بقیه جواهرات و گنجینه پادشاهان گذشته ایران بین 60 هزار جنگجوی مسلمان تقسیم شد و به هر کدام از آنان 12 هزار درهم رسید. یکی دیگر از فجایع تاریخ ایران پاره شده فرش بهارستان بود. این فرش که در 900 متر مربع ( 60 ذرع در 60 ذرع ) از ابریشم و زمرد و جواهرات بافته شده بود نمونه ای از هنر و عظمت ایران بود و شاهان را در شکارگاه و بزمهای سالانه و باغهای وسیع نشان میداد. مسلمانان فرش بهارستان را روانه مدینه نمودند تا خلیفه از آن بهره برد. عمر با دیدن این هنر شگفت تاریخی بر آن شد تا آنرا به عنوان فتوحات اسلام نگه دارد و نشان از بزرگی اسلام و مبارزات مردمان عرب قرار دهد. لیکن علی ابی ابیطالب ( امام علی ) با نگهداری این کالای پر ارزش مخالت نمود و گفت این کالای با ارزش باید بین همه بزرگان تقسیم شود تا همگان بهره بردند. بدین گونه فرش تکه تکه شد و هر تکه به بزرگی از شهر داده شد و خود علی قسمت خود را با قیمت 20 هزار درهم فروخت. یکی دیگر از افتخارات تاریخ ایران درفش ملی کاویانی بود که از زمان اردشیر بابکان تا آن روز دست به دست چرخیده بود و هر پادشاهی به آن جواهری نصب می نموده و در تمام جنگهای به عنوان پرچم ایران حمل می شده، زیرا آنرا یادگار فتح کاوه آهنگر و درفش چرمی او علیه ضحاک می دانستد .

مسعودی می نویسد: درفش از پوست پلنگ ساخته شده بود و نگین های یاقوت و مروارید و جواهرات سلطنتی به آن آویزان بوده است. مسعودی قیمت درفش کاویانی را بالغ بر دو میلیون و دویست هزار درهم تخمین زده است. مسعودی اذعان می کند که درفش اصلی در خزانه ملی نگهداری می شده و درفشی مشابه در جنگ ها حمل می شده است. به گفته وی عربها اورنگ سلطنتی خسرو پرویز و دیگر اشیایی که از طلا ساخته شده بودند مانند مجسمه سر پادشاهان گذشته را ذوب کردند و از آن شمش طلا گرفتند! "سعد" که مرد زیرکی بود از دیدن آن همه جلال و جبروت یکه خورد و تصمیم بر آن گرفت که در آنجا بماند و سپاهیان دیگری را روانه جنگ با ایرانیان کند تا خود از آن همه بزرگی و عظمت و زنان زیبا روی ایرانی که به اسارت در آمده بودند بهره گیرد. که بعدها برادرش چندین بار به این کار او اعتراض نمود.


نبرد خونین جلولا - تکریت و خانقین :

به گفته طبری سپاه اسلام 80 بار به شهر جلولا حمله کرد. زیرا نیرورهای ایرانی به مقابله برخواسته بودند. اما فرمانده ایرانیان شخصی به نام خرزاد خرهرمزد ( پسر عموی رستم ) بود که تا آخرین دم جنگید. به دلیل طولانی شدن جنگ نیروهای اعراب چندین ماه در نزدیکی جلولا منتظر ماندند. در همین اثنا چندین لشگر به شمار عربها اضافه شد. آنان شروع به آتش کشیدن مزارع و روستاهای اطراف کردند تا رعب و وحشت در دل مردمان شهر جلولا ایجاد شود. به گفته طبری مهران جان سالم بدر برد ولی در جنگ دیگری کشته شد. ولی فیروز از دیگر مبارزان ایرانی خود را به شادفیروز رساند تا لشگری برای مبارزه مهیا کند. جلولا به رسم دیرینه عرب تاراج شد و غنائم بسیاری بدست آمد. به طوری که به هر مسلمان 9000 درهم رسید . ( طبری ) خمس گاوها و گوسفندان شهر که به مدینه فرستاده شد بالغ بر 6 میلیون درهم شد. ایران به دلیل آنکه 8 قرن در مقام امپراتوری منطقه قرار داشت و قبل از آن بزرگترین کشور آسیا به حساب می آمده دارای ثروتهای بیکرانی بود که به دست اعراب افتاد. پس از سقوط پایتخت یزدگرد پادگان شادفیروز را بدست "خسروشنوم" سپرد و خود با سپاهی راهی ری شد تا لشگری از مناطق اطراف جمع آوری کند و بازگردد.


تاراج خوزستان توسط سپاه اسلام :

خوزستان از سال 17 زیر یورش اعراب قرار گرفت . مهمترین قبیله تارجگر "عرب بنی" تمیم نام داشت. "هرمزان" از خاندان قدیمی خوزستان بودند. او لشگری را مهیا ساخت تا جلوی ارتش عرب را بگیرد. پس از رسیدن سپاه اسلام به "بازار خوزی ها" آنجا را تاراج نمودند و هرمزان در مناطق اطراف شکست خورد و حاضر به تسلیم شد. طبق قراردادی که منعقد شد مناطق "مهرگان کدک" و "هرمزاردشیر" در دست وی باقی ماند و او والی شهر شد و او یکی از باجگذاران مدینه شد. ولی قرارداد صلح چند ماهی دوام نیافت وهرمزان دست به شورش زد. دوباره لشگری عازم شهر شد. برای بار دوم قرارداد منعقد شد. ولی باز هم دوام نیافت و هرمزان مجبور به عقب نشینی به شوشتر شد. به گفته طبری بیش از 80 حمله به شوشتر برای نابودی هرمزان صورت گرفت. وی با هوادارانی که داشت به درون دژی قرار گرفت و مبارزه کرد. اعراب دژ را محاصره کردند ولی او حاضر به تسلیم نشد. در نهایت وی مجبور به درخواست امان نامه شد. او را بسته شده به مدینه بردند. وی اولین سرداری بود که زنده تحویل خلیفه مسلمانان می شد. در نتیجه عمر به وی گفت که یا اسلام بیاورد و یا کشته شود. وی با پذیرفتن اسلام جان خود را حفظ کرد. عمر برای او خانه ای تهیه کرد و مقرری 2000 درهم در سال تعیین کرد. بعدها که عمرابن خطاب امیرالمومنین توسط ایرانیان ترور شد معلوم گشت هرمزان یکی از تهیه کنندگان این ترور بوده است. هرمزان بعدها توسط عبیدالله پسر عمر کشته شد. از اموال شوشتر به هر سوار 3000 درهم رسید و هر پیاده 1000 درهم ( سال 21 هجری ).


نبرد خونین نهاوند - ری - دماوند - اهواز با لشگر اسلام

به گفته طبری در نبرد نهاوند به فرماندهی فیروزان سپهسالار دلیر ایران به قدری از ایرانیان کشته شد که زمین از خونها لغزنده شد و اسبان لیز خوردند و لاشه ها در شهر فراوان. در سال 21 هجری.

در سال 22 هجری به گفته طبری ری به دست نعیم ابن مقرن تاراج شد و ثروتهایی که از ری به دست مسلمانان افتاد دست کمی از فتح کاخ سفید تیسفون، پایتخت امپراتوری ایران در بغداد نداشت. پس از فتح ری مقرر شد این شهر 500 هزار درهم در سال به کوفه باج دهد.

پس از ری نوبت به دماوند رسید و فرماندار شهر که "مهست مغان مردانشاه" بود راهی جز تسلیم نداشت. مقرر شد سالانه مبلغ 200 هزار درهم باج به کوفه پرداخت نماید.


فتح گناوه :

در مدارک عربی از این شهر به نام "توج" یاد شده است و طبری از زبان یکی از کشتارگران مسلمان چنین می نویسد: تلاش برای تصرف شهر مدت زیادی به طول انجامید ولی سرانجام ایرانیان شکست یافتند و کشتار زیادی از آنان در شهر شد و تمامی اموال آنان تاراج گردید. طوایف دیگری که در اطراف سواحل جنوی خلیج فارس بودند و دین شان مسیحی بود تسلیم شدند و حاضر به پرداخت خراج گردیدند. ولی فرمانده ارتش شهر که شخصی به نام " شهرک" بود حاضر به تسلیم نشد و در نتیجه در "ریشهر" اردو زد و آماده نبرد با مسلمانان عرب شد و در نبرد سختی که میان آنان روی داد وی کشته شد و اطرافیان اش به قتل رسیدند. بلاذری می نویسد: مبارزه به طول انجامید ولی در نهایت ایرانیان و شهرک کشته شدند و شهر به دست عربهای مسلمان فتح شد و غنایم زیادی را بدست آوردند. بعد از آن "فسا و داراب" بدست لشگر مسلمانان تصرف شد.

طبری در باره قصد حمله عربها به شهر "مک کران" ( واقع در سیستان و بلوچستان امروزی ) می گوید: عمر درباره این شهر از فرمانده لشگرش پرسید: این شهر چگونه است؟ وی گفت: دشتی است کوهستانی، آبش گل آلود، میوه اش کهور، مردمانش قهرمان، خیرش ناچیز، شرش دراز و فراوانیش انداک. عمر گفت تا زمانی که مردم از من اطاعت می کنند لشگری به چنین جایی نخواهم فرستاد.

لیکن عمر پر از کشتار "عمر بن خطاب" کفاف نداد و او به دست ایرانیان ترور شد و به هلاکت رسید. پس از وی عثمان به خلافت رسید و او 1.5 سال لشگر کشی به ایران را به تعویق انداخت.

بلاذری تاريخ نگار مشهور عرب در باره مقاومت ایرانیان در برابر مسلمانان در سالهای 16 تا 23 هجری این چنین می نویسد:

"عتبه ابن غزوان " به شهر ابله حمله کرد و با مردمانش جنگید و شهر را با کشتار و قوه قهریه تصرف کرد. سپس به سوی فرات رفت ( شهرکی در نزدیکی کوفه ) که مقابلش فرمانده ایران بود به نام "مجاشع ابن مسعود سلمی" که به دستور شاهنشاه ایران والی آن شهر شده بود، زیرا شاهنشاه ایران از خود مردمان همان شهرها والی یا فرماندار انتخاب می کرد. "عتبه ابن غزوان" با وی با جنگ وارد شد و پس از جنگ خونین پیروز بیرون آمد و شهر با قوه قهریه گشوده شد.

سپس به "مذار" در بین کوفه و بصره لشگر کشید. مرزبان آنجا که ایرانی بود با مردمان شهر مقاومت نمودند و جنگیدند ولی الله آنان را شکست داد و تمام کسانی را که با وی بودند بوسیله "عتبه" فرمانده مسلمانان گردن زده شدند.

سپس "عتبه" فرمانده عرب به سوی "دشتمیشان" لشگر کشید. مردم آن شهر برای مبارزه آماده شدند و در صدد حمله برآمدند. عتبه تصمیم گرفت به آنان شبیخون بزند. زیرا که شبیخون سبب مرعوب شدن و کشتنشان می گردد. الله آنان را شکست داد و عتبه دهداران آن شهر را کشتار کرد و از آنجا راهی "ابرقباد" شد و الله آن شهر را برای وی گشود.

بعد از آن عتبه با مردمان شهر فرات وارد نبرد شد. همسر عتبه در جنگ حضور داشت و فریاد می زد اگر پیرزو نشوید شما را به خودمان راه نخواهیم داد. پس از نبرد با ایرانیان شهر فتح شد و غنایم جنگی نصیب لشگریان عرب شد. در این جنگ تنها کسی که سواد خواندن و نوشتن داشت زیاد ( ابن سمیه ) بود که وی جوانی کاکلی بود و مامور صورت برداری از اموال مردمان شهر بود. وی روزی دو درهم حقوق دریافت میکرد.

در آن زمان عتبه - "مغیره بن شعبه" جانشین وی در بصره بود. ( عراق که جزوی از کشورهای ایران به حساب می آمده اکنون در دست پابرهنگان عرب بود.) پیمان صلح به زودی بین "دهکان میسان" و مسلمانان عرب نقض شد و ایرانیان مسیحی آنجا از در مبارزه برخواستند. مغیره بن شعبه به مسیحیان حمله ور شد و دهدار آنجا را به قتل رساند، زمینهایشان را مصادره کرد و گزارش کشتار آن شهر را برای عمر فرستاد. عمر فرمان والی شهر را برای مغیره صادر کرد و او والی بصره شد و چندین سال در این مقام بود تا زمانی که موضوع زنای او با زن شوهر داری فاش شد.

مغیره فرماندار بصره شد و بعد از آن به آبادی موسوم به "بازار اهواز" حمله برد و فرماندار آنجا را ( دهکان بیرواز ) مجبور به صلح نمود. ولی صلح بعد از مدتی توسط ایرانیان نقض شد و جنگ شروع گشت. ابوموسا اشعری که بعد از او فرماندار بصره شده بود راه وی را ادامه داد و بازار اهواز و نهرتیری ( تیره رود ) را با جنگ شکست داد و آنجا را فتح نمود.

در نتیجه روستا پس از روستا و رودی پس از رود گشوده شد و عجمان ( ایرانی ها ) از برابر آنان گریختند و مسلمانان زمینهایشان را گرفتند و از مجوسان ( زرتشتیان ) خراج گرفتند و یا به اسلام گرویدند و یا مبارزه کردند و کشته شدند.


شویس عدوی درباره غارت ايرانيان توسط سپاه اسلام روایت کرده است:

مسلمانان به اهواز لشگر کشیدند و در آنجا مردمانی از " جتها " و " اساوره " حضور داشتند. با آنان با دشواری جنگیدن و نبرد سختی در گرفت. ولی آنان ( ایرانیان ) شکست خوردند و افراد زیادی را به اسارت گرفتیم و زنان و دخترانشان را بین خودمان تقسیم کردیم.

سپس ابوموسا به میان آذر ( مناذر ) لشگر کشید و با ایرانیان آنجا وارد نبرد شد. جنگ سختی درگرفت. "مهاجر ابن زیاد حارثی " برادر ربیع ان زیاد که روزه دار بود و بر آن بود تا خود را تسلیم الله کند مجبور به نوشیدن آب شد و وارد جنگ شد. سلاحی بر دست گرفت و آماده شهید شدن گشت. او در نبرد با ایرانیان کشته شد و مردمان آنجا سرش را بریدند و در سردرب کاخشان در شهر آویزان کردند. سپس ابوموسا، ربیع ابن زیاد را برای جنگ با شهر مناذر مامور کرد. ربیع ابن زیاد با لشگرش وارد شهر شد و تمام سکنه ای که قادر به جنگ بودند که اکثرا مردان بودند را کشت و زنان و کودکان را به اسارت گرفت. در نتیجه "مناذر کوچک" و "مناذر بزرگ" دو شهر مهم عراق که زیر نظر پادشاه ایران بود و ایرانیان در آنجا سکنی گزیده بودند توسط مسلمانان فتح شد.

سپس ابوموسا به شوش لشگر کشید و با مردمانش جنگ را آغاز کرد. ایرانیان شوشی به نبرد پرداختند و ابوموسا آنقدر شهر را محاصره نمود تا قحطی در شهر آمد و غذا و آب سکنه به اتمام رسید. سپس ایرانیان درخواست امان کردند و از سر صلح وارد شدند. مرزبان شوش درخواست امان نامه برای 80 نفر از سکنه شهر داد که نام خودش در لیست نبود. ابوموسا آن 80 نفر را بخشید ولی گردن مرزبان شوش را از بدن جدا کرد و به جز آن 80 نفر کلیه مردان شهر را بکشت و اموال و زنان آنجا را به اسارت گرفت.

بعد از آن ابوموسا با مردم رامهرمز قرارداد باج سالیانه بست که مبلغ 900 هزار درهم به مسلمانان پرداخت کنند. بعد از اتمام زمان قراداد وی " ابومریم حنفی " را به جنگ با آنان روانه ساخت زیرا مردمان کفر ورزیده بودند. ایرانیان مقابله نمودند ولی درنهایت لشگر اسلام با قوه قهریه آن شهر را فتح کردند. بعد از آن شهر "سرک" مثل رامهرمز قرارداد باج سالیانه به مسلمانان را نقض کردند و از دادن باج سرباز زدند. پس " حارثه ابن بدر غدانی " مامور جنگ با مردمان شهر شد و با لشگری عظیم راهی شهر شد. ولی او نتوانست شهر را بگشاید. پس از "عبدالله ابن عامر" کمک خواست و او با لشگری راهی شد و شهر را با قتل مردمانش فتح نمودند.

سپس ابوموسا اشعری به شوشتر لشگر کشید. دشمن ( ایرانیان ) نیروی بسیاری در شوشتر آماده کرده بود تا درب ورودی شهر را ببندد و مبارزه کند. اشعری به عمر ابن خطاب خلیفه و امیرالمومنین آن زمان نامه داد و درخواست مدد کرد. سپس عمر ابن خطاب از "عمار ابن یاسر" کمک خواست. او "جریر ابن عبدالله بجلی" را مامور شوشتر کرد. مردم شوشتر با سختی و مشقت بسیاری با آنان جنگیدند و کشته های بسیاری داده شد. ولی در نهایت مسلمانان وارد شوشتر شدند و چون سکنه ایرانی شهر - مسلمانان را در شهر دیدند برای آنکه زنان و فرزندانشان به دست مسلمانان نیافتد آنان را در چاه انداختند. در آخر شوشتر مجبور به صلح شد. ولی چندی نگذشت که سر عصیان برافراشت و مسلمانان دوباره به آنجا حمله ور شدند. جنگجویان ایرانی را کشتند و زنانشان را به اسارت برداشتند.

سپس ابوموسا به جندی شاپور در خوزستان لشگر کشید. مردم شهر نتواستند مقابله کنند و درخواست صلح دادند. ولی بعد از مدتی شوریدند و در نتیجه "ابوموسا ربیع ابن زیاد" به شهر حمله ور شد و آنان را کشتار نمود. سپس "ایذه" پس از جنگی سخت و طولانی گشوده شد و به دست مسلمانان افتاد.

سپس " علا حضرمی " که کارگزار عمر ابن خطاب بود در بحرین لشگری را روانه یکی از جزایر پارسیان کرد که در کنار خلیج فارس بود. عده معدود آن جزیره مجبور به صلح شدند و درخواست امان نامه کردند و به پرداخت باج سالیانه سر فرود آوردند.

سپس لشگر اسلام وارد فارس شد. "شهرک" که مرزبان فارس بود با لشگری عظیم به سوی عربها شتافت. وی در "راشهر" که زمینهای شاپور نام داشت با آنان وارد جنگ شد. "حکم ابن ابی العاص" نیز به یاری مسلمانان شتافت و شهرک را شکست داد. در نتیجه مشرکان ( ایرانیان ) را الله در هم کوبید و او" راشهر" را با قوه قهریه و جنگ فتح نمود. فتح مسلمانان در راشهر همچون فتح قادیسه دارای اهمیت بود و غنایم زیادی نصیب لشگر اسلام شد. ابوموسا از بصره درخواست کمک کرد تا روانه فارس شود. "هرم ابن حیان عبدی" نیز به یاری آنان شتافت و در نتیجه روانه "کازرون" شدند و دژی به نام "شبیر" را محاصره نمودند. این محاصره طولانی و طاقت فرسا گشت. پس از جنگی سخت با ایرانیان دژ گشوده شد و سپاه اسلام دژ را فتح نمودند.

در اواخر سال 23 سپاه ابوموسا و همراهانش روانه " ارجان" شدند ولی مردمان آن شهر نتواستند مقابله کنند و تسلیم شدند و حاضر به پرداخت خراج گردیدند. سپس روانه شیراز شدند. و مردمانش از در صلح در آمدند و حاضر به پرداخت خراج سالیانه شدند.

بعد سپاه اسلام روانه جهرم گشت. مردم جهرم آماده نبرد شدند. در نبردی سخت لشگر مسلمانان بر ایرانیان پیروز گشت. در نتیجه قرارداد صلح برای پرداخت سالیانه خراج به مسلمانان بسته شد.

عثمان ابن ابی العاص در سال 23 هجری با لشگر اسلام روانه شهر شاپور شد. برادر "شهرک" به مقابله پرداخت ولی در نهایت با این شرط که به زنی تجاوز نشود و کسی کشته نشود و شهری ویران نشود پیمان صلح را امضا نمود و مقرر شد که سر موعد باج سالیانه اش را به کوفه تحویل دهد. ولی بعد از مدتی مردم شهر کفر ورزیدند و حاضر به پرداخت خراج نشدند. در نتیجه لشگری روانه شهر آنان شد و بار دیگر شهر توسط مسلمان فتح شد و با کشتار عده ای از مبارزان و قوه قهریه شهر به تصرف کامل در آمد.

بعد از آن ابوموسا اشعری از نهاوند جرکت کرد و روانه اهواز گشت و امور داخلی را بررسی نمود. سپس لشگری روانه قم کرد و کل شهر را محاصره نمود و شهر با قوه قهریه و نبردی بین آنان فتح شد. سپس احنف ابن قیس که ضحاک نان داشت به دستور وی روانه کاشان شد و کاشان را پس از نبردی بین مردمان و مسلمانان عرب فتح نمودند..


ابن خلدون که دقیق ترین جامعه شناس و مورخ عرب است درباره فتح ایران توسط اعراب این چنین می نویسد:

عرب ها ذاتا ویرانگر هستند و ضد تمدن. این به آن دلیل است که آنان همواره در حال نقل و انتقال برای دستیابی به غنائم اند که این امر با تمدن منافات دارد. عرب عموماً گرایش به تاراج گری دارد و می خواهد آنچه در دست دیگران است را از آن خود کند. زیرا که روزی اش توسط شمشیرش به دست می آید. عرب در گرفتن اموال دیگران هیچ مرز و حدی نمی شناسد و همین که چشمش به مال و متاعی می افتد آن را تاراج می کند. درنتیجه مردمانی که زیر سلطه این قوم باشند در امنیت زندگانی نمی کنند. آنان ساختمان های اهل حرفه و صنایع را به زور می گیرند و هیچ بهایی برای آن پرداخت نمی کنند. آنان برای صنعت هیچ ارزش قائل نیستند و تنها هدفشان آن است که اموال مردم را از دستشان بیرون بکشند و در نتیجه هیچ توجهی به قومی که مغلوب است ندارند. سپس آنان را در خودشان رها می کنند تا در آشوب و هرج و مرج باشند.


ابن خلدون مورخ بزرگ عرب درباره کتاب سوزی ایرانیان توسط مسلمانان چنین می گوید:

ایرانیان به سبب عظمت کشورشان که کوله بار چندین قرن تسلط بر جهان را در بر داشتند و تمدنی کهن را در خود جای داده بودند و به سبب استمرار پادشاهی شان، شان علوم عقلی نزد ایشان بسیار بزرگ و دامنه اش گسترده بود. در زمانی که ایران فتح شد کتابهای بسیاری از کتابخانه ها بدست آمد. در نتیجه سعد ابی وقاص به عمرابن خطاب نامه نوشت تا درباره کتابها تصمیم گرفته شود که در اختیار مسلمان قرار گیرد. عمر پاسخ داد که همه کتابها را در آب بریزید و یا آنکه آتش بزنید. زیرا اگر چیزهایی در آنها باشد که برای راهنمایی و هدایت انسانها باشد، ما را الله هدایت کرده است و نیازی به آنان نیست. اگر هم گمراهی باشد که الله ما را از اینها نجات بدهد. پس به دستور عمر همه کتابها نابود گشت و هیچ برای ایرانیان باقی نماند. برادر سعد که این امر برایش ممکن نبود و دید که او باید در جنگ باشد و برادرش در نعمتهای ایران قوطه ور اینگونه او را ملامت می کند:

ما جنگیدیم تا الله پیروزی فرستاد، ولی سعد در دروازه قادسیه نشست. ما در حالی برگشتیم که زنهای بسیاری بی شوهر شدند ولی زنان سعد شوهر داشتند.

اولین امیرالمومنین عربها شخصی به نام عبدالله جحش بوده است که به گفته مسعودی، پیامبر در سال دوم هجرت دستور شبیخون زدن به کاوران قریش را به او می دهد. لذا به همین دلیل به امیرالمومنین مشهور می گردد. ( التنبیه الشراف 219 )

ابن خلدون می نویسد که بعد از عبدالله جحش، سعد ابی وقاص که در نبرد خونین قادسیه پیروز بیرون آمده بود به امیرالمومنین مشهور می گردد.


تاراج اموال ایران در بین افراد مدینه:

عمر پس از فتوحات گسترده مسلمانان، دست به ساخت مکانی به نام بیت المال در مدینه زد تا غنائم جنگی بدست آمده را گرد هم آورد. سپس از مسلمانان مدینه آمارگیری کرد و نامشان را در دفتری به نام ( دیوان عطاء) ثبت کرد. نخست از یاران نزدیک پیامبر آغاز کرد. سپس علی و پسرانش و در آخر برای سربازان شکرت کننده در جنگ بدر نفری 5000 درهم، برای جنگهای بعد از بدر تا صلح حدیبیه نفری 4000 درهم، برای کسانی که در سالهای 7-12 جنگیده بودند نفری 3000 درهم، برای کسانی که بعد از سال 16 هجری جنگیده بودند نفری 2000 درهم تعیین نمود. وی برای پسران امام علی که به سن بلوغ هم نرسیده بودند نفری 5000 درهم تعیین کرد. برای عمار یاسر 6000 درهم، برای سلمان فارسی 4000 درهم، برای هرکدام از همسران پیامبر 1000 درهم، برای عایشه همسر محبوب پیامبر 12000 درهم، برای زنان بی نکاحی پیامبر نفری 6000 درهم و برای زنان مدینه نفری 200 تا 500 درهم.


قتل عمرابن خطاب توسط ایرانیان دربند:

عمر در بامداد روز 27 ذوالحجه 23 هجری در محراب مسجد پیامبر مورد حمله یک ایرانی زرتشتی اسیر شده قرار گرفت. او فیروز نهاوندی نام داشت که ابولولو خطابش می کردند و هیچگاه مسلمان نشد و برده گی را به مسلمان شدن ترجیح می داد. او برده مغیره ابن شعبه بود. وی چندین ضربه به عمر زد و 12 تن از همراهان وی را زخمی نمود که بعدها 6 تن آنان مردند و 6 تن دیگر زنده ماندند و آن زمان که دستگیر شد خود را بکشت. چند روز بعد از جراحات عمر به هلاکت رسید. طبری می نویسد عمر اجازه نداده بود که هیچ ایرانی اسیر شده ای وارد مدینه شود. لیکن مغیره ابن شعبه به دلیل آنکه فیروز نهاوندی به نجاری و آهنگری و نقاشی آشنا بوده عمر اقامت او در مدینه را پذیرفته بود. بعدها مشخص شد که هرمزان و چند نفر دیگر که امان یافته بودند در مدینه زندگی کنند در قتل عمر دست داشته اند.

طبری می نویسد: بعد از مرگ عمر، عثمان به خلافت رسید. در سال 24 هجری چندین عصیان در ایران بر ضد عربها صورت گرفت و مردم در تلاش برای مبارزه بودند. همدان و آذربایجان دوبار به دلیل تاخیر در پرداخت باج به عربان مورده حمله مسلمانان قرار گرفت.( در سالهای 24-26 ) بعد از این حملات آذربایجان قراردادی را متعهد شد تا در صورت آنکه مردم آزاد باشند دین خودشان را ادامه دهند و به آتشکده های آنان تعرض نشود سالیانه مبلغ 800 هزار درهم پرداخت کند. ( طبری ) ولی با کشته شدن عمر مردم آذربایجان شورش نمودند و از پرداخت خراج خودداری کردند. لیکن لشگری بزرگ راهی آذربایجان شد و شهر و روستا ها ویران شد و قرارداد سخت تر منعقد گشت.


نبرد خونین استخر و گور و سیستان:

در سال 24 ابوموسا اشعری روانه پارس شد. ولی مقاومت گروهی از مردم بر ضد آنان آغاز شده بود. در سال 28 او از ریاست بصره خلع شد و جوانی به نام عبدالله جایگزین وی شد. او بی درنگ راهی خوزستان شد. زیرا خوزستان چندین بار شوریده بود و او برای آرام کردن آنان روانه آنجا شده بود. در همین زمان او فردی به نام عبیدالله ابن معمر را مامور لشگری کشی به استخر و گور کرد. نیروهای ایرانی مبارز در مقابل آنان ایستادگی کردند و سپاه عرب را در رامگرد شکست دادند و عبیدالله را به قتل رساندند . بعد از وی خود عبدالله عامر با سپاهی راهی استخر شد. از آنجا که نیروهای نظامی شهر با یکدیگر متحد شده بودند عامر نتوانست آنان را شکست دهد و مجبور به عقب نشینی به گور کند. مردمان گور درصدد مبارزه بر آمدند و بیش از یکسال به طور مداوم استخر و گور در حال جنگ و جدل پراکنده بود. ولی عرب ها می دانستند که استخر شهر سلطنتی ایران بوده و زمانی مقدس، و دارای اشیای ارزشمندی است به همین دلیل دست از آن برنداشتند و جنگ را ادامه دادند. سرانجام در سال 29 ابتدا گور از پای در آمد و به کلی منهدم گشت و بعد از آن استخر و سکنه آن کشتار شدند. بلاذری می نویسد: پس از فتح استخر همه مردمان شهر از لب تیغ گذشتند. کسی جان سالم بدر نبرد. بلاذری می گوید: عامر سوگند یادکرده بود بعد از این همه مدت مقابله ایرانیان استخر در برابر لشگر اسلام، پس از فتح آنان آنقدر از مردم آنجا خواهم کشت که جوی خون سرازیر شود. بلاذری کشته شدگان ایرانی را در گور حدود 40 هزار تن تخمین زد. او از قتل عام بیش از 100 هزار تن ایرانی در استخر توسط عبدالله عامر خبر می دهد. او انتقامی دهشتناک و بی سابقه گرفته بود. عامر بعد از پارس راهی کرمان شد، زیرا خبر از مکان یزدگرد یافته بود. او لشگری به فرماندهی مجاشع را راهی آنجا کرد. بلاذری می نویسد: پس از کشتار مردم کرمان و جیرفت و سیرجان که دربرابر عربها ایستادگی کرده بودند، عده ای کثیر از ایرانیان از منطقه نقل مکان کردند و راهی سیستان شدند. در سال 30 ربیع ابن زیاد حارثی با لشگری راهی سیستان شد. ده ها و روستاهای سیستان یکی پس از دیگری با مقاومت مردم از پای در آمد و آمار کشتگان بسیار گشت. در جاهایی از سیستان شهرها محاصره شدند و مردمان از گرسنگی از پای در آمدند و تسلیم شدند.

بلاذری از کشتار سیستان چنین حکایت میکند:
ربیع ابن زیاد که مردی بلند قامت و سیاه چهره و خشک و چروکیده بود بعد از فتح سیستان قبل از آنکه مرزبان آن شهر را به حضور بپذیرد دیواری قطور از اجساد ایرانی بنا نهاد که صف عظیمی را تشکیل داده بود. وی در بالای این دیوار بر روی اجساد ایرانیان نشست و بعد از آن مرزبان سیستان را فراخواند و قراردادی را در آن حالت منعقد ساخت که مرزبان باید هزار جوان ایرانی را به همراه خراج سالیانه تحویل عربها دهد. بعد از آن ایرانیان از قرارداد سرباز زدند و دوباره لشگری راهی سیستان شد و اینبار 2000 جوان اسیر و مبلغ 2 میلیون درهم اهدایی از ایرانیان گرفتند. بعد از آن خراسان و نیشابور فتح شد و خراجهای بسیار سنگینی منعقد گشت. در سال 32 شخصی از خاندان کارن در خراسان پرچم مبارزه و طغیان بر ضد اسلام را بلند کرد. او با سپاهی که بالغ بر 40 هزار تن بود و متشکل بود از مردمان طبیس - بادغیس - هرات - کهستان و گرگان. بلاذری می نویسد: خاندان کارن با اسلام بنای جنگ نهادند و در شبیخونی از طرف عبدالله خازم فرمانده آنان به قتل رسید و مردمانش به کلی کشتار شدند.


کشتار گرگان توسط سپاه امام حسن و امام حسین:

طبری می نویسد: " سعید ابن عاص" لشگری راهی گرگان نمود. مردم آنجا از راه صلح آمدند. سپس 100 هزار درهم خراج و گاه 200 هزار درهم خراج به اعراب می دادند. لیکن قرارداد از طرف ایرانیان برهم خورد و آنان از دادن خراج به مدینه سرباز زدند و کافر شدند. یکی از شهرهای کرانه جنوب شرقی دریای خزر شهر "تمیشه" بود که به سختی با سپاه اسلام نبرد کرد. "سعید عاص" شهر را محاصره کرد و آنگاه که آذوقه شهر به اتمام رسید مردم از گرسنگی زنهار ( امان ) خواستند، به آن شرط که سپاه "سعید ابن عاص" مردمان شهر را نکشد. لیکن بعد از عقد قرار داد سعید تمام مردمان شهر را به جز یک نفر را در دره ای گرد آورد و تمام افراد شهر را از لب تیغ گذراند. در این کشتار عبدالله پسر عمر، عبدالله پسر عباس، عبدالله پسر زیبر، حسن ابن علی ( امام حسن ) و حسین ابن علی ( امام حسین ) در راس لشگر اسلام قرار داشتند . ( تاریخ طبری )


کشته شدن عثمان و تاخیر 6 ساله فتوحات اسلام در ایران:

عثمان در روز 18 ذوالحجه سال 35 هجری به دست یک گروه 2000 نفری از ناراضیان جهادگر اسلامی که بر ضد او شوریده بودند به هلاکت رسید. به گفته تاریخ نویسان عرب جسدش 3 روز در کوچه ها رها شده بود و کسی حق برداشتن جسدش را نداشته است. ولی در نهایت با پادرمیانی امام علی شبانه جسد را برداشتند. ولی شورشیان جنازه اش را سنگباران نمودند و اجازه دفن او را در گورستان مسلمانان ندادند و او را در گورستان "حش کوکب" یهودیان دفن کردند. بعد از وی امام علی به خلافت رسید. با روی کار آمدن وی شورش "طلحه و زبیر" بر ضد او صورت گرفت که در سال 36 هجری به جنگهای خونین "جمل" انجامید. سپس معاویه بر ضد علی شورید و به جنگ کشتارگرانه "صفین" و "حکمیت" انجامید. بعد از او خوارج علیه علی شوریدند.

بلاذری می نوسید: "اشعث ابن قیس" آذربایجان را فتح کرد و درب آن شهر را به روی سپاه اسلام گشود. در زمان عثمان وی والی آذربایجان شد و در زمان امام علی هم در سمت خود ابقا شد. او شماری زیادی از خانواده های عرب را روانه آذربایجان کرد تا در آنجا سکنی گزینند. عشایر عرب از بصره و کوفه و شام راهی آذربایجان شدند. به گفته وی عده معدودی از عربان زمینهای عجمان را خریدند. لیکن اکثر عربان برای مصادره کردن زمینهای مجوسان با یکدیگر مسابقه نمودند، یعنی هر گروهی هرچه می توانست مصادره می کرد. بدین صورت اموال و زمینهای ایرانیان یکی پس از دیگری به تاراج گذاشته شد و امام علی خلیفه وقت با آن مخالفتی ننمود.


قیام مردم پارس در زمان امام علی:

در سال 37 هجری "سهل ابن حنیف" که کارگزار علی بود با شورش ایرانیان از آن شهر بیرون رانده شد. سپس در کرمان و خوزستان شورشهای مشابهی صورت گرفت. به گفته طبری: ایرانیان با خوارج همکاری نمودند و بر ضد لشگریان امام علی کوشیدند. در سال 36 نیز کارگزاران علی به کلی از خراسان بیرون رانده شده بودند. زیرا خراسان در کنترل ایرانیان باج گذار قرار داشت. به گفته طبری "ماهویه سوری" که شاهنشاه یزدگرد را کشته بود برای بستن قراردادی به کوفه به نزد علی رفت. امام علی به جهت خشنودیش از کارش وی را به ریاست شهر مرو گماشت و در نامه ای به ساکنان مرو خواست تا همگان از وی اطاعت کنند. ولی بعدها ماهویه سوری از بیم کشته شدنش توسط مردم به نیشابور گریخت و در همانجا درگذشت. زیرا در نزد ایرانیان آن زمان شاه از فر ایزدی بر خوردار بوده است و کشتن شاه گناهی نابخشودنی به حساب می آمده است. ( طبری )

بلاذری در این باره می نویسد: مردم شهر مرو کفر ورزیدند، به عبارتی از سلطه عربان خارج شدند. سپس دروازه های شهر نیشابور را بستند و سپاه اسلام را از آنجا بیرون راندند و در نتیجه خراسان به کلی از زیر فتوحات اسلام خارج شد. امام علی که در آن زمان گرفتار جنگهای داخلی بود نتوانست خراسان را دوباره فتح کند. لیکن در سال 38 هجری پس از جنگهای حکمیت، علی توانست " خواهرزاده جعده ابن هبیره مخزونی " را با سپاهی راهی خراسان نماید تا شورشیان را سرکوب نماید. ولی از آنجا که اکثر سپاه علی درگیر شورشهای خوزستان و پارس و کرمان بودند سپاه او نتوانست موفقیتی کسب کند. طبری اضافه می کند: "جعده" به ابرشهر ( نیشابور) رسید و ایرانیان آنجا کافر شده بودند و از دادن خراج خودداری می نمودند. مردم نیشابور مقاومت کردند و سپاه علی بی نتیجه به کوفه بازگشت. طبری می نویسد: بعد از ناکام ماندن خراسان علی "خلید ابن قره یربوعی" را روانه خراسان نمود. سپاه شهر ها را محاصره کرد و بعد از مدتی شهر به تسلیم گشوده شد و قرارداد باجگذاری بسته شد.

بعد از آن مردمان سیستان شوریدند و "امیر ابن احمر یشکری" که از قهرمانان عرب بود و کارگزار امام علی هم بود با شورش مردم از شهر بیرون شد و مردم از پرداخت باج سرباز زدند. بلاذری می نویسد بدلیل آنکه فتوحات داخلی ایران ثروتهای بیشتری را نسیب لشگریان اسلام می نمود آنان راضی به دفاع از جنگ های داخلی برضد علی نبودند و بیشتر مایل به گشودن شهرهای ایران بودند. او اضافه می کند: شهر زالک سیستان مردمانش پیمان شکنی کرده بودند. در آن زمان طایفه حسکه در سیستان از فرمانهای سپاه علی سرپیچی کردند. علی سوگند یاد کرد که 4000 تن از این طایفه را خواهم کشت. بلاذری یادآور می شود: راهزنی و غارتگری در زمان خلافت علی به اوج خود می رسد به طوری که به خود نام ( لصوص ) به معنای راهزنان داده بودند. امام علی "ربعی ابن کاس عنبری" را با 4000 تن روانه سیستان کرد. در این لشگر " حصین ابن ابی الحر عنبری " و " ثابت ابن ذی احره حمیری" حضور داشتند. هنگامی که سپاه اسلام وارد سیستان شد مردمان حسکه به جنگ برخواستند. در آخر مردمان حسکه کشته شدند و ربعی سیستان را فتح نمود و عده زیادی از ایرانیان اسیر شدند. فیروز یکی از اسیران ایرانی بود که بعدها به شهرت زیادی رسید.


طبری درباره بازگشتن عده زیادی از مسیحیان از اسلام می نویسد:

پس از فتوحات گسترده سپاه اسلام و کسب غنایم بسیار برای مردمان عرب عده زیادی از مسیحیان سواحل فارس کفر ورزیدند و گفتند خود مسلمانان با یکدیگر در اختلاف و جنگ هستند. دین ما حداقل باعث خونریزی و ایجاد ناامنی برای ملتهای دیگر نمی شود. پس اسلام را رها کردند و مسیحی شدند.

در شورشی که یکی از خوارج به نام " خریت ناجی " ( خوارج نهروان ) طراحی نموده بود، عده زیادی از ایرانیان در آن شرکت کرده بودند. گروه خریت ناجی در جنگی بین آنان و نیروهای علی مجبور به عقب نشینی به خوزستان شد. مردم شهر که حاضر به پرداخت خراج نبودند به خوارج پیوستند. به گفته طبری " معقل ابن قیس ریاحی " به فرمان علی جهت سرکوب ایرانیان خوزی تبار و خوارجی راهی آنجا شد. در نتیجه 70 تن از خوارج و 300 تن از ایرانیان کشته شدند. سپاه معقل نامه ای به علی نوشت و گفت رامهرمز را شکست دادیم و خوارج و ایرانیان کافر را مانند اقوام "عاد و ارم" نابود کردیم. سپس خریت ناجی به سواحل پارس فرار نمود. در آنجا عده از ایرانیان به او پیوستند و کفر ورزیدند. ولی امام علی فرمان کشتار آنان را داد و لشگری بزرگی راهی سواحل شد و در نهایت همگان نابود شدند.

سپس یکی از خوارج به نام "ابومریم سعدی" که از شخصیتهای اصلی فتوحات ایران بود در کردستان قیام کرد. وی با گروهی 400 نفری که 4 نفر آنان عرب بودند و بقیه آنان ایرانی راهی مدائن شدند. مدائن را آنان فتح کردند و راهی کوفه شدند. امام علی لشگری 700 نفری را با فرماندهی " شریح ابن هانی" جهت سرکوب آنان بسیج کرد. لیکن خوارج که ایرانیان آن را تشکیل می دادند پیروز شدند و شایع شد که شریح کشته شده است. سپس امام علی خود راسا از کوفه راهی جنگ با ایرانیان خوارجی شد. او ضمنا لشگری را با فرماندهی "جاریه ابن قدامه" راهی مبارزه با آنان کرد . طبری می نوسید: ابوم%1د%�م و یارانش کشته شدند و اثری از آنان نماند.

طبری می نوسید: چونکه شورش ها در زمان خلافت علی در ایران بسیار شده بود در سال 39 هجری "زیاد ابن سمیه" که در بصره به جای عبدالله عباس نشسته بود به فرمان علی جهت سرکوب شورشیان راهی خوزستان و پارس شد. طبری می گوید: ( مردم را لگد کوب کردند و از ایشان خراج گرفتند.) در اثر سرکوب شورشیان پارس به دست "زیاد" امام علی حاکمیت پارس را طی نامه ای به وی داد. طبری شورش در ایران در زمان علی را بیشتر از هر زمان می داند.

بلاذری در باره نحوه برخورد با اسیران ایرانی می نوسید:

بعد از امام علی معاویه روی کار آمد و سرکوب و فتوحات ادامه داشت. او می نویسد در یکی از جنگها در نواحی خوارزم عربان شمار بسیار زیادی اسیر گرفتند. زمستان و سرما بود. در راه بازگشت رختهای ایرانیان از آنان گرفته و کنده شد.عده کثیری از اسیران از سرما و یخ تلف شدند.

پس از تمام فتوحات تنها گیلان و مازندران که طبرستان نامیده می شد در زمان معاویه تن به باجگذاری نداد و شورشی شدند و کفر می وزریدند. بلاذری درباره آنان می گوید: "جمیع اهل طبرستان حرب بودند". در یکی از لشگر کشی اعراب مسلمان به طبرستان به رهبری "هبیره شیبانی" 10 هزار جنگجوی مسلمان راهی آنجا شدند. ولی دیلمان راه را در نواحی کوهستانی بر روی لشگر اسلام بست. جنگ درگرفت و 10 هزار نفر لشگریان اسلام کشته شدند به صورتی که حتی یک نفر هم نتوانست به کوفه و شام برگردد. تاریخ نویسان عرب از این واقعه به عنوان یکی از فجیع ترین جنگهای اسلام نام می بردند و می نویسند: مسلمانان کثیری در نبرد با مردمان طبرستان به شهادت رسیدند.

پس از معاویه در نیمه سال 60 هجری پسرش یزید به خلافت رسید. سپس جنگ های کربلا و کشته شدن امام حسین و یارانش. سپس عبدالله زیبر در مکه بر ضد یزید شورید و رسما به خلافت مکه رسید. سال 63 هجری سال مرگ یزید نیز بود.

در سال 78 هجری که "عبدالملک" اختیار مطلق در امور ایران و عراق را به "حجاج ابن یوسف ثقفی" داد، وی "عبیدالله ابن ابی بکره" را به حاکمیت سیستان گذاشت و "مهلب ابی صفره" را به حاکمیت خراسان گماشت. "عبیدالله" به دستور "حجاج" به کابلستان لشگر کشید ولی کابلشاه او را در دره های قندهار به دام انداخت و محاصره نمود. کابلشاه از او درخواست 500 هزار درهم خسارت جنگی برای شروع کننده جنگ نمود و همچنین تعهد دهند دیگر به ملک آنان تجاوز نکنند. لیکن سپاه عرب نپذیرفت و جنگ آغاز شد. اکثر سپاه اسلام کشته شدند و خود عبیدالله مجبور به فرار شد که در راه بیابان از پای در آمد و همگان کشته شدند. حجاج برای جبران این فاجعه برای سپاه خدا مجبور به لشگر کشی بزرگی با 40 هزار تن از شیعیان کوفه و بصره شد. فرمانده این لشگر "عبدالرحمان پسر محمد ابن اشعث" بود. او با سپاهش وارد کابلستان شد و پس از فتوحاتی از در صلح با آنان در آمد و به گفتگو پرداخت. لیکن حجاج از این کار او به خشم آمد و او را سرزنش نمود. سپس جنگی میان هردو درگرفت که در حدود 3 سال در عراق به طول انجامید. و هزاران کشته برجای گذاشت. سرانجام "عبدالرحمان" شکست خورد و به کابلستان فرار کد. کابلشاه وی را گرفت و تسلیم حجاج نمود و پاداش یک میلیون درهمی دریافت کرد و همچنین حجاج متعهد شد که سپاه اسلام وارد کابلستان نشود و باعث کشته شدن افراد آنجا نگردد. سپس حجاج بنای امپراتوری عرب را که به نام خدا و دین اسلام به دست آمده بود پایه گذاشت و مرزهای این امپراتوری را سامان داد. او سیستم مالیاتی کشورش را که از ایرانیان گرفته می شد مرتب نمود. بیت المال را که از غنایم جنگی ایرانیان به دست آمده بود بین عربها تقسیم کرد. حجاج در سال 78 هجری سیستم اداری کشور را به گفته بلاذری از زرتشتیان پارسی گرفت و در آنجا اجرا کرد.


تاریخ بخارا در مورد رفتار مسلمانان با ایرانیان اینگونه می نویسد:

بیکند شهری بود از سغد. سغد مرکز تجاری بین المللی در شرق ایران در زمان ساسانیان بود و شهری بسیار زیبا و ثروتمند. "اندربیکند" مردی بود که وی را دو دختر با جمال ( زیبا ) داشت. " ورقا ابن نصر " فرمانده سپاه اسلام هر دو دختر را از خانه بیرون کشید. مرد ایرانی گفت: در میان این شهر بزرگ چرا دختران مرا میبری؟ ورقا پاسخی نداد. مرد بجست و کاردی بر وی بزد. ورقا زخمی شد ولی کشته نشد. چون خبر به قتیبه رسید، گفته شد که همه شهر "حرب" هستند. در نتیجه شهر به کلی منهدم گشت. مردان قادر به جنگ قتل عام گشتند و اموال شهر به تصرف در آمد. سپس کشتار سمرقند و خوارزم شد. بعد از آن گرگان به محاصره "یزید مهلب" در آمد. طبری می نویسد او با الله پیمان بست که به مناسبت این مبارزه طولانی ایرانیان طبرستان با اسلام و کشتن عده زیادی از مسلمانان در آنجا آنقدر از مردمان آنها خواهد کشت که خونشان به جریان بیافتد و آسیاب ها بگردش درافتد و با خون آنها گندم و نان بپزند. محاصره بعد از 7 ماه به پایان رسید. یزید مهلب 1000 نفر را در دره ای برد و همگان را قتل عام نمود. ولی خونشان به جریان نیافتاد. لیکن دستور داد آب را به خونها ببندند تا جریان بیافتد. گزارش این نبرد حاکی از آن است که 14000 هزار ترک در شبه جزیره و 40000 تن ایرانی در نبرد گرگان کشته شدند و هزاران اسیر بدست آمد و 30 میلیون درهم غنائم بدست آمد. که یک پنجم آن به مبلغ 6 میلیون درهم راهی دمشق شد. بدین ترتیب آخرین منطقه از ایران ( طبرستان ) به زیر یوق سپاه اسلام در آمد و به نام خدا هم میهنان ما کشتار و غارت شدند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 4:56 بعد از ظهر  توسط هادی  | 

رونمايي از تينا و قشقايي

از جمله سوالات مطرح شده مي‌توان به اجبار در نصب ترمز ABS و برچسب سوخت كه سردار رويانيان رييس‌پليس راهور ناجا چندي پيش آن را براي خودروسازان اجباري اعلام كرده بود،‌ همكاري سايپا با شركت‌هاي خودروساز آمريكايي، خريد سهام شركت زاگرس‌خودرو توسط شركت پارس‌خودرو كه اواخر سال گذشته خريد آن قطعي به نظر مي‌رسيد اما در سال جاري و به دليل عدم‌تشكيل جلسه هيات‌مديره شركت پارس‌خودرو همچنان اين خريد و فروش بلاتكليف مانده، اشاره كرد. همچنين از ديگر موضوعات مطرح‌شده با تفرشي در حاشيه اين مراسم در خصوص رفتن وي از شركت پارس‌خودرو و حضور در شركت سايپا بود كه وي در اين خصوص اظهار داشت: اطلاعي در خصوص تغيير و تحولات ندارم، اما در ايام عيد كار را در شركت پارس‌خودرو به صورت جدي آغاز كرديم كه اين نشان‌دهنده آن است كه تمايل دارم در اين شركت بمانم و درخصوص تغيير و تحولات نيز هيات‌مديره شركت بايد تصميم بگيرد و من نمي‌توانم در اين خصوص اظهارنظر كنم.
سال سختي در پيش رو داريم
روز گذشته طي مراسمي كه در غياب محرابيان، وزير صنايع و معاون و با حضور وزير راه‌و‌ترابري و مديرعامل گروه خودروسازي سايپا و پارس‌خودرو برگزار شد از 5 خودرو جديد اين شركت رونمايي صورت گرفت. در اين مراسم خودرو سايپا 111 (مرواريد) با حجم موتور 1300 سي‌سي و مصرف بنزين 9/6 ليتر، خودرو قشقايي محصول سال 2007 شركت نيسان با حجم موتور 2000 سي‌سي و مصرف بنزين 9/9ليتر و خودرو تينا محصول سال 2008 با حجم موتور 2500 سي‌سي و مصرف بنزين 9 ليتر در هر صد كيلومتر به بهره‌برداري رسيد.
دو مدل جديد خودرو مگان «مگان اتوماتيك و هفت دنده» نيز رونمايي شدند،‌ مسيح تفرشي مديرعامل پارس‌خودرو در اين مراسم اظهار داشت: سال 87 را مي‌توان سخت‌ترين سال براي صنعت خودروسازي در جهان ناميد؛ زيرا در اين سال ركود فروش كه كاهش توليد و توسعه محصول را در پي داشت موجب شد تا برخي از خودروسازان جهان در آستانه ورشكستگي قرار گيرند.
وي در ادامه گفت: هر چند اين بحران سال گذشته خيلي به صنعت خودروسازي ما آسيب وارد نكرد، اما سال جاري مي‌تواند سال سختي براي خودروسازان داخلي باشد. به گفته تفرشي بخش توسعه محصول يكي از بخش‌هاي سخت در صنعت خودروسازي محسوب مي‌شود كه پارس‌خودرو نيز سال گذشته مذاكرات بسياري را با شركت‌هاي خارجي صورت داد تا به اين طريق بتواند جايگزيني براي دو محصول قديمي اين شركت يعني ماكسيما و رونيز پيدا كند كه اين مذاكرات با شركت نيسان براي توليد دو خودروي تينا و قشقايي جواب داد و اين دو خودرو به مرور جايگزين خودروهاي قديمي شركت پارس خودرو خواهند شد. گفته تفرشي در حالي است كه حذف توليد ماكسيما در شركت مادر و انتقال توليد نسل جديد آن به آمريكا موجب شد تا شركت پارس خودرو براي توليد اين خودرو با مشكل تامين قطعه مواجه شود كه اين امر شركت مذكور را بر آن داشت تا جايگزيني را براي ماكسيما كه طي سال‌هاي گذشته همواره رتبه اول خودروهاي با كيفيت را ازآن خود كرده بود بيابد كه بر اساس مذاكرات صورت گرفته مقرر شد تا تينا جايگزين اين خودرو قديمي در پارس خودرو شود.
به گفته تفرشي با وجود آنكه اين خودرو مورد قبول مردم است و سال گذشته نيز قرارداد حضور آن در ناوگان پليس به امضا رسيد، اما بايد براي آن جايگزيني در نظر گرفته مي‌شد كه تينا خودروي كلاس E براي اين منظور در نظر گرفته شد. اين خودرو توليد سال 2008 ميلادي است و تا آخر سال جاري نيز به صورت CKD وارد بازار خواهد شد و بلافاصله پس از ورود به بازار داخلي‌سازي آن آغاز خواهد شد. تفرشي در خصوص قشقايي نيز اظهار داشت: مذاكرات براي ورود اين خودرو به كشور بيش از هشت‌ماه زمان برد كه طولاني شدن اين زمان نيز به دليل آن بود كه شركت نيسان با وجود دادن تخفيف خوب با داخلي‌سازي آن موافقت نمي‌كرد اما در نهايت توانستيم موافقت اين شركت را براي داخلي‌سازي قشقايي جلب كنيم و به اين طريق به محض ورود اين خودرو به بازار، داخلي‌سازي آن نيز آغاز خواهد شد. قشقايي اولين خودروي كه به صورت CUV يعني شاسي‌بلند و سدان واردات كشور خواهد شد. تينا در ساير كشورها به‌صورت تي‌ينا تلفظ مي‌شود، اما به گفته تفرشي اين شركت تلفظ آن را تغيير داده و آن را تينا مي‌خواند. تينا در زبان فارسي نام نوعي گل است و به اين طريق نام اين خودرو نيز همانند قشقايي فارسي خواهد بود.مديرعامل شركت پارس خودرو در خصوص قيمت اين دو خودرو نيز اظهار داشت: تينا با قيمتي در حدود 50ميليون تومان و قشقايي نيز 42 الي 43ميليون تومان، بهمن‌ماه وارد بازار خواهند شد.از سوي ديگر شركت پارس خودرو روز گذشته دو خودروي مگان 2000 سي‌سي و مگان هفت‌دنده را يكسال پس از آغاز توليد مگان 1600 دنده معمولي رونمايي كرد. به گفته تفرشي پيش‌فروش و فروش فوري مگان 2000 سي‌سي و مگان هفت‌دنده هفته آينده آغاز و اين دو خودرو با قيمتي كمتر از 30ميليون تومان به بازار عرضه خواهند شد. مديرعامل شركت پارس خودرو در اين مراسم همچنين خبر از توليد مگان 1600 سي‌سي مدل E2 طي چند ماه آينده داد و اظهار اميدواري كرد كه اين خودرو تا آخر سال جاري وارد بازار شود. تفرشي همچنين از مذاكره با چند شركت خارجي براي توليد خودرويي در كلاس A خبر داد و اظهار اميدواري كرد كه اين مذاكره تا پايان سال جاري به نتيجه برسد. حميد بهبهاني وزير راه و ترابري نيز يكي ديگر از ميهمانان اين مراسم بود كه حضور وي در مراسمD8�ي فاقد اين دو آپشن از ابتداي ارديبهشت ماه داده بود، خ�%�ه هنگام سخنراني به اين نكته اشاره كرد كه شايد حضار از بودن من در اينجا تعجب كنند.بهبهاني در اين مراسم با اشاره به آنكه در سال جاري آمار تصادفات با توجه به رشد 15درصدي سفر در حدود 15 درصد كاهش داشته، اظهار داشت: سال 88 تصادفات به ميزان قابل توجهي كاهش يافت كه اين امر نشان‌دهنده آن است كه خودروسازان توانسته‌اند در جهت ايمن كردن خودروهاي داخلي گام‌هاي اساسي بردارند.
به گفته وزير راه در سال 87 در حدود يك ميليون و 300هزار خودرو وارد جاده‌هاي كشور شده كه بايد ايمني در اين خودروها لحاظ شود تا ميزان تصادفات جاده‌اي كاهش يابد.
نصب ABS يكسال ديگر
مهرداد بذرپاش، مديرعامل شركت سايپا نيز در حاشيه اين مراسم در پاسخ به سوال خبرنگاران در خصوص مذاكرات صورت گرفته با شركاي خارجي و ميزان توليد اين شركت اظهار داشت: سعي شركت سايپا در اين است كه تا سال 90 حدود 50درصد از محصولات توليدي خود را تحت برند شركت‌هاي خارجي و 50درصد را تحت برند اين شركت كه در گام اول مينياتور و پس از آن پرايد است به توليد رساند.
به گفته بذرپاش در حال حاضر سايپا مذاكره با شركاي جديد را آغاز كرده و براساس هدف‌گذاري تا سال 90 سعي دارد تا در تمام كلاس‌ها محصول جديد توليد كند كه بخشي از محصولات جديد به صورت پلت فرم مشترك و برخي ديگر مونتاژي خواهد بود. از سوي ديگر اواسط ماه گذشته سردار رويانيان رييس پليس راهور ناجا خبر از نصب اجباري ترمز ABS و برچسب سوخت و توقف شماره‌گذاري خودروهاي فاقد اين دو آپشن از ابتداي ارديبهشت ماه داده بود، خبري كه در همان ابتدا با مخالفت خودروسازان مواجه شد. به اعتقاد خودروسازان نصب ترمز ABS در اين مدت زمان امكان‌پذير نبوده و بايد فرصت بيشتري براي اين كار به آنها داده شود. بذرپاش در پاسخ به اين پرسش كه مذاكرات با راهور ناجا در اين خصوص به كجا انجاميد اظهار داشت: نصب برچسب سوخت هم اكنون انجام مي‌شود و مشكل خاصي در اين خصوص وجود ندارد؛ اما در خصوص نصب ترمز ABS آن هم به صورت اجباري امكان‌پذير نيست، زيرا نصب اين سيستم موجب افزايش قيمت خودرو خواهد شد كه بالطبع مردم از اين افزايش قيمت استقبال نخواهند كرد. بذرپاش در ادامه مي‌گويد: برخي از خودروها به صورت تحت ليسانس توليد مي‌شوند كه بايد براي آنها مجوز لازم از سوي شركت مادر دريافت كرد كه اين امر نيز زمان بر است و به همين دليل با ارسال نامه‌اي به سردار رويانيان از وي خواستيم تا شش ماه الي يكسال به خودروسازان فرصت دهند تا شرايط براي تجهيز خودرو فراهم شود كه اين پيشنهاد پذيرفته شده و خودروسازان نيز در حال حاضر نصب ترمز ABS را آغاز كرده‌اند.
بررسي پيشنهاد خودروسازان آمريكايي
هفته گذشته بذرپاش خبر از آغاز مذاكره با شركت‌هاي آمريكايي براي توليد خودرويي مشترك داد، خبري كه با توجه به روابط سياسي ايران و آمريكا تا حدودي بعيد به نظر مي‌رسد. وي در مراسم روز گذشته در اين خصوصي اظهار داشت: دو شركت خودروساز آمريكايي پيشنهاد همكاري با سايپا را مطرح كرده‌اند كه شركت در حال بررسي پيشنهاد آنها است. بذرپاش در خصوص نام شركت‌هاي مذكور اظهار داشت: اعلام نام شركت‌ها را به اتمام مذاكرات موكول و در صورت موافقت براي همكاري نام آنها را اعلام خواهيم كرد. وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا مذاكرات براي توليد خودرو به صورت CKD است نيز عنوان كرد: پيشنهاد اين شركت‌ها پلت‌فرم مشترك است و بحث CKD كاري مطرح نيست.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 7:47 بعد از ظهر  توسط هادی  | 

نیروگاه اتمی بوشهر

فرآیند عملیاتی نیروگاه اتمی بوشهر

 

علیرغم پیچیدگی فناوری یک نیروگاه هسته ای از نوع نیروگاه بوشهر، فرآیند تولید انرژی الکتریکی در نیروگاه هسته ای را می توان به طور ساده به سه مرحله کاملاً مجزا تقسیم نمود که در سه مدار مستقل شامل مدار اول، مدار دوم و مدار خنک کننده انجام می پذیرد.

نیروگاه

مدار اول

شکافت اورانیوم غنی شده در راکتور منبع تولید انرژی به صورت گرمایی است. این انرژی گرمایی توسط آب مدار اول که در یک مسیر بسته (چهار حلقه) جریان دارد به مولد های بخار منتقل می شود. مولد بخار یک مبدل حرارتی است که آب مدار اول درون لوله های U شکل فولادی آن جریان دارد و آب مدار دوم در یک سیکل کاملاً مجزا با گردش در اطراف این لوله ها، ضمن برداشت حرارت به بخار تبدیل می شود. آب مدار اول پس از خروج از مولد بخار توسط پمپ مدار اول برای برداشت مجدد گرما به راکتور بازگردانده می شود.

مدار دوم

در مدار دوم، بخار تولید شده درمولد بخار به توربین هدایت شده و در آن جا به انرژی مکانیکی تبدیل می شود (چرخش توربین به طور مستقیم ژنراتور نیروگاه را به حرکت درآورده، که منجر به تولید انرژی الکتریکی می شود). سپس بخار خروجی از توربین، به وسیله کندانسور به آب تبدیل شده و مجدداً برای تکمیل و تکرار این چرخه به مولد بخار بازگردانده می شود.

مدار خنک کننده

برای چگالش بخار خروجی از توربین، آب دریا به عنوان خنک کننده، در یک مدار کاملاً مجزا از مدار دوم توسط پمپ های سیرکولاسیون به کندانسور هدایت می شود و پس از برداشت گرما، از طریق یک کانال روباز به طول 400 متر و به دنبال آن چهار تونل 1200 متری در زیر بستر دریا، در عمق 7 متری به دریا باز می گردد.

نقش اصلی راکتور در نیروگاه هسته ای تولید انرژی گرمایی است. فرآیندی که در این راکتور سبب تولید گرما می شود شکافت هسته ای نام دارد. شکافت، فرآیندی است که در طی آن یک هسته اتم سنگین به دو یا چند هسته کوچک تر تبدیل می شود و ضمن این عمل مقداری انرژی به صورت گرما و تابش ساطع می گردد.

در نیروگاه هسته ای با آب سبک، فرایند شکافت غالباً توسط نوترون‌های حرارتی انجام می گیرد. هسته اورانیوم 235 پس از جذب نوترون ناپایدار شده، به دو یا چند جز به نام شکاف‌پاره تقسیم می شود. علاوه بر شکاف‌پاره ها، دو تا سه نوترون بعلاوه مقداری انرژی و ذرات آلفا، بتا و تابش گاما نیز در هر شکافت به دست می‌آید (نوترون های آزاد شده به طور متوسط دارای انرژی Mev2 بوده که برای انجام شکافت هسته اورانیوم 235 بایستی انرژی جنبشی خود را از دست داده، با اتم های محیط خود به تعادل حرارتی دست یابند؛ یعنی انرژی آنها به چند صدم ev برسد. این عمل در نتیجه برخوردهای متوالی نوترون با هسته اتم های هیدروژن مولکول های آب درون راکتور صورت می گیرد). به این طریق، یک عمل شکافت می تواند منجر به شکافت‌های دیگری شود که آنها هم به نوبه خود شکافت های دیگری را به دنبال خواهند داشت. به این واکنش که به صورت تسلسلی شکل ادامه می‌یابد، واکنش شکافت زنجیره ای گویند. لازم به ذکر است که پایدار ماندن واکنش زنجیره ای در قلب راکتور مستلزم وجود جرم بحرانی در قلب راکتور می‌باشد.

انرژی آزاد شده از فرایند شکافت به گرما تبدیل می شود. حرارت تولید شده توسط آب مدار اول برداشت شده، به آب مدار دوم انتقال می یابد و در مدار دوم برای تولید بخار و چرخاندن توربین مورد استفاده قرار می گیرد.

تنظیم مقدار انرژی آزاد شده در یک راکتور هسته‌ای با تعداد شکافت‌هایی که اتفاق می‌افتد، کنترل می گردد. این عمل با کنترل کردن تعداد نوترون‌هایی که برای انجام عمل شکافت موجود می‌باشد صورت می‌گیرد. هر چه تعداد چنین نوترون هایی کمتر باشد، تعداد شکافت ها نیز کمتر است. یکی از روش‌های رسیدن به چنین کنترلی، این است که ماده ای را در راکتور قرار دهند که به آسانی نوترون‌ها را جذب کند. بنابراین با تنظیم مقدار این ماده در راکتور، تعداد نوترون‌های موجود برای عمل شکافت می تواند به میزان مطلوب تنظیم شود.

راکتور نیروگاه هسته ای بوشهر از نوع آب سبک تحت فشار می‌باشد که توان تولید Mw(t)3000 انرژی گرمایی را داشته و متشکل از یک پوسته از جنس فولاد کربنی است که با فولاد ضد زنگ پوشش داده شده است و درون آن قلب راکتور (Core)، سپر حرارتی و نوترونی (Core baffle)، نگهدارنده قلب (Core barrel، محافظ کانال‌های هادی (Protective Tube Unit) قرار گرفته و توسط درپوش راکتور (Upper Unit) بسته می‌شود. آب که به عنوان کند کننده نوترون و خنک کننده استفاده می‌شود، توسط پمپ‌های مدار اول با فشار bar157 و حرارت ˚C291 از طریق  4 نازل خط سرد (Cold Leg) وارد راکتور می‌شود و پس از برداشت حرارت از قلب راکتور با حرارت ˚C321 از طریق 4 نازل خط گرم (Hot Leg) به سمت مولدهای بخار هدایت شده، و در آنجا با تبادل حرارت با آب مدار دوم بخار تولید می‌شود.

منبع تولید گرما، سوخت هسته ای از نوع دی اکید اورانیوم غنی شده با غنای 02/4%، 62/3%، 4/2%، 6/1% می‌باشد. سوخت هسته‌ای به صورت قرص‌های استوانه‌ای به قطر 57/7 و ارتفاع 12 میلی متر ساخته شده که درون میله‌های سوخت قرار دارد.

تعداد 311 میله سوخت با آرایش شش ضلعی، یک مجتمع سوخت را می‌سازند و تعداد 163 مجتمع سوخت در کنار هم قلب راکتور را تشکیل می‌دهند. مکانیزم تولید گرما، واکنش هسته‌ای شکافت اورانیوم و تبدیل آن به پاره های شکافت سبک تر است که همراه با آزاد شدن انرژی و تولید نوترون برای ادامه این زنجیره است.

کنترل واکنش هسته‌ای و در نتیجه کنترل راکتور به کمک اسیدبوریک محلول در آب، به همراه میله‌های کنترل که به محرک‌های سیستم کنترل و حفاظت متصل است، انجام می‌شود.

اجزای راکتور

1- محرک میله‌های کنترل   5- محافظ کانال‌های هادی

2- درپوش راکتور   6- قلب راکتور

3- پوسته اصلی راکتور   7- ورودی خنک کننده

4- نگهدارنده قلب راکتور  8- خروجی خنک کننده     

 

راکتور

         مجموعه توربین بخار K – 1000 – 3000/60 – 3 با قدرت نامی 1000 مگاوات و سرعت 3000 دور در دقیقه جهت به حرکت درآوردن ژنراتور جریان متناوب به کار می‌رود. ژنراتور به همراه مجموعه توربین بر روی یک سازه بتنی سوار شده که این سازه به صورت مجزا از سازه اصلی ساختمان توربین، بر روی فنرهای مخصوصی (جهت خنثی کردن ارتعاشات ناشی از دورهای بحرانی) قرار گرفته است. توربوست نیروگاه اتمی بوشهر شامل چهار توربین از جمله یک توربین فشار بالا و سه توربین فشار پایین می باشد. مجموعه توربین مذکور تک محوری و هر چهار توربین از نوع دو طرفه متقارن است که در هر طرف دارای پنج ردیف پره می باشند. روتور توربین های فشار پایین و فشار بالا به روش آهنگری و به صورت یکپارچه و بدون سوراخ مرکزی ساخته می شود که این کار باعث کاهش تمرکز تنش در روتور خواهد شد.

سیکل آب و بخار نیروگاه اتمی بوشهر این گونه است که بخار تولید شده در مولدهای بخار به ساختمان توربین هدایت و با حداکثر، رطوبت 2/0% و فشار bar8/58 r وارد توربین فشار قوی شده و پس از انجام کار به علت کاهش فشار و حرارت اولیه مرطوب می شود. برای این که این رطوبت به پره های توربین فشار ضعیف  آسیب نرساند، بخار خشک و مجدداً گرم می شود تا به پارامترهای مطلوب دست یابد و پس از آن با فشار bar8/6 r به توربین فشار ضعیف هدایت می شود، به دنبال آن در کندانسور تغییر حالت داده، طی مراحلی احیا شده (پیش گرم و گاززدایی گردیده و تا C˚ 222گرم می شود) و مجدداً به مولدهای بخار باز می گردد.

واحد توربین نیروگاه اتمی بوشهر دارای مدار پیشرفته احیاء از جمله چهار مرحله هیتر فشار پایین، دئراتور (هوازدا)، یک مرحله هیتر فشار بالا و پمپ انتقال کندانس بخار گرم کننده است. تمام هیترهای فوق به غیر از دئراتور که از نوع مخلوطی است. از نوع تبادل حرارت سطحی می باشند. تمام هیترهای احیاء کننده غیر از هیتر فشار پایین شماره چها ر و دئراتور، شامل دو پوسته می باشند و در دو خط موازی قرار دارند.

ژنراتور

ژنراتور نیروگاه اتمی بوشهر از نوع سنکرون سه فاز می باشد که سیم پیچ استاتور آن با آب خنک می گردد. خنک کننده روتور و هسته استاتور آن نیز هیدروژن می باشد. قدرت خروجی آن 1000 مگاوات و دارای دو قطب بوده و با مارک صنعتی TBB – 1000- 27/2 – T3 معرفی می گردد. ولتاژ خروجی استاتور آن نیز kv27 می باشد.

پست

نیروگاه اتمی بوشهر دارای دو پست kv230 و kv400 می باشد که پست kv400 از نوع GIS (گاز ایزوله کننده بین کنتاکت ها) بوده و از طریق دو خط به پست چغادک و شبکه سراسری متصل می گردد و پست kv230 از نوع AIS (هوا ایزوله کننده بین کنتاکت ها) می باشد و اتصال آن به شبکه سراسری توسط دو خط و از طریق پست بوشهر صورت می پذیرد.

اگر راکتور را قلب یک نیروگاه اتمی بدانیم، بدون شک سیستم کنترل و ابزار دقیق، مغز و شبکه عصبی این تأسیسات مهم و گسترده می باشد. سیستم کنترل و ابزار دقیق نیروگاه اتمی بوشهر یکی از پیشرفته ترین سیستم های اتوماسیون موجود در جهان و به صورت یک سیستم کنترل توزیع شده (DCS) بوده، که از نظر لایه های کنترلی به سه سیستم سطح بالا (TLSU)، میانی (TPTS) و پایین (سنسورها و عملگرها) تقسیم می شود.

(Top Level System of the power Unit) TLSU از یک شبکه کامپیوتری با سرعت MBit/s100 تشکیل شده است که بالاترین لایه کنترلی نیروگاه به حساب می آید، اطلاعات را از سطح میانی دریافت کرده، آنها را بر روی ایستگاه های کاری نشان داده و امکان کنترل مرکزی را ایجاد می‌کند. تابلوهای TPTS از چندین (Software Hardware Complex) SHC تشکیل شده که وظیفه نظارت و کنترل سیستم ها و تجهیزات فنی را بر اساس دستورالعمل های جاری بهره برداری نیروگاه اتمی بوشهر عهده‌دار است. TPTS از طریق Gateway به TLSU متصل شده و تبادل داده می‌نماید.

نیروگاه

نیروگاه اتمی بوشهر و محیط زیست

امروزه از انرژی هسته ای به عنوان یکی از رهیافت‌های زیست محیطی باری مقابله با افزایش دمای کره زمین و کاهش آلودگی محیط زیست یاد می شود. در حال حاضر نیروگاه های هسته ای جهان با ظرفیت نصب شده فعلی توانسته اند سالانه از انتشار 8 درصد از گازهای گلخانه ای در فضا جلوگیری کنند.

ساخت و بهره برداری از تأسیسات هسته ای در هر کشور عضو آژانس بین المللی انرژی اتمی، مشمول ضوابط و مقررات ویژه ایمنی هسته‌ای و نظارت مستمر قانونی بر کلیه فعالیت‌ها در مراحل انتخاب محل، طراحی، ساخت قطعات و تجهیزات، احداث، راه اندازی، بهره برداری و از کاراندازی تأسیسات فوق الذکر است.

لازم به ذکر است در نیروگاه های اتمی تماماً خروجی‌ها (گازها و مایعات) به محیط اطراف از نقطه نظر اکتیویته و شیمیایی کنترل می‌شود و ملزم به رعایت نُرم‌ها و استانداردهای لازم می باشند، به طوری که در مسیر خروجی آب و گاز به محیط اطراف فیلترهای مختلفی وجود دارد که در آنها اکتیویته به صورت خودکار و پیوسته و همچنین به صورت دستی و دوره ای کنترل می شوند و تا اکتیویته آنها به حد مجاز قابل خروج نرسد، در محیط رهاسازی نمی شوند.

نُرم مجاز برای آب های خروجی 11-10 کوری بر لیتر و برای گازهای بی اثر خروجی از هواکش نیروگاه 50 کوری در شبانه روز می باشد. دُزِ مجاز دریافتی سالانه پرسنل گروه A (پرسنل راکتور) 20 میلی سیورت می باشد. در حالی که دز دریافتی سالانه مردم از منابع پرتوزای طبیعی، اشعه کیهانی، استفاده های پزشکی و انفجارات اتمی حدود 3/2 میلی سیورت می باشد. مقدار دز مجاز دریافتی ساکنین اطراف نیروگاه های هسته ای حداکثر برابر با 5/1 میلی سیورت می باشد که در مقایسه با دز دریافتی از دیگر منابع پرتوزا بسیار اندک است.

در حال حاضر در سراسر دنیا ایمنی نیروگاه های هسته ای بر پایه «دفاع در عمق» بنا نهاده می شود. چنین دیدگاهی طراحان را بر آن وا می دارد تا سلسله ای  از حایل های فیزیکی را به صورت پشت سر هم در مسیر انتشار مواد رادیو اکتیو به محیط مدنظر قرار دهند. وجود چند لایه حایل فیزیکی از آثار سوء مواد رادیو اکتیو به پرسنل بهره بردار، محیط پیرامون نیروگاه و مردمی که در اطراف نیروگاه زندگی می کنند، جلوگیری می نماید. این حایل ها به ترتیب عبارتند از: شبکه سرامیکی قرص های سوخت، غلاف میله های سوخت، تجهیزات مدار اول، کره فولادی و در نهایت کره بتونی. لازم به ذکر است که بیش از 98% محصولات شکافت (مواد رادیواکتیو) در داخل شبکه سرامیکی قرص های سوخت محبوس می گردند.

واحد اول نیروگاه هسته ای بوشهر از راکتور آب تحت فشار نوع VVER – 1000 مدل V-446 تشکیل یافته که از نظر ساختاری و اساس کار، کاملاً با نیروگاه هسته ای چرنوبیل متفاوت بوده و متناظر با نیروگاه های هسته ای غربی با راکتور PWR می باشد که دارای ایمنی ذاتی هستند، بدین معنی که با افزایش قدرت نوترونی راکتور، دمای آب در آن افزایش یافته که این نیز به نوبه خود باعث کاهش قدرت نوترونی و مهار واکنش زنجیره ای شکافت پایا در قلب راکتور می گردد.

در صورت به خطر افتادن نیروگاه و پایین آمدن شاخص های ایمنی آن، طبق دستورالعمل های بهره برداری نیروگاه، قدرت راکتور تا سطح لازم کاهش داده شده، یا اساساً خاموش می‌گردد تا ایمنی راکتور به سطح مورد نظر رسانده شود. در صورت بروز احتمالی حادثه، سیستم‌های چهارکاناله ایمنی، وظیفه خاموش کردن راتور و برداشت انرژی حرارتی پسماند قلب راکتور را به عهده دارند. وجود یک کانال و عملکرد درست آن در هنگام بروز حادثه کاملاً کفایت می‌کند و وجود سه کانال دیگر جهت بالا بردن ضریب اطمینان عمل سیستم در نظر گرفته شده است. این کانال ها کاملاً از همدیگر جدا بوده و مستقل عمل می‌کنند.

وظیفه سیستم‌های ایمنی در هنگام بروز احتمالی حادثه:

1- متوقف کردن واکنش زنجیره ای شکافت هسته‌ای پایا

2- خنک کردن راکتور

3- محدود نمودن آثار حادثه می‌باشد.

این سیستم‌ها مجهز به دیزل ژنراتورهای خاص خود بوده که در صورت قطعی کامل برق در نیروگاه، می‌توانند به کار خود ادامه دهند.

ساختمان راکتور در مقابل برخورد مستقیم هواپیمای غول پیکر بوینگ 747، هواپیماهای جنگی و زلزله ای به شدت 8 ریشتر مقاوم بوده و در صورت بروز چنین سوانحی هیچ صدمه‌ای به تأسیسات راکتور و قلب آن وارد نمی‌شود و سیستم کنترل و حفاظت خودکار نیروگاه به راحتی آن را خاموش و به وضعیت ایمن می‌رساند.

نمودار ایمنی

نمودار ایمنی دارای بخش های زیر است:

1- راکتور   9- سیستم خنک کننده اضطراری قلب

2- مولد بخار   10- پمپ تزریق اضطراری

3- پمپ اصلی مدار اول  11- مخزن ذخیره محلول اسید بوریک

4- حفاظ بیولوژیکی   12- تأسیسات تهویه

5- محوطه تردد   13- تأسیسات فیلتراسیون

6- کره فولادی   14- سیستم دفع گرمای پسماند

7- پوشش بتنی   15- سیستم کنترل خلاء

8- هواکش   16- محفظه آب آلوده کره فولاد

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 4:44 بعد از ظهر  توسط هادی  | 

هزاران دلار نقد نشده و دزدیده شده توسط ویفاند فقط و فقط از 11 نفر


سلام به همه عزیزان

در رابطه با کار خوبی که دزدهای ویفاندی انجام دادند مطلبی داشتم که خواستم نظرتون رو بهش جلب کنم. در وبلاگ(wefundthief) آی بی ان های مختص به افراد بیگناه و با وجدان رو میذارن و تهمتی که لایقش هستند رو به این اشخاص میزنند تا اذهان زیر مجموعه های از همه جا بیخبر خودشون رو منحرف کنند تا همچنان سوار بر آنان بتازند و سرمایه های مردم بدبخت رو بدزدند .

دوستان من دلارهای موجود در جایگاه ها رو محاسبه کردم و به نتیجه اسفناکی دست پیدا کردم که بیشتر و بیشتر از قبل به دزد بودن ویفاند ایمان آوردم. با هم یه مروری میکنیم رو جایگاه افرادی که تو وب گذاشتن تا ببینید که از همین تعداد انگشت شمار ,  ویفاند چقدر دزدی کرده و بهشون عدد داده.

امیر خادمی:

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :


$ 17333 + 325$ + 31۴$ +8946$+5112$+ 8055$=

40085 $


 امیرحسین دبستانی :

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

1177$+ 483$+ 1419$  =>    3079 $


پیام لعل پور :

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

10453$ +  $ 2244+  2907$ +  $ 2916+  2916 $  =

21436 $


حمیدرضا جام :

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

$ 1517+  $ 1297+  1292 $   =>     4106 $

جواد چام :

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

$ 1994+  $ 1927+  1927$   =>      $ 5848

محسن چام :

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

1956$

 ایمان مرادیان :

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

$ 25355+ $ 2743+  340$   =>    28438 $

ایرج نیکوکار:

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

$ 11683+ $ 1968+  1971$    =>   15622 $


حسین میرزاباقری :

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :


2235+  4337    =        ۶۵۷۲ $


مهرزاد تقی پور:

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

5549 $


ابولقاسم روستایی :

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

4173  $

136819$

بله دوستان . همه این ها دزدی های هاشمی هست. این تازه از چند نفر انگشت شمار هست. پوینت ۱۱ نفر ۱۳۶۸۱۹ $ هست. شاید بگن که اینا دلارای وامی هست.

اما !!!!!!

همه میدونیم که ویفاند علاوه بر گرفتن دلار های وامی سود این دلارها رو هم گرفته. یعنی اگه ۱۰۰۰ دلار داده به شخص. در ۶ ماه ۱۸۰۰ دلار (اصل وام +سود) رو گرفته.

در برخی از جایگاه همین افراد میبینید که منفی هم خورده که جمع تمامیه منفی ها نزدیک به شانزده هزار دلار هست که اگه از این 136819$  کم کنیم :

 

136819$ - $16000 =>>>>>> 120819 $

منتظر باشید از این به بعد جایگاه ها رو با کسر کردن پوینت ها بذارن. گرچه تو همین جایگاه ها هم کلی پوینت کسر کردن و گذاشتن. تازه افتخار هم میکنن و تو بوق و کرنا میکنن که بیاید و ببینید صاحب ما چه شاه دزدی هست و چه پولی از دوستانش دزدیده. همه رو هم متهم میکنن حیوون های بی صفت. دقت داشته باشید که این مقدار دلار فقط ماله ۱۱ نفر هست.   حالا زیر مجموعه ها رو هم حساب کنید + افراد بسیار زیادی که حتی خونه و ماشینشون رو فروختن و تبدیل به عدد کردند و ریختن تو جیب رضا هاشمی. همه این ها افتخاراتی است برای هاشمی که تونسته سر هزاران نفر رو کلاه بذاره و میلیون ها دلار پول مردم بیچاره رو که تنها گناهشون اعتماد به این شخص و سایت این شخص بود رو به غارت ببره. رضا هاشمی معروف به دکتر صابری(دکترای دزدی دارند ایشون ) صاحب سایت ویفاند (we-fund.com) همچنان همه تلاشش رو میکنه تا همچنان بدزده و سر مردم رو کلاه بذاره.

---------------------------------

همه کار برای انحراف اذهان عمومی و ادامه دزدی در سایت کلاهبرداریه we-fund.com

سلام

مدرک سازی و قرار دادن اطلاعات شخصی افراد با وجدان برای اتهام


صاحب احمق وبلاگ : (wefundthief) قراره آی بی ان و پسورد افراد با وجدانی که دیگه نمیخوان ویفاند کار کنند رو در وبلاگشون قرار بدن و هر تهمتی که خواستن بهشون بزنند. همه این کار ها برای اینه که همه دست به دست هم دادیم تا نذاریم ویفاند رشد کنه تا یه کامران کاووسیه د�%Fاه آن را در اختیار کسی قرار نخواهد داد آن را به صورت ص�%9�ه بخنده. گرچه  رضا هاشمی و همدستای دزدش (بهنام استخر . وحید خورقامی. کریم صفیلو. مهراد آویزونه) دزدیه عظیمی در ویفاند انجام دادن که کمترینش دادن بدهی ۲ میلیارد تومنیه رضا هاشمی بود.

چند تا نکته و هشدار به وحید خورقامی(خونش شهرک آپاداناست) و بهنام استخر و .. بقیه دزدهای ویفاند :

۱- قرار دادن اطلاعات شخصی افراد روی سایت جرم سنگینی هست و بد آتیشی دامنشون رو خواهد گرفت.

۲-این افراد برای خراب کردن افرادی که دیگر قصد کار و فعالیت در ویفاند رو ندارند ،دست به هر کاری زدند و میزنند. با گذاشتن مدارک جعلی و ساختگی که خودشون یا بهتر بگم وحید خورقامی ساخته سعی دارند اذهان رو گمراه کنند تا به دزدی هاشون ادامه بدن.

۳- واسه ادمین درست کردن جایگاه و این رو زدن زیر اون کاری نداره و همه این کارا با باز کردن کنترل پنل سایت و وارد دیتا بیس شدن امکان پذیر هست. که وظیفه این کار رو وحید خورقامی کثیفترین موجود نت که همه جا میره و گه کاری میکنه بر عهده داره. سایتی که براحتی اطلاعات افراد رو در اختیار عموم قرار میده فقط و فقط کار یه ایرانیه که برای غرض ورزی این کار رو انجام میده تا به قول خودش انتقام بگیره.

۴-داخل صفحات اشخاص اطلاعات شخصی از جمله آدرس منزل ، تلفن منزل و .... وجود داره که همه بر حسب اعتماد در روزهای اول به اینکه ویفاند کمپانی هست و هیچ گاه آن را در اختیار کسی قرار نخواهد داد آن را به صورت صحیح داده اند و حالا که بر همه اثبات شده که ویفاند فقط یک سایت هست و زیر سر وحید خورقامی هست قصد دارند که اطلاعات بچه ها رو روی وبلاگ ها قرار بدهند تا به قول خودشون به افرادی که دیگه به هاشمی و خورقامی برای دزدی کمک نکردند  ضربه ای بزنند. که این مصادف میشه با قرار دادن آدرس منزل بهنام استخر در کرج و شماره تماسش و همچنین قرار دادن آدرس منزل وحید خورقامی و تلفن این آدم کثیف تا همه افراد مالباخته برای گرفتن پول از دست رفتشون دست به کار بشن تا با زور هم که شده پول ها رو پس بگیریم (راستی منم پایه شدم بقیه پولم رو بگیرم، ۱دلار هم ۱دلاره)

۵- رضا هاشمی از روز اول با اطلاعات شخصی افراد جایگاه واسشون میساخت و جایگاه رو به بچه ها نشون میداد و می�%A�ینجوری بیشتر باور کردیم که �%1 صورتیکه وقتی از اون شخص سوال میشد شدیداً تکذیب میکرد و فحش خواهر و مادر به هاشمی و ویفاند میکشید. الان هم که همون بچه ها جلو دزدی هاشو گرفتن میخواد با گذاشتن اطلاعات شخصی همون افراد مثلاً اذیتی بکنه. اما نمیدونه که چه دماری از روزگارش درخواهند آورد.

در پایان بنده هم بی صبرانه منتظرم تا این دزدهای کثیف اطلاعات شخصی افراد رو در وبلاگ ها قرار بدهند تا ببینند که چه ها خواد شد. راستی خورقامی خونت تو شهرک آپاداناست؟!! بچه ها آدرس میخوان؟لطفاً آدرس بده. گرچه آدرس دقیقت رو دارن در میآرن.

------------------------------------------------------

امروز یه نگاه به وبلاگی انداختم که همه میدونیم که ۱ نفر ساخته و میسازه. ایشون اومده تو وب کامنت گذاشته که براتون گذاشتم تا ببینیم و کمی بخندیم :

کامنت وبلاگ (yazd-wefund.blogfa.com) :ما که با بالا سریهای تهرانمون مشکلی نداریم شما این شایعه ها رو از کجا میسازید ؟

 جداً عزیزم. تو وبلاگت رو کی ساختی؟!! دیشب؟! دیروز ظهر یا دیروز صبح؟!! یه وبلاگ ساختی و پست هاش رو از فروردین زدی که بیای بگی ماله تیم یزدی و اینا شایعه هست؟! برو عمو جون. برو اسکل خودتی. من چند تا دلیل دارم که این وب ماله صاحب این وبلاگه(wefund-news.blogfa.com) و خودش ساخته تا به دزدی هاش تو ویفاند ادامه بده. : هر وبلاگی که تو بلاگفا ساخته شه..اگه ۲ هفته از تاریخ ساختش بگذره تو خود بلاگفا قابل سرچ هست(http://www.parseek.com/blogfa/?q=yazd-wefund) برو ببین که نیست. تو گوگل هم قابل سرچ نیست. چون تازه چند ساعته که از ساخت این وب گذشته.اینجوری بیشتر باور کردیم که این قضیه حقیقت داره. دیگه همه میدونن سیستم بزن در رو ویفاند هیچ ساپورتی نداره. بچه هاشم از خود هاشمی یاد گرفتن که هیچ پشتیبانی نکنند. سیستم ویفاند یه کلاهبرداریه محض هست که فقط پول مردم رو میدزده. نمیدونم چه فکری پیش خودت کردی و میکنی که این کارارو میکنی. اما مطمئن باش ویفاند مرده و فقط کسی میتونه توش سرمایه گذاری کنه که هیچ اطلاعی ازش نداشته باشه و فریب شما رو بخوره که اونم تو همون ماه اول میفهمه چه اشتباهی کرده. we-fund.com طرح کلاهبرداری هاشمیه که از پایه خرابه. چون اومده که فقط و فقط و فقط بدزده و بکنه و ببره.

بهت توصیه میکنم این کارا رو نکنی. چون خیلی تابلو هست. وبلاگ قم رو ثبت مجدد کردی و چرت و پرت نوشتی... وبلاگهای دیگه ای رو هم که صاحبانش به دلیل ترک ویفاند حذف کرده بودن رجیستر کردی و گفتی که آی وفاند فلانه و از این صحبت ها و میخواید برگردید و استارت بزنید .. اما دیدی که نتیجه ای نداشت و فقط و فقط خودت رو مضحکه عام و خاص قرار دادی. برات متاسفم که واسه خاطر پول فحش خواهر و مادر و نفرین و ناله مالباخته های بیچاره رو که چیزی از ویفاند ندونستن و استارتش رو زدن میخری.

همه میدونن که بچه های یزد رو گرفتن ولی هیچ کس نبود که پیگیری کنه و دلش به حالشون بسوزه. مثل صاحب سایت ویفاند جناب هاشمی یا همون دکتر صابری خالی بندی که ۲-۳ ماهیه دارن آب خنک میخورن و به قول یکی از دوستان وظیفه نیمکت گذاری در سایت ویفاند بر دوش جناب وحید خورقامی صاحب سایت (mlmpack.com) هست که تو هر سیستمی گه کاری هاشو میکنه و بعد خودش رو میکشه کنار. ایشون با علم بر اینکه اون سیستم کلاهبرداری هست به صاحبش کمک میکنه و مقداری پول میگیره و خودش رو کنار میکشه. بعد جوری وانمود میکنه که از هیچی خبر نداشته و در نهایت هم میاد تو سایتش میزنه که وارد فلان سیستم نشید. این سیاست این آدم کثیف هست که همیشه تیشه به ریشه نت ایران زده و کثافت کاری هاش از چشم عالم و آدم پنهان نمونده و نمیمونه.

در مورد مطالب (wefund-news.blogfa.com) هم فقط اینو بگم که آخه مردتیکه فکر میکنی ویفاند کم شاکی داره؟! ۱نفر صبح تا شب هم بیکار باشه نمیتونه این همه وب داشته باشه و بچرخونه. برو عمو جون. برو به دزدیت برس.تو فکر میکنی wefund کم آدم بیچاره کرده؟ فکر میکنی که ویفاند فقط ۴-۵ نفر رو بدبخت کرده؟ هر کس تو ویفاند سرمایه گذاری کرده سرمایش نابود شده و الان هم همه علیه ویفاند شدن. راستی این وب ماله کیه؟!! ماله آرش ؟ (http://wefund-thief.blogfa.com ). در مورد اون مطلبی هم که در مورد وبلاگ شیراز نوشتی خودتم میدنی که شر و ور هست و همه میدنن که بچه های شیراز به خون هاشمی و دار و دستش تشنه هستن. ویفاند هر جا رفته تا تونسته ریده. در پایان هم راجه به فحاشی من به شما :به دزدی که بی رحمانه دزدی میکنه و پول مردم رو به تاراج میبره فقط و فقط باید فحش داد. انتظار نداشتی که بگم عزیزم. قربونت برم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مراقب شیادان ویفاندی باشید که در کمین سرمایه های شما هستند تا آن را بدزدند. این شیادان از همه راهها استفاده میکنند تا فریبتان دهند. گول این افراد را نخورید. سرمایه گذاری در ویفاند یعنی پول را دور ریختن. پس اگه واسه خودتون و سرمایه تون ارزش قائلید اونو دست دزدای ویفاند(We-fund.com) ندید که پشت گوشتون رو هم ببینید پولتون رو نخواهید دید. این رو کسی داره بهتون میگه که تو ویفاند سرمایه گذاری کرده و سرمایه اش رو از دست داده.

---------------------------------------------------------

ساختن اطلاعات دروغین توسط موش های کثیف فاضلابی ویفاند(we-fund.com) برای افراد با وجدان و انسان

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 8:22 قبل از ظهر  توسط هادی  | 

طبیعت شهرستان سراب


شهرستان سراب

http://sahand60010.blogfa.com/8503.aspx

مشخصات جغرافيائي:

موقعيت و وسعت شهرستان، طول و عرض جغرافيائي، شهرستانها و استانهاي همجوار

            شهرستان سراب با مساحت 7/3447 كيلومتر مربع در جنوب شرقي استان آذربايجان شرقي بين 37 درجه و 36 دقيقه تا 38 درجه و 16 دقيقه عرض شمالي و 47 درجه و 2 دقيقه تا 47 درجه و 55 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويج قرار دارد اين شهرستان از شمال به شهرستانهاي مشكين شهر و هريس و از شرق به استان اردبيل از جنوب به شهرستان ميانه واز غرب به شهرستان بستان آباد محدود است.

 

چگونگي پستي و بلندي كوهها و ارتفاعات مهم و ...

            چهره عمومي اين شهرستان توسط رشته كوه سبلان در شمال و رشته كوه بزقوش در جنوب و پيوستن رشته كوه بزقوش توسط ارتفاعات ايلانجوق به سبلان در شرق شكل يافته اين عوارض باعث بسته شدن اين شهرستان از سه طرف شمال، شرق و جنوب گشته و منطقه را به صورت چاله و دشتي درآورده است كه به سمت غرب باز مي شود ارتفاعع مركز شهرستان از سطح دريا حدود 1650 متر مي باشد رشته كوه بزقوش با ارتفاع 3302 متر بلندترين نقطه دشت سراب را از شهرستان ميانه جدا مي سازد شيب تند آن به سوي ميانه و دامنه كشيده شده آن به دشت سراب است در شمال دشت سراب كوه سبلان با ارتفاع 4812 متر در بلندترين نقطه قد بركشيده و داراي شكل مخروطي است و به صورت رشته كوههاي متعددي كه از شرق به غرب كشيده شده در تمام سال پوشيده از برف و يخ است.

 

وضعيت آب و هوايي و ميزان بارندگي درشهرستان

            شهرستان سراب از نظر آب و هوايي در گروه اقليم سرد قرار دارد كه در تابستان داراي باراندگي كم است بيشتر بارندگي از اواسط پائيز تا اواسط بهار اتفاق مي افتد ميانگين ساليانه در كل محدوده شهرستان حدوداً 360 ميلي متر و از اين نظر ماههاي ارديبهشت با بارندگي 103 ميلي مرت و مرداد با 1/0 ميلي متر به ترتيب بيشترين و كمترين سهم را در ريزشهاي منطقه به خود اختصاص مي دهد روزهاي يخبندان در شهرستان به طور متوسط در جريان سال 152 روز مي باشد كه ماههاي بهمن با 30 روز يخبندان و ارديبهشته با 3 روز يخبندان بيشترين وكمترين روزهاي يخبندان را به خود اختصاص مي دهند. حداكثر درجه حرارت 36+ و حداقل درجه حرارت 27- درجه زير صفر در زمستان مي باشد.

 

وضعيت پوشش گياهي، جنگل و مرتع

            مساحت پوشش مرتع در سطح شهرستان بالغ بر 120 هزار هكتار بوده كه از كل مراتع 6/67 درصد رويشگاههاي كوهستاني و پرشيب و 8/5 درصد رويشگاههاي تپه ماهور و 6/20 درصد رويشگاههاي فلات و 6 درس رويشگاههاي دشتي را شامل مي شود از نظر مساحت 81120 هكتار  كوهستاني، 6960 هكتار تپه ماهور، 24720 هكتار فلات و 7200 هكتار دشتي مي باشد. از نظر درجه مراتع سبلان با مساحت 62500 هكتار كه از آن 31250 هكتار درجه يك و مابقي درجه دو و سه مي باشد مراتع بزقوش 15000 هكتار عموماً درجه دو و سه مي باشد از مراتع روستايي با وسعت 42200 هكتارمقدار 25000 هكتار درجه دو و سه و مابقي چمنزار مي باشد مراتع خود شهر با وسعت 300 هكتار چمنزار و درجه يك مي باشد.

 

منابع آب شهرستان، آبهاي سطح الارضي: رودها، چشمه ها وقنوات،‌ آبهاي تحت الارضي

            مهمترين رودخانه هاي جاري در منطقه عبارتند از رودخانه هاي سوين، آغميون، پسلر، تاجيار كه از دامنه هاي سبلان سرچشمه گرفته و از شمال به جنوب جريان دارد رودخانه وانق چاي كه از كوههاي بزقوش سرچشمه گرفته و در جنوب شهر سراب با پيوست به ساير رودها آجي چاي (تلخه رود) را تشكيل داده و در منطقه مهربان با پيوست رودخانه ارزنق به سوي درياچه اروميه روان مي گردد.

تعداد 135 حلقه چشمه و قنات در سطح شهرستان وجود دارد كه با توجه به رودخانه ها، سرچشمه ها و قناتهاي موجود در شهرستان، اين شهرستان را از نظر منابع آبي از مناطق پرآب استان به شمار مي رود.

 

تعداد بخشها، شهرها، دهستانها و نقاط روستايي در سطح شهرستان

            شهرستان سراب داراي دو بخش مركزي و مهربان و دو شهر سراب و مهربان با تعداد 6 دهستان در بخش مركزي بنام هاي آغميون، رازليق، صائين، حومه، ملايعقوب و ابرغان و تعداد سه دهستان در بخش مهربان بنامهاي اردلان،‌آلان و شربيان با تعداد جمعاً 168 آبادي مي باشد.

 

مناطق شهري و روستاي و عشايري و حدود آنها

            شهرستان سراب با دارا بودن 168 پارچه آبادي داراي سكنه يكي از معدود شهرستانهايي است كه جمعيت روستايي آن بيشتر از جمعيت شهري آن است لذا مناطق روستاي بيشتر از شهري است و همچنين منطقه عشايري شهرستان كه در فصل ييلاق عشاير از نقاط ديگر استان و كشور جهت گذراندن فصل چرا به اين منطقه عزيمت مي نمايند.

            از مساحت 7/344 كيلومتر مربعي شهرستان، شهرهاي سراب و مهربان به ترتيب به 8/3 كيلومتر مربع وسعت و مهربان با 3/1 كيلومتر مربع مناطق شهري شهرستان را شامل مي شوند.

            مناطق عشايري، وسعت مراتع سبلانه 62500 هكتار و وسعت مراتع بزقوش 15000 هكتار مي باشد كه عشاير در فصل ييلاق در اين مناطق ساكن مي شوند و حدود آن از آبريز حد شمالي مشكين شهر تا شمال حوزه استحفاظي سراب را شامل مي شود.

 

مشخصات جمعيتي:

جمعيت شهرستان و تحولات آن از سال 1335 الي 1375

            شهرستان سراب در سال 1335 داراي 132064 نفر جمعيت بوده كه از اين تعداد 13068 ساكن شهر و بقيه در روستاها ساكن بوده اند تعداد آبادي هاي شهرستان در اين سال 129 آبادي بوده است. در سال 1345 طبق سرشماري جمعيت شهرستان 115846 نفر بوده كه از اين تعداد 17063 نفر يعني 7/14 درصد جمعيت ساكن شهر و 3/85 درصد ساكن روستا بوده اند جمعيت شهرستان در سال 1355 شمسي 122532 نفر بوده كه از اين تعداد 18361 نفر يعني 15% شهري و 104171 نفر يعني 85% روستايي بوده اند. طبق سرشماري 1365 جمعيت شهرستان سراب 134903 نفر كه از اين تعداد 33552 نفر شهري و 101351 نفر روستايي بوده اند و در سال 1375 از كل جمعيت شهرستان كه تعداد 148831 نفر بوده 42592 در نقاط شهري و 106239 در نقاط روستايي اسكان داشته اند.

 

بررسي تركيب جمعيت شهرستان از نظر وضعيت فعاليت (فعال و غير فعال) بررسي تركيب شغلي جمعيت شهرستان از نظر (شاغل و غير شاغل بودن و نوع مشاغل)

            از كل جمعيت شهرستان 6/25 درصد از لحاظ اقتصادي فعال بوده اند به عبارت ديگر از هر 9/3 نفر يك نفر در فعاليت هاي اقتصادي شركت داشته و يا در جستجوي كار بوده اند. نرخ بيكاري در سال 1375، 5/4 درصد بوده از جمعيت شهري 9/91 در شاغل و 6/3 درصد بيكار هستند.

بيشترين شاغلين در بخشهاي كشاروزي، دامپروري، صنايع مواد غذايي، ساختتمان، تعمير وسايط نقليه موتوري، حمل و نقل زميني، واسطه گري هاي مالي، آموزشي و غيره فعاليت دارند.

 

بررسي وضعيت آموزش در سطح شهرستان به تفكيك نقاط شهري و روستايي و عشيره اي در سطوح مختلف ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان

 

 

 

بررسي وضعيت آموزش عالي در سطح شهرستان به تفكيك رشته هاي مختلف تحصيلي

 

ابتدايي

راهنمايي

متوسطه

جمع

شهري

روستايي

شهري

روستايي

شهري

روستايي

شهري

روستايي

6081

17627

4313

5985

4892

1154

15286

24766كارداني

رديف

رشته تحصيلي

دانشجويان غير بومي

دانشجويان بومي

مقطع تحصيلي

زن

مرد

زن

مرد

1

زبان و ادبيات فارسي

94

99

112

125

كارشناسي

2

دامپزشكي

-

77

-

5

كارداني

3

آموزش ابتدايي

3

4

78

44

كارداني

4

آموزش ابتدايي

2

6

51

35

كارشناسي ناپيوسته

5

جمع كل

99

186

241

209

 

 

 

نقاط تاريخي وديدني:

1ـ سنگ نبشته اورارتي

            در نزديكي روستاي قيرخ قيزلار در شمال شرق سراب واقع و به خط ميخي بر روي صخره اي به طول 5/4 متر و عرض 10/2 متر و ارتفاع 6/2 قرار گرفته است. اين سنگ نبشته به دوره اورارتو مربوط است.

            متاسفانه قسمتي از اين كتيبه از بين رفته و قابل خواندن نبست به همين دليل تاكنون متن آن ترجمه نشده است. در قسمت شمالي اين كتيبه قلعه اي است كه اين قلعه هم به اورارتوها مربوط است در سنگ نبشته نشتبان همانگونه كه در اسناد و شواهد آمده است صحبت اين است كه آرگشيتي 21 قلعه تسخير كرد و در يك روز بيش از 40 شهر را تصرف و بعد در محل قلعه هاي تسخير شده قلعه اي نو براي خود ساخته است به نظر باستان شناسان اين كتيبه به آرگشيتي مربوط است ولي متاسفانه محتواي كامل آن به دليل آسيب ديدگي فراوان معلوم نگرديده است.

 

2ـ سنگ افراشته هاي قيرخ قيزلار

            تقريبان 200 متر پائين تر از سنگ نوشته نشتبان در طرفين رودخانه سنگ افراشته هايي است كه به قيرخ قيزلار يا چهلدختر معروف است اهالي اعتقاد بر اين دارند كه اين سنگ افراشته‌ها چهل انسان بوده اند كه بر اثر انحراف از حقيقت و راه خدا به غضب الهي دچار و مبدل به سنگ شده اند در حالي كه تعداد سنگها بيش از چهل است و تا 120 سنگ شمارش ده است. بعضي از سنگ افراشته ها همانگونه كه گذاشته اند سالم و صاف مانده ولي برخي شكسته يا كج شده و يا از بين رفته اند در شرح اين سنگ افراشته ها گفته شده:

            سبلان در طول تاريخ حتي از زماني كه دين بودائي در ايران و كشورهاي ديگر رواج پيدا كرده همچنانكه از نظر سوق الجيشي مورد استفاده قرار گرفت بزرگترين آتشكده ها و بزرگترين معبدها در اطراف سبلان برپا شده است.

در مورد سنگ افراشته هاي قيرخ قيزلار چند نظر مطرح شده است:

اول اينكه گفته اند: در گذشته هر سرداري كه در جنگ غالب مي آمد از اين سنگها مي افراشت.

نظر دوم اينست كه هر سرداري يك سردار از دشمن را مي كشت يكي از اين سنگها را مي افراشت ولي همچنانكه گفه شد ساوالان از نظر سوق الجيشي مهم بود و مورد استفاده ايرانيان قرار گرفته و بزرگترين آتشكده و معبدها در آنجا بر پا شده و نظر اصلي اينست كه محل اين سنگ افراشته ها معبد بزرگي بود در معبدها معمولاً انسانها را قرباني مي كردند تا عظمت معبد را بنمابانند براي هر قرباني يك سنگ مي افراشتند اين نظر و يان عمل تا استقرار كامل دين اسلام در اين كشور برقرار بود

 

3ـ سنگ نبشته رازليق

            رازليق تابع شهرستان سراب است و از شمال به كوه سبلان محدود مي شود در اين محل در بستر رودخانه پسلر سنگ نوشته اي وجود دارد كه به سنگ نبشته رازليق معروف است براي رسيدن به پاي كتيبه ابتدا بايد به رازليق رفت از رازليق بايد راهي روستايه ديزهج سفيا شد سنگ نشوته در كنار اين روستا (ضلع شمال غربي) در كوه زاغالان بر روي صخره اي مرتفع وقاع شده است.

كتبيه رازليق 110 سانتي مر طول و 82 سانتي متر عرض دارد و در 16 سطر به فرمان شاه اورارتويي آرگشيتي دوم پسر روسا نقل شده است. متن اين سنگ نبشته كه به زبان فارسي ترجمه شده به اين شرح است.

1ـ به حول و قوه خالدي ارگشيتي روسا همين گويد:

2ـ من به سرزمين آرهو لشكر كشيدم.

3ـ من سرزمين اولوشو و سرزمين برقو را تسخير كردم.

4ـ من تا كنار رودخانه مونا رسيدم و از آنجا برگشتم.

5ـ من سرزمين گير دو و  گتوهايي و توايشيدو را تسخير كردم.

6ـ شهر روتومني را من گرفتم.

7ـ سرزمينهايي را كه من تسخير كردم تحت باج خود قرار دادم.

8ـ اين قلعه را به زور گرفتن و دوباره برقرار ساختم.

 

4ـ مسجد جامع سراب

            سراب مانند ديگر شهرهاي آذربايجان داراي مسجد جامع تاريخي است كه تاريخ بناي آن به قرن نهم هجري مي رسد  اما اخيراً در حفاريهاي به عمل آمده كه جهت تعميرات انجام مي گرفت معلوم گرديد كه مسجد فعلي بر روي يك مسجد بسيار قديمي احداث گرديده كه آثار آن ديده مي شود.

اين مسجد بدون مناره و گلدسته بوده از نظر ساختماني عبارت است از يك شبستان بزرگ، يك حياط كوچك، يك منبر و سه محراب . 36 ستون اصلي و 29 ستون كاذب و نيم ستون كه طاقهاي جناقي و گنبدهاي مدور مسجد بر آنها نهاده شده است.

ردب وردي شرقي داراي كتيه اي مرمرين بوده است كه با خط نسخ متداول دوره گوركانيان و تركمانان آق قويونلو معاصر سلطنت ابوالنصر اوزون حسن آق قويونلو بوده و تاريخ آن به سال 875 هجري قمري ثبت شده است. اين كتيبه به همراه يك كتيبه ديگر كه در حفاريها و خاكبرداري داخل مسجد در جريان مرمت و بازسازي مسجد پيدا شده بود فعلاً در سازمان ميراث فرهنگي استان نگهداري مي شود.

 

5ـ تپه باستاني قلعه جوق

            اين تپه در 5/2 كيلومتري شمال سراب در كنار جاده رازليق به سراب واقع است با توجه به وجود سنگ نبشته رازليق رد 10 كيلومتري اين تپه است اهميت تاريخي اين تپه و ارزش نظامي آن در دوران اورارتويي مشخص مي شود.

 

6ـ چهار طاق ساساني آغميون

            در 12 كيلومتري شمال شرق سراب داراي گنبدي از قلوه سنگ با ملاط آهك به ارتفاع 5/1 متر بوده است ساختمان چهار طاق شباهت كامل به معماري دوره ساساني داشته است در اين چهار طاق قبري مشاهده شده است كه روي سنگ آن تاريخ 708 هـ .ق نوشته شده بود.

 

7ـ مقبره مغولي اسفستان در 6 كيلومتري شرق سراب

            منسوب به دوره مغول است بنايي آجري و شامل چند اتاقن و يك راهرو است نصف سر در آن ريخته از طاق نماي درگاهي به طور پراكنده باقي مانده كه تزئيناتي به صورت مقرنس كاري از آجر لعابي داشته است. تمامي حاشيه سر در و طاق نماها، قسمتي از مقرنس كاري و كاشيكاري و تركيب كاشي و گچ و آجر را نشان مي دهد.

 

8ـ رباط سنگي شاه عباسي در گردنه صائين در راه سراب به اردبيل

9ـ پلي بر روي رودخانه پشودر بخش ورودي شهر سراب

10ـ بازار قديمي سراب

 

مشخصات فرهنگي:

بررسي سنت ها، آداب و رسوم موجود در شهرستان به تفكيك بخشها

            فرهنگ عامه مردم همانند ساير نقاط كشور منبعث و نشات گرفته از موارد زير است.

1ـ فرهنگ و تمدن ايران باستان.

2ـ فرهنگ و تمدن اصيل اسلامي و مبارزات سرخ تشيع در طول تاريخ

3ـ آداب و رسوم و سنن محلي

            در بسياري از موارد هر چند كه جريان امر به ايران باستان مربوط باشد مردم رنگ و آميزه ديني و اسلامي به آن داده اند. به عنوان مثال عيد نوروز و يا مراسم چهارشنبه سوري كه در چهارشنبه سوري به هنگام آتش بازي و بر افروختن آتش مي گويند (او دامي بودامي يا نسين يزدين دامي) يعني آن بام و اين بام بسود بام يزيد و يا در بعضي از فولكلورها از مبارزات مردم بر عليه ظلم و بيدادگري حكايت دارد مانند  (اوشيديم آي اوشديم   داغدان آلما داشديم)

(آلمالاري آلديلار     منه ظلوم سالديلار)

(من ظلمنان بيزارام    درين قويي گازارام)

يعني سرد شدم     آي سرد شدم

از كوه سيب آوردم    سيب ها را از من گرفتند      و در عوض ظلم به من روا داشتند.

            من از ظلم بيزار هستم و براي مبارزه با ظلم براي ظالمان ڋ1ا نام برد كه همواره در اعتلاي فرهنگ اسلامي و ق�%7 هر كار سختي مي زنم از ديگر مراسم كهن منطقه مي توان به مراسمي كه بعد از ختنه كردن پسر بچه ها در روستاها با نام (سنت تويي) برگزار مي شود نام برد و بدين صورت است كه ميهماناني به اتمام مي رسد.

            رسم ديگري كه در شب هفت تولد كودك برگزار مي شود نامگذاري نوزاد مي باشد كه با گفتن اذان و اقامه توسط ريش سفيد طايفه در دو گوش كودك و خواندن قرآن به گوش وي و سفارشه به كارهاي نيك و تبعيت از اسلام و پيامبر و ائمه معصومين و گوش دادن به حرف پدر و ماد.

در شهرستان سراب مراسم بسياري در ايام شادي و يا عزاي مردم برگزار مي گرديد كه بواسطه نفوذ فرهنگ ديگر نقاط بدست فراموشي سپرده شده است كه اين امر در مراسم ازدواج كاملا تاثير داشته است.

 

بررسي وضعيت زبان و ادبيات موجود شهرستان (گويش محلي، شعر و ادب و ...)

            گويش مردم منطقه تماماً آذري بوده و با يك لهجه مخصوص و منحصر به فرد تكلم مي نمايند غير از اين زبان فارسي به عنوان زبان ملي وسيله ارتباطات روزمره مردم منطه مي باشد.

شعر و ادب: شاعران محلي اكثر شعرهاي خود را به زبان محلي سروده اند و مي سرايند از شاعتران معروف شهرستان مي توان قاسم انوار كه كليات او معروف است نام برد از شاعران معروف منطقه مي توان آقايان واقف سرابي، بي خرد، اظهري، فرقاني اسدي و ابوترابي را نام برد كه همواره در اعتلاي فرهنگ اسلامي و قومي كوشش داشته اند از اين خطه اشخاصي در زمينه فرهنگ و ادب برخاسته اند كه مي توان به حضرت آيت الله ملكوتي اشاره نمود كه تاليفات زيادي بويژه در مسايل مذهبي دارند.

 

مشخصات اقتصادي:

            اقتصاد منطقه با توجه به موقعيت اقليمي و جغرافيايي  حول محور كشاروزي و دامداري مي باشد به جهت داشتن آب و خاك مناسب و نيروي انساني كافي اغلب اهالي منطقه در اين بخش فعاليت دارند با توجه به اينكه اكثر مردم شهرتان در روستاها سكونت دارند لذا فعاليتهاي كشاورزي و دامداري به عنوان شغل اصلي در منطقه مطرح بوده و هست از لحاظ دارا بودن صنعت شهرستان سراب از نقاط محروم استان و كشور مي باشد به طوري كه تنها يك واحد كارخانه نساجي در شهرستان و تعداد انگشت شمار صنايع كوچك و متوسط در شهرستان فعاليت مي نمايند. آمار بيكاران بويژه بي كاران فصلي در شهرستان نشان مي دهد كه صنعت در منطقه كاملاً ضروري بوده و نياز مي باشد به علل متفاوت از دوران پيش از انقلاب و حتي بعد از انقلاب توجهي به صنعت منطقه صورت نگرفته است حتي در ايجاد صنايع تبديلي با عنايت به انيكه شهرستان سراب در توليد بعضي از محصولات مانند سيب زميني، شير، حبوبات و غيره از جايگاه ويژه اي برخوردار مي باشد. همچنين در بخش معدن تاكنون هيچ اقدام عملي صورت نگرفته است و تنها در يك مورد معدن نفلين سيانيت در اين اواخر مطالعات انجام يافته است و روي اين معدن در حال حاضر كار مي شود خاصه اينكه اقتصاد شهرستان متكي به كشاورزي و دامداري مي باشد.

 

بخش كشاورزي:

            همچنانكه در سوال فوق اشاره گرديد اقتصاد شهرستان متكي به كشاورزي و دامداري بوده و اغلب مردم از اين راه ارتزاق مي نمايند طوري كه هر خانوار روستايي 2 يا 3 واحد دامي در خانه نگهداري مي نمايد كشاروزي به عنوان اصلي ترين فعاليت اقتصادي خانوارهاي ساكن شهرستان به حساب مي آيد حدود 70% جمعيت شهرستان از اين راه ارتزاق مي نمايند.

 از كل وسعت شهرستان سراب يعني 356000 هكتار ميزان اراضي زير كشت و آيش ديم و آبي به ميزان 116686 هكتار مي باشد ( كل اراضي ديم: 58114 هكتار و كل اراضي آبي: 58572 هكتار). 1253 هكتار محصولات باغي توليد مي شود. (ميزان توليدات كشاورزي شهرستان طبق جدولهاي شماره 1 و 2 مي باشد).

 

بخش صنعت:

            صنعت در فعاليت هاي اقتصادي مردم منطقه سهم چنداني ندارد به طوري كه تنها حدود يكهزار نفر در بخش صنعت فعاليت دارند و از اين راه ارتزاق مي نمايند.

 

بخش تجارت و خدمات:

            عمده فعاليتهاي ساكنين مناطق شهري شهرستان تجارت و خدمات مي باشد شايد حدود 20% درصد مردم از اين امرار معاش مي نمايند. اين قشر شامل بازاريان، اصناف و واسطه گران مي باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 8:20 بعد از ظهر  توسط هادی  | 

سنگسار

پیام وداع .

 

به مردان تیز خشم که .../

متن پیام وداع از طرف "دعا" دختر 17 ساله ای که در کردستان عراق سنگسار و لگد کوب شد تا جان داد و مرد.

 

به مردان تیز خشم که .../

متن پیام وداع از طرف "دعا" دختر 17 ساله ای که در کردستان عراق سنگسار و لگد کوب شد تا جان داد و مرد.

امروز 23 روز از روزی که شما ، مردان فامیل، همسایه ، دوستان و آشنایان مرا به خون کشیدید گذشت.

من روزی به شما سلام گفته بودم و نگاهتان کرده بودم ، نگاهی از سر لطف و همنوع دوستی.
برای بعضی از شما که به خانه مان آمد و رفت داشتید و دوستان برادر و پدرم بودید چای دم کرده بودم یا خانه را برای ورودتان آب و جارو کرده بودم. آشپزی را مادرم بهتر می کرد و من فقط کمک دستش بودم. تازه آشپزی با فقر مالی ما معنایی ندارد. شما هم میدانید وقتی از فقر و محرومیت حرف میزنم ، از چه میگویم. همه ما با گوشت و پوست خود آن را حس کرده ایم.
آن روز، 18 فروردین را میگویم ، وقتی با سنگ به صورتم می کوبیدید، من حتی فریاد نزدم، فهمیدید که من حتی فریاد هم نزدم؟

من از ترس فقط میلرزیدم و اندام نحیفم در انتظار ضربه بعدی به خود میپیچید، درد؟ درد را کمتر از ترس میفهمیدم ، وحشت تماشای شما مردان قوی و درشت با چهره های خشمگینتان از پایین ، مجالی برای حس درد برایم نمیگذاشت.
تنها دفاع من گذاشتن دستان کوچکم بر صورتم بود تا شما را نبینم و در تاریکی به آرامش دست یابم، چه خیال باطلی !

راستی چرا اینقدر خشمگین بودید؟ چرا از یکدیگر پیشی میگرفتید تا ضربه ای نثار من کنید؟ من که مقاومتی نمیکردم ، حتی تکان هم نمیخوردم و شما با لگد هایتان مرا به یکدیگر حواله میدادید. بوی تعفن شما آزارم میداد. فرصتی برای گریه نیافتم هر چند درونم خون و آه بود و دردی بس عظیم.
فکر میکردم ای کاش هر چه زودتر ضربه ای جانم را بگیرد ، روز روزش زندگیم لذتی نداشت ، چه رسد امروز.
دلم میخواست هم خودم زودتر خلاص شوم و هم شما زودتر به خانه هایتان روید، سراغ زن و بچه هایتان، و برای آنها از این همه جسارت و ایمان و ناموس پرستی خود بگویید تا زن و دخترانتان از وحشت حساب کار خود را بکنند و پسرانتان یاد بگیرند که "حفظ ناموس" یعنی چه؟!
راستی زنان و دخترانتان کجا بودند؟ خواهران و مادرم کجا بودند؟ چرا هیچ کس برای من اشک نریخت؟ چرا هیچکس خود را بر جثه ضعیف من نینداخت تا شما مرا راحت بگذارید؟

برادرانم، پدر، عمو، دایی و ...
زخم های صورتم تازه دارد آزارم میدهد، کمرم، شانه هایم و دلم دائم درد دارند. هیکل کوچک من تاب لگد ها و مشت های شما را نداشت ، دیدید که آخر هم نفسم برای همیشه بند آمد . اما قتل من مدال افتخاری شد بر گردن شما!
نه حتی مدال افتخاری بر گردن آقای بوش و دولت مطلوبش در کردستان ما!
حتما امروز شما برادران و مردان دلیر برای گرفتن حق و حقوقتان به خیابان می آیید، یا در سمیناری و یا جلسه ای شرکت میکنید. راستی ربط حق و حقوق شما با من چیست؟ تکلیف حق نفس کشیدن و حیات من چه میشود؟ حقی که در مشت های شماست.

من اما دیگر به کردستان بر نمی گردم. من نفرت را درچهره شما نسبت به دختری 17 ساله و خونین دیدم. من همبستگی شما را با محرومان دیدم. نه برادران ، من به کردستان بر نمیگردم. من از شما میترسم. من در درون شما چیزی به اندازه حیوان هم ندیدم . شقاوت و ددمنشی شما را در هیچ حیوانی به همنوعش نمیتوان دید.
راستی هنوز جوابم را ندادید، مادر و خواهرانم، خاله و عمه و زنان همسایه کجا بودند؟ قابله ای که 17 سال پیش مرا به جهان راهنمایی کرد و دعا نام نهاد، کجا بود؟ مگر اینان نمیدانستند که آنروز قرار است من به خاطر عشقی که از نظر این مردان ممنوع بود، سنگسار و لگد کوب شوم تا مبادا دیگران هم یاد بگیرند و کم کم قدرت مطلق اینان شکاف بردارد؟
اما خواهر و مادر و ... آنها کجا بودند؟
واین سوال همیشه همراه من خواهد بود: خواهران ، مادر ، خاله و ... کجابودند؟

راستی در یک لحظه که چشمانم باز بود، دهها تلفن موبایل در دستانتان دیدم که در خون غلتیدن مرا ضبط میکرد. برای چه؟ به چه دردتان میخورد؟ میخواهید به آنهایی که نتوانستند در این لذت سهیم شوند نشان دهید و صواب کنید؟ یا دوباره ببینید و ارضاء شوید؟ چقدر حقیرید شما! شما خون و اشک مرا بر خاک دیدید و قلبتان نلرزید، حتی به بی دفاعی من!

دریکی از اطلاعیه هایی که به مناسبت قتل من داده اند با حسن نیت از شجاعت من در گذار از " خط قرمز قوانین ارتجاع قرون وسطایی " حرف زده اند! نه، من نه جسارتی کردم و نه قهرمان بودم. من 17 ساله، نحیف، فقیر و یک دختر جوان بودم که عاش*ق شد. عادی مثل طلوع خورشید، عادی مثل تولد و مرگ ...
اما شما چقدر حقیرید! قهرمانان زنده، رزمندگان خشمگین! شما آنقدر حقیرید که دسته جمعی بر سر من ریختید و عربده زنان بر من کوفتید و جانم را گرفتید!
من امروز دیگر نیستم، اما شاید یکی از فیلم های موبایل هایتان که آنروز گرفتید، روزنه ای به جهان دیگر یابد و در سراسر جهان نماد کثافت و دشمنی مردسالاران و سالار مردان با زنان و دختران شود. باشد که اشکی برایم ریخته شود، هر چند بی فایده و دیر! شاید که نوه های خاله هایم و یا خواهرانم و یا حتی 170 سال دیگر دختران 17 ساله اش درمیدان ده در دستان شما به خون کشیده نشوند و یا در پستوی خانه ها به آنها تجا*وز نشود.

امروز داشتم به تظاهرات روز کارگر، روز شما ، در سراسر جهان نگاه میکردم، میدانید، من میتوانم به همه جا سر بزنم و تازه میفهمم که بر من چه گذشت؟ در راه دخترک جوانی را که هم سن و سال من بود دیدم، که درخیابان یکی از شهر های اروپا آکاردئون مینوازد و عابران برایش پول میریزند، دخترک نه چادری داشت و نه برادر یا پدرش همراهش بودند. او به مردم لبخند میزد، به او حسرت خوردم. فکر کردم چرا من نتوانستم طعم چنین لحظاتی را بچشم وحتی از تصور چنین رفتاری به خود لرزیدم. آری ترس، شریک و همراه همیشگی ما دختران است. ترس از غیرت برادر و پدر و شوهر و همسایه و مردان قبیله و دولت-مردان.
امروز که به خیابان میروید لحظه ای و فقط لحظه ای به دستان آغشته به خونتان نگاهی بیندازید! خون من ، خون عاطفه، خون حاتون و خون دهها و صدها زن دیگر در سراسر جهان. و از خود بپرسید: با دستان آلوده به خون دیگران آیا میشود جهانی دیگر، جهانی عاری از فقر و بندگی بنا کرد؟
فراموش کردم که همه شما دستانتان خونی نیست، برخی فقط تماشا کردید، برخی عربده کشیدید و دیگران را بیشتر تحریک کردید ، مهربان ترینتان تکه پوششی بر پاهای عریان من انداخت . مهربانی چه واژه غریبی است نزد شما!
اما در این سوی کره خاک هم گشتم تا ببینم برادران دیگرتان با من چه میکنند، نه خطابه ای بود و نه ابراز همدردی!
کاش این یگانگی را میشکستید، کاش باشند در میان شما کسانی که سکوت میشکنند و سنگ نمی اندازند و لگد و مشت نمیزنند. من در جستجوی اینان در تمام جهان خواهم گشت.

در زیر عکسهای سنگسار و لگد کوب کردن دعا رو ببینید و ...

ShadiAmin@web.de

توضیح و امضای نامه اعتراضی به این جنایت:
یک دختر نوجوان کرد بنام دعا در شمال عراق توسط خانواده، اقوام و همسایگانش سنگسار شد.
"دعا" دختر نوجوان کرد که از خانواده یزیدیها معروف به شیطان پرستان کردستان عراق بود بعلت اینکه مایل نبود با پسر عموی خود ازدواج کند باتفاق پسر مورد علاقه اش که مسلمان بوده از روستای خود فرار میکنند. این دختر و پسر از ترس کشته شدن بدست افراد خانواده "دعا" به منزل معاون فرماندار بنام گوران پناه میبرند. مدتی پس از پناهنده شدن آنها به خانه معاون فرماندارتوسط همسایه ها محل اختفای آنان به خانواده "دعا" دختر نوجوان کرد اطلاع داده میشود. در پی اطلاع یابی از محل اختفا، خانواده "دعا" در مقابل خانه معاون فرماندار اجتماع میکنند و ازاو میخواهند که دختر نوجوان را به آنان تحویل دهند. معاون فرماندار که به سنن ارتجاعی این قبیله آشنا بوده به آنان میگوید که تنها در صورتیکه خانواده دعا متعهد شوند که وی را بقتل نمیرسانند او را تحویل خانواده اش خواهد داد. خانواده "دعا" التزام میدهند و "دعا" به آنها تحویل داده میشود اما ساعاتی بعد خانواده، اقوام و همسایگان جنایتکاراودر میدان ده در منطقه بشیقه او را سنگسارو لگد کوب کرده و بقتل میرسانند.

برای امضای بیانیه اعتراض به این جنایت ، به آدرس زیر مراجعه کنید! این حداقل کاری است که میتوان انجام داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 4:54 بعد از ظهر  توسط هادی  | 

انهدام باندهای کلاهبرداری شرکت های سرمایه گزاری هرمی الخلیج در کشورهای عربستان سعودی و امارات

نقدو بررسی سیستم های سرمایه گذاری های  توهمی 

روزنامه "الوطن" چاپ عربستان سعودی ١١/٩/٢٠٠٨ :

 

 شرکت سرمایه گذاری الخلیج کویت هیچ گونه پشتوانه اقتصادی نداشته و کلاهبرداری بیش نیست لذا از

 

 تمامی هموطنان درخواست میشود از سرمایه گذاری در این شرکتها اجتناب کنند.

 

 

روزنامه امارات الیوم ٢٨/١١/٢٠٠٨:

 

دستگیری ۴ نفر از فعالان شرکت الخلیج در یک هتل

 

 

روزنامه الریاض عربستان ٢٠/٩/٢٠٠٨:

 

 سرکوبی باند سرمایه گذاری غیر قانونی در جده وابسته به سرمایه گذاری غیر قانونی الخلیج کویت

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاه کلید  | 


کلاهبرداری شرکت سرمایه گذاری www.gtrader-corp.com الخلیج کویت

 

کلاهبرداری شرکت سرمایه گذاری www.gtrader-corp.com الخلیج کویت

 

اگر قصد دور ریختن پول خود یا به اصطلاح کلاهبرداران سرمایه گذاری را در شرکت کلاهبردار الخلیج کویت به نشانی اینترنتی www.gtrader-corp.com را دارید به خاطر خدا فقط چند دقیقه وقت بگذارید و مطالب این سایت را تا اخر بخوانید

مواردی که کمتر کسی از آن با اطلاع است
(((----------افراد شاکی در سیستم های شبکه ای توجه کنند--------------)))
پرونده های قضایی دو بخش عمومی و خصوصی دارد
بخش خصوصی همانی که شما عزیزان بعنوان شاکی خصوصی از شخصی ادعای کلاهبرداری کرده
و ایشان را به دادگاه می کشانید و بخش عمومی که مربوط به دولت است
طبق قوانین تمامی افرادی که وارد شبکه های عضوگیری شوند مجرم شناخته شده
و باید رضایت شاکیان خود را جلب نموده و حتی درصورت نداشتن شاکی
دوبرابر اموال بدست آمده از این طریق را به دولت بدهند
شاکی عزیز اگر قصد ادعای شکایت علیه کسی را داری
تنها در صورتی مال باخته نام خواهی گرفت که هیچ فعالیتی در این مجموعه
نکرده باشی چنانچه تنها یک عضو یا بقول خودمان تنها یک جایگاه زیر دست شما
ثبت شده باشد اگر حتی خود شما معرف آن نباشید
شما نیز جزو افراد کلاه بردار این مجموعه خواهید بود که باید دو برابر اموال
صرف شده در این راه را به دولت بازگردانیده و از 3 ماه تا دوسال حبس
در انتظار شما خواهد بود
لطفا با آگاهی کامل از عواقب کار دست به شکایت بزنید 

١- حقیقت و پشت پرده این شرکتهای کلاهبرداری ( به اصطلاح سرمایه گذاری) ان چیزی نیست که شما میدانید و به شما در جلسه به اصطلاح مشاوره دیکته شده است.

حقیقت اینجاست که در پشت پرده هیچ گونه سرمایه گذاری در بخشهای بازار ارز-سهام-فلزات- مسکن و............ به هیچ عنوان انجام نمی شود و تنها کاری که کلاه برداران انجام میدهند این است که فقط یک سایت بسازند و پولها را ازاین بگیرند به شما بدهند از شما بگیرند به دیگری بدهندو.......  جالب تر از ان اینجاست که ادعا می کنند که شرکت از سال ٢٠٠۵ به عنوان یک شرکت اینترنتی شروع به فعالیت کرده ولی زمانی که مشخصات سایت را در اینترنت نگاه میکنید به راحتی مشاهده میکنید که سایت درسال ٢٠٠٧ تاسیس شده است

 

٢- مدیر عامل کلاه بردار این شرکت دلشان برای من و شما سوخته است و بسیار مهربان هستند زیرا همان ابتدای کار٣۵% از پولی که شما پرداخت کرده اید به بالای سریهای شما می پردازد و بعد از ١ ماه ١٧% دیگر به شما میپردازد یعنی بعد از گذشت ١ ماه ۵٢% پول بازگردانده شد و بعد از ۵ ماه تمام پول شما و مدت ٢۴ ماه به ما سود پرداخت میکنند واقعا مهربان هستند

٣- ایا میدانید چرا  سود پورسانت دهی و معرفی عضو جدید  اینقدر زیاد است؟؟؟؟

جواب این سوال کاملا شفاف است زیرا کلاهبرداری انان تنها تا زمانی است که شما برای انان عضو جدید معرفی میکنید و اگر عضو معرفی نکنید ان وقت خبری از سود نیست.

 سود شما به دفتر اینترنتی شما واریز میشود ولی ان فقط یک تایپ ساده کامپیوتری خواهد بود نه چیز بیشتر کار اصلی انان این است که برای نقد کردن پول شما لیدر شما پول اینترنتی شما را به یک نفر دیگر میدهد و پول فیزیکی ان را به شما و این سیکل به همین صورت ادامه خواهد داشت حتی اگر بخواهید از طریق کارتهای اعتباری برداشت کنید نیز باز همین مراحل انجام میشود با این تفاوت که به جای لیدر شما شرکت مستقیما از فردی پول فیزیکی را گرفته و به شما میدهد امااااااااااااااااااااا نکته اصلی اینجاست اگر همه بخواهند پولشان را از طریق کارتهای اعتباری برداشت کنند ان وقت است که دیگر خبری از پول نخواهد بود پس هدف اصلی انان از سود دهی بالا برای جذب افراد جدید برای بقای انهاست که تا میتوانند به شما یک عدد تایپ شده در کامپوتر یا به اصطلاح کلاهبرداران پول بدهند ان هم که از جیب انها پرداخت نمیشود توسط افراد جدید نقد میشود.

۴- خیلی جالبه بدونید اکثر افرادی که  در این سیستمها سرمایه گذاری میکنند که زمانی در گلد کویست - وست وین- گلد ماین سویس کش  و نتورکهای کلاه بردار این چنینی بودند چرا؟؟؟ چون بهتر از من و شما میتوانند مخ افراد را به کار گیرند و این مطلب به راحتی میتواند این موضوع را برای افراد کم تجربه و ساده روشن کند که این دو شرکتها و نتورکها چه ارتباطی با هم دارند

۵- افراد اصلی و راس کار کلاهبرداری در کشور کویت از سرشاخه های اصلی کلاهبرداران گلد کویست در ایران و دوبی بوده اند که الان اسامی انها در لیست سیاه پلیس ایران است از جمله : محمود کرمعلی ( نفر چهارم کویست در ایران) عبدا... سرمدی ( دارای تعادل ٨١٠ کویست) نیما روانخواه ( که اکثرا میشناسید یکی از دزدان اصلی سکه های کویست)

۶- حنای شرکتهای هرمی در ایران و جهان دیگر رنگی ندارد و دستشان برای همه دنیا رو شده است این قبیل شرکتها نمونه ای دیگر از همان شرکتهای هرمی هستند که با شیوه جدید در حال کلاه برداری در جهان هستند فقط به جای محصول با ادعای پرداخت سود ماهیانه کلاه برداری میکنند 

٧-  سازمان تجارت جهانی این شرکت را به عنوان یک شرکت رسمی نمی شناسد و کلا فعالیت این قبیل شرکتها را رد میکند اثبات این مطلب کار سختی نیست میتوانید به سایت سازمان تجارت جهانی بروید و ثبت این شرکت را پیگیری کنید.

٨- یکی دیگر از ادعاهای کذب این شرکت معامله در بازارهای جهانیست که جالب اینجاست که حتی حاضر به ارایه کوچکترین مدرک مثل کارگذاری که با ان کار میکنند و نحوه معاملات در تاریخهای مختلف در سایت ارایه نشده است.

٩- ادعای خنده دار دیگر اونها که خیلی هم جالبه اینه که سرمایه گذاری در شرکت پتروشیمی بوبیان هست و جالبه بدونید این شرکت یک شرکت بزرگ در زمینه های نفتی و پتروشیمی هست که به هیچ عنوان تا به حال نه اوراق مشارکت داشته و نه از شرکتی سرمایه میپذیرد و فقط با پالایشگاهها و شرکتهای پتروشیمی کار میکند .

١٠- تاریخ نشان میدهد شرکتهایی با این چنین کارکرد دارای عمر بالای ٣۶ ماه نمیباشند حال اینکه این شرکت تا کی پولها را به جیب میزند و میرود ؟؟ مسلما تا زمانی که تعداد افراد برداشت کننده مستقیم از شرکت زیاد نشده یاشند و پولها در بین خود افراد نقد شود.

١١- این شرکت در کشور کویت فعالیت میکند و این در حالیست که بانک مرکزی کشور کویت در حال ورشکستگی است و بدهی بانکهای این کشور سر به فلک کشیده است

 ١٢- چرا برای سرمایه گذاری جلسه مشاوره باید باشد دقیقا مثل شرکتهای هرمی و کوییست و برای جذب سرمایه از اموزشهای روانشناسی گلد کوییست استفاده میکنند افرادی که قبلا در نتورک فعالیت داشتند منظور من را بهتر میدانند 

١٣- میگویند دفتر مرکزی در کشور کویت موجود است بله مثل گلد کوییست در تهران مثل نتورک وست در تهران و ........... که همه هم اخر کار به ناکجا فرار کردند

١۴- دولت ما هم نمینشیند و دست روی دست نمیگذارد تا مردم پولها از بانکها در اورده و به خارج از کشور بفرستند یا به اصطلاح ارز از کشور خارج کنند ١٠٠% تا چند وقت دیگر مثل گذشته شرکتهای هرمی دست این شرکتها هم از تلویزیون رو خواهد شد.

١۵-ایا اگر شما در جایی بخواهید سرمایه گذاری کنید نیاز به توجیه شدن جلسه مشاوره خصوصی یا نیمه خصوصی برای شما وجود دارد  یا اینکه باید با میل خود سرمایه گذاری کنید؟

و........... هزاران دلایل مستند دیگه درباره کلاهبرداری این شرکتها که در فرصتهای اینده برای شما مینویسم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 11:26 قبل از ظهر  توسط هادی  | 

حقایق تلخ سیستم های سرمایه گذاری و نتورک و اینوستها ( جهت برچیده شدن بساط کلاه برداری این اقایون

جهت گرفتن  شماره تلفن  دایره  اجتمائی پلیس اگاهی تهران  با پلیس ۱۱۰  تماس بگیرید . همین امروز اطلاع دهید

نقدو بررسی سیستم های سرمایه گذاری و نتورک

ویفاند 6

 

هزاران دلار نقد نشده و دزدیده شده توسط ویفاند فقط و فقط از 11 نفر


سلام به همه عزیزان

در رابطه با کار خوبی که دزدهای ویفاندی انجام دادند مطلبی داشتم که خواستم نظرتون رو بهش جلب کنم. در وبلاگ(wefundthief) آی بی ان های مختص به افراد بیگناه و با وجدان رو میذارن و تهمتی که لایقش هستند رو به این اشخاص میزنند تا اذهان زیر مجموعه های از همه جا بیخبر خودشون رو منحرف کنند تا همچنان سوار بر آنان بتازند و سرمایه های مردم بدبخت رو بدزدند .

دوستان من دلارهای موجود در جایگاه ها رو محاسبه کردم و به نتیجه اسفناکی دست پیدا کردم که بیشتر و بیشتر از قبل به دزد بودن ویفاند ایمان آوردم. با هم یه مروری میکنیم رو جایگاه افرادی که تو وب گذاشتن تا ببینید که از همین تعداد انگشت شمار ,  ویفاند چقدر دزدی کرده و بهشون عدد داده.

امیر خادمی:

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :


$ 17333 + 325$ + 31۴$ +8946$+5112$+ 8055$=

40085 $


 امیرحسین دبستانی :

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

1177$+ 483$+ 1419$  =>    3079 $


پیام لعل پور :

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

10453$ +  $ 2244+  2907$ +  $ 2916+  2916 $  =

21436 $


حمیدرضا جام :

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

$ 1517+  $ 1297+  1292 $   =>     4106 $

جواد چام :

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

$ 1994+  $ 1927+  1927$   =>      $ 5848

محسن چام :

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

1956$

 ایمان مرادیان :

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

$ 25355+ $ 2743+  340$   =>    28438 $

ایرج نیکوکار:

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

$ 11683+ $ 1968+  1971$    =>   15622 $


حسین میرزاباقری :

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :


2235+  4337    =        ۶۵۷۲ $


مهرزاد تقی پور:

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

5549 $


ابولقاسم روستایی :

مقدار دلار یا همون پوینت موجود در هر کدام از جایگاه ها :

4173  $

136819$

بله دوستان . همه این ها دزدی های هاشمی هست. این تازه از چند نفر انگشت شمار هست. پوینت ۱۱ نفر ۱۳۶۸۱۹ $ هست. شاید بگن که اینا دلارای وامی هست.

اما !!!!!!

همه میدونیم که ویفاند علاوه بر گرفتن دلار های وامی سود این دلارها رو هم گرفته. یعنی اگه ۱۰۰۰ دلار داده به شخص. در ۶ ماه ۱۸۰۰ دلار (اصل وام +سود) رو گرفته.

در برخی از جایگاه همین افراد میبینید که منفی هم خورده که جمع تمامیه منفی ها نزدیک به شانزده هزار دلار هست که اگه از این 136819$  کم کنیم :

 

136819$ - $16000 =>>>>>> 120819 $

منتظر باشید از این به بعد جایگاه ها رو با کسر کردن پوینت ها بذارن. گرچه تو همین جایگاه ها هم کلی پوینت کسر کردن و گذاشتن. تازه افتخار هم میکنن و تو بوق و کرنا میکنن که بیاید و ببینید صاحب ما چه شاه دزدی هست و چه پولی از دوستانش دزدیده. همه رو هم متهم میکنن حیوون های بی صفت. دقت داشته باشید که این مقدار دلار فقط ماله ۱۱ نفر هست.   حالا زیر مجموعه ها رو هم حساب کنید + افراد بسیار زیادی که حتی خونه و ماشینشون رو فروختن و تبدیل به عدد کردند و ریختن تو جیب رضا هاشمی. همه این ها افتخاراتی است برای هاشمی که تونسته سر هزاران نفر رو کلاه بذاره و میلیون ها دلار پول مردم بیچاره رو که تنها گناهشون اعتماد به این شخص و سایت این شخص بود رو به غارت ببره. رضا هاشمی معروف به دکتر صابری(دکترای دزدی دارند ایشون ) صاحب سایت ویفاند (we-fund.com) همچنان همه تلاشش رو میکنه تا همچنان بدزده و سر مردم رو کلاه بذاره.

---------------------------------

همه کار برای انحراف اذهان عمومی و ادامه دزدی در سایت کلاهبرداریه we-fund.com

سلام

قبل از هر چیزی این رو بگم که دوستان اگر به هر دلیلی خونی از دماغ کسی ریخته بشه و کسی مورد ضرب و شتم قرار گرفته شه تنها مسبب اون رضا هاشمی هست . امروز یکی از دوستان طی تماس با بنده گفتن که هاشمی قصد داره با اجیر کردن تعدادی افراد و دادن پول به آنها افرادی که مزاحم دزدی های این موجود بی آبرو شدن رو ضرب و جرح کنند. این مسئله رو با پلیس در میان گذاشتم و اونها گفتن که چون فقط در حد حرف هست نمیتونن کاری بکنن اما کوچکترین آسیبی به هر شخصی همه نگاه ها رو به سمت رضا هاشمی صاحب سایت کلاهبرداریه ویفاند  خواهد کشاند و در این صورت اونا خوب میدنن چی کار کنن و چه بلایی سر این دزد کثیف بیارن.

امروز بازم یه نگاه به وبلاگ این دزد بی آبرو(wefundthief) انداختم و باز هم کلی خندان و دلشاد شدم. جالبه بدونید که اینها جوری دارن صحبت میکنند که انگار نه انگار که رضا هاشمی شدیداْ از طرف دولت محاصره شده و داره کم کم به جزای عملش میرسه. اینا سعی دارند نشون بدن که دولت پشت رضا وایساده و میخواد با کسایی که به این دزد کثیف کمک نکرده اند تا بیش ار پیش دزدی کنه کاری بکنه که دیگه از این کارا نکنن. جالبه رضا شده بیگناهترین شخص و همه دزد شدن. خیلی رو دارید به قرآن خیلی. از این حیث هم اگه تو المپیک شرکت کنید حتماْ اول خواهید شد. دزدهای نکبت. رضا هاشمی با سایت ویفاند مسبب همه بدبختی هاست و فقط و فقط اونه که با ساپورت ضعیفش و دادن بدهکاریه ۲ میلیاردیش با پول ما هممون رو بیچاره کرد. وگرنه بحث دلارهای دزدی و فلان کس و ... همه بهنونه هست برای انحراف اذهان عمومی. مگه کسی مخالفه اینه که هاشمی همه رو بدبخت کرده؟!! همه این صحبت ها همه این زرت و پرت ها و دری وری ها فقط برای گمراه کردن مالباخته هاست تا یه تایم دیگه ذهن ها رو مشغول کنند تا یواش یواش جمع کنند و برن. این کارارو واسه زیر مجموعه هاشونم انجام میدن تا حواسشون رو پرت کنند و در واقع خامشون کنند و بعد از گذشت اندکی ۱۸ آگوست دیگری روی خواهد داد. بله سایت پاییین خواهد رفت و هاشمی و سگ هاش  در اون موقع با پول همین افرادی که الان خام این عوضی ها شدن و پول دوستان و خانواده شمایی که الان نمیدونی داری چه اشتباهی میکنی و داری راه ما رو میری در فلان کشور جشن و سرور به پا خواهند کرد و به ریش همتون خواهند خندید و مسخرتون خواهند کرد. بله! کاری که کامران کاووسی با سوئیس کش کرد هاشمی و دار و دستش دارن با ویفاند میکنند. سوئیس کش تو اوج رفت. زمانی که حتی این خبر ها نبود که ساپورت نباشه.. تو بهترین شرایط رفت.. وای به حال ویفاند که الان تو بدترین شرایط هست و پولی تو این سایت نیست که باهاش کار بشه تا حداقل کمی از پوینت ها نقد بشه. چون همه اون پولا رفته بابت بدهکاری جناب رضا هاشمی. میبینم روزی رو که همه کسایی که الان دارن ویفاند رو ادامه میدن ۲ دستی میزنن تو سرشون و حتی کار بعضی هاشون به خودکشی هم خواهد انجامید. چون باید پاسخگوی پول از دست رفتهء مردمی باشید که جون کندن و جمع کردن و شما به آسانی این پولها رو واریز کردید به جیب و حساب این دزد های بی صفت.

در مورد دلارهای موجود در جایگاه فرشاد مقیمی و پرنیان و ... خوب اینطور که معلومه دلار ها تو جایگاه هست و خرج نشده. پس چرا به صاحبانش پس داده نمیشود؟! پس بدید به همون جایگاههایی که دزدیده شده تا دیگه پوینت دزدیده شده ای وجود نداشته باشه. اما فکر نکنم این کار رو بکنید. بهونه میارید که ویفاند گفته فلان و بهمان. چون هاشمی میدونه اگه اونم برگردونه باز هم باید انتظار مجازات چند هزار دلار دیگه رو هم بکشه. همانطور که میبینیم دزدی اتفاق نیفتاده. چون دلاری خرج نشده. در نتیجه تا الان هر چی زر زر کردید زر مفت بوده و همه ما به این دروغتون هم پی بردیم.

در مورد داشتن مجموعه برای بزرگ شدن هم که تو وبلاگ اون عوضی آورده شده : خیلی از دوستان از جمله خود بنده حاضر نشدیم اجازه بدیم کسی ۱ دلار هم تو ویفاند سرمایه گذاری کنه. چون فهمیدیم چه گهی خوردیم و نخواستیم دیگران رو هم به چاهی بندازیم که خود گرفتار آن شده ایم. اگر داشتن مجموعه ۱ میلیارد دلاری در یک سایت دزد هنر است و بزرگی محسوب میشود پس شما بزرگترین انسان روی زمین هستید. به نظر من هرکس تو ویفاند مجموعه کوچکتری داشت انسان بزرگتری بوده است. لیدر بزرگتری هست و قابل احترام. وگرنه به قدری مردم ایران دچار فقر اطلاعاتی هستند که میشه به راحتی رقم های درشتی از دستشون گرفت و اینوست کرد. اما این به چه قیمتی؟! به قیمت بیچاره کردن شخصی و پر و بال دادن به دزدی؟! وای بر کسی که این چنین باشد.

 همه ما بی صبرانه منتظریم تا اطلاعات شخصی افراد رو در وبلاگتون بگذارید. این مصادف خواهد بود با گذاشتن آدرس خانه بهنام استخر و وحید خورقامی و کریم صفیلو و(مهراد اصفهانی هم که از پشت کوه اومده و خونه نداره) در وبلاگ بنده. حالا شما بذارید ببینید این آدرس ها رو میذارم یا نه؟! در ضمن هرگونه آسیبی به هر شخصی چه ویفاندی و غیر ویفاندی برسه مسئول اصلیش خود رضا هاشمی بوده و مطمئن باشه که اگر آسیبی به کسی وارد شه دردسر بدی دامنش رو خواهد گرفت.

در پایان هم شدیداْ تاکید میکنم که تا دان شدن سایت این وبلاگ بالاست . باز هم میگم وای به حال شروع کنندگان این حرکت کثیف (رضا هاشمی.بهنام استخر.وحید خورقامی.کریم صفیلو).

------------------------------------------------------

مدرک سازی و قرار دادن اطلاعات شخصی افراد با وجدان برای اتهام


صاحب احمق وبلاگ : (wefundthief) قراره آی بی ان و پسورد افراد با وجدانی که دیگه نمیخوان ویفاند کار کنند رو در وبلاگشون قرار بدن و هر تهمتی که خواستن بهشون بزنند. همه این کار ها برای اینه که همه دست به دست هم دادیم تا نذاریم ویفاند رشد کنه تا یه کامران کاووسیه دیگه بوجود نیاد که پول مردم رو بیش از این ببره و به ریش همه بخنده. گرچه  رضا هاشمی و همدستای دزدش (بهنام استخر . وحید خورقامی. کریم صفیلو. مهراد آویزونه) دزدیه عظیمی در ویفاند انجام دادن که کمترینش دادن بدهی ۲ میلیارد تومنیه رضا هاشمی بود.

چند تا نکته و هشدار به وحید خورقامی(خونش شهرک آپاداناست) و بهنام استخر و .. بقیه دزدهای ویفاند :

۱- قرار دادن اطلاعات شخصی افراد روی سایت جرم سنگینی هست و بد آتیشی دامنشون رو خواهد گرفت.

۲-این افراد برای خراب کردن افرادی که دیگر قصد کار و فعالیت در ویفاند رو ندارند ،دست به هر کاری زدند و میزنند. با گذاشتن مدارک جعلی و ساختگی که خودشون یا بهتر بگم وحید خورقامی ساخته سعی دارند اذهان رو گمراه کنند تا به دزدی هاشون ادامه بدن.

۳- واسه ادمین درست کردن جایگاه و این رو زدن زیر اون کاری نداره و همه این کارا با باز کردن کنترل پنل سایت و وارد دیتا بیس شدن امکان پذیر هست. که وظیفه این کار رو وحید خورقامی کثیفترین موجود نت که همه جا میره و گه کاری میکنه بر عهده داره. سایتی که براحتی اطلاعات افراد رو در اختیار عموم قرار میده فقط و فقط کار یه ایرانیه که برای غرض ورزی این کار رو انجام میده تا به قول خودش انتقام بگیره.

۴-داخل صفحات اشخاص اطلاعات شخصی از جمله آدرس منزل ، تلفن منزل و .... وجود داره که همه بر حسب اعتماد در روزهای اول به اینکه ویفاند کمپانی هست و هیچ گاه آن را در اختیار کسی قرار نخواهد داد آن را به صورت صحیح داده اند و حالا که بر همه اثبات شده که ویفاند فقط یک سایت هست و زیر سر وحید خورقامی هست قصد دارند که اطلاعات بچه ها رو روی وبلاگ ها قرار بدهند تا به قول خودشون به افرادی که دیگه به هاشمی و خورقامی برای دزدی کمک نکردند  ضربه ای بزنند. که این مصادف میشه با قرار دادن آدرس منزل بهنام استخر در کرج و شماره تماسش و همچنین قرار دادن آدرس منزل وحید خورقامی و تلفن این آدم کثیف تا همه افراد مالباخته برای گرفتن پول از دست رفتشون دست به کار بشن تا با زور هم که شده پول ها رو پس بگیریم (راستی منم پایه شدم بقیه پولم رو بگیرم، ۱دلار هم ۱دلاره)

۵- رضا هاشمی از روز اول با اطلاعات شخصی افراد جایگاه واسشون میساخت و جایگاه رو به بچه ها نشون میداد و می�%A�ینجوری بیشتر باور کردیم که �%1 صورتیکه وقتی از اون شخص سوال میشد شدیداً تکذیب میکرد و فحش خواهر و مادر به هاشمی و ویفاند میکشید. الان هم که همون بچه ها جلو دزدی هاشو گرفتن میخواد با گذاشتن اطلاعات شخصی همون افراد مثلاً اذیتی بکنه. اما نمیدونه که چه دماری از روزگارش درخواهند آورد.

در پایان بنده هم بی صبرانه منتظرم تا این دزدهای کثیف اطلاعات شخصی افراد رو در وبلاگ ها قرار بدهند تا ببینند که چه ها خواد شد. راستی خورقامی خونت تو شهرک آپاداناست؟!! بچه ها آدرس میخوان؟لطفاً آدرس بده. گرچه آدرس دقیقت رو دارن در میآرن.

------------------------------------------------------

امروز یه نگاه به وبلاگی انداختم که همه میدونیم که ۱ نفر ساخته و میسازه. ایشون اومده تو وب کامنت گذاشته که براتون گذاشتم تا ببینیم و کمی بخندیم :

کامنت وبلاگ (yazd-wefund.blogfa.com) :ما که با بالا سریهای تهرانمون مشکلی نداریم شما این شایعه ها رو از کجا میسازید ؟

 جداً عزیزم. تو وبلاگت رو کی ساختی؟!! دیشب؟! دیروز ظهر یا دیروز صبح؟!! یه وبلاگ ساختی و پست هاش رو از فروردین زدی که بیای بگی ماله تیم یزدی و اینا شایعه هست؟! برو عمو جون. برو اسکل خودتی. من چند تا دلیل دارم که این وب ماله صاحب این وبلاگه(wefund-news.blogfa.com) و خودش ساخته تا به دزدی هاش تو ویفاند ادامه بده. : هر وبلاگی که تو بلاگفا ساخته شه..اگه ۲ هفته از تاریخ ساختش بگذره تو خود بلاگفا قابل سرچ هست(http://www.parseek.com/blogfa/?q=yazd-wefund) برو ببین که نیست. تو گوگل هم قابل سرچ نیست. چون تازه چند ساعته که از ساخت این وب گذشته.اینجوری بیشتر باور کردیم که این قضیه حقیقت داره. دیگه همه میدونن سیستم بزن در رو ویفاند هیچ ساپورتی نداره. بچه هاشم از خود هاشمی یاد گرفتن که هیچ پشتیبانی نکنند. سیستم ویفاند یه کلاهبرداریه محض هست که فقط پول مردم رو میدزده. نمیدونم چه فکری پیش خودت کردی و میکنی که این کارارو میکنی. اما مطمئن باش ویفاند مرده و فقط کسی میتونه توش سرمایه گذاری کنه که هیچ اطلاعی ازش نداشته باشه و فریب شما رو بخوره که اونم تو همون ماه اول میفهمه چه اشتباهی کرده. we-fund.com طرح کلاهبرداری هاشمیه که از پایه خرابه. چون اومده که فقط و فقط و فقط بدزده و بکنه و ببره.

بهت توصیه میکنم این کارا رو نکنی. چون خیلی تابلو هست. وبلاگ قم رو ثبت مجدد کردی و چرت و پرت نوشتی... وبلاگهای دیگه ای رو هم که صاحبانش به دلیل ترک ویفاند حذف کرده بودن رجیستر کردی و گفتی که آی وفاند فلانه و از این صحبت ها و میخواید برگردید و استارت بزنید .. اما دیدی که نتیجه ای نداشت و فقط و فقط خودت رو مضحکه عام و خاص قرار دادی. برات متاسفم که واسه خاطر پول فحش خواهر و مادر و نفرین و ناله مالباخته های بیچاره رو که چیزی از ویفاند ندونستن و استارتش رو زدن میخری.

همه میدونن که بچه های یزد رو گرفتن ولی هیچ کس نبود که پیگیری کنه و دلش به حالشون بسوزه. مثل صاحب سایت ویفاند جناب هاشمی یا همون دکتر صابری خالی بندی که ۲-۳ ماهیه دارن آب خنک میخورن و به قول یکی از دوستان وظیفه نیمکت گذاری در سایت ویفاند بر دوش جناب وحید خورقامی صاحب سایت (mlmpack.com) هست که تو هر سیستمی گه کاری هاشو میکنه و بعد خودش رو میکشه کنار. ایشون با علم بر اینکه اون سیستم کلاهبرداری هست به صاحبش کمک میکنه و مقداری پول میگیره و خودش رو کنار میکشه. بعد جوری وانمود میکنه که از هیچی خبر نداشته و در نهایت هم میاد تو سایتش میزنه که وارد فلان سیستم نشید. این سیاست این آدم کثیف هست که همیشه تیشه به ریشه نت ایران زده و کثافت کاری هاش از چشم عالم و آدم پنهان نمونده و نمیمونه.

در مورد مطالب (wefund-news.blogfa.com) هم فقط اینو بگم که آخه مردتیکه فکر میکنی ویفاند کم شاکی داره؟! ۱نفر صبح تا شب هم بیکار باشه نمیتونه این همه وب داشته باشه و بچرخونه. برو عمو جون. برو به دزدیت برس.تو فکر میکنی wefund کم آدم بیچاره کرده؟ فکر میکنی که ویفاند فقط ۴-۵ نفر رو بدبخت کرده؟ هر کس تو ویفاند سرمایه گذاری کرده سرمایش نابود شده و الان هم همه علیه ویفاند شدن. راستی این وب ماله کیه؟!! ماله آرش ؟ (http://wefund-thief.blogfa.com ). در مورد اون مطلبی هم که در مورد وبلاگ شیراز نوشتی خودتم میدنی که شر و ور هست و همه میدنن که بچه های شیراز به خون هاشمی و دار و دستش تشنه هستن. ویفاند هر جا رفته تا تونسته ریده. در پایان هم راجه به فحاشی من به شما :به دزدی که بی رحمانه دزدی میکنه و پول مردم رو به تاراج میبره فقط و فقط باید فحش داد. انتظار نداشتی که بگم عزیزم. قربونت برم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مراقب شیادان ویفاندی باشید که در کمین سرمایه های شما هستند تا آن را بدزدند. این شیادان از همه راهها استفاده میکنند تا فریبتان دهند. گول این افراد را نخورید. سرمایه گذاری در ویفاند یعنی پول را دور ریختن. پس اگه واسه خودتون و سرمایه تون ارزش قائلید اونو دست دزدای ویفاند(We-fund.com) ندید که پشت گوشتون رو هم ببینید پولتون رو نخواهید دید. این رو کسی داره بهتون میگه که تو ویفاند سرمایه گذاری کرده و سرمایه اش رو از دست داده.

---------------------------------------------------------

ساختن اطلاعات دروغین توسط موش های کثیف فاضلابی ویفاند(we-fund.com) برای افراد با وجدان و انسان

 

رضا هاشمیه دزد و سگ های این دزد کثیف (بهنام استخر و وحید خورقامی و مهراد اصفهانی و ..) همه تلاششون رو میکنن تا اذهان رو منحرف کنند و همچنان به دزدی هاشون ادامه بدن. به تازگی مشاهده میکنید که رضا هاشمی با همکاری وحید خورقامی اقدام به ساختن جایگاه های کذب و دروغین کرده و به قول خودش میخواد کسایی که نذاشتن به دزدی هاش ادامه بده و وجدان داشتن و نخواستن یه کامران کاووسی دیگه بوجود بیاد که بعد بره و به ریش همه بخنده رو تو دردسر بندازه. اما نمیدونم اینا که اینقدر ادعاشون میشه چرا اینقدر ناشیانه و نسنجیده عمل میکنند؟! دوستان زیادی هستند که بدون اینکه اطلاعی داشته باشند براشون تو اینوست های مختلف جایگاه زده شده. رضا هاشمی هم با همکاری وحید خورقامی اطلاعات شخصی افراد رو جمع کرده و به قول خودش براشون جایگاه زده تا دردسری واسشون درست کنه.

دیتا بیس در اختیار این مارمولک های بی صفت هست و میتونن هر تغییری که دلشون میخواد بدن و این رو بزنن زیر اون و یکی دیگه رو حذف کنند و نفرات دیگری هم اضافه کنن و خلاصه همه کار بکنند. میتونند دست تو ترانسفر ها برده و حجمش رو بالا ببرند. به همین راحتی. میتونند غلطی که خودشون کردند رو با یه تغییر کوچولو داخل دیتا بیس به دیگران نسبت بدن و همه چیز رو مثلاً به نفع خودشون تموم کنند.

مگه غیر اینه که تو نت هد سیستم بیشترین درآمد رو داره؟!! پس چجوری روتون میشه از درآمد های دروغین بچه ها صحبت میکنید؟! مگه امکان داره کسی از جایی درآمد میلیونی داشته باشه و بدون هیچ دلیلی اون رو به هم بزنه؟!! اگه کسی شکایتی کرده و دست از کار کشیده به این دلیل بوده که داشتن حق خودش و زیر مجموعه هاش رو میخوردن. فهمیده بوده که اشتباه کرده و فریب کثافت رزلی به نام رضا هاشمی سگ صفت رو خورده و خواسته یه جوری جلو فاجعه ای همچون فاجعه سوئیس کش رو بگیره. یه سوال دارم از کةنند تا شاید زمان تقسیم پول ها به اونا هم چیزی برسه تا از زندگی فلاک�1ک و فامیل و دوستان و آشنایانتون رو  وارد میکرید و کلی مسئولیت واسه خودتون درست میکردید و از طرفی هم جیب رضا هاشمی و سگهای دور و برش رو پر میکردید تا روزی که سایت دان شه و دردسر مهلکی دامنتون رو بگیره؟ به این فکر کنید که قرار بوده از سمت شما ۱۰۰۰۰۰ دلار پول بره تو جیب رضا هاشمی ولی بالاسریهاتون در واقع فرشته نجات شما شدن و قبل از اینکه اشتباه خودشون و شما تبدیل به فاجعه ای بزرگ چون سوئیس کش بشه جلوش رو گرفتن. نذاشتن که نابود شید. نذاشتن که سرمایه ای که با رنج فراوان خودتون و دوستان و آشنایانتون درآوردید به راحتی به جیب رضا هاشمی ریخته شه. به نظرتون این بزرگواریه کمیه؟!

همه میدونیم که همه کارهای هاشمی و دوستان کثیفش برای دزدیدن بیشتره. پس هر چیزی که از سمتشون میاد فقط و فقط به این دلیله که میخوان بیشتر از قبل بدزدن و خودشون رو به رکورد کامران کاووسیه دزد نزدیک کنند.

از همه شما عزیزان  یه سوال دارم :

۲ دسته در ویفاند وجود دارند :

دسته ئ اول : کسایی هستند که به کلاهبردار بودن سایت ویفاند پی بردن و از ادامه کار منصرف شدن و نخواستن مردم بیچاره رو تو هچل بندازن و دست از کار کشیدن و برخی نیز برای طلب سرمایه از دست رفته زیرمجموعه هاشون از رضا هاشمیه دزد شکایت کردند تا نذارن آب خوش از گلوی این دزد بزرگ نت ایران پایین بره.

دسته ئ دوم : کسایی هستند که همچنان اسرار دارند به دزدی های رضا هاشمی کمک کنند تا شاید زمان تقسیم پول ها به اونا هم چیزی برسه تا از زندگی فلاکت بار خودشون خلاص شن و با پول من و شما و شماهای دیگر برا خودشون زندگی بسازن. 

شما مختارید به صحبت هر کسی که دوست دارید گوش کنید. فقط این نکته رو یادتون نره اگه اینا(طرفداران سایت کلاهبردار ویفاند we-fund.com) راست میگن یعنی این حرفشون که ویفاند خوبه و هیچ مشکلی نداره و حقتونه که دلاراتون نقد نشه درسته. اگر اراجیف این احمق ها رو باور دارید پس بهتره برید ویفاند کار کنید و جیب هاشمی و دار و دسته ئ دزدش رو پر کنید .

وگرنه ....

فکر کنم همینکه کسی دیگه سمت ویفاند نمیره و هویت این سایت کلاهبردا بر همگان مشخص شده خودش گواهی هست مستند بر همه گفته های ما.

راستی از ۶۴ تا جایگاه رضا هاشمی چه خبر؟!!

------------------------------------------------------------

میخواهید نتورکر باشید یا فرار کنید؟

چند وقتی میشه که یه عده احمق دارن به اسم ما توی وبلاگ خودشان کامنت میذارن. من هیچ کاری با این افراد ندارم. بحثم راجع به افرادی مثل حامد شیروانیه که نمک میخوره نمکدون میشکونه و در نهایت دوقورتونیمش هم باقیه!!!

آقای حامد شیروانی دوست عزیز، آقای هد ویفاند در بابل مثل اینکه یادت رفته کی بودی! کجا بودی! و چیکارا کردی! مثل اینکه دوره سوئیس کش که به زیر مجموعه هات میگفتی بترکونید مشکل نداره یادت رفته؟! یادت میاد آخرین جمعه یه فان گذاشتی و کلی جو دادید و در نهایت پول یه عده بدبخت فرداش تو حواله شما به باد فنا رفت؟ و این مهران بعنوان دایرکتت توی سوئیس کش بود که نذاشت حتی یک نفر ازت شاکی شه!

یادت رفت ۴-۵ ماه پیش اومدی تهران با اسناد و مدارک بهت ثابت کردم ویفاند واسه هاشمیه اما گفتی ما تجربه ی سوئیس کش رو داریم و گفتی بازم میخوام فعالیت کنم! یادته شبی که تو آفیس جردن با بهنام و مهران و آن مهراد قمبل جلسه داشتیم و چه چیزهایی رو شنیدی و دیدی؟ یادته از آفیس اومدی بیرون چه صحبتهایی شد؟ تو نبودی که گفتی بهنام و رضا دارن از موقعیت ما سوءاستفاده میکنن؟ آخه دستمون تو پوست گردو بود. یادته توی پارک استقلال بهنام چطور زد زیر همه ی حرفایی که زده بود؟ یادته چقدر بهت گفتم بی خیال ویفاند شو اما گفتی میزنیم و درمیاریم چون چاره ای نداریم در نهایت کسی دیگه ما رو نمیبینه؟ یادته مهران بهت گفت بریم شکایت کنیم نذاشتی و گفتی ریسکی بود که کردیم؟ یادته کل ممجموعه ی مهران به خاطر اینکه تو میخواستی ویفاند رو ادامه بدی از شکایت باز موندن؟

میدونم یادته اما...

"کسی که خوابه رو میشه بیدار کرد اما کسی که خودش رو به خواب زده نمیشه بیدارش کرد"

حالا چی شد؟ به حرفهای ما رسیدی؟ فهمیدی بهنام از دهن حرف نمیزنه؟ فهمیدی ساپرت حالیشون نیست؟ فهمیدی ویفاند کلاهبرداریه؟ کم آوردی و حالا میخوای از این طرف عقده هات رو خالی کنی؟

داداش گل چقدر گفتیم نزن اما گفتی من با این استراتژی هم میترکونم! خب چی شد؟ ترکون زدی؟ غیر از اینه که یه عده دیگه رو هم بدبخت کردی؟ تا اون زمانی که نمیدونستیم قضیه چیه میتونستیم وجدانمون رو راضی کنیم. اما وقتی فهمیدیم قضیه چیه دیگه خود طرف هم بدونه ۱۰۰٪ ریسکه وجدان نمیذاره جلوتر بریم! اما تو ........

یادته ۲تا وبلاگ آوردی بالا و کلی چرت و پرت در مورد مهران و ما نوشتی؟ اما فکر نمیکردی ما بفهمیم کار تو بوده. و وقتی فهمیدیم وبلاگها کاره تو بوده واسه توجیح گفتی مشکل روحی دارم که اونها رو نوشتم! حالا میای میگی مهران بیمار روانیه؟ داداش خودت رو نگاه کن و خجالت بکش.

اینهم جواب مهران برای تو که البته کامنت گذاشته بود اما من نتونستم توی وبلاگ نذارم و این حرفها رو نزنم.  امیدوارم معقولانه عمل کنی:

مهران: سلام به همه دوستان.ممنون که بعضی از وبلاگها به اسم بنده بالا میان!جالب تر اینکه به اسم بنده هم کامنت میذارند و وقتی خودم کامنت میذارم تائید نمیکنن..!!!
الان مدت یکی دو ماهی میشه که اصلا حس رفتن تو اینترنت رو نداشتم تا اینکه دیروز یکی از دوستان گلم گفت که یکی از بچه های گرامی که بنده تو مجموعه سوئس کش ایشون بودم و خونه زندگیمون رو بخاطر تایید های مکرر ایشون از سویس کش از دست دادیم اومده و کلی چرت و پرت پشت سرت گفته!!!
جالبه کلی فحش و دری وری میگه و بعد میگه حالا مردی برو پول مارو تو ویفاند زنده کن...! من هم حتما اینکارو میکنم!!!
دوست عزیزم ح.ش تلفن این روباه پیر با لحن ک...رو که داری که داری. حرفی داری زنگ بزن .چرا دیگه بچه بازی درمیاری و میری تو وبلاگها دری وری میگی!!هر چند که اصلا برام اهمیتی نداره...
من بخاطر شما تو سوئس کم تومون دادم!شما که کلا تو ویفاند 75000$ پول بالا داده بودی که 40000$ که برای دکتر بود که گفتم نزن نمیشه نقد کنیم.گفتی:دکتر گفته خودم ورودی میگیرم.مگه نرفتی پیشش گوشی دادی باز خودم بهش گفتم نزن ولی قبول نکرد!!!
21000$ هم که برات نقد کردم.پولی هم که به بهنام دادم بالای 100000$ هست که قبضهای پرداختیش موجوده%
جلوی یکی از بچه ها هم گفتم اگه میخوای من میرم دنبال شکایت ولی گفتی ما ریسک کردیم و شکایتی نداریم!!!حالا داری چی میگی...!؟
(راستی به پدرت سلام برسون.درسته تو اینهمه بی حرمتی بهم کردی ولی من خانوادتو واقعا دوست دارم)
تا حالا اینوستی به مسخره گی ویفاند بوجود نیومده بود.اولش گفتم اگه ماله وامو هم نباشه خوده رضا.ه کارش درسته ولی دیدم رضا.ه عروس تعریفی از آب در اومد!
میگه فقط پول بدید عدد بگیرید!!!
در هر صورت خدا جای حق نسشته و عاقبت خاک گل کوزه گرانیم...
دوستان هر کسی هر مشکلی با بنده داره لطفا بهم میل بزنه تا با دلیل ثابت کنم...
به امید موفقیت یکا یک دوستان%پرواز

حامد جان امیدوارم جوابت رو گرفته باشی و به فکر درمان خودت باشی

خوب شد صدات دراومد تا به همه ثابت بشه که ما درست میگفتیم. و هرکی الآن داره کار میکنه بزودی به نتیجه ای که تو رسیدی میرسه و میفهمه که ما و خیلی های دیگه درست میگفتیم و هاشمی دزد بوده! پس دوستانی که دارن کار میکنن حواسشون باشه که زیر مجموعه هاشون اونها رو نخواهند بخشید. چون کسایی که الآن دارن ویفاند کار میکنن با علم به این که ویفاند کلاهبرداریه دارن کار میکنن. پس تاریخ اینوست خودتان رو با تاریخ ثبت اطلاعات موجود در این وبلاگ بررسی کنید و بدونید که دوستانتتان با قصد کلاهبرداری شما رو راغب به سرمایه گذاری کردند.

امیدوارم با وجدان بیدار برای خود درآمد ایجاد کنید! و اگه خواستید نتورکر باشید کاری نکنید که مجبور به فرار باشید.

------------------------------------------

فرشاد مقیمی و خودکشی ویفاند!!!

 

بلاخره آن موقعیتی که منتطر بودم فرارسید تا ایرانی بودن ویفاند رو ثابت کنم. من انتظار چنین حماقتی رو از سمتشان داشتم تا به اصطلاح اطلاعات شخصی را افشا کنند. چون هنوز مدتی از خارج شدن ما از ویفاند نگذشته بود که وسله ی ناجور چسبوندن. نشان به آن نشانی که یکی از زیرمجموعه های شاهین.ب و در کرج دقیقاً در اوج دزدی های فرشاد مقیمی دست نشانده ی استارتر و هدمستر از طریق وبلاگ با ما تماس گرفت تا مقدار 80.000 دلار یونیت خودش رو نقد کنه اما تیم ما به آنها هشدار داد که مواظب دزدی ها افراد باشند و حتی IBN خود را در اختیار افراد ناشناس قرار ندهند. پس خیلی راحت نشون میده که ما سعی در آگاهی کاربران داشتیم. حتی من این مسئله را با آقای هدمستر درمیان گذاشتم تا مقدار برایشان نقد کنند اما ایشون گفتن که ازش یه مقدار یونیت بگیر تا بفهمیم IBN اش چیه و جایگاهش رو بلاک کنیم! من به هدمستر گفتم تو رو خدا اینا که دیگه وامی نیستن با اینا این کار رو نکنید اما هدمستر میگفت شما بگیر کاریت نباشه. اما خدا شاهده وجدانم نمیذاشت تا اینکه هدمستر سر همین قضیه با من و تیمم چپ افتاد. چون میدونست مقدار زیادی یونیت بیرونه. اما این بنده خداها قسم میخوردن که بابت اینوست پول دادند و وامی نیستند. من راضی نشدم IBN کسی رو بدم و این باعث شد کلاً از هدمستر متنفر بشم. استارتر و هدمستر به فکر این افتادند که با وارد بازی کردن مهره ای بنام فرشاد مقیمی  از ما زهرچشم بگیرن. (سیاست کثیف استارتر رو که میدونید. میگن انگلیسیه اما من میگم سیاستش مبتدی و کپی برداریه) فرشاد مقیمی رو به سراغ تیم ما فرستادند و به ما گفت که یونیت از هرجا زیر قیمت پیدا کردید بخرید تا بتونید با ماو التفاوتش تیمتان رو ساپرت کنید. ما هم جوگیر شدیم گفتیم خب این بهتر از اونه که 80 % سود از جیب به مجموعه مان بدیم. آقای فرشاد مقیمی اومد و یونیت دزدی رو زیر قیمت به تیم ما فروخت. اما به 2 روز نکشید که دیدیم یونیتها برگشته به IBN خود فرشاد مقیمی! یعنی یکی اومده وارد صفحه ی شخصیه یکی از بچه ها شده و یونیت رو برداشته. من اول فکر کردم فرشادمقیمی هکر بوده (چون قبلاً یکی ویفاند رو هک کرده بود و ژنیالوژی رو از بالا save کرده بود.) اما بعد فهمیدیم که نه بابا! این فرشاد مقیمی ادمین و یا فرستاده ی ادمین ویفاند. چون با هرکدوم از دوستان ITman در این مورد صحبت کردیم فقط خندید و گفت فرشاد مقیمی نقش ادمین رو داشته. از این لحظه به بعد کلاً هم ما و هم تیم از هم پاچید چون فهمیدیم ایرانیه! و آقای هدمستر گفتند که کمپانی میگه فرشاد دزده. به هدسمتر زنگ زدم گفتم که دلارها باید بگرده و شما هم باید توضیح بدی. فرداش تماس گرفت و وسط صحبتهاش سوتی داد و گفت آقای ITman داره رو IBN ها کار میکنه. ما هم فرداش به آقای ITman تیکه اش رو انداختیم که حالا رو IBN کار میکنی. یدفعه جا خورد  نمیدونست هدمستر سوتی میده. بلاخره بعد از 40 روز پیگیری از طریق هدمستر، ایشون گفتن که تیکت بزنید به ویفاند تا بگه قضیه چیه! من و بچه های تیمم شروع به تیکت زدن کردیم. بعد چند روز اعلام کرد که چون IP فرشاد مقیمی و خریدار در هنگام مبادله یکی بوده پس هر 2 IBN متعلق به یک نفره! منو میگی اینو ندیدم اصلاً 2دستی زدم تو سرم. گفتم بابا اینا دیگه کین. ویفاندی که ادعا داره کمپانیه داره به من IP میده واسه اینکه 15250$ رو بپیچونه. انگار خریدار نباید ببینه که یونیت اومده تو حسابش یا نه کهپول بده به هرکدوم از ITman ها و لیدرهای ویفاندی و غیر ویفاندی اینو گفتم ترکید از خنده و ایرانی بودن ویفاند رو تو سرم زد. منم در جواب کمپانی زدم که شما باید دلارها را برگردونید! البته همون روز جلوی هدمستر داشتم به خاطر این حرکت ویفاند به ادمین ویفاند فحش میدادم. آقا فردای اون روز جایگاه من بلاک شد بخاطر اینه که گفته بودم باید یونیت ها را برگردونید. بعد چند روز آقای هدمستر با بالاسری من تماس گرفت و گفت ویفاند میل زده که فلان IBN که بلاک شده تروریسته و ازش دوری کنید! آقا وقتی بالاسری من اینو به من گفت من ترکیدم از خنده    گفتم به استارتر بگید کم سوتی بده. بعد چند روز هدمستر میل رو به من نشون داد منم شروع کردم به مسخره کردن (نکنه امریکا بخاطر این قضیه به ایران حمله کنه؟ بهش گفتم من چند شبه خوابم نمیبره، همش میترسم نیروهای امریکایی شبونه با تانک و هواپیما و تک تیرندازاش بریزن خونمون منو بکشن! آخه IBN من TRORIST IBN بود. و طبق گفته های هدمستر جایگاهی که بلاک شده دیگه باز نمیشه! بعد 2هفته تهدید من به هدمستر، آقای هدمستر با من تماس گرفت و گفت که کمپانی گفته اگه شما این شخص رو تائید میکنید جایگاهش رو باز کنیم. هدمستر گفت چیکار کنم؟ بگم باز کنه؟ آقا انتظار داشت من معذرت بخوام اما من تهدید کردم که اگه باز نشه ویفاند رو نابود میکنم. بعد هدمستر گفت من که میگم باز کنن اما دیگه از این تیکتها نزنید

جایگاه من باز شد اما همین چند وقت پیش با کلی یونیت بلاک شد. بماند که پول آن 15250$ ایی که اول دزدیده بود رو از جیبم به زیر مجموعه ام دادم تا راحت شم. مجبور شدم پول این یونیتها که واسه بچه های مجموعه بود از جیب بدم. بعد یه مدت بازم دیدم یه عده میخوان تو مجموعه ام کار کنن منم گفتم باشه کمکتان میکنم. چند تا اینوست داشتیم وقتی خواستم به حساب هدمستر پول بزنم، هدمستر گفت که به حساب من پول نزنید پول رو ببر بده به قلمبه ی جردن و ازش ای-مانی بگیر. از این ترسویی هدمستر خندم گرفتم. البته من با کمال پررویی یه یک میلیون و خرده ای زدم به حسابش. اما از فرداش دیگه نمیذاشت. منم گفتم مگه آن قلمبه کیه که من از غرب تهران هر روز پاشم برم جردن که بهش پول بدن تا واسم ای-مانی بده؟! حالا از اینجا فهمیدیم که این آقای قلبمه ی جردن مسئول ای-مانی تو ویفانده.

 

 

آخه چند تا نکته:

1. ویفاند رو چه حسابی یونیت های انتقالی رو دزدی اعلام میکنه؟! مگه میشه گفت ما از فرشاد مقیمی یونیت گرفتیم و پول ندادیم و یا فرشاد مقیمی یونیت از کسی پرفته و پول نداده!

7 خود هدمستر ویفاند بوده و یا یکی از همان به اصطلاح پاچه خوارهاش%D�ه داره؟!

3.چرا پس یونیتها رو بر نگردوندند؟ جز اینه که سایت ایرانیه و ادمین از 2طرف هم کلاهبرداری کرده؟!

4. این چه جور کمپانی ایی که یه سوراخ به این بزرگی داره که یکی میتونه اینقدر راحت دزدی کنه؟!

 

آقایان استارتر و هدمستر در نهایت خودشان با دست خودشان توانستند حقیقت ویفاند رو به همگان نمایان کنند. این آقایان بلاخره چندتا آی بی ان توی وبلاگ گذاشتند. IBN هایی که:

۱. هیچ ربطی به تیم ما نداشته و فقط برای گمراه کردن افراد بوده - چند ماه روی این طراحی وقت گذاشتند تا بتوانند چنین طراحی ایی انجام بدهند. بلاخره هیچی نباشه آقای ام ال ام اینجا نقش ITman رو ایفا میکنند و قبلاً آقای هدمستر در این مورد سوتی دادند و یکبار گفتند که آقای و داره رو IBN ها کار میکنه. من از آقای ITman  اصلاً ناراحت نیستم چون میدونم بلاخره دنبال پوله و براش  فرقی نمیکنه از چه راهی و به چه قیمتی بدست بیاره. 

۲. با این کار نشون دادن که چیزی به اسم بلاک کردن وجود نداشته -بلکه این وظیفه ی هدمستر شیرازی بوده تا بعنوان بلاکر در ویفاند ایفای نقش کنه و برای از بین بردن یونیت جایگاه بلاک کنه. یاد اونموقعی افتادم که آقای هدمستر به ما میگفت سعی کنید IBN بدید من لاک کنم. بنده خدا مرض بلاک کردن داشت. میگفت از کمپانی مان باید مواظبت کنیم و نذاریم چوب حراج به دلار ویفاند بزنند. 

3. آقای وبلاگ نویس یا خود هدمستر ویفاند بوده و یا یکی از همان به اصطلاح پاچه خوارهاشونه. چون در حالت کلی اگه در نطر بگیریم طبق گفته ی خودشان :  "دوستان قرار دادن این اندک اطلاعات در دسترس همگان علیرغم میل باطنی استارتر و جمعی از دوستان بوده است  " پس یا ویفاند اونقدر بی در و پیکره که اطلاعات افراد رو در اختیار یوزر عادی (البته شاید قلمبه ی جردن که مسئول ای-مانی ویفاند میباشد) قرار میده و یا کار کاره خود هدمستر و استارتر سیستمه که این حرکت احمقانه رو انجام دادند. در هر صورت ویفاند از لحاظ امنیتی هم جای مناسبی نیست چون استارتر و ادمین هرموقع از هرکسی خوشش نیومد تغییراتی در صفحه شخصی افراد انجام میده و اطلاعات رو افشا میکنه!!!

4.بار دیگه ایرانی بازی توی ویفاند- چون ادمین ایرانی بوده خیلی راحت تغییراتی را در صفحات انجام میده و اطلاعات رو افشا میکنه و این نوع حرکات فقط از ایراینیها برمیاد.

 

حالا مجبورم یکمی وقت بذارم و وبلاگ رو به روز کنم تا همگان بدونند قضایا چیه!

این وبلاگ زمانی DOWN میشه که پولهایی که به حساب هدمستر واریز شده برگردانده بشه تا به صاحبانشان برسه. البته راههای رسید به پول زیاده!

-------------------------------------------------------------------------

بزودی حقیقت شوم فرشاد مقیمی( کسی که مامور شد تا دلارها و پولهای نقد دوستان ویفاندی رو بدزد) را برای شما ببان میکنم. شخصی که دزدان بزرگ ویفاندی سعی کردن واقعه رو برعکس جلوه بدهند و از آنجایی که سایت دست خودشان هست خیلی راحت اطلاعات را تغییر میدهند  اما واقعه رو از زبان ما و با شهادت کسایی که از آنها دزدی شده بشنوید تا ببینید هدمسترها چه دزدهای کثیفی هستن! البته این افراد تمام جایگاههای ما رو بسته اند تا ما به اطلاعات واقعی دسترسی نداشته باشیم اما ....

-------------------------------------------------------------------------

وامو ورشکست شد

 

کمپانیه عظیم وامو که ویفاندیها سعی د�%A�٪ سود به مجموعه مان بدیم.

 ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چ�9�ون هم اعلام کرد. اینهم برای اطلاع رسانی خدمت دوستان بگم تا بدونید که یاد آن موقعی افتادم که آنلاین کپیتال پائین رفت و امپریال نابود شد. چون دیگه امپریال کمپانی ایی رو که خودش رو به آن میچسبونید از بین رفته بود. حالا نوبت ویفاند خودمون شده. دیگه پشت مرده باید فاتحه بفرستیم.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاه کلید  | 


ویفاند 5

 

شباهت ویفاند با فایننس کوئین

 

جالب شد این دوست آی تی من رفتن مشخصات کوئین رو عوض کردن انگار ملت نمیفهمن. البته با گذشت ۲ماه باید اینکار رو میکرند. چون خیلی ها بخاطر همین شباهت بین ویفاند و کوئین سیستمهای کوئین و ویفاند رو ترک کردند. لطفاْ با کردیت از هر ۲ سایت هوایز بگیرید. البته هوایز ۱ماه پیش رو بگیرید. در ضمن لطفاْ مردم رو احمق فرض نکنید. چون آن آی پی در حال حاظر برای سایت queenfinance.com هم نیست.  وقتی که مردم با کردیت به اطلاعاتی که عنوان کردم دسترسی پیدا کنن به کثیف بودن این افراد بخصوص آقای آی تی من پی میبرن. اما آقای آی تی من حرکتهای کثیف شما به این راحتی پاک نمیشه. تنها راحت متواری شدنه. اینو جدی میگم چون دیگه کسی فریب شما ها رو نمیخوره و دستتان واسه همه رو شده.  

حالا برید جو بدید که ما از حسادت مردیم. حسادت اینکه دیگه مجبور نیستیم از جیبمان ۸۰٪ سود به مجموعه مان بدیم.

 ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چند ماهه پیش وقتی ما ویفاند رو به خاطر حاشیه های زیادش و ....  رها کردیم یک دوستی که آقای هاشمی ایشون رو از لحاظ اطلاعات آی تی قبول داشتن سراغ ما آمد و با این بهانه که ویفاند ایرانی است و جای مناسبی برای فعالیت نیست یک سیستم سرمایه گذاری رو به ما معرفی کرد. ما هم با یک سرچ کوچک به اطلاعات جالبی دست پیدا کردیم که در نوع خودش بی نظیره. و آن شباهت فراوان بین ویفاند و این سیستم( فاینانس کوئین) میباشد.

اولین شباهت این دو سایت از نظر اینترفیس سایت میباشد. یعنی از لحاظ ظاهری خیلی به هم شباهت دارند.

 لطفاْ به سایت فاینانس کوئین مراجعه کنید: http://financequeen.net/pages/main/ 

سایت ویفاند رو هم باز کنید : http://we-fund.com

با یه نگاه ساده میشه فهمید که 2سایت از یک قالب شبیه به هم استفاده کردن یعنی استفاده از فلش ، سایز نوشته ها، طرز قرار دادن اخبار news در سایت ، استفاده از چارت سایت  bigcharts.com 

قسمت دوم که شک من رو بیشتر کرد قسمت register  هر دو سایت که لطفاً یه نگاه بندازید. از یک فیلد در هر 2 سایت استفاده شده.

قسمت سوم، یکی بودن DNS سایت ویفاند با فاینانس کوئین. جالبیش اینه که فاینانس کوئین هم مثل ویفاند از Ravand استفاده کرده.

ویفاند: http://dns-tools.domaintools.com/?m=dns&q=38.117.87.219  

فاینانس کوئین: http://dns-tools.domaintools.com/?m=dns&q=38.117.87.171

جالبتر اینکه فاصله ی ip این 2 سایت فقط 48 تاست. یعنی ویفاند و روند هر 2 از یک سرور تغذیه میشن. بهتر بگم از یه جا خدمات میگیرن.

قسمت چهارم: اطلاعات فاینانس کوئین در سایت aboutus.org است. که نشون میده نفر اولی که اطلاعات فاینانس کوئین رو در این سایت وارد کرده با id این شخص: washington بوده.

 نگاه کنید:  http://www.aboutus.org/Special/wiki/history?title=FinanceQueen.net 

به نظر شما اینا نشان دهنده ی چیه؟ آیا غیر از اینه که سایت فاینانس کوئین و ویفاند هر 2 کار 1 نفر بوده. احتمالاً وقتی کسی که داشته اطلاعات فاینانس کوئین رو در سایت aboutus.org وارد میکرده حواسش نبوده فکر کرده که داره اطلاعات ویفاند رو وارد میکنه. اینم بگم که فاینانس کوئین ادعا داره که بلژیکی بوده و معلومه که ربطی به امریکا نداره. من قصدم تحلیل سیستم فاینانس کوئین نیست و اصلاً هیچ بحثی در موردش نمیکنم. بماند که همه ی مطالب سایتشون رو هم از جاهای مختلف کپی برداشتن.

با ما همراه باشید.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاه کلید  | 


ویفاند 4

این مطالب رو از یه وبلاگ که در مورد ویفاند نوشته بود برداشتم بخونید جالبه

خب دوستان میخوام این سری یه نشونه ی دیگه از ایرانی بودن ویفاند واستون بذارم. امیدوارم دوستانی که میگن ما هنوز به ایرانی بودنش شک داریم با این مطلب به ماهیت ویفاند پی ببرن.

خب اول به این لینک برید:

http://www.robtex.com/dns/wefund.us.html

همونطور که مشاهده میکنید یه سری سایتها با این سایت روی یک سرور قرار دارند. مثل سایت www.isna.ir

سوال: چرا کمپانیه امریکاییه وامو واسه سایت wefund.us اومد از یک سرور (به نام ravand ) که بیشتر سایتهای ایرانی از اون استفاده میکنن استفاده کرد؟!

حتماْ میدونید که blogfa.com هم از همین سرور استفاده کرده.

حالا یه چیزه دیگه از www.domaintools.com یه whois از wefund.us بگیرید. ببینید سایتهای مرتبط (Related Sites) با سایت ویفاند چه سایتهاییه!!!

اینم لینکش: http://whois.domaintools.com/wefund.us

سایتهایی مثل: alexa.com, tinypic.com, sanjesh.org, google.com, domaintools.com, blogfa.com, bia2.com, bedehi.com, amazon.com, yahoo.com با ویفاند مرتبط هستن.

راستی از همون دامین تولز واسه WE-FUND.COM یه WHOIS بگیرید و  به

  Wiki article on We-fund.com : AboutUs برید ببینید چه چیزایی که نمیبینید.  در اونجا ااطلاعاتی راجع به ویفانده که اسم از رضا هاشمی آورده شده و آدم رو به یه سایت مبتذل هدایت میکنه.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاه کلید  | 


ویفاند 3

 

این مطالب رو از یه وبلاگ که در مورد ویفاند نوشته بود برداشتم بخونید جالبه

خیلی جالبه آقای رضا هاشمی چند وقت پیش یه جلسه گذاشته واسه بچه ها و خواسته قانعشون کنه که کار کنن.

بچه ها ازش پرسیدن آقای هاشمی اینکه میگی فقط ۲ماه اول حواله خورده قبول اما همون ۲ماه کم مبلغی نخورده به ویفاند. پس چرا خدمات نمیده؟!

رضا هاشمی هم از بی اطلاعاتی بچه ها سوء استفاده میکنه و میگه: کمپانیه وامو  ۲۰۰.۰۰۰ دلار واسه سایت هزینه کرده.

اما حالا هزینه ی سایت ویفاند:

رضا هاشمی (خود رضا که نه چون رضا اطلاعات اینترنتیش صفره. جناب آی تی من ویفاند) قالب ویفاند رو از این سایت به قیمت ۶۴ دلار خریده:

http://freesitetemplates.com/templates/premium.php/Business/

این شماره رو 16474 در قسمت by keyword در بخش search وارد کنید و بعد جستجو کنید و یا

 برید صفحه ی 73 / ردیف سمت راست پائینترین قالب دقیقاْ قالب ویفانده.

و یا این لینک رو ببینید که از یه سایت دیگه است:  اینجا کلیک کنید

اینجا هم یه لینک دیگه است.

 نامرد نکرده ۲۹۵۰ دلار بده این cms رو بخره که حداقل قالب رو از تو قسمت فروش بردارن. میدونید مشکل یه همچین قالبهایی چیه؟!! شنیدین میگن یه نفر یه دفعه 4000 تا سایت هک کرده! این واسه اینه که اون شخص میاد قالب آماده رو هک میکنه و کل سایتهایی که از اون قالب استفاده کردن لنگهاشون میره هوا!!!

خب یه سری کدها هم واسه سایت اضافه شده که اونم هزینه اش ۲۵۰ دلار هم نمیشه. اینو برنامه نویسا میدونن.

هزینه ی دومین هم که ۱۰ دلار هم نمیشه. هزینه ی هاست هم که ماهانه ۱۵ دلار هم نمیشه.

۶ماه اول که سایت هیچی نداشت.

حالا میگیم ماهی ۱۲۵دلار هم بابت ssl ایی که از godaddy گرفته حساب کنیم.

راستی اون درختها و آدم برفی و جوجه مرغه هم هزینه داشتن؟!

دیگه سایت چیا داره؟!!!!!

آهان راستی در مورد ravand  اینو بگم که کی  گفته که ویفاند ازش فایروال گرفته؟! . ویفاند ازش هاست رو گرفته  البته ممکنه به همراه هاست بعنوان اشانتیون فایروال هم داده باشن اما این آی پی ماله سرور و شرکت هاست دهنده است و به خاطر همین تو whois  ردپاش میفته. ravand مگه تو فایروال مطرحه؟! بنده خدا این ایرانیها که هیچی از آی تی نمیدونن. منم ادعایی ندارم. اما بالاخره چند نفری هستن که بدون غرض اطلاعات بدن.

خب برگردیم سر سایت. هزینه اش رو سر انگشتی حساب کنید. چقدر شد. نه۲۰۰.۰۰۰ دلار نشد. اشتباه حساب کردید آقای هاشمی. هزینه ی سایت شده 1.000.000 دلار. چون ماه اول حداقل اینقدر حواله خورده!!!

 

خب راجع به دفتر هم بگم با ماهی 1.000 تا 1.500 دلار میشه یه دفتر تو بهترین منطقه ی واشنگتن اجاره کرد!!!

راجع به این کامنت دوستمون:

من از شما تشکر میکنم.
فقط یه چیزایی هست که هنوز برا من مبهمه.
ظاهرا همه چیز دال بر اینه که ویفاند مال رضا هاشمیه.اما یه چیزایی هم هست که منو از این نتیجه دور میکنه.
لطفا کمکم کنید.
مثلا این لینک رو با یه فیلتر شکن ببینین:

http://toolbar.netcraft.com/site_report?url=http://www.we-fund.com


اطلاعات سایت ویفاند به کلی میرن به یه ایمیل از سایت وامو این که نمیشه.مثل اینه که من یه صندوق صدقات به از خودم به نام کمیته ی امداد بزنم تو خیابون به این امید که مردم بیان پولاشونو تحت عنوان کمیته ی امداد بریزن تو صندوق من.از اونطرف من کلید این صندوق رو در اختیار کمیته امداد قرار بدم.


اینو بگم که:

1. یه همچین آدرس ایمیلی وجود نداره! کافیه از میل یاهو یه ایمیل به این آدرس بفرستید تا ببینید یاهو  چه پیغامی واستون میفرسته!

2. با پول تو اینترنت خیلی میشه مانور داد. این سایت هم مثل سایتهای مانیتورینگ که هایپ ها رو بررسی میکنن!!

3. اینکه هرکسی میتونه بره اونجا سایتش رو با هر اطلاعاتی بخواهد ثبت کنه. کافیه نرم افزار سایت رو دانلود کنید و سایتتون رو اینجا به هر شکلی که خواستید ثبت کنید!!!


یکی از بچه های ویفاند اومده این متن من رو توجیح کنه که مثلاً کسی منفی نشه. جالبه داره به شعور همه توهین میکنه. میگه پسرعمو و پسردای ایش برنامه نویس اند. (بابا همه اطرافیانت تحصیل کردن که، تو دیگه چرا؟). لطفاْ این سایت رو به یک برنامه نویس بی طرف نشون بدید ببینید چی میگه!!! ۴۰ میلیون تومن!!!؟! مگه مردم زبونم لال مثل تو احمق تشریف دارن که این چرندیات رو باور کنن.  درضمن دوست عزیزی که اینا رو نوشتی کور نیستی که ببین کل cms سایت رو برداشتن. لطفاً کل cms تستی که داخل آن سایتهاست رو ببین. یعنی برو رو اون لینک ها کلیک کن. بعد که صفحه ی جدید باز شد روی قالب کلیک کن تا کل قالب رو بصورت یه سایت تست واست باز کنه تا دیگه چرت و پرت تحویل مردم ندی.

در ضمن اون لینک الکسا رو هم  کسی که سایت داره میتونه درست کنه کافیه از منو سمت چپ Edit Site Info رو از Related Links انتخاب کنی. البته هر کی سایت داره این کارو بکنه تا ببینه من چی میگم.  اینا چیزاییه که دست دارنده ی سایته که هاشمی راحت میتونه انجام بده.  عین اینه که من بیام یه سایت بیارم بالا بعد بگم سایت مرتبط با من سایت وامو است. حنای شما دیگه رنگی نداره. یه لینک بدین که وامو بگه ویفاند از سایتهای مرتبط با ماست. لطفاً از اطلاعات کم مردم سوءاستفاده نکنید.  دوستان ببخشید اینو میگم: یه قانون و استراتژی توی باینری هست که میگن اگه میخوای خوب پول دربیاری باید زیر مجموعه هات رو احمق نگه داری و گمراه کنی!!!

در مورد اینکه یه دوستت با کردیت whois ویفاند رو گرفته اینو بگم که عزیز من توی اون بازه ی زمانی که میل ادمین سایت ویفاند میل وامو بوده آیا ثبت نامی انجام شده؟! اینوستی انجام شده؟ نه  نشده. از من بپرس که از اول تو این بازی بازیچه بودم.  اطلاعاتی به اون میل فرستاده نشده. مثل اینکه من یه سایت بیارم بالا و بعد یه هفته ای که مونده سایتم رو معرفی کنم بیام واسه ایمیل ادمین سایتم، آدرس ایمیل وامو رو بدم. موقع استارت کار سایت هم ایمیل وامو رو بردارم و یه ایمیل دیگه بذارم، بعد بگم سایت من مال واموست. آیا این درسته؟!   

یه چیز دیگه سرور اختصاصی هزینه اش ماهی 200  دلاره. تازه با دومین جدید سرور اختصاصی گرفته. وگرنه از روز اول سرور اشتراکی داشته!!!

راستی شاید همتون دیده باشید که سایت خیلی وقتها General error میده. این واسه اینه که برنامه نویس ضعیف عمل کرده و به محض اینکه تعداد یوزر آنلاین از یه حد که بیشتر میره سایت کم میاره!!!

درضمن مردم شاید کسی رو توی امریکا نداشته باشن که بفهمن اونجا قیمتها چقدره اما خیلی سایتها اینارو نشون  میده. هیچ جای دنیا مثل ایران نیست!!! رضا کمه کم 5 میلیون دلار پول به جیب زده (البته به شما هم رسیده) حالا صرف هزینه ی ماهی 3و4 هزار دلار واسه چاپیدن بیشتر مردم مگه شاهکاره قرنه؟!!!!!!

در هر صورت من سعی در بیان واقعیات دارم. لطفاً کسایی که طاقت شنیدن واقعیات رو ندارند این وبلاگ رو نخونند. این وبلاگ فقط واسه کساییه که دنبال حقیقتن!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاه کلید  | 


ویفاند 2

 

معرفی شرکت: wefund شرکتی است که سالهای زیادی مشغول به فعالیت بوده که حدود 50 سال فعالیت و 70 سال تجربه در زمینه های نانو تکنولوژی، صنعت و به فکر ایجاد %100-%300 سود هستند.

/

سود: حداقل سرمايه‌گذاري $1000 و مدت دوره سرمايه‌گذاري 6 ماه كه درصد گفته شده شامل سود و اصل پول است. درصد پرداختي 30% در ماه كه مي‌شود 180% در 6 ماه كه 80% آن سود بوده كه به صورت متوسط %13.2 در ماه مي‌شود.

پورسانت: معرفي مستقيم: 10% از هر سرمايه‌گذاري به معرف آن پرداخت مي‌شود.

تعدلي: الف) هر $10,000 در سمت چپ و $10,000 در سمت راست مبلغ $1,000 تا سقف $100,000-$100,000

ب) براي تعادل $100,000 به دازاي هر 20,000$  در سمت چپ و $20,000 در سمت راست معادل $10,000 پرداخت مي‌شود.

نكته: به علاوه پولهاي كه در حساب داريد و نقد نكنيد روزانه 1/0% سود دريافت مي‌كند

 

http://whois.domaintools.com/wefund.us)

2-در جهت کاهش هزینه ها، این سایت host گرفته از سرور اختصاصی استفاده نمی کند چرا یک شرکت که می تواند همچین سودی را دهد باید از host که حدودا $4-$10 در ماه می باشد قابلیت رویت در Domaintools.com و netcraft.com.

                      

3-chartهای سهام و یا بازارهای بورس برای سایتهای استفاده می شود که افراد چیزی در مورد بازار بورس و سهام بدانند که معمولا در سایتهای Broker ها استفاده می شود نه برای سایت های که افراد فقط در آن سرمایه گذاری می کنند اسم NYSE و یا Dow Jones را نشنيده‌اند.

4-اگر طراح و admin سايت يك سري به Brokers (كارگزارها) و Bankها بزنند شاهد اين موضوع خواهند بود كه ديگر Brokerهم از چارتها استفاده نمي‌كنند و فقط 1) نواسانات ازهاي معرف 2) نرخ سودهاي كشورها مورد استفاده قرار مي‌گيرد و نوسانات بازار بورس امريكا در هيچ سايتي ارائه نمي‌شود، در صورتي كه شما در اكثر Brokerها مي‌توانيد سهام‌هاي امريكا را به راحتي خريد و فروش كنيد. اين كار براي عوام‌فريبي مي‌باشد.

مراجع:

1) crownforex.com

2) saxobank.com

3) ac-markets.com

4) fxcm.com

5) fibogrup.com

5-طراحي سايت براي يك كار biz نبوده و در هيچ سايتي كه biz انجام مي‌دهد background برف شاهد نيستيم. اما طراح اثر برف براي back استفاده كرده. حتي اگر هم اين موضوع مربوط به سال نو 2008 باشد، ديگر 21 روز از سال نو و 25 روز از كريسمس (تولد حضرت مسيح) مي‌گذرد.

6-دوست عزيز از سال 2008، 21 روز هم گذشته. اما پايين سايت هنوز 2007 است.

7-قسمت service agreement وجود ندارد و نوشته coming soon.

8-قسمت terms of use وجود ندارد و نوشته coming soon.

9-قسمت security & Privacy وجود ندارد و نوشته coming soon.

10-قسمت Contact us وجود ندارد و نوشته coming soon.

مگه مي‌شود كه شركتي وجود داشته باشد و چندين سال هم فعاليت كند و اين چنين توان‌مند در پرداخت سود باشد. اما سايت خود را بدون آدرس، تلفن و Fax بالا بياورد. مگر در گرفتن ورودي عجله دارد و يا اينكه مي‌ترسد وروديهاي خود را از دست بدهد!

11-Sitemap را نيز خالي و Coming Soon مي‌باشد.

12-قسمت about offshore، كلا كپي برداري شده بدون ذكر منبع (يعني دزدي از مطالب ديگر) مي‌باشد. تمامي مطالب از سايت lowtax.com برداشته شده است.

      

13-غلط‌هاي املايي: براي يك سايت امريكا (US.) خيلي زشت است كه غلط املايي داشته باشد.

13-1) علامتهاي $ هميشه بايد قبل از عدد باشد و نه بعد از آن، 6 مورد در كل متن. در قسمت FAQ.

13-2) در بالاي صفحه  remainingunaswered، غلط است و بايد بين remaining و unanswered فاصله گذاشته شود.

13-3) عدد 100 بدون علامت % است و بايد به %100 تغيير كند.

13-4) عدد  100,000 بدون علامت $ مي‌باشد و بايد به $100,000 تغيير كند.

14-اين Site كه ادعا امريكايي بودن دارد چرا در سايت alexa.com تمامی بازديدكننده‌هاي خود را از ايران دارد.

15-اين سايت فاقد SSL بوده و براي امنيت اعضاء و يا حداقل زيبايي و يا اعتبار هم SSL نگرفته و سايت با https قابليت دسترسي ندارد. در حال حاضر هيچ سايتي در ايران به عنوان network و يا investment وجود ندارد كه فاقد SSL  باشد. اين اولين HYIPي است كه SSL ندارد.

16-wefund فقط يك سايت بوده و تحت همين اسم شركتي ثبت نشده و ارائه هم نشده. چگونه ادعا 50 سال مي‌كند.

17-اين سايت هم تمامي مشخصات HYIPها را داراست.

18-هيچ مدارك معتبر و اسنادي براي اثبات حقانيت و توليد و كار ارائه نشده كه بتواند سود و يا پورسانت خود را طبق آن پرداخت نماييد.

19-در هيچ كجا سايت در مورد ميزان پرداخت سود و پورسانتها توضيحي وجود ندارد. پس چطور افراد در اين سايت بدون توضيحات پول مي‌گذارند كه خود سايت هنوز چيزي را مشخص نكرده. چطور Join us (عضو شويد) و Login (محل ورود اعضا) فعال است اما توضيح در مورد سود و پورسانت لازم نيست و يا تهيه نشده.

20-اين سايت ادعا مي‌كند كه با سايت شركت Washington mutual با آدرس سايت wamu.com در ارتباط است و يا سايت مادر wamu.com است و wefund جنبه اطلاع‌رساني دارد.

20-1) هيچ موقع سايتي كه آنچنان اعتبار دارد و Rank آن 1044 است از سايتي به نام wefund كه Rank آن بالاي 000/000/1 است استفاده نمي‌كند.

20-2) اگر wamu.com بخواهد پرداخت سودي هم داشته باشد، خود به راحتي قادر به انجام اين كار است نه اينكه سايتي مانند wefund كه ssl و غير ندارد بسپارد.

20-3) wamu خود با سود حدود 5% در سال بين $100,000 تا $2,000,000 به افراد واجد  شرايط وام مي‌دهد. به نظر شما قابل قبول است كه بخواهد از افراد پول بگيريد و به آنها اين چنين كه wefund مي‌گويد سود دهد!؟

21-واريز به بانك ندارد و فقط از طريق زيرمجموعه‌ها مي‌تواند سود و پورسانت را نقد كرد.

22-رابطه wefund با wamu در يك عكس جوجه مي‌باشد، كه در يك تاريخي كه در سايت wamu گفته شده بود مي‌خواهند در آسيا هم شروع به كار كنند عكس يك جوجه كه از تخم درمي‌آيد گذاشته بودند. چون wefund هم همان عكس را در سايت خود گذاشته يعني با هم ارتباط دارند!!

23-رابطه wefund و wamu را طبق گفته بچه‌هاي خود wefund مي‌توان در Email اقاي رضا. ص پيدا كرد. اما خود آقاي رضا.ص را كسي  نديده و اين email هم فقط و فقط ايشان دارند.

24-اگر يك mail به شركت wamu بزنيد و بخواهيد كه به به شما بگويد كه چه ارتباطي بين wefund و آنها وجود دارد، جواب به اين صورت است: شركتهاي زيادي هستند كه تحت عنوان اسم ما يا ارتباط با ما اقدام به كلاه‌برداري مي‌كنند، شما خود بايد مواظب باشد كه از شما سوء استفاده نشود.

25-طراح اين سايت header (بالاي صفحه سايت) را عين سايت uroinvest.net زده. حداقل تو netها چرخي مي‌زدي كه عينا مثل يك سايت كه چند ماه قبل شما بالا آمده استفاده نمي‌كردي.

   

http://wefund.us/Secured/main

http://uroinvest.net

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاه کلید  | 


ویفاند 1



1- در قسمت AboutOffshore در صفحه http://www.wefund.us/Secured/Static/AboutOffshore.aspx مطالب موجود به صورت كامل از آدرس

http://www.lowtax.net/lowtax/html/obrdesc.html كپي شده است !  

2- FAQ خاليه !‌  
3-  Service Agreement خاليه  
4- Terms Of Use خاليه  
5- Security & Privacy  خاليه  

جالبه كه مسئولين اين سايت اومدند پلن رو طراحي كردند و بعد از شروع به كار كمپاني83ه تلفناشون هنوز وصل نشده يا اينكه هنوز تلD9�ل نكردند ! اگه اين سايت متعلق به WAMU باشه چرا بايد Terms Of Use يا Security & Privacy با خود وم يو يكي نباشه ؟  

6- در آدرس : http://www.wamu.com/wmfinancial/services/investmentprofessionals/investmentplanning.asp كمپاني WAMU در مورد اينوست و پلن هاش توضيح داده و ليست تمام سايت هايي كه متعلق به WAMU هست در آدرس : http://clients.mapquest.com/wmfinancial/mqlocator?link=find ذكر شده و همچنين قيد شده كه آگه سايتي تو اين ليست نيست هيچ ربطي به اين كمپاني نداره ( سايت WEFUND هم تو ليست موجود نيست )  

7- اينوست در WAMU به صورت منطقه اي كار مي كنه و سايتهاي اينترنشنال براي اينوست وجود نداره و قيد هم گرديده است كه تنها آدرس سايت اينترنشنال

https://www.principalfunds.com/investor/index.shtm هست كه مورد تائيد WAMU قرار گرفته !  

8- همچنين به اين مطلب هم توجه كنيد :  

WM Financial Services (WMFS) is an affiliate of Washington Mutual, Inc. and its banking subsidiaries. Investments offered through WMFS. • Not a Deposit • Not FDIC Insured •

May Lose Value WM Financial Services and WM are trademarks of Washington Mutual, Inc. WM Financial Services - member SIPC

كه خود اين مطلب تمام پلن و گفته هاي WEFUND رو زير سوال مي بره !!!  

9- در WAMU قيد شده كه سرمايه گذاري در WAMU هيچ پلن باينري ندارد و بصورت كامل در آْدرس http://investors.wamu.com/irweblinkx/corporateprofile.aspx?iid=102028 توضيح داده شده است !

10-   همانطور كه بقيه سايتهاي WAMU تو ديتاسنتر اختصاصي خود WAMU قرار دارند چرا چرا بايد WEFUND روي سرور ديگه اي باشه و روي سرور اختصاصي WAMU نباشه ؟؟؟؟؟

11- چرا آدرس و تلفن كمپاني در صفحه http://www.wefund.us/Secured/Static/ContactUs.aspx بايد خالي باشه ! اگه كمپاني مي خواد تلفن بزاره ديگه چه معني داره كه از كلمه به زودي استفاده كرده ؟ يعني اسباب كشي داشتند؟ يعنيا اينكه تلفناشون هنوز وصل نشده يا اينكه هنوز تلفني خريداري نشده !

12- در قسمت SITEMAP چرا خاليه ! يعني كمپاني هنوز خودش نمي دونه چه قسمتايي تو سايتش هست ؟

13- چرا سايت WEFUND‌ طراحيش رو بايد از قالب هاي آمادي TEMPLATE MONSTER‌ استفاده كنه به آدرس WWW.TEMPLATEMONSTER.COM

14- چرا يك كمپاني كه اينقدر قوي هست تو طراحي انقدر ضعبف عمل كنه كه Title Relevancy 0%  باشه همچين SEO Score:  0%  ياشه ؟؟؟؟؟؟

15- دامنه دات كام به آدرس WEFUND براي فروش گذاشته شده اما به قيمتي كمي بالاتر ! آيا كمپاني 500 دلار نداشته كه اين دامنه رو بخره ؟ سايت هاي اينترنشنال تماما به آدرس .com هستند چرا بايد  اين كمپاني آدرس .US بگيره ! يعني يه سايت با پسوند منطقه اي ؟؟؟؟ پسوندهاي منطقه اي فقط براي سايتهايي هستند كه توي اون منطقه كار مي كنند و يك سايت اينترنشنال حتمي بايد يه .COM اشته باشه ؟

16- سايت WAMU ايران رو مورد تحريم 100 درصد قرار داده اما چرا بايد يه سايتي بزنه كه تو ايرانم فعاليت داشته باشه ؟؟؟؟

17- چرا وقتي سايت WEFUND رو تو گوگل جستجو مي كنيم هيچ سايت انگليسي كه حتي يك كلمه در مورد WEFUND توضيح داده باشه وجود نداره ؟ و همه غير از خود سايت اصلي وبلاگ فارسي هستند ؟
http://www.google.com/search?q=wefund.us&sourceid=ie7&rls=com.microsoft:en-US&ie=utf8&oe=utf8

18- چطور ممكنه بعد از نزديك 10 روز از بالا اومدن سايت WEFUND بيان تو يه وبلاگ با زبان فارسي تمام پلن به همراه كليه اطلاعات و مدارك رو بزارند ! يعني انقدر ايراني ها شانس و اقبال پيدا كردند كه آدرس سايتي رو كه هيج جايي به اون اشاره نشده رو بعد از كمتر از 5 روز پيدا مي كنند و دو سه روزه تمام خم و فن سايت رو مي فهمند و ميان يه وبلاگ مي زنند كه در موردش توضيح بدند ؟ دقيقا تو مون زمان هم يه وبلاگ انگليسي ميارند بالا ؟ اين اطلاعات كامل از كجا اومده ؟؟؟؟؟؟ آيا كمپاني تلفن دوستان ايرانيمون رو داشته و با اونها تماس گرفته گفته كه مژده

بديد اولين نفري كه اين خبر رو مي شنوه يك ايراني هست و اون شمايي ؟؟؟؟؟؟؟  

19- چرا بايد صفحات خارجي سايت (قبل از ورود به پنل اينوست) استاتيك و ثابت باشند اما با پسوند ASPX ؟

20- من با كمپاني WAMU به صورت تلفني مكاتبه كردم ! اما اونا قيد كردند كه اين سايت هيچ ربطي به اونها نداره و به من گفتند كه اين سيات رو به www.millersmiles.co.uk و

www.scamwatch.gov گزارش بدم تا بعد از بررسي مدارك موجود دامين سايت رو به حالت HOLD تغيير بدند و همچنين دامنه تو  BLACKLIST قرار بگيره كه هنوز موفق به انجام اين كار نشدم !!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 11:0 قبل از ظهر  توسط هادی  | 

کلاه برداران بزرگ ایران زمین( فاجعه ای به نام ایمپریال اینوست )

 

فاجعه ای به نام ایمپریال اینوست

فاجعه ای به نام ایمپریال اینوست
با سلامدر زمينه كمپاني سرمايه گذاري آنلاين سويس كش خبرهاي رسيده از مالزي حكايت از بالا آمدن سايتي براي ادامه اين بيزنس توسط كمپاني جديد در تاريخي بين 10 تا 15 اكتبر دارد سرمايه تمام سرمايه گذاران محفوظ اما با پلن جديد كاريست اين خبر كاملا موثق ميباشد وليكن با توجه به تاخيري كه در تاريخ 15 سپتامبر به وجود امده همچنان تاريخ داده شده مورد اطمينان كامل از طرف اينوستمنت كلاب نمي باشد اما به دليل اهميت خبر آن را بدون پرده پوشي اعلام ميداريم
اما خبر بسيار مهمتر ابراز تاسف اين وبلاگ براي كساني است كه بدون اطلاع از قوائد جهاني اينوستمنت و بدون داشتن علم كافي علي رغم هشدار هاي داده شده توسط افراد آگاه در دام سايتي به نام امپريال اينوستمنت افتادند سايتي كه خود را شاخه اي از كمپاني كپيتال آنلاين خوانده و سود 24% ثابت و پلن سود ساعتي را به عنوان محصول سرمايه گذاري را وعده داده است...دوستان و همكاران گرامي‌: يا ما در ايران فقر اطلاعات در زمينه سرمايه گذاري هاي آنلاين داريم و يا آگاهانه سرمايه هاي خرد خود را در طبق اخلاص قرار داده و به افراد سود جويي كه تنها و تنها از سوار شدن بر موج غفلت و نا آگاهي جوانان كشور هاي جهان سوم ميليارد ها دلار به جيب مي زنند عرضه مي داريم... عزيزان من رسيدن به اهداف و آرزوهاي جا ه طلبانه هم راه و كار خود را مي طلبد ...چند فرد سود جو آن هم با اسامي جعلي معروف در مجموعه كوچك اين كمپاني در ايران با رايزني اقدام به بالا آوردن سايتي كرده اند با طرح 300 روزه...به هيچ عنوان هرگز و هرگز منكر اين نيستيم كه سود 30% قابل دستيابي است با تحقيقات مفصلي كه انجام داده ايم كمپاني ان هم در همين كشور عزيزمان ايران سود 30% آن هم با تضمين پرداخت كرده و تمام مراحل كاري خود اعم از محل سر مايه گذاري و ميزان سود كاري هر روز را براي اعضاء كاملا مشخص نمو ده پس پرداخت اين ميزان سود طبيعي و قابل دسترس است اما نكته مهم طرح هاي عجيب و غريبي است كه اين روزها گريبان جوانان در تنگناي مالي مانده را مي فشارد...انچه از ان بايد ترسيد سرمايه گذاري نيست بلكه نا آگاهي خيل عظيمي از مردم است كه تنها و تنها به خاطر اعتماد در دام چند تن انسان زالو صفت مي افتند ...اطلا عات ما از بانك هاي طرف قرار داد اين كمپاني و متن تضمين نامه و همچنين لينكي كه با كشور اطريش زده ايم جاي هيچ ترديدي براي ما نگذاشته كه اين اينوست چيزي جز بازي پول نيست و.....حقيقت تلخي اين است كه چندي نخواهد گذشت كه تمام سايت هاي اين اينوست ايراني در سحر گاهي همچون 18اگست پايين رود...اطلا عات مربوط به به قرار داد اين كمپاني با بانك ها و متن مكالمه با كمپاني كپيتال انلاين به صورت ايميل براي اعضاء نيز فرستاده ميشود ظمنا از تمام كساني كه در اين مدت با همدلي و درك درست از موقعيت به وجود آمده در كنار ما بودند نيز تشكر مي كنيم
 
www.efshacash10.blogfa.com

Monday, December 31, 2007

سلام به تمام دوستان عزیز بعد از تلاشهای بسیار زیاد موفق به دستگیری اشخاصی در ایران شدیم که کلیه پولها به حساب این افراد میرفته است و سپس این افراد با زیرکی و نیرنگ این مبالغ را به دبی ارسال میکرده اند این افراد در حال حاضر پس گزراندن چند روز در زندان با وصیقه سنگین آزاد میباشند لازم به ذکر است کلیه مبالغ از سراسر ایران در پایان به حساب آقای فرهاد فیروزی میرفته است این شماره حساب را فقط اشخاص خاصی داشته اند یعنی فقط لیدرهای بزرگ ابتداسرمایه گزاران پولها را به بالا سری خود میداده اند و پس از چند بار دست به دست شدن به دست لیدرهای بزرگ میرسیده و انها این مبالغ را به آن حساب واحد واریز میکرده اند. از ان دسته آقایان که مبالغ را حساب آقای فرهادف واریز میکرده اند خواهشمندم با من تماس بگیرند تا با هم کاری با هم بتوانم به حقوق خود برسیم در ضمن اگر کسی مبالغی به حساب اقایان سیروس خ و محمد امین س یا سید احمد پ واریز کرده اند نیز با ما تماس بگیرند
www.palinureinterest.com دکتر مازیار /وحید - نادر - نوید ناطق
www.financerz.us سهیل حسینی - حمید مالکی - علیرضا اسفندیاری
www.wefund.us رضا هاشمی
درود بر شما عزیزان و همکاران محترم در تجارت الکترونیکی
گرامیان همانطور که در جریان پستهای پیشین هستید سایتی که مورد بحث و پیش رو قرار گرفته سایتیست با فرنام
palinureinterest.com
که در پست قبلی بطور مستند و غیر قابل انکاری مشاهده کردیم که سایت پیش رو بر خلاف تمامی
ادعاها که در آمریکا بطور گسترده ای مورد فعالیت قرار میگیرد هیچ بازدیدی نه از آن کشور بلکه از هیچ کشور دیگری ندارد و دوستانی که امروز در پالینور مشغول فعالیت هستند تنها ویزیتورهای این سایت در جهان هستند
Iran 91.5%
United Arab Emirates 3.2%
Malaysia 1.1%
Thailand 1.1%

و اما اینک امروز
می خواهم به ریشه ای که این سایت خود را از آن نسب می داند اشاره کنم : ارائه دهندگان این سایت در تلاشی معتقدند که کمپانی مادر آنها کمپانی معتبر
scottrade است با یک جستجو ساده متوجه می شویم که کمپانی scottrade.com که یک کمپانی بسیار معتبر است مشخصا دارای یک
ip مشخص است یک سری سایتها و شرکتهای ادواری دارد که سایتهای آنها بر روی همان سرور نصب است و دارای ipهای مشترکی هستند به لیست این شرکتها نگاهی بیندازید :


Germany 1.1%
More
palinureinterest.com users
و این هم اینکی از سایت معتبر
alexa بود که به نظرتان رساندیم :
http://www.alexa.com/data/details/traffic_details/Palinureinterest.com
و اما اینک امروز
می خواهم به ریشه ای که این سایت خود را از آن نسب می داند اشاره کنم : ارائه دهندگان این سایت در تلاشی معتقدند که کمپانی مادر آنها کمپانی معتبر
scottrade است با ی8�لینور در کجای این فه�شوی�7ست !!؟
با همین برهان به سادگ�%f="http://scottrade.com/" target=_blank>scottrade.com که یک کمپانی بسیار معتبر است مشخصا دارای یک
ip مشخص است یک سری سایتها و شرکتهای ادواری دارد که سایتهای آنها بر روی همان سرور نصب است و دارای ipهای مشترکی هستند به لیست این شرکتها نگاهی بیندازید :
scottrade.com has the IP address: 65.127.252.177
We found 8 other sites hosted on the IP address
65.127.252.177
1)
chinese.scottrade.com
2)
discountbroker.com
3)
scottrade.com
4)
scottradeelite.com
5)
scottradeplus.net
6)
scottsdalesecurities.com
7)
scottstrades.com
8)
scotttradeelite.com
همانطور که مشاهده میفرمایید این کمپانی دارای هشت شرکت ادواریست که دارای آدرسهای مشترکی هستند
و اما نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که نام و یا آدرس سایت
پالینور در کجای این فهرست است !!؟
با همین برهان به سادگی می توانیم دریابیم تمامی ادعاها مربوط به ارتباط پالینور با کمپانی مادر مورد بحث پوچ و بی اسا س است
و اینک یک خبر
جالب و مهم : کمپانی
سالها پیش اینوست خود را بصورت کاملا قدرتمند آن هم با
سود قانونی 4% استارت زده است.. برای اثبات این ادعا می توانید به گزینه دوم لیست سری بزنید
discountbroker.com
حال اگر کسانی با خواندن مطالب فوق هنوز معتقد به کمپانی پالینور هستند شما آنها را چه مینامید ؟؟؟
شاد و سر افراز باشید
.
سلام . بر طبق آخرین خبر تایید شده یکی از بزرگترین شرکای کامران کاووسی دزد کثیفی به اسم محمد مسعودی میباشد که این شخص مدیر مسئول هفته نامه انفورماتیک هم میباشد . که ظاهرا با سواستفاده از نام مجله و سمت خودش افراد زیادی را گول زده و وارد سوییس کش کرده است .تا کنون یک تیم 368 نفره آمادگی خود را برای شکایت از لین دزد و کلاهبردار اعلام کرده اند .یک شکایت بسیار بزرگ از کامران کاووسی - سورنا یوشی زاده - و این فرد محمد مسعودی در حال انجام میباشد . از همه مالباختانی که پول خود را از دست داده اند تقاضا میشود اعلام آمادگی خود از طرق ایمیل تا 7 روز دیگر اعلام کنند . متن این شکایت به وزارت اطلاعات - دفتر بازرسی ریسس جمهور - قوه قضاییه - دادستان محترم تهران بزرگ آقای سعید مرتضوی - و حجه السلام دری نجف آبادی دادستان کل کشور ارسال میشود . یک تیم وکالت بسیار قدرتمند هم اعلام آمادگی کرده . که بودجه وکالت این تیم هم تامین شده است با شواهد موجود تعداد شکایت از این 3 دزد به 1000 نفر طی روزهای آینده خواهد رسید
برطبق خبر موثق دیگری محمد مسعودی مبلغ 1 میلیارد تومان از پول های حواله زده شده در 10 روز آخر سوییس کش را از طریق صراف به دبی منتقل کرده است . ما 1000 نفر از این فرد به عنوان بالاسری شکایت خواهیم کرد و عنوان میکنیم که همه پول ها را تحت عنوان اینکه ما با ابن پول ها کار اقتصادی و فرهنگی میکنیم از ما به جیب زده است

Friday, December 28, 2007

بزودی مطالب مهمی در مورد صاحبان پالینور آقایان دکتر مازیار - وحید ناطق - نوید ناطق - نادر ناطق - و خانم شیوا براتون آپلود میکنم . منتظر باشید
به زودی مطالب خیلی مهمی در مورد سیستم گریفین که اون رو هم یکی دیگه از سرشاخه های دزد به اسم
وحید تقی پور بالا آورده براتون آپلود میکنم ... منتظر باشید
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 10:23 قبل از ظهر  توسط هادی  |